ایندیپندنت فارسی
پژوهشی تازه نشان میدهد که کروموزومهای جنسی نقشی بسیار فراتر از تعیین جنسیت زیستی دارند و بر چگونگی پیر شدن سلولها، مقابله با فشار وارد بر قلب و مبارزه با تومورهای مرگبار هم فعالانه اثر میگذارند.
دههها به ما آموخته بودند که هورمونهای جنسی مانند استروژن و تستوسترون، تقریباً تمام تفاوتهای سلامت میان زنان و مردان را توضیح میدهند. وقتی زنان بیشتر از مردان عمر میکردند یا مردان در سنین پایینتر دچار حمله قلبی میشدند، پزشکی تقریباً همیشه علت را مستقیم به هورمونها نسبت میداد، اما اکنون پژوهشی پیشگامانه که در نشریه «ساینس» (Science) منتشر شده، این فرض را زیرورو کرده است.
به گزارش فودمپاوریدی، یک مقاله مروری مهم با هدایت مشترک دکتر دن تئودورسکو از مرکز سرطان دانشگاه آریزونا و دکتر دنا بی. دوبال از دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو، نشان میدهد که کروموزومهای اکس (X) و وای (Y) مستقل از هورمونها، در بروز بیماریها نقش دارند.
دکتر تئودورسکو توضیح میدهد: «کروموزومهای اکس و وای اغلب صرفاً تعیینکننده جنسیت زیستی دانسته میشوند، اما نقش آنها در سلامت انسان بسیار گستردهتر است. بررسی ما نشان میدهد این کروموزومها حامل دستورالعملهای ژنتیکیاند که بر چگونگی پیر شدن سلولها و دفاع بدن در برابر بیماریهای مهم در سراسر زندگی اثر میگذارند.»
کروموزومهای جنسی چگونه سکان را در دست میگیرند؟
تفاوت در تعداد نسخههای ژنها میان آرایشهای کروموزومی اکساکس (XX) و اکسوای (XY) در عمق سلولهای انسان، برنامهای خاموش و مادامالعمر را پیش میبرد که بر خطر ابتلا به بیماری اثر میگذارد.
در حالی که سطح هورمونها در طول زندگی بهشدت نوسان میکند، کروموزومهای شما از بدو تولد تا سالمندی تقریباً در تمام سلولها حضور دارند. این حضور پایدار به آنها امکان میدهد از طریق سازوکارهای اپیژنتیکی، مستقیماً بر پیامرسانی دستگاه ایمنی، سوختوساز و ترمیم سلولی اثر بگذارند.
گروه پژوهشی دادههای گروههای جمعیتی انسانی، دادههای پیشرفته ژنومی و نتایج بررسی موشهای آزمایشگاهی ویژه این پژوهشها را بررسی کرد. پژوهشگران با تفکیک اثر عوامل ژنتیکی کروموزومی از اثر هورمونهای غدد جنسی، دریافتند که رفتار سلولها صرفاً بر اساس ترکیب کروموزومهای جنسی آنها متفاوت است و کروموزومها فقط آغازگر رشد جنین نیستند. بلکه در گذر زمان، بر چگونگی تحلیل رفتن بافتها، مقاومت آنها در برابر فشار و ترمیمشان هم اثر میگذارند.
تعداد نسخههای ژنی و پیر شدن مغز
سلولهای زنان معمولاً یکی از کروموزومهای اکس را غیرفعال میکنند، اما برخی ژنهای حیاتی از این غیرفعالسازی میگریزند و مقاومت سلولی را افزایش میدهند. با این حال این مزیت بیهزینه نیست.
در سلولهای زنان، یکی از کروموزومهای اکس در اوایل رشد تاحدزیادی، غیرفعال میشود تا میزان فعالیت ژنها با مردان متعادل شود، اما این خاموشی کامل نیست و بین ۱۵ تا ۳۰ درصد از ژنهای کروموزوم اکس غیرفعال، از خاموش شدن میگریزند. در نتیجه، سلولهای زنان مقدار بیشتری از عوامل محافظِ بازآراییکننده کروماتین، مانند کیدیام۶ای (KDM6A) در اختیار دارند؛ عاملی که به طول عمر سلولی کمک میکند و در برابر پیری، نقش محافظتی دارد.
با این حال، این تعداد بیشتر نسخههای ژنی هزینهای نیز دارد و اگرچه به زنان برای بقا و امید به زندگی بیشتر برتری میدهد، به توضیح این موضوع که چرا میزان ابتلا به بیماریهای خودایمنی در زنان بهمراتب بالاتر است، نیز کمک میکند
منشأ مادری یا پدری کروموزوم نیز نقشی شگفتانگیز دارد. در مطالعات حیوانی، سلولهایی که عمدتاً به کروموزوم اکس بهارثرسیده از مادر متکی بودند، با پیری شناختی شتابیافته و افت سریعتر حافظه همراه بودند. علاوه بر این، برخی زنان با افزایش سن، یکی از کروموزومهای اکس را در سلولهای خونی خود از دست میدهند. پژوهشگران این فقدان اکتسابی را مستقیماً با افزایش خطر ابتلا به سرطان خون مرتبط دانستهاند.
بافت جوشگاهی در قلب و مرگ زودرس
با افزایش سن مردان، از دست رفتن کروموزوم وای در سلولهای خونی که بهسرعت جایگزین میشوند، به فیبروز شدید بافتها میانجامد و خطر نارسایی قلبی را بهشدت افزایش میدهد.
دانشمندان قبلاً کروموزوم وای را از نظر ژنتیکی کماهمیت میدانستند و تصور میکردند تنها شمار اندکی ژن مرتبط با تولیدمثل دارد، اما یافتههای تازه نشان میدهد این دیدگاه اشتباه بوده است.
مردان با افزایش سن، اغلب کروموزوم وای را در بخشی از سلولهای خونی خود از دست میدهند؛ وضعیتی که «فقدان موزاییکی کروموزوم وای» یا املوی (mLOY) نام دارد. عادتهای مرتبط با سبک زندگی این روند را تسریع میکنند. برای مثال، میزان از دست رفتن کروموزوم وای در افراد سیگاری به میزان چشمگیری بیشتر است.
آمار شیوع هم قابلتوجه است. تا ۷۰سالگی، دستکم ۴۰ درصد مردان میزان قابلتشخیصی از فقدان کروموزوم وای را در خون خود نشان میدهند؛ رقمی که تا ۹۳سالگی به بیش از ۵۷ درصد میرسد. این وضعیت بههیچوجه صرفاً نشانهای بیضرر از بالارفتن سن نیست. مطالعهای که ۲۲۳ هزار و ۱۷۳ مرد را در بانک زیستی بریتانیا پیگیری کرد، نشان داد فقدان کروموزوم وای خطر مرگ به هر علت را ۴۱ درصد و خطر مرگ ناشی از بیماریهای قلبیعروقی را ۳۱ درصد افزایش میدهد.
در آزمایشهای داخل آزمایشگاه، فقدان کروموزوم وای در گلبولهای سفید باعث اختلال در عملکرد دستگاه ایمنی و تشکیل بافت جوشگاهی متراکم در عضله قلب شد. داروهای ضد فیبروز مانند پیرفنیدون ممکن است در آینده به محافظت از مردانی که دچار این فقدان ژنتیکیاند، در برابر آسیب اندامها کمک کنند.
تومورهای پنهان که پاشنه آشیل دارند
وقتی سلولهای یک تومور برای فرار از دستگاه ایمنی، کروموزوم وای خود را از دست میدهند، ناخواسته نقطهضعفی ایجاد میکنند که ایمنیدرمانی را بسیار موثرتر میکند.
فقدان کروموزوم وای در سرطانهای مردان به میزان چشمگیری شایع است. این وضعیت در ۱۰ تا ۴۰ درصد تومورهای مثانه دیده میشود و در سرطانهای پروستات و کلیه نیز شیوع بالایی دارد. پژوهشهای آزمایشگاه دکتر تئودورسکو نشان داد که از دست رفتن برخی ژنهای مشخص کروموزوم وای سلولهای تی سیدی۸پلاس (+CD8) را دچار فرسودگی میکند. این ترفند پنهانکارانه به سلولهای توموری اجازه میدهد بدون مهار تکثیر شوند. با این حال، همین فرار از دستگاه ایمنی آسیبپذیری درمانی غیرمنتظرهای را آشکار میکند.
دکتر تئودورسکو توضیح میدهد: «وقتی به درون سلولهای انسان نگاه میکنیم، میبینیم که کروموزومهای اکس و وای در سراسر زندگی فرد، در سلامت و بیماری نقش دارند. برای مثال در زمینه سرطان، آزمایشگاه ما دریافت تومورهایی که کروموزوم وای را از دست میدهند، میتوانند از دستگاه ایمنی بگریزند، اما ممکن است به ایمنیدرمانی بهتر پاسخ دهند.»
گروه او فقدان کروموزوم وای را در بافتهایی با ظاهر طبیعی، درست در مجاورت تومورها هم شناسایی کرد. این تغییر پیشسرطانی در محدوده بافت مانند هشداری زودهنگام روی صفحه رادار عمل میکند و مدتها پیش از ظهور تومور، بافتهایی را که در معرض خطر بیشتری قرار دارند، مشخص میکند
مسیر پیش رو برای پزشکی دقیق با در نظر گرفتن تفاوتهای جنسی
در نظر گرفتن کروموزومهای جنسی بهعنوان تنظیمکنندههای ژنتیکی فعال و نه صرفاً شاخصهایی برای دستهبندی جمعیت، پزشکی شخصیسازیشده را دگرگون خواهد کرد.
پزشکی نوین دههها است که دادههای کارآزماییهای بالینی را بدون لحاظ کردن تفاوتهای مستقیم کروموزومی تحلیل میکند و این رویکرد کلینگر، سرنخهای ژنتیکی مهمی را که آشکارا پیش چشم ما قرار دارند، نادیده میگیرد.
دکتر تئودورسکو میگوید: «وقتی کارآزماییهای بالینی با در نظر گرفتن تفاوتهای جنسی طراحی شوند، پژوهشگران میتوانند این تفاوتهای سلولی را مبنای مراقبت پزشکی شخصیسازیشده قرار دهند. این آزمایشهای نهچندان گران ممکن است بهزودی به پزشکان کمک کنند خطرهای قلبیعروقی را در مردان سالمند دقیقتر شناسایی کنند یا مناسبترین گزینهها را برای ایمنیدرمانی سرطان برگزینند، زیرا کروموزومهای جنسی داستانی زیستی را مینویسند که در سراسر زندگی ادامه دارد.»
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمیکند.
