درخواستی از جامعه بین‌المللی در رابطه با ایران

دکتر شهرام ارشدنژاد

تراژدی
جمهوری اسلامی ایران از بدو تأسیس خود مرتکب قتل شده است. قربانیان بر اساس استانداردها و هنجارهای قانونی غربی، جنایتکار نبودند. آنها دزد، قاتل یا قاچاقچی مواد مخدر نبودند. آنها به دلیل مخالفت با رژیم اسلامی، دشمن خدا محسوب می‌شدند. رژیم، مخالفان و دشمنان سیاسی خود را تحت عناوین اسلامی (مرتد، کافر، گناهکار و غیره) طبق قانون شریعت از بین می‌برد. آنها وکلا را به دلیل انجام وظیفه حتی در چارچوب قانون جمهوری اسلامی به قتل رسانده‌اند. آنها پزشکان را به دلیل مراقبت از مجروحان قیام‌ها به قتل رسانده‌اند. مجروحان، شهروندان ایرانی بودند که فقط برای حقوق خود اعتراض می‌کردند. حقوق بشر تحت قانون شریعت به رسمیت شناخته نمی‌شود؛ از این رو کافران و مرتدان مستحق مرگ هستند. جان‌های جوان، بی‌گناه و زیبای بی‌شماری از دست رفته است. ماشین کشتار اسلام تا زمانی که همه کافران تغییر دین ندهند یا نمیرند، متوقف نخواهد شد. این به این دلیل است که کشتن توسط خدا دستور داده شده و به عنوان گذرگاهی به بهشت دیده می‌شود. این موضوع انتخابی نیست، بلکه دستور و وظیفه است. جهاد یک دستور اسلامی است، نه یک پیشنهاد. هیچ جایی برای بحث در مورد جهاد وجود ندارد. اگر شما یک مؤمن واقعی هستید، باید از کلام خدا پیروی کنید.

جنایت علیه بشریت
وقتی یک دولت مرتکب جنایت علیه بشریت می‌شود، دو دیدگاه موازی باید در نظر گرفته شود. یکی دیدگاه اخلاقی و دیگری دیدگاه حقوقی. دیدگاه حقوقی تحت صلاحیت حقوق بین‌الملل قرار می‌گیرد.

جنایت علیه بشریت چیست؟ طبق حقوق بین‌الملل، تعریف پذیرفته شده در ماده 7 اساسنامه رم دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) آمده است. این فقط یک عمل خشونت‌آمیز منفرد نیست، بلکه عملی است که به عنوان بخشی از یک کمپین گسترده علیه یک جمعیت انجام می‌شود.

از نظر حقوقی، قانون در مورد چنین اقدام وحشتناکی از سوی رژیم اسلامی ایران چه می‌گوید؟ ماده 7 دیوان کیفری بین‌المللی واضح است. خشونت علیه شهروندان ایرانی در مقیاسی بی‌سابقه وجود دارد. نیروهای امنیتی رژیم و مزدوران خارجی آن از مصونیت قانونی برای انجام هر کاری که برای مطیع کردن غیرنظامیان لازم باشد، برخوردارند. رژیم جنگجویان خارجی را برای کشتن ایرانیان در کشورشان وارد کرده است. چه نوع مشروعیتی برای چنین رژیمی باقی می‌ماند که غیرنظامیان خود را توسط شبه‌نظامیان خارجی وارداتی که توسط دولت ایالات متحده، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد سازمان‌های تروریستی در نظر گرفته می‌شوند، می‌کشد؟

سابقه کوزوو  (۱۹۹۹)
مداخله نظامی ایالات متحده طبق قوانین بین‌المللی غیرقانونی، اما از نظر اخلاقی مشروع و ضروری تلقی می‌شد. سوال این است که چگونه حاکمیت یک دولت لغو می‌شود. پاسخ این است: “وقتی دولت به طور سیستماتیک مردم خود را به قتل می‌رساند.” در مورد ایران، رژیم حتی کاری جدید و بی‌سابقه انجام داده است. آنها قاتلان خارجی را برای کشتن ایرانیان در سرزمین و خانه‌هایشان استخدام کرده‌اند. هیچ فردی در امان نیست. آنها مردم را می‌ربایند، شکنجه می‌کنند و می‌کشند و سپس برای تحویل اجساد به خانواده‌های درمانده و بی پناه درخواست باج هنگفتی می‌کنند. این بدان معناست که ایرانیان در امان نیستند. والدین نمی‌توانند از فرزندان خود در شهرهای خود و کشور خود محافظت کنند. ما برای رسیدگی به موقعیت‌هایی از این دست به بازنگری در قوانین بین‌المللی نیاز داریم.

تا زمانی که قانون به این موضوع رسیدگی کند، به جامعه بین‌المللی نیاز داریم که مداخله کند و بشریت را بر اساس اخلاق نجات دهد. خلأ قانونی وجود دارد، اما این خلأ نباید به واکنش مسالمت‌آمیز و مشاهده جهان ختم شود. آنها فرزندان ما را می‌کشند. کودکانی حتی سه ساله قربانی این رژیم فاشیستی، بی‌رحم و غیرقانونی اسلامی ایران شده‌اند. آمار جدید و تأیید نشده مرگ و میر بیش از ۸۶۰۰۰ نفر است؛ این روح‌های جوان و زیبا برای همیشه از بین رفته‌اند. تخمین‌ها همچنان در حال افزایش است، زیرا ملاها دست از کشتار برنداشته‌اند. آنها باید به همان روشی که نازی‌ها به سرنوشت خود دچار شدند، نابود شوند. لطفاً با ملاها مذاکره نکنید. آنها در حال خرید زمان هستند.

 


دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این نوشته،  نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمی‌کند.