ایران بیمار من….

الف-ایران

یا رب ، زچه میهن به چنین روز دچار است
هر ابله و بیگانه در آن بر سر کار است

افعی که جوانان وطن طعمه آن بود
بی سر شد و صد مار دگر زخمی و‌هار است

سهمم ز خزر شد به ضرر قسمت دشمن
دریای جنوبم به تب جنگ دچار است

اقوام من از کرد و لر و ترک به ماتم
کین دین ز چه بر جان عجم افت و‌ خارست

هر دون صفتی کز ره دین والی شهر است
در جامه میش است ولی گرگ قهار است

امروز محمد اگر از خاک دراید
از نفرت ملت بدنش روی منار است

موسی اگر از صحنه سینا بدر اید
گویند‌که‌موساد یقین دست بکار است

این بیرق و پرچم که رود در دل تهران
از پا قدم و نحسی آن هند تبار است

ایکاش نمیزاد خدا ال علی را
کین فتنه ایران ز پس هشت و‌چهار است

هر کس که بود دشمن و دژخیم در ایران
جای لگد خر بسرش نقش و‌نگار است

فردا که به خونخواهی ازین قوم بخیزند
عمامه و دستار که آویز بدار است

الف-ایران. مهر ماه ۱۴۰۵

 


دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این نوشته،  نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمی‌کند.