تأملاتی در باب قربانیان حملات متقابل ایران و پاکستان

آنچه که قابل تامل است این حقیقت تلخ می باشد که قربانیان حملات جمهوری های اسلامی ایران و پاکستان علیه بلوچها در دو سوی مرز عمدتا کودکان و زنان بلوچ هستند. بلوچ هایی که هر دو حکومت آنها را تروریست می خوانند. سپاه پاسداران ارتش پاکستان را متهم می کند که از جیش العدل حمایت می کند, اما جرات ندارد به مواضع ارتش پاکستان حمله کند. به جای آن کودکان بلوچ در منطقه پنجگور ایالت بلوچستان در پاکستان را هدف “موشکهای کودک زن” خود قرار می دهد. در تلافی و جواب آن ارتش پاکستان که صاحب بمب اتمی است و به اقتدار خود می نازد, متقابلا بجای حمله به پایگاه و بعبارتی مبدا و خاستگاه اصلی موشک های سپاه, کودکان بلوچ در منطقه سراوان بلوچستان در ایران را هدف “موشکهای کودک زن” خود قرار می دهد. هر دو این حکومت ها خود را اسلامی می نامند و با تبلیغات گسترده اشک تمساح برای کودکان نوار غزه می ریزند. اما بقول مولانا در مورد خودشان باید گفت “حرف قرآن را ضریران معدنند, خر نبینند و به پالان بر زنند”.



نکته مهم دیگر اینکه سپاه پاسداران سرمست از حملات یکجانبه موشکی به عراق و سوریه, هرگز تصور نمی کرد پاکستان در تلافی از دو هدف به هفت هدف در ایران حمله کند و آنچه که ارتش پاکستان می نامد “جواب دندان شکنی” به تجاوز ایران بدهد. با توجه به مندرجات رسانه های جمهوری اسلامی اینگونه به نظر می رسد که رژیم از این عکس العمل پاکستان نه تنها وحشت زده و هراسیده شده بلکه موضعی مرعوبانه و آشتی جویانه گرفته است. پاکستان دقیقا همان دلایلی را برای حمله خود مطرح می کند که دو روز پیش جمهوری اسلامی به آنها استناد کرده بود یعنی ” به تمامیت ارضی ایران احترام می گذارد و فقط شهروندان خودش را در خاک ایران کشته است”. ایران نیز گفته بود “به تمامیت ارضی پاکستان احترام می گذارد و فقط شهروندان خودش را در خاک پاکستان کشته است”. و حقیقت تلخ اینجاست که کودکان بلوچ به مانند مرغی هستند که در عزا و عروسی توسط هر دو طرف بیرحمانه ذبح میشوند و دنیا سکوت می کند.

در گذشته نیز سپاه به بهانه نابودی جندالله و یا جیش العدل به روستاهای مرزی در پاکستان حمله کرده بود و معمولا با سکوت پاکستان روبرو می شد. این بار نیز همان تصور را داشت. اما در این مورد به خصوص پاکستانی ها به شوک بزرگی دچار شدند. زیرا حمله غیر مترقبه سپاه دقیقا در پایان روزی اتفاق افتاد که نخست وزیر پاکستان دیداری دوستانه با وزیر خارجه ایران در مجمع جهانی اقتصاد (اجلاس داووس) داشت و نیروی دریایی ایران و پاکستان مانور مشترک در نزدیکی بندرعباس برگزار کردند و دو هیئت تجاری و سیاسی پاکستان در جلسات مشترک در چابهار و مشهد منعقد کردند, و ایران و پاکستان همان روز سرگرم مذاکره برای ایجاد اتحاد و وحدت اسلامی علیه اسرائیل بودند. لذا حمله ایران در چنین روز پر مشغله ای و به اصطلاح “برادرانه ای” برای پاکستان تکان دهنده و شوک آور بود, و ارتش پاکستان که مثل سپاه پاسداران ادعای اقتدار فراوان دارد نمی توانست منفعل بماند.

کلام آخر اینکه برای سالیان متوالی ایران و پاکستان همواره یکدیگر را متهم می کردند که از گروه های مسلح مخالف دولت متبوع خویش حمایت می کنند. یعنی پاکستان از جیش العدل, و ایران از گروه های مسلحی مانند ارتش آزادیبخش بلوچستان و اتحاد بلوچ راجی آجوئی سنگر (براس). گروه های مختلف مسلح بلوچ در پاکستان خود را “سرمچار” می نامند. سرمچار یعنی کسی که فدایی است و پروای از دست دادن سر خود را هم ندارد. به همین دلیل ارتش پاکستان اسم حمله خود را عملیات “مرگ بر سرمچار” نامیده است که حتی اکثر پاکستانی ها هم معنای آن را درک نمی کنند. وقتی امروز صبح در کنفرانس مطبوعاتی از خانم ممتاز زهرا بلوچ سخنگوی وزارت خارجه پاکستان در مورد معنای این اسم رمز پرسیده شد, وی جواب داد که تخصصی در زبان فارسی ندارد و باید از ارتش پرسیده شود. لازم به ذکر است که تقریبا همه بلوچ های فعال در فضای مجازی حملات ایران و پاکستان را محکوم کرده اند و آن را “عملیات مشترک و متقابل بلوچ کُشی” و یا “کودک کُشی” نامیده اند.

عبدالستار دوشوکی
مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن
پنجشنبه ٢٨ دی ١٤٠٢
doshoki@gmail.com

 
دیدگاه مطرح شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمی‌کند

Loading


دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمی‌کند.

Loading