ایران

سروده دکتر منوچهر سلیمی

اگر سد تیر زهرآگین زنی ای خصم بر جانم
اگر با نیشتر، بیرون کشی از کاسه چشمانم
اگر درهم نوردی تار و پود و رشته و جانم
مرا از مهر ایران نگسلاند عهد و پیمانم
اگر مغز مرا در روغنِ سوزان بسوزانی
اگر قلب مرا بر سیخ در آتش بگردانی
اگر از تن جدا سازی به تیغی هر دو دستانم
مرا از مهر ایران نگسلاند عهد و پیمانم
اگر سازی جدا از پیکر من جمله اعضایم
اگر در هاونی در هم بکوبی استخوانهایم
اگر خاکسترم را افکنی بیرون از ایرانم
مرا از مهر ایران نگسلاند عهد و پیمانم
اگر در شعلۀ آتش بسوزانی زبانم را
اگر با میلۀ داغی کنی بریان لبانم را
اگر با چکشی در هم بکوبی فک و دندانم
مرا از مهر ایران نگسلاند عهد و پیمانم
تو خونم را بریز ای خصمِ خون آشامِ بد اختر
بسوزان پیکرم را تا شود این جسم خاکستر
ولی عشق وطن آمیخته با شیرۀ جانم
مرا از مهر ایران نگسلاند عهد و پیمانم

سرودۀ بالا از جاوید نام دکتر منوچهر سلیمی است که همراه با سه تن از یاران خود: دکتر ضیاء مدرس ، مهندس فرخ سرمد ، مهندس سیاوش توکلی، برگ زرین دیگری بر دفتر جانباختگان راه آزادی ایران افزودند.
این چهار تن با چشمان بسته در زیر دیوار ننگین خشت الله و اکبر در حالی که سدا در سدای هم انداخته و فریاد می کشیدند « زنده باد ایران» به گناه ایران پرستی به رگبار گلولۀ دژخیمان فرومایۀ آل محمد بسته شدند و پیکرهای پاکشان به خاک افتاد و نامشان جاودانه شد.