سایه رحیمی
پس از حمله هوایی آمریکا و اسرائیل به مجتمع رهبری در تهران، کشته شدن علی خامنهای و شروع جنگ، تصوری در بخشهایی از نظام بینالملل شکل گرفت مبنی بر اینکه احتمالا موج تازهای از مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور شکل خواهد گرفت. از نگاه ناظران بیرونی، جامعهای که تنها چند هفته پیش از شروع جنگ، یکی از خونبارترین سرکوبهای خیابانی را پشت سر گذاشته و درگیر خشم و سوگ عمیق بود، آماده ترک گسترده کشور به نظر میرسید و از نظر آنان هر اتفاقی جز این عجیب بود.
با این حال، آنچه رخ داد با این پیشبینیها فاصله داشت. ایرانیان در ایران ماندند، زیرا بیش از هر زمان دیگری به امکان تغییر امید بسته بودند؛ امیدی که اکنون در سایه احتمال توافق با آمریکا و تداوم جمهوری اسلامی، در حال رنگ باختن است.
نشانههای آن را نیز میتوان در تحرک تدریجی بخشهایی از جامعه برای مهاجرت، در صورت تثبیت شرایط موجود، دید. این روزها، تعداد زیادی از ایرانیان از مسیرهای مختلف، از جستجو و مشورت در گروههای تلگرامی گرفته تا تماس با آشنایانشان خارج از کشور، در حال بررسی گزینههای ارزانتر و آسانتر برای خروج از ایراناند.
اسفندماه گذشته، پس از آغاز جنگ میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، نگرانی اروپاییها از احتمال شکلگیری موجی از مهاجرت پناهندگان ایرانی بهسرعت خود را نشان داد. چنانچه فردریش مرتس، صدراعظم آلمان، که اندکی قبل از شروع جنگ از سرنگونی جمهوری اسلامی استقبال کرده بود، در چرخشی معنادار، از تثبیت وضعیت موجود در ایران دفاع کرد و مدعی شد که این جنگ به «موج عظیم مهاجرت» به سمت قاره اروپا منجر خواهد شد. او حتی گفت که برای دور نگه داشتن اروپا از پیامدهای این جنگ، دولت ایران باید عملیاتی بماند و لازم است از مهاجرت کنترلنشده از ایران جلوگیری کرد.
بهرغم ادعای این مقام اروپایی، ارزیابیها از واقعیت دیگری پرده برداشت، به این ترتیب که نهتنها موج تازهای از مهاجرت به اروپا ثبت نشد، بلکه شواهد محکمی وجود داشت مبنی بر اینکه بخش قابلتوجهی از جامعه در تبعید ایران نیز در صورت تغییر حاکمیت، آماده بازگشت به کشورشاناند.
در همان محدوده زمانی، روزنامه اییو آبزرور که اخبار مربوط به اتحادیه اروپا را پوشش میدهد، در گزارشی، به نقل از منابعش در «کمیسیون اروپا»، اعلام کرد که جنگ در ایران هیچ تغییر قابلتوجهی در تعداد پناهندگان احتمالی ایجاد نکرد. سخنگوی کمیسیون اروپا نیز در گفتگو با خبرنگاران تایید کرد که نشانهای از افزایش مهاجرت ایرانیان به اروپا مشاهده نشده است.
عزم ایرانیان برای ماندن در داخل کشور با وجود شرایط جنگی، علاوه بر اینکه شگفتی اروپاییها را به دنبال داشت، رسانههای ترکیه را نیز غافلگیر کرد. ترکیه نیز با شروع جنگ و لغو پروازها از ایران، در مبادی مرزی محدودیتهایی را اعمال کرد تا از ورود موج جدید ایرانیها جلوگیری کند. حتی برخی رسانههای ترکیه خبرنگارانشان را به مبادی مرزی اعزام کردند تا از «آوارگان ایرانی» احتمالی گزارش تهیه کنند، اما نهتنها چیزی دستشان را نگرفت که برعکس، ایرانیانی را دیدند که بهرغم شرایط جنگی در حال بازگشت به کشورشان بودند.
همه اینها در حالی است که براورد سازمان پناهندگی اتحادیه اروپا نشان میدهد که «حتی یک بیثباتی جزئی» در هر نقطه از جهان، موج جدیدی از پناهندگان را شکل میدهد. این سازمان در گزارش خود حتی به این موضوع اشاره کرد که ایران حدود ۹۰ میلیون نفر جمعیت دارد و «آوارگی» تنها ۱۰ درصد از جمعیت آن با بزرگترین جریانهای پناهندگی دهههای اخیر رقابت خواهد کرد.
بر اساس اعلام اتحادیه اروپا، از نظر ملیت پناهجویان در اروپا، ایرانیان در رتبه ۳۱ قرار دارند و سال گذشته تنها حدود هشت هزار درخواست پناهندگی به کشورهای عضو این اتحادیه ارائه کردند.
موجهای مهاجرت ایرانیان پس از انقلاب اسلامی
از تعداد ایرانیان خارج از کشور آمار دقیقی در دست نیست، اما برخی براوردهای غیررسمی از اقامت حدود هفت تا هشت میلیون ایرانی در نقاط مختلف جهان حکایت دارد. جامعه ایرانیان در تبعید عمدتا در آمریکای شمالی، اروپا، استرالیا، کشورهای حاشیه خلیج فارس و ترکیه پراکندهاند.
راههای مهاجرت نیز متنوعاند. از سرمایهگذاری و ازدواج گرفته تا تحصیل، اشتغال و پناهندگی. با این حال، نقطه مشترک همه این افراد، ترجیح زندگی در خارج از ایران است. بخشی از این جمعیت در سالهای نخست پس از وقوع انقلاب اسلامی، ایران را ترک کردند و گروهی دیگر در موجهای مهاجرتی سالهای بعد از ایران خارج شدند.
موج نخست مهاجرت پس از انقلاب در فاصله سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷ شکل گرفت؛ موجی که با سرکوبهای سیاسی، رخدادهایی چون «انقلاب فرهنگی»، جنگ ایران و عراق و محدودیتهای گسترده در آزادیهای فردی و اجتماعی پیوند خورده بود.
پس از آن، از میانه دهه ۱۳۷۰ موج دیگری آغاز شد که یکی از ریشههای اصلی آن را میتوان در ناامیدی از تغییراتی دانست که جریان اصلاحطلب وعده داده بود. قتلهای زنجیرهای، توقیف گسترده مطبوعات، بحرانهای اقتصادی، ماجرای کوی دانشگاه و تداوم فشارهای سیاسی و اجتماعی، بخشی از جامعه را به ترک ایران سوق داد.
در ادامه، الگوی مهاجرت ایرانیان بهطور معناداری با چرخه اعتراض و سرکوب گره خورد؛ بهگونهای که پس از هر خیزش بزرگ، نشانههای یک موج تازه مهاجرتی مشهود بود: سال ۱۳۸۸ پس از سرکوب جنبش سبز، سال ۱۳۹۶ پس از اعتراضهای سراسری دیماه، سال ۱۳۹۸ پس از سرکوب خونین آبان و سال ۱۴۰۱ پس از خیزش مهسا که یکی از گستردهترین اعتراضهای سراسری در جمهوری اسلامی به شمار میرود.
نکته قابلتوجه آنکه در تمام این سالها، هزینهها و موانع مهاجرت نیز بهطور پیوسته افزایش یافت، اما بخشی از جامعه که برای ترک کشور به تصمیم قطعی رسیده بودند، در نهایت راه رفتن را هم پیدا کردند و مسئله قابلتوجه این است که تعداد این بخش از جامعه هم بهشکل معناداری بالا بود. در پیوند با همین موضوع، در گزارشی با عنوان «مهاجرت ایرانیان: علل و انگیزهها» بر پایه نظرسنجی از ۱۲ هزار نفر آمده است که تنها ۱۶ درصد از ایرانیان به هیچوجه به مهاجرت فکر نمیکنند و باقی، یا اقدام کردهاند یا دستکم به آن میاندیشند.
«رصدخانه مهاجرت ایران» نیز پیشتر در گزارشی اعلام کرده بود که شمار مهاجران ایرانی طی سه دهه اخیر حدود چهار برابر شده است.
بارقههای امید به ماندن و تغییر شرایط موجود
پس از وقایع خونین دیماه ۱۴۰۴ و آغاز جنگ در اوایل اسفند، نشانههایی از تغییر در ساختار قدرت نمایان شد و امید به تغییر در میان ایرانیان افزایش یافت. دقیقا به همین دلیل، برخلاف انتظار، نشانههای روشنی از شکلگیری یک موج تازه مهاجرتی دیده نشد و حتی در میان جامعه ایرانیان خارج از کشور نیز نوعی آمادگی برای بازگشت و مشارکت در بازسازی ایران شکل گرفت.
با این حال، این بارقههای امید با احتمال تداوم جمهوری اسلامی و رسیدن به توافق با آمریکا بهشدت شکننده شده است. بسیاری همچنان که به تغییر امیدوارند، احتمال تثبیت وضعیت موجود را نگرانکننده میدانند و به همین دلیل راههای رفتن را بررسی میکنند.
این روزها، در گروههای تلگرامی ایرانیان از شهرهای مختلف اروپا گرفته تا ترکیه پیامهایی از برخی ایرانیان داخل کشور منتشر میشود که از هممیهنان خارج از کشور درباره مسیرهای مهاجرت، راههای کمهزینهتر و گزینههای عملی مشورت میخواهند.
برخی دیگر از ایرانیان ساکن خارج از کشور نیز میگویند در صورت تداوم وضعیت موجود، برای خارج کردن عزیزانشان از ایران اقدام خواهند کردند. بنفشه یکی از همین افراد است؛ زنی که اکنون در یکی از شهرهای اروپایی زندگی میکند و دو برادر نوجوان در ایران دارد. او میگوید اگر تغییری واقعی در ساختار حاکمیتی ایران رخ دهد، بدون تردید به کشور بازخواهد گشت، اما در صورت تداوم وضعیت موجود، تمام تلاشش را خواهد کرد تا برادرانش را از ایران خارج کند.
او میگوید: «مدام پیامهایی را که خواهر یکی از جاویدنامان در شبکه اجتماعی ایکس منتشر میکند، میخوانم. خودم را جای او میگذارم و به این فکر میکنم که با ادامه این حکومت، جان بچههای ما بهشدت در خطر است و باید نجاتشان داد.»
بنفشه حتی تصمیم گرفته است که اگر نتوانست برای برادرانش ویزا بگیرد، خودش به ترکیه برود تا آنها نیز به آنجا بیایند و بعد راهی برای خروجشان پیدا کند.
در روایتی مشابه، پدر دو دختر جوان در تهران میگوید: «حاضرم فرش زیر پایم را هم بفروشم تا این دو تا دختر را از ایران بیرون بفرستم. اینجا نه آیندهای دارند، نه امنیتی.»
برخی رسانهها در ایران، از جمله روزنامه هفت صبح نیز از موج مهاجرت نیروهای متخصص بهخصوص شرکتهای نوآفرین (استارتآپها)، افراد خویشفرما و کسبوکارهای آنلاین به دلیل قطع اینترنت خبر دادند.
این نشانهها اثبات میکند برخلاف براوردها و دیدگاههای اروپاییها که تداوم وضع موجود را مانع شکلگیری موج مهاجرت میدانند، اتفاقا تثبیت این شرایط است که میتواند به عاملی تعیینکننده در شکلگیری یک موج مهاجرتی گسترده تبدیل شود؛ موجی که چهبسا یکی از بزرگترین جریانهای خروج ایرانیان در ۴۷ سال گذشته باشد.
برگرفته از ایندیپندنت فارسی
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمیکند.
