سروده ناشناس
در پهندشت سرخ این سامان که هر سو
روییده از خون جوانان، باغ لاله
ما ماندهایم و کوهی از اندوه و حسرت
ما ماندهایم و چشمهای پر پیاله
آنان که روز حادثه، بیباک و سرکش
سینه سپر کردند پیش تیرباران
رفتند تا فردا بماند سبز و آزاد
در روزگار تیره و فصل زمستان
جان را فدای نامِ نامیِّ وطن کرد
آن کس که در دل شورِ آزادی به پا داشت
در خاک خفت و خطبهی فتح و رهایی
بر برگبرگِ دفترِ تاریخ نگاشت
ای جانفدایانِ مسیرِ نور و ایمان
نام شما آویزهی گوش زمان است
هر قطره از خون شما در رگ این خاک
جاری و جوشان، ضامن فرداِمان است
سرخ است فصلی که با خون، رنگ گرفته ست
این راه روشن تا ابد، در چشم دنیاست
تا هست ایران و درفشِ کاویانی
یاد شما در قلب این ملت ماندگاراست
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمیکند.
