ایرانی کە روزبەروز تنهاتر می شود

جمهوری اسلامی رژیمی منحصر بفرد است. با اینکە انقلاب ایران، انقلابی بود از جانب مردم علیە دیکتاتوری شاە و برای زندگی بهتر، اما جناح برتر مذهبی بە همە پشت کرد و بتدریج همە دگراندیشان را از صحنە بە نفع قدرت انحصاری خود عقب راند. قسمت طنز ماجرا اما این بود کە چنین برخوردی تنها نسبت بە نیروهای خارج از جناح مذهبی صورت نگرفت، بلکە دامان خود آنها را هم گرفت و تا بە امروز ما شاهد لاغرتر شدن پیکر نظامی هستیم کە روزبروز بە خودی های بیشتری نە می گوید، و اقلیت کمتری بر همە منابع و اهرمهای قدرت مسلط می شوند.

عین همین پدیدە هم بنوعی نسبت بە جهان خارج صورت گرفتەاست. آنچە شاهد آن هستیم محدود شدن بیشتر رابطە جمهوری اسلامی با کشورهای دیگر، چە در عرصە کمی و چە در عرصە کیفی است. حتی با آن کشورهایی هم کە روابط اقتصادی و بازرگانی گستردە برقرار است (مانند چین)، عملا کار چندانی صورت نمی گیرد و در عین رابطە، محدودیتهایی وجود دارند کە رابطە را از سطح عادی بە سطوح دیگری می کشاند. بحران با کشورهای اتحادیە اروپا، نبود رابطە با آمریکا، روابطa تعریف نشدە و غیر شفاف با روسیە و چین، مشکلات عدیدە با کشورهای عربی حوزە خلیج فارس از جملە مشکلات جاری و همیشگی نظام اند کە تصویری کلی از آنچە در حوزە سیاست خارجی را کە می گذرد پیش روی ما قرار می دهد.

آنچە اخیرا در این بازی تراژیک اتفاق افتادەاست، همانا بهم ریختن برنامەای است کە دولت ابراهیم رییسی تحت عنوان بازگشت بە همسایگان بعد از بە قدرت رسیدن خود اعلام کردەبود. برنامەای کە در آن قرار بود با دوری گزیدن از نگاە دولت دوازدهم، کە بقول آنها غرب محور بود، روی پتانسیل رابطە با همسایەها سرمایەگذاری شود و بە این ترتیب اقتصاد کشور را نجات دهند. اما حال با حملە جمهوری اسلامی بە دو کشور مهم همسایە، از جملە عراق کە نقش مهمی در روابط اقتصادی با ایران دارد، این روابط متشنج شدەاست. سئوال این است چرا جمهوری اسلامی، در مقام فاعل قائم بەذات، خود هم برنامە می چیند و هم آنرا بە هم می زند!؟ چرا مذهبی های حاکم بر ایران بە هیچ عرف و قانونی بە جز حفظ نظام خود پایبند نیستند، و تازە همین پایبندی هم کمترین پیوند را با معیارهای یک سیاست معمولی و مد روز دارد؟ سئوال این است این چە نظامی است کە برای حفظ آن باید مرتب خودزنی کرد؟ جواب واضح است.

چنانکە در ابتدای مطلب گفتەشد، جمهوری اسلامی نظامی منحصر بفرد است کە خود را از تمام سیستمهای دیگر موجود در دنیا جدا می بیند. نظامی کە در هدف آن ایجاد تمدن بە اصطلاح اسلامی در منطقە و جهان گنجانیدە شدە است (بە محوریت خود)، و در صدد بەهم زدن قاعدە بازی در هر سطح و هر مکانی، بنابر امکان، است چارەای ندارد کە هم خود را در داخل کوچک کند و هم در سطح بین المللی کم کم وارد روابط و یا تدوین سیاستهایی بشود کە در آن کمتر کشوری خود را باز می یابد. جایی کە ایدئولوژی، آن هم از نوع قرون وسطایی آن حاکم می شود، سیستم بە غریب ترین سیستم موجود در جهان تبدیل می شود.

جمهوری اسلامی بعنوان یک حاکمیت تئوکراتیک، علیرغم هر فراز و نشیبی، نگاە ایدئولوژیکی است کە جهت آن را تعیین می کند. بە همین دلیل روزبروز با افزایش نقش این عنصر، رفتار آن ایدئولوژیکی تر و بە همان نسبت غریب تر و تنهاتر می شود. تنهاتر شدن نظام در داخل ارتباط مستقیم با تشدید چنین پدیدەای در خارج دارد، و یا بالعکس. در واقع اینها دو روی یک سکەاند کە بدون همدیگر معنا ندارند. واقعیت این است کە جناح حاکم بسیار دوست دارد کە بەکشوری با خصوصیات کرە شمالی تبدیل شود، اما مشکل آنجاست کە ایران کشوری با مشخصات جغرافیایی بارزی است کە نمی توان آن را ایزولە کرد. از طرف دیگر، ایزولەکردن کشور نافی رویای ایجاد امپراطوری اسلامی ـ شیعی است. پس حاکمان ماندە در چگونگی رابطە با جهان خارج و انطباق دادن آن با رویاهای خود، دچار آنچنان زیگزاگهایی در سیاست داخلی و خارجی اند کە کشور را دچار مخمصە بزرگی کردەاست. این پدیدە یکی از پارادوکسهای نظام جمهوری اسلامی است کە نە قادر بە حل آن هستند و نە دامنشان را رها خواهدکرد. نظام حاکم بر ایران در امواج تناقضهای خود سرانجام غرق خواهدشد.
برگرفته از ایران گلوبال

 
 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمی‌کند.