نیلوفر بیضایی
بسیاری از دوستان من جمهوریخواه و یا متعلق به جریانات چپ هستند. از مدتها پیش تا به امروز بارها پیش آمده که در مقابل واکنشهای بعضا عصبی و سرشار از نفرت آنان نسبت به کسانی که خواهان بازگشت پادشاهی به ایران هستند ایستادهام و تلاش کردهام به آنها به هزار زبان بگویم که این جمع طرفداران پادشاهی تنها به یک عده به زعم آنان “ساواکی” محدود نمیشود، بلکه اینها مردمند. همان مردمی که زمانی برای شما مقدس بودند. همان انسانهایی که روزی نیروی آنان را نجاتبخش میدانستید.
سعی کردم به آنها بفهمانم که پرچم شیر و خورشید که به تظاهراتها راه نمیدهند، یکی از نمادهای ملی ما و برآمده از انقلاب مشروطه است و حذف آن تنها خشم مردم را برمیانگیزد، چرا که همین کار را جمهوری اسلامی نیز با نمادهای ملی و هویت ملی ما ایرانیان کرده است. سعی کردم به آنها بگویم که دشمنی با نمادهای ملی، خواه نا خواه آنها را در کنار نظام جمهوری اسلامی قرار میدهد، حتی اگر با آن مخالف یا خواهان سرنگونیاش باشند.
تلاش کردم به آنها بگویم مبارزهی واهی آنها با “امپریالیسم” همان کاریست که جمهوری اسلامی 47 سال است دارد میکند و نتیجهاش قطع ارتباط ایران با جهان مدرن و انزوای ایران در نظام بینالملل است در حالیکه منافع ملی ایران و حفظ ارتباط دوستانه با همهی کشورها راه ایران را میگشاید. سعی کردم به آنها بگویم چین و روسیه و ونزوئلا و کوبا نمونههای دمکراسی برای مردم ایران نیستند و مردم هرگز از شما نخواهند پذیرفت اگر از یکسو نمادهای ملی را سخره گیرید و از سوی دیگر خواهان قطع ارتباط ایران با جهان امروز باشید و باز از سوی دیگر نبینید که نمونه های دمکراسی برای این مردم کشورهای آزاد و دمکراتیک اروپایی در نمونههای جمهوری و پادشاهی آنند و نه کشورهای مطلوب شما که حکومتهاشان سرکوبگرند و کشورهایشان منزوی.
خواستم به آنها بگویم که صرفا شعار دادن علیه جمهوری اسلامی مردم را با شما همراه نمیکند، بلکه نه آرمانهای شما و نه دیکتاتوری پرولتاریا و نه نمونه های ملی گرایی در حال ستیز با جهان که در نهایت قاسم سلیمانی میشود نماد ایستادگیاش، خواستهی این مردم نیستند. امروز که سیل جمعیت را در ایران می بینیم، برایم قابل درک است که بسیاری از این دوستان هاج و واج مانده باشند چون شاید باور داشتند اکثر مردم مثل آنها فکر میکنند است و پادشاهیخواهان گروه اندکی هستند که تلاش میکنند جنبش مردم را به تصاحب خود در آورند. حتی برخی ازهاریوار ادعا میکنند که شعار “پهلوی برمیگرده” نوار است و شعار واقعی مردم نیست. توصیهی دوستانهی من به شما این است که این جمعیت انبوه را که با فراخوان رضا پهلوی به خیابان آمده ببینید.
برای گذار از جمهوری اسلامی دو راه بیشتر نیست: یا راهی که بخشی از مدعیان چپ مدتهاست که میرود، یعنی قرار گرفتن در کنار “اصلاح طلبان” حکومتی و تلاش واهی برای “اصلاح” حکومتی که بارها ثابت کرده اصلاح پذیر نیست و یا پیوستن به مردم و تلاش برای گفتگو با شاهزاده رضا پهلوی برای تشکیل یک شورای ملی ، تشکیل مجلس موسسان برای به رای گذاشتن شکل نظام آیندهی ایران با با قصد جایگزینی جمهوری اسلامی با یک نظام مدرن و دمکراتیک. جدا از اینکه نتیجهی این اعتراضات سراسری چه خواهد شد و اینکه آیا نیروهای سرکوب قادر خواهند بود این مردم را به خانه برگردانند یا نه، این موجی که در خیابانها میبینید واقعیست و اگر میخواهید نقشی سازنده در آیندهی ایران داشته باشید، ناچارید به تحولی که سالها از تن دادن به آن امتناع کردید تن بدهید و به یک نیروی چپ ملی تبدیل بشوید. ایران آینده به همهی گرایشات فکری که خود را در چارچوبی دمکراتیک تعریف میکنند نیاز خواهد داشت.
برگرفته از ایران گلوبال
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمیکند.
