وطن را سراسر گلستان کنیم
سروده مسعود آذر پسر با پدر گفت روزی چنین چه کردید با مرز ایرانزمین یکی دین گرفتید از تازیان سپردید کشور به بیگانگان همه هستی نسل ما باختید به چنگال ضحّاک انداختید به من ازتو زین خاک میراث کو به جز مرگ و خون ارزش و پاس کو همه خانه داریم و بی خانه ایم…
