از سقوط یک استان تا رستاخیز یک ملت

احمد از موصل

سلام به ملت بزرگ و رنج کشیده ایران من احمد هستم یک پدر پنجاه ساله از موصل و این قصه روزهای اسارت من است

روز اول را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم نه به خاطر انفجارها که به خاطر باورنکردنی‌ترین صحنه زندگیم
اخبار ورود یکباره داعش به موصل صبح همه شهر را در بر گرفت و ناگاه ارتشی که برای محافظت از مردم قسم خورده بود گریخت
سربازهای ازبک و چچنی و سوری و آفریقایی آمدند با چهره‌هایی که به این شهر تعلق نداشت اما صاحب کوچه و خیابان ما شدند
می‌گفتم«مگر می‌شود دنیا فقط تماشا کند؟»اما دنیا تماشا کرد حداقل برای چند ماه
کم کم قوانین وحشیانه شد به خانه‌ها ریختند، جلوی چشمان مادران سر فرزندانشان را بریدند کودکان را با خود به ایست‌های بازرسی بردند، زنان را برای جهاد نکاح بردند و به زنان اسیر بمب بستند و به سمت سنگرهای باقیمانده پلیس فرستادند بچه‌های خردسال را می‌گذاشتند جلوی سنگرهایشان تا سرباز عراقی نتواند شلیک کند، هر روز از بلندگوهای مسجد می‌گفتند«پیروزیم آمریکا شکست خورد کشورهای زیادی آزاد شدند»هر صبح اخبار اعدام و هر شب جشن پیروزی‌های دروغین
بعد اینترنت را قطع کردند ماهواره را حرام کردند حتی رادیو را
ما در جزیره‌ای از سکوت و دروغ گیر افتاده بودیم
هر شب اشک می‌ریختیم و دعا می‌کردیم دنیا فراموشمان نکند و به کمکمان بیایند
گروه‌های فیلمبرداری صحنه‌های ساختگی از اسیر شدن سربازان آمریکایی می‌ساختند، توی همان فیلم‌ها دروغ‌ها معلوم بود اما خودشان را بزرگ نشان می‌دادند

تا اینکه حدود ماه پنجم یک شب ناگهان برق شهر را قطع کردند«چرا؟ کسی که پیروز است چرا برق را قطع می‌کند؟»آن شب فهمیدم کسی که فرار می‌کند تاریکی را به نور ترجیح می‌دهد
کم کم اخبار شکستشان می‌رسید صدای انفجارهای خودشان که اشتباهی می‌خورد به خودشان، صدای کمبود مهمات،آنها هنوز دروغ می‌گفتند اما دیگر قدرت قبل را نداشت

تا اینکه روز موعود رسید
۱۷ اکتبر ۲۰۱۶ هواپیماهای ائتلاف آمدند، هفته اول سخت بود، هفته دوم سخت‌تر
داعش باز شروع کرد به دروغ«سرباز آمریکایی اسیر کردیم جنگنده ساقط کردیم»اما صدای انفجارها هر روز به ما نزدیک‌تر می‌شد
۸ ماه و ۲۳ روز، ۲۶۶ روز
روز دهم جولای ۲۰۱۷ موصل از جهنمیان آزاد شد
داعش فرار کرد حتی جسد مرده‌هایشان را هم نتوانستند ببرند
اما بازهم دروغ می‌گفتند«عقب‌نشینی تاکتیکی،خلیفه در کمینگاه است، شاید عراق لیاقت سربازان خدا را ندارد»من در آن روز مثل یک کودک گریه کردم
نه فقط از شادی از خستگی و از یادآوری آن ۲۶۶ روزی که هر روزش مثل یک قرن عذاب بود

همین الان که دارم این را می‌نویسم باورم نمی‌شود، انگار دوباره اسیر شده‌ام
این روزها اخبار ایران را دنبال می‌کنم
شبکه‌های عربی و کردی و حتی فارسی را نگاه می‌کنم
هرچه می‌بینم موصل را به من یادآوری می‌کند
ترس دوباره لباس جمهوری اسلامی پوشیده است

اینترنت قطع شده، ماهواره پارازیت دارد، صدا و سیما هر روز می‌گوید«فتنه خوابانده شد اغتشاشگران فرار کردند، داعش و آمریکا پشت ماجرا هستند»
از حذف سوبسیدها و بنزین گران و دلار، مردمی که قتل عام شدند و هر روز اعدام می‌شوند

اما خبری رسید که از شنیدنش موهای تنم سیخ شد
شنیده‌ام که حکومت اسلامی از عراق حشدالشعبی برده‌اند به ایران
آدم‌هایی که در موصل جنگیدند آدم‌هایی که می‌دانند ترس یعنی چه
برده‌اند تا ایرانی‌ها را بترسانند
تا بگویند«اگر مقاومت کنید می‌کشیمتان»
شرم و لعنت بر کسانی که از ترس دیگران ابزار می‌سازند شرم و لعنت بر کسانی که برای بقای خود به زنان و کودکان بمب می‌بندند،اینترنت و برق را قطع می‌کنند و بعد فراری‌های ازبک چچنی سوری عراقی و آفریقایی را می‌آورند تا مردم خودشان را بترسانند

من در موصل این صحنه را دیدم
هر که برای بقای خودش به جنایتکار خارجی پناه دهد می‌داند که به زودی کشته خواهد شد

ای ایرانیان شجاع نترسید
این جنگ هر چقدر طول بکشد به پایان می‌رسد
ای مردم ایران
من ۲۶۶ روز زیر آوار دروغ و بمب زندگی کردم ۲۶۶ روز هر صبح با خبر اعدام نوجوانان بی‌گناه و یک دروغ تازه از«پیروزی خلافت»بیدار شدم
۲۶۶ روز هر شب با این سوال خوابیدم که«آیا دنیا ما را فراموش کرده؟»
اما کمک و پیروزی آمد
نه در یک هفته یا یک ماه بلکه در ۲۶۶ روز
شما امروز ۶۰ روز است اسیرید
۶۰ روز در تقویم موصل من هیچ است
روز ۶۰ هنوز داعش داشت جشن می‌گرفت و حتی برق قطع نشده بود و خیلی‌ها ناامید شده بودند اما کسانی که در روز ۶۰ ناامید شدند روز ۲۶۶ را ندیدند

نترسید از قطع اینترنت، نترسید از قطع برق، نترسید از دروغ‌های تلویزیون حکومتی👇
[2026-05-04 22:01] روشنگران: نترسید از قاتلانی که از عراق یا پاکستان آوردند
اینها همه نشانه ضعف است نه قدرت
کسی که به دروغ نیاز دارد در حال سقوط است و کسی که مردمش را از حقیقت محروم می‌کند از حقیقت می‌ترسد
کسی که برق شهر را قطع می‌کند در حال فرار است
زیرا جنگی که شروع کرده‌اید هر چقدر هم طول بکشد با پیروزی شما مردم به پایان خواهد رسید

شاید فردا باشد شاید ماه دیگر شاید یک سال دیگر
اما حقیقت مثل آب از سد عبور می‌کند و هیچ دیواری نمی‌تواند صدای حقیقت را برای همیشه حبس کند
من احمد هستم از موصل و امروز آزادم و از اینجا به شما می‌گویم
نترسید، مقاومت کنید، پیروزی مال شماست

والسلام
احمد
موصل عراق
آزاد شده در ۱۰ جولای ۲۰۱۷
نوشته شده در سال ۲۰۲۶ برای مردم ایران

#ما_پیروزیم
#چون_بیشماریم
برگرفته از روشنگران – تلگرام


دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این نوشته،  نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمی‌کند.