هوشنگ اسدی سوادکوهی
این سناریو که روند فشار نظامی تا جایی پیش برود که یک «هسته کنترلکننده» در داخل ایران بتواند پای نوعی تسلیمنامه را امضا کند و همزمان ثبات امنیتی را در داخل کشور و منطقه حفظ کند، بهنظر من بسیار شکننده و پرریسک است. چنین احتمالی را نمیتوان کاملاً رد کرد، اما برای ارزیابی آن باید چند عامل مهم دیگر را نیز در نظر گرفت.
قدرت نظامی جمهوری اسلامی، بهویژه در حوزه موشکی و واکنش به ضربات احتمالی آمریکا، هنوز تا حد زیادی متمرکز و سلسلهمراتبی است. یعنی تا زمانی که از بالاترین هستههای قدرت فرمانی صادر نشود، واکنش نظامی گستردهای شکل نمیگیرد. بنابراین اگر هدف و استراتژی ترامپ، ضربه زدن به لایههای مختلف ساختار تصمیمگیری باشد، الزاماً به نقطه مطلوب خود نمیرسد؛ یعنی ممکن است آن «نقطه تعادل» که در آن حکومت توان ادامه مقاومت را از دست بدهد و همزمان نیرویی منسجم برای پذیرش تسلیم وجود داشته باشد، اساساً شکل نگیرد.
مسئله این نیست که ساختار جمهوری اسلامی شکستناپذیر است؛ مسئله این است که شاید ترکیب لازم برای واکنش مطلوبِ مورد انتظار در استراتژی ترامپ اصلاً در دسترس نباشد. به بیان دیگر، ممکن است صاحبخانهای مطابق انتظار استراتژیک وجود نداشته باشد که کلید دروازه کاروانسرا را در دست داشته باشد و بتواند قدرت را یکپارچه مطابق استراتژی احتمالی ترامپ واگذار کند .
از همینجا نگرانی اصلی من آغاز میشود. بمباران، حتی اگر بخشهایی از ساختار نظامی و تصمیمگیری را از کار بیندازد، الزاماً نتواند آن ترکیب ساختار میناتوری قدرت را از میان ببرد.
در پسِ آن، ایرانی باقی میماند با گروهها، فرقهها و شبکههای مسلح تبهکار که ممکن است شهرها و استانها را گروگان بگیرند. در چنین وضعیتی، نه جبهه ملی و پادشاهیخواهان با میلیونها مردم غیرمسلح بهتنهایی توان خلع سلاح این نیروها را دارند، و نه بهنظر میرسد آمریکا آمادگی داشته باشد با نیروی زمینی وارد میدان شود و انتقال قدرت را همراه با حفظ امنیت و خلع سلاح تبهکاران پیش ببرد.
به همین دلیل، چنین استراتژیای اگر بدون طرح روشن برای مرحله پس از فروپاشی اجرا شود، میتواند زمینهساز پیدایش نوعی «داعش ایرانی» یا شبکههای مسلح فرقهای و تبهکار شود. خطر اصلی در خلأ قدرت است؛ جایی که حکومت مرکزی فرو میریزد، اما نیروی جایگزین سازمانیافته، مسلح و مشروع برای حفظ نظم وجود ندارد.
در این ارزیابی، تنها عاملی که هنوز برای من روشن نیست، واکنش مردم گروگانگرفتهشده ایران است. نمیدانم در لحظه فروپاشی یا آشفتگی، جامعه چگونه واکنش نشان خواهد داد: آیا نیروی اجتماعی گستردهای برای حفظ نظم و عبور از بحران شکل میگیرد، یا کشور وارد مرحلهای از هرجومرج و تسویهحسابهای مسلحانه میشود. بهنظر من، هر تحلیل واقعبینانهای باید این پرسش را جدی بگیرد. :::
برگرفته از ایران گلوبال
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمیکند.
