سپیده صفاریان
اخیرا کانون صنفی معلمان استان بوشهر بیانیه ای در دفاع از حق تحصیل دختران افغانستان، مخالفت با کودکهمسری و محکومیت سرکوب زنان منتشر نموده که در این بیانیه از کرامت انسانی، برابری، حق آموزش و حقوق زنان سخن گفته شده است.
دفاع از حق تحصیل دختران و مخالفت با تبعیض، ارزشی انسانی و قابل احترام است. اما این بیانیه یک پرسش مهم را نیز در ذهن بسیاری از شهروندان ایجاد میکند:
در سالهایی که زنان، دختران و کودکان بوشهر با مشکلات متعدد اجتماعی، آموزشی و روانی روبهرو بودهاند، آیا همین میزان حساسیت، پیگیری و مطالبهگری نیز دیده شده است؟
در استان بوشهر پژوهشهای دانشگاهی از وجود خشونت خانگی علیه زنان سخن گفتهاند؛ خشونتی که آثار آن بر سلامت جسمی و روانی زنان باقی میماند و بخشی از آن هرگز بهصورت رسمی گزارش نمیشود.
در همین استان، پژوهشهای حوزه سلامت روان نشان دادهاند که بخشی از زنان با مشکلات روانی و فشارهای اجتماعی و خانوادگی دستوپنجه نرم میکنند.
در همین استان، مسئولان حوزه سلامت درباره افزایش نگرانکننده اقدام به خودکشی در میان نوجوانان و جوانان هشدار دادهاند و گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال را از گروههای پرخطر دانستهاند.
در همین استان، مطالعات مختلف بر اهمیت سلامت روان دانشآموزان، مشکلات روانی نوجوانان و آسیبپذیری دختران در سنین مدرسه تأکید کردهاند.
در همین استان، کارشناسان اجتماعی بارها نسبت به کودکآزاری، غفلت از کودکان، پیامدهای فقر و آسیبهای اجتماعی هشدار دادهاند.
همه این مسائل در کنار مشکلات آموزشی، نابرابری فرصتها، فقر اقتصادی خانوادهها و فشارهای اجتماعی، بخشی از واقعیت امروز بوشهر هستند.
پرسش اینجاست:
چند بیانیه مستقل درباره خشونت علیه زنان بوشهر صادر شده است؟
چند بار درباره خودکشی نوجوانان استان مطالبهگری شده است؟
چند گزارش درباره وضعیت سلامت روان دانشآموزان منتشر شده است؟
چند نشست تخصصی درباره آسیبهای اجتماعی کودکان و دختران بوشهری برگزار شده است؟
چند بار درباره قربانیان خاموش خشونت خانگی در استان سخن گفته شده است؟
درد انسانها مرز نمیشناسد؛ اما مسئولیت اجتماعی از نزدیکترین واقعیتها آغاز میشود. دفاع از دختران افغانستان ارزشمند است، اما جامعه حق دارد بپرسد که سهم دختران، زنان و کودکان بوشهر از این حساسیت و مطالبهگری چقدر بوده است.
حقوق بشر زمانی بیشترین اعتبار را پیدا میکند که گزینشی نباشد؛ زمانی که رنج انسانها، چه در هرات و کابل و چه در بوشهر و عسلویه و گناوه، با یک معیار دیده شود.
مواردی از خشونت که بارها در این استان گزارش شده و بر روی آنها پژوهش دانشگاهی صورت گرفته :
خشونت خانگی علیه زنان در بوشهر: یک پژوهش دانشگاهی روی زنان خشونتدیده استان بوشهر گزارش کرده که خشونت خانگی در بسیاری موارد پنهان، تکرارشونده و طولانیمدت بوده و بیش از نیمی از موارد در سطح شدید یا بسیار شدید قرار داشته است.
سلامت روان زنان بوشهری: پژوهش دانشگاه علوم پزشکی بوشهر نشان داده است که در نمونه مورد بررسی، حدود یکسوم زنان متأهل مشکوک به اختلالات روانی بودهاند و خشونت خانگی یکی از عوامل مؤثر بر سلامت روان آنان بوده است.
خودکشی در میان زنان و جوانان: مرکز بهداشت شهرستان بوشهر اعلام کرده است که اقدام به خودکشی در زنان بیشتر گزارش میشود و گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال از گروههای پرخطر محسوب میشوند.
سلامت روان دانشآموزان: مطالعات انجامشده در استان بوشهر سالهاست بر اهمیت وضعیت سلامت روان دانشآموزان و نوجوانان و آسیبپذیری این گروه سنی تأکید میکنند.
سلامت روان دختران نوجوان: پژوهشهایی بهطور خاص عوامل مؤثر بر سلامت روان دختران دبیرستانی بوشهر را مورد بررسی قرار دادهاند که نشان میدهد این موضوع از مسائل قابل توجه استان است.
مشکلات خواب و رفاه نوجوانان: پژوهشهای انجامشده در شهر بوشهر کیفیت خواب نوجوانان را بهعنوان عاملی مرتبط با سلامت و موفقیت تحصیلی بررسی کردهاند.
—————–
منابع:
https://ismj.bpums.ac.ir/article-1-11-fa.html?
https://civilica.com/doc/2026824/
https://ismj.bpums.ac.ir/browse.php
https://sid.ir/paper/242538/fa
https://jpen.ir/article-1-665-fa.html
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمیکند.
