ابوالفضل محققی
جوانان ایرانی با دست خالی به میدان میآیند چرا که زندگیشان از هر طرف که می روند با بن بستی برخورد می کند که محصول جمهوری اسلامیست . جریان های سیاسی نیز عمدتا گرفتار در خودند وهیچ چیز جدیدی که با طبع نسل جوان باشد ارائه نمی کنند . نمی توانند هم بکنند !چرا که درگیر منازعاتی هستند که باب طبع همنسلان خود وخوراک آنهاست .
هیچ کدام از جنگ وجدل هائی که می کنند ربطی به نسل جوان در میدان ندارد . برای نسل جوان که خواسته های قابل لمس نشات گرفته از زندگی روزانه خود را دارند . نسل جوانی که زیر بار فشار خانواده ،جامعه ، بیکاری ،آینده مبهم ومحدودیت های شدید حکومتی قرار دارد .
خیابان تنها راه وتنها جائیست که می توانند همدیگر را بیابند ،فریاد بکشند .برای هر فریاد هزینه ای سنگین پرداخت کنند .سرکوب ،شکنجه وزندانی می شوند.پای چوبه دار می روند وخیزش موقتا فرو کش می کند .
اما نه تنها خواسته ها بر جاست بلکه خشونت بیش از حد حکومت بر نفرت وخشمشان می افزاید بار دیگر این سوال بودن ونبودن وچنین تلخ وبی چشم انداز روزها را سپری کردن وجوانی نکرده پیر شدن به غلیانشان می آورد . دیدن قتلها، شکنجهها و اعدامها نهتنها ترس ایجاد نمیکند، بلکه خشم و انگیزهٔ انتقام اجتماعی را تقویت میکند حتی اگر احتمال موفقیت کم باشد! حضور در خیابان برایشان نماد امید و مقاومت است؛ نوعی زندگی کردن در برابر مر گ وقتی گروهی از همنسلانشان به میدان میآیند، ترس فردی کاهش مییابد و جرئت جمعی شکل میگیرد. خیابان تنها گریز گاه این نسل رنج دیده است! نسلی که بزبانی خاص خود سخن می گوید زبانی ملهم از دنیای مجازی .می داند که شکل دیگری از زندگی وجود دارد که جوانان در کشور های آزاد از آن لذت می برند!برای رسیدن بچنان زندگی و آزادی راهی جز شورش و ریختن بخیابان نمی ماند .چرا که چیزی برای از دست دادن ندارند .
نیروئی که آینده جنبش ،آینده سیاسی و آزادی ایران در گرو پیروزی آنهاست.ا
ما دریغ وافسوس که جریان های فشل شده و گرفتار در سکت های گروهی قادر به ارتباط با این نسل نیستند احزاب سنتی هنوز با زبان ایدئولوژیک یا تاریخی سخن میگویند، از طرفی ا پوزیسیون خارج از کشور دچار شکاف و رقابت است و نمیتواند یک محور واحد برای جذب جوانان ارائه دهد. نسل جدید به احزاب سنتی بیاعتماد است؛ آنها بیشتر به نمادها یا ارزشهای جهانی تکیه میکنند تا به ساختارهای حزبی.همین بی اعتمادی و عدم ارتباط با نسل جدید ایران است مانع از شکل گیری یک رابطه نزدیک ،یافتن زبان مشترک وسازماندهی موثرمی گردد.
آیندهٔ این جنبشها وابسته به آن است که آیا اپوزیسیون میتواند زبان تازهٔ جوانان را درک کند و به نمایندهٔ واقعی آنان بدل شود ؟ آیا قادر است دست از زبان پیچیده ایدئولوژیک خود بر دارد بزبانی سخن گوید که زندگی محور باشد ؟ زبانی غیرایدئولوژیک و جهانی که جوانان آن را بپذیرند. آیا قادرند بر اختلافات گروهی خود که ریشه در تفکر سنتی ، ایدولوژیکی و نگاه بسته گروهیشان دارد فائق آیند باتمام توان در راستای ایجاد شبکه های ارتباطی میان داخل وخارج عمل کنند ؟
خواسته های خود را براساس خواسته های ملموس وقابل لمس این نسل که عمدتا در شعار زن ،زندگی ،آزادی وسبک زندگی که الگوی آن غربیست متجلی شده ، متمرکز کنند ؟
الگوئی که سر ستیز نه با امپریالیسم دارد ،نه دنبال برقراری عدالت جهانی !در حال حاضر تلاشش کشیدن جل خود از این آب گندیده و مسموم جمهوری اسلامیست .ا تلاش برای جلب افکار عمومی و استفاده ازحمایت های بین المللی در جهت فشار بر حکومت است. حمایتی که بازتاب دهنده مستقیم خواسته های جوانان باشد وبجای باز تولید گذشته تمامی تلاشش معطوف به آینده باشد.
در این راستا جریانهایی با گرایش لیبرالدموکراتیک یا سکولار-مدرن، بیش از دیگران میتوانند بازتابی از این نگاه باشند.
بخش زیادی از جوانان معترض، بهویژه در شهرهای بزرگ، به رضا پهلوی و گفتمان سلطنتطلبی احساس نزدیکی نشان میدهند. این نزدیکی بیشتر از جنس نمادین وعاطفیست تا سازمانی؛ یعنی پهلوی را بهعنوان نماد یک ایران آزاد و مدرن میبینند، نه لزوماً یک برنامه سیاسی دقیق.
این نسل کمتر درگیر خاطرات تاریخی از دوران پهلوی است، اما روایتهای خانوادهها (پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ) از زندگی بهتر در آن دوران، در ذهنشان اثر گذاشته است دیدارها، مصاحبهها و حضور رسانهای رضا پهلوی در غرب، او را به چهرهای قابلدسترس برای جوانان تبدیل کرده است.
بسیاری از جوانان، حتی بدون وابستگی سازمانی، او را حداقل بهعنوان “سخنگوی نمادین” میبینند؛ کسی که صدای آنان را در سطح بینالمللی بازتاب میدهد. بخش زیادی از جوانان معترض، بهویژه در شهرهای بزرگ، به رضا پهلوی و گفتمان سلطنتطلبی احساس نزدیکی نشان میدهند. این نزدیکی بیشتر از جنس نمادین وعاطفیست تا سازمانی؛ یعنی پهلوی را بهعنوان نماد یک ایران آزاد و مدرن میبینند، نه لزوماً یک برنامه سیاسی دقیق
برگرفته از ایران گلوبال
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمیکند.
