هوشنگ اسدی (سواد کوهی)
✅️مفهوم چپ در دوران فعلی بسیار آلوده شده است. واکنش عمده رأیدهندگان در جامعه ایران و جهان، با شنیدن نام چپ، این است که آن را دستیار و پادوی ارتجاعیترین نیروهای اسلامگرا میفهمند. چهره واقعی این نیروی چپ بخوان ارتجاعی را میتوان در سکوت آن در برابر کشتار مردم ایران در دیماه تشخیص داد. این چپ، در کنار پرچم حماس و جمهوری اسلامی، در میدان جنگ علیه دموکراسی و جهان آزاد قرار دارد.
✅️سوسیالدموکراسی که خود را به جهات سیاست های تیلیعاتی از چپ باصطلاح مقاومت محور جدا میداند، اما در عمل، هنگام انتخابات بشدت به رای توده های مسلمان و بدنه چپ یهود ستیز وابسته است.
✅️ مردم ایران، که تجربه های تلخ و فاجعه باری از چپ در کلیت خود دارند، نیروهای پراکنده چپ را در رویایی با منافع ملی خود دانسته، نزدیکی و کنکاش آنچه با نام و هویت چپ گره میخورد را، در خوشبینانه ترین حالت با انزجار و
طبعا خیانت در دوران پهلوی تجربه کرده اند .
✅️ از طرفی میدانیم که کوشش برای برقراری عدالت اجتماعی در جوامع غرب ، بهطور عمده از وظایف نیروهای «چپ» بوده است. در حافطه شهروندان کشورهای دموکراتیک مبارزه برای برابری، انتخاب سیاستهای کلان بسود اکثریت ، اهمیت دادن به منافع جمعی؛ بهعنوان نمونه، بهداشت رایگان، حملونقل عمومی، آموزش رایگان در تمام سطوح، قرار گرفتن منابع ملی در خدمت اکثریت جامعه و کنترل بازار آزاد با توجه به مالیاتهای ضروری با نام چپ و در مرکز آن سوسیالدموکراسی گره خورده است .
✅️ با توجه به نیاز شدید جامعه ایران آزاد، اقدامات و رفرم های شبه سوسیالیستی یا همان سوسیال رفرمیسم اهمیت دو چندان می یابد. نیاز به نوعی ساختار سازمانی یا حزبی، برای پیشبرد سیاست های برابری طلبانه ضرورت فردای ایران است، بدون یک نیروی مطالبه گر ، سیاست گذار ، این امر دشوار خواهد بود . ما در ایران آینده به نیرویی که بتواند متمرکز و مطالبه گر و تاثیر گذار باشد ، نیار خواهیم داشت .
✅️اگر توافق کنیم که بدون چنین نیروی مطالبه گر پیشبرد سياست عدالت جویانه ، دشوار خواهد بود . حال باید وارد ادبیات سیاسی کاربردی شویم.
▪️آیا نیروهای مطالبه گر و برابری خواه می بایست الزاما نام «چپ ملی” یا “نو” را یدک بکشد؟ به گمان من، دوری گزینی از کلیدواژه هایی که یادآور ارثیه شوم برای جامعه ما است ، اهمیت روانی و فرهنگی دارد . چپ ایران بر پیشانی خود ، داغ سیاهی را گذاشته است که بسادگی نمی توان از کنار آن رد شد.
▪️دوست ارجمندم مراد خورشیدی در لینک یوتیوپی خود، خواننده و شنونده را از تابو سازی نام “چپ” برحذر میدارد . دلایل او بر مبنای محتوایی است که خاستگاه ایدئولوژیکی چپ بر آن بنا شده است. برابری خواهی، رفاه و پیشرفت بسود اکثریت و…. . اقداماتی که به جهات تاریخی پاتنت (انحصار ) آن، در گذشته در اختیار نیروهای وابسته به بلوک چپ یوده است.
▪️ من اختلافی با دوستم در دفاع از آن محتوا ندارم . منتها نکته ای که در عرصه سیاست عملی اتفاق می افتد ، نشان می دهد که چپ دیگر به جهات تاریخی صاحب آن انحصارات و مطالبات نیست ، حتماً بخش هایی را نمایندگی می کند، دستمزد مناسب برای کارکنان بخش خدمات ، تنظیم مالیات بر درآمدهای کلان ، حقوق مناسب برای کارکنان بخش درمان و یا سرویس .. .
قطعا رقبای راست هم وجود دارند که ادعای مشابهی دارند، به عنوان مثال حزب راست سوئد امروز در ارتباط با حقوق و خدمات به بازنشستگان بمراتب پیگیر است .
سیاست انتخاب راه حلهای تولید انرژی، یکی از کلیدی ترین سیاست است ، ارتباطی به بلوک چپ یا راست ندارد. . این اشارات، نمونه های محدودی هستند که نشان میدهد تعاریف چپ و راست و سیاست رفاه عمومی برای اکثریت، الزاما مهر طبقاطی ندارند . اینجا بحث چپ ملی یا نو رنگ می بازد.
▪️اما اعتراضم به سياست گذاری عملی نیست ، موصوع بحث من، سم زدایی و دوری گزینی از کاربرد کلید واژه هایی است که در حافطه تاریخی مردم ایران مکان مناسبی ندارند، و اینک دوست ما خورشیدی برای “نجات ” آن شتافه است ، شاید سم زدایی از اذهان عمومی.
از طرفی مراد گرامی می گوید که حساسیتی روی انتخاب نام “چپ ” ندارد .مراد در گفتگوی شفاهی از بختیار به عنوان چهره سوسیال دموکرات نام برد و اتفاقا مثال خوبی است ، با تجربه محدود مردم ایران، بختیار در درجه اول نمادی از یک سیاستمدار ملی و در درجه بسیار نامحسوس تر ، برای الیت فکری جامعه باورمند به سوسیال دموکراسی است .
▪️ در ذهن مردم، سوسیال دموکراسی بختیار هیچ ارتباطی با “چپ” تجربه شده آنها ندارد ، سمی تزریق نشده است . بحث این است، چرا اصراری در انتخاب نام چپ دارد ، چیزی که قبلا تابوی طاعونی شده است، اما مراد می گوید ، تابویش نکنید.
▪️عدم کاربرد نام چپ، و یا چپ ملی، یک لجاجت کودکانه نیست، بلکه توجه روی بار فرهنگی منفی این کلیدواژه در ایران است. قابل فهم است که سیر تحولات چپ در اروپا و بدست گرفتن مشعل دولت رفاه، به دست سوسیال دموکرات ها موصوع چپ جهان دموکراتیک است ، ما نمی توانیم با بومی سازی مصنوعی، خود را فریب دهیم. ما باید تعاریف خود ، راه جدا از شناسنامه سازی با چپ جهانی، کلید واره های خود را بوجود آوریم. و اینکه باور مردمی در پشت انتخاب آن داشته باشیم .
▪️شناسنامه ای که در یک جغرافیای سیاسی و تاریخی، به اعتباری رسیده است ، نمی تواند به این همانی آن در بستر سیاسی فرهنگی ایران زنده شود ، نفس مصنوعی کمکی نمی کند .
ما اینجا با علوم طبیعی ، فیزک ، شیمی و غیره طرف نیستیم که جهانشمول است ، ما با دو تاریخ بیواسطه از همدیگر مواجه هستیم که کپی سازی از مفاهیم زیانبار است. ایران ما در دست انداز تحمیلی ایدئولوژیکی کپی شده رنج فراوان کشیده است .
▪️بجای غسل دادن چپ مسموم ایران در استخر “ملی” یا “نو” بهتر است از چپ وارداتی خداحافطی کنیم. ما باید با پرهیز از کاربرد نام تابو شده “چپ” بدنبال نوعی “سوسیالدموکراسی” ایرانی با نام خاص بومی آن باشیم ، نامی که از نظر فرهنگی، هویت ملی و سیاست خارجی،نمی بایست آنرا چپ تعریف کنیم ، هویتی که به نوعی لیبرالدموکراسی نزدیکتر باشد که تجربه آلودگی سرزمینی حداقل در ایران را نیافته است
https://youtu.be/W7AWeUnQINY?si=yPZ9GhNrSZQJgnSn
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمیکند.
