مختار برازش
هفت سال پیش، وقتی محسن مخملباف ــ کارگردان اصلاحطلبی که زمانی با جوایز بینالمللیاش اعتباری میان ایرانیان داشت ــ در استودیوی بیبیسی کنار دو تن از چهرههای شناختهشدهٔ جریان چپ ۵۷، یعنی ملیحه محمدی و فرخ نگهدار نشست و با عصبانیت رو به دوربین، در حالی که صدایش میلرزید، گفت: «اگر قرار باشد رضا پهلوی شاه شود، من دوباره همان محسنِ چریک میشوم»، زنگ خطر به صدا درآمد.
اینجا بود که مردم از خود پرسیدند: آیا ممکن است روشنفکری دنیا دیده چون مخملباف، دوباره سودای «چریک شدن» در سر بپروراند؟ آن زمان هنوز فعالیتهای سیاسی شاهزاده گستردگی امروز را نداشت که چنین نگرانی عمیقی را در دل ۵۷یها برانگیزد. پروژه «شورای ملی ایران» از تب و تاب افتاده بود و هنوز یک سال تا کلید خوردن پروژه «ققنوس» زمان باقی بود. در آن روزها، مخالفان او که عمدتاً انقلابیون تبعیدی بودند، اصلاً حاضر نبودند شاهزاده رضا پهلوی را جدی بگیرند.
این طیف وقتی با انتقادات شدید نسل جدید درباره نقششان در «فاجعه ۵۷» مواجه میشدند، طلبکارانه خود را از مسئولیت مبرا کرده و مدعی میشدند که «روحانیون انقلاب را از آنها دزدیدهاند». حتی کسانی چون مهدی فتاپور در دفاع از عملکرد خود میگفتند که انگیزهی آنها از انقلاب نه دشمنی با ایران، بلکه مبارزه با دیکتاتوری شاه و ایجاد دموکراسی بوده است. در همین فضا بود که صادق زیباکلام (که بعدها اعترافاتش درباره دورههای چریکی در فلسطین و قصد ترور و کشتار در ایران منتشر شد) بالاخره ناچار به اعتراف شد و گفت: «در زمان محمدرضا شاه، ایران وضعیت بسیار بهتری داشت.» با این حال، او و همفکرانش همچنان مدعی بودند که تنها به دلیل تفکرات دموکراسیخواهانه به خیابان ریختهاند.
من کاری به افسانهی دموکراسیخواهیِ اپوزیسیونِ ضدپهلوی ندارم؛ تاریخ یقه آنها را خواهد گرفت. اما نکته اینجاست که این آقایان این روزها دیگر حتی حاضر نیستند همان ژست دموکراسیخواهی را هم حفظ کنند. در حالی که چهار شرط اساسی شاهزاده رضا پهلوی شامل «تمامیت ارضی»، «دموکراسی سکولار»، «پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر» و از همه مهمتر «تعیین نوع حکومت از طریق صندوق رای (رفراندوم)» است، این مدعیان عملاً اعلام میکنند که اگر مردم بعد از سرنگونی به رضا پهلوی رای دهند، آنها زیر بار نخواهند رفت!
تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، که پس از ماجرای مراسم هفت خسرو علی مرادی و شعارهای مردم در حمایت از شاهزاده به شدت عصبانی بود، طرفداران پهلوی را «فاشیست» نامید و صراحتاً گفت: «اگر قرار است سلطنتطلبها به قدرت برسند، بهتر است همین رژیم ولایی باقی بماند!» از این دست اظهارات کم نشنیدهایم؛ اخیراً فایل صوتی حشمت طبرزدی نیز منتشر شده که میگوید «رژیم اسلامی را به رژیم آیندهی پهلوی ترجیح میدهد.»
به این ترتیب باید پرسید:
آیا «دموکراسی» از نگاه این آقایان، فقط تا جایی معتبر است که نتیجهاش مطابق میلشان باشد؟
برگرفته از ایران گلوبال
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمیکند.
