محمود علوی
خطاب به رهبران سازمانهای اپوزیسیون ایرانی در تبعید.
رهبران خودخوانده و مادام العمر سازمانهای به اصطلاح اپوزیسیون ایرانی در خارج کشور، خبر دارید که شش روز است ایران در جوش و خروش است!؟ شما یا هنوز اخبار مربوط به جنبش گسترده و سراسری هفته اخیر را نشنیده اید و یا مانند دفعات پیشین غافلگیر شده اید و تازه به دست و پا افتاده اید تا اعضای هیئت سیاسی سازمانتان را از اقصا نقاط اروپا و آمریکا در جای خوش آب و هوایی جمع کنید و چرتکه بیندازید وبعد از چند روز صرف چای و شیرینی، بر سر متنی به توافق برسید که مثلا « ملت غیور ایران ما در کنار شما هستیم »!
خانمها و آقایان، انقلابیون حرفه ای و تمام وقت، آیا خبر دارید که در شش روز گذشته حدود ده جوان شجاع و غیرتمند ایران در شهرهای مختلف ایران با شلیک مستقیم گزمه های رژیم کشته شده اند!؟ خبر دارید که مردم از پیر و جوان، زن و مرد و کودک از همه طبقات اجتماعی و صنوف از کارگر و کارمند و دانشجو، منتظر دریافت اجازه شما نمانده و روز و شب به خیابان می آیند؟ شنیده اید که آنان علاوه بر شعارهای سلبی مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای، شروع بر سر دادن شعارهای ایجابی نیز کرده اند؟ آنها گفته اند که چه می خواهند.
یک چیز اساسی در جنبش اخیر آنرا از جنبشهای قبلی متمایز کرده است، مردم اینبار بصورت خودجوش و هماهنگ خواستهای مشترکشان را فریاد می کنند. در خیابانهای ایران شبانه روز از سوی مردم معترض یک نام فریاد می شود و از او می خواهند که به ایران برگردد. امروزه به یمن اینترنت و موبایل و شبکه های بیست و چهارساعته جهانی اخبار چنان به وسعت در سراسر جهان پخش می شود که امکان ندارد شما انقلابیون حرفه ای و تمام وقت خودتان را به کوچه علی چپ بزنید و مدعی شوید که نشنیده اید! مردم در کنار مرگ بر دیکتاتور نام شاهزاده رضا پهلوی را فریاد می زنند و خواهان برگشت او شده اند. نمی توانید که نشنیده باشید. شنیده اید و شاید علت اصلی سکوت شما نیز همین باشد!؟
شک ندارم که شما هم میل دارید از جنبش مردمی اخیر حمایت کنید ولی همانطور که در جنبشهای سالهای 96 و 98 و 1401 نتوانستید بر سر یک متن مشترک توافق کنید اینبار هم در پیچ و خم اساسنامه های سازمانی تان گیر افتاده اید و بالاخره دست از پا خطا نخواهید کرد. مشکل شما اینست که چرا مردم برای حرکت از شما اجازه نگرفته اند و یا چرا از رهبران شما نام نبرده اند. مشکل شما اما اینبار بیشتر این است که چرا مردم می گوید جاوید شاه، چرا بازگشت به عقب کرده اند و فریاد می کنند « ای شاه ایران ، برگرد به ایران!» این، نتیجه بلافصل بی عملی شما در 47 سال گذشته است. شما این شانس را داشتید که در جنبشهای سال 98 و 1401 دست همکاری را که از طرف شاهزاده بسویتان دراز شده بود بفشارید و با رودخانه خروشان ملت ایران همراه شوید. تعلل طولانی شما در تصمیم گیری برای همراهی با مردم، شما را از مردم دور ساخته و تا حدود زیادی از گردونه حوادث بیرون انداخته است.
ضرب المثلی قدیمی می گوید جلوی ضرر را از هرجا بگیری نفع است! به خود آیید و پیش از آنکه خیلی دیر شود از پشت کامپیوترهای خود بلند شوید و به میان مردم بیایید. بجای اینکه مانند همیشه بخواهید با تحلیلهای خود به مردم درس دهید، سعی کنید از مردم بیاموزید. تجربه جنبشهای پیشین باید به شما آموخته باشد که شما همیشه از جنبشها عقب بوده اید و غافلگیر شده اید. آیا هنوز نیاموخته اید که حقیقت به تمامی نه در انحصار شما و نه هیچ کس دیگری است؟ آیا تا کنون به این نتیجه نرسیده اید که هیچ سازمانی در یک کشور متکثر مانند ایران نمی تواند به تنهایی کشور را در اختیار بگیرد و ثبات و امنیت و رفاه را به ارمغان آورد؟
دلیل بازتولید، پایایی و استمرار دیکتاتوری در ایران نه قدرتمندی و کارایی دیکتاتورها که تفرققه و انشقاق نیروهای مخالف دیکتاتوری است. در حالیکه کشور ما در 120 سال گذشته بعد از انقلاب مشروطه تا کنون، بظور متوسط هر 15 سال یکبار شاهد جنبشهای کوچک و بزرگ مردمی بوده است، هنوز هم نتوانسته ایم به یک ثبات نسبی و مستمر دست یابیم. علت اصلی شکستهای ما در دستیابی به آزادی و دمکراسی عدم برخورداری از فرهنگ تحزب و سازماندهی سیاسی و اجتماعی و به تبع آن خود محوربینی و نارواداری و تلاش برای حذف مخالف بجای تلاش برای تفاهم و همکاری است.
جنبش تازه مردم ایران به دلیل رویایی با رژیم اشغالگر اسلامی دوباره فرصتی بینظیر را برای نزدیکی و همبستگی نیروهای سیاسی فراهم آورده است. امروز هیچ بهانه ای برای وقت گدرانی و بحث و مذاکره های بی پایان و بی حاصل برای همراهی با ملت بپاخاسته و حمایت از شاهزاده رضا پهلوی جایز نیست. امروز همه شرائط برای سرنگون کردن رژیم اشغالگر اسلامی و رهایی کشور از حاکمیت جهل و خرافه فراهم شده است. مردم معترض و خشمگین به میدان آمده اند و از حمایت جهانی نیز برخوردارند، این در حالیست که رژیم آخوندها در ضعیفترین دوران حیات ننگین خود قرار دارد. این فرصت بینظیر را نباید با علم کردن بهانه های بی اساس از دست دهیم.
تعجب انگیز است که هنوز و بعد از شش روز از شروع قیام و کشته شدن چندین نفر توسط نیروهای ویژه سرکوب هیچ سارمان شناخته شده ای غیر از پادشاهی خواهان از این جنبش حمایت نکرده است! در حالیکه کف خیابان کسی از کسی نمی پرسد طرفدار چه نظامی یا هوادار چه کسی است، عدم واکنش و عدم تحرک اپوزیسیون و موکول کردن حمایت به مذاکره و چانه زنی برای سهم خواهی بعد از سرنگونی اصلا شایسته و پذیرفته نیست. کسانیکه امروز به هر دلیل از همراه شدن با قیام خودداری می کنند، فردا باید پاسخگوی این بی عملی خود باشند.
شایسته است که رهبران اپوزیسیون ایران با دریافت این واقعیت و با کنار گذاشتن اختلافات خود و تشکیل یک ائتلاف وسیع بر علیه رژیم اسلامی حاکم بر مبنای احیای حاکمیت ملی، حفظ تمامیت ارضی، رعایت حقوق بشر، سکولاریسم و احترام به آرا عمومی در انتخاب نوع حکومت، با هم متحد شوند. در این راستا تایید نقش محوری شاهزاده رضا پهلوی به جهت احترام و اعتباری که نزد عامه مردم در کشور دارد، به عنوان محور اصلی این ائتلاف بسیار حائز اهمیت می باشد.
برگرفته از ایران گلوبال
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمیکند.
