ابوالفضل محققی
شب یلدا با انار این میوه جادوئی معنا می یابد .شکافتن پوسته، رها شدن صد ها یاقوت سرخ و درخشان نهان شده دردل تاریکی، درون پوستی سخت با حجراتی بسته که وقتی گشوده می شوند، پوسته نازک حجرها به اندک فشاری پاره می گردند ،دانه ها مجموع می شوند. شیرین و ملس در کام می نشینند وبر لذت حیات می افزایند.
لذت صبر کردن و انتظار کشیدن برای رسیدن و کامل شدن. درخت انار درختی سخت جان که بصبوری و سختی دانه درون را آماده برای حضوری شیرین می سازد.ی لدا نیز حدیث این صبوری و مداومت و امید پایان تاریکی افزون شده است. با لذت و شیرین کامی.
داریم به پایان یلدای حکومت نکبت جمهوری اسلامی می رسیم. امید که آخرین یلدای حکومت شب پرستان باشد.
تاریکی وحشت انگیزی که همراه چهره تلخ و عبوس مردی پیچیده در عبا وعمامه سیاه پای در این سرزمین نهاد. مردی که بیگانه با خنده و شادی بود مردی که جز ویرانی، مرگ و اندوه برای این سرزمین ارمغانی نیاورد.
با صدای نخستین گلوله که در تاریکی شب از پشت بام مدرسه رفاه برخاست! شب چادر سیاه خود بر سر ایران زمین کشید.
شبی سیاه وقیر گون که روشنائی را فرو خورد و بند از پای دیوان گشود.خورشید را در پس ابری متراکم از باورهای عقب مانده ترین تفکرات مذهبی همراه با خشن ترین سرکوب ها پنهان کرد. سخت ترین قوانین قرون وسطائی را بر زندگی مردم حاکم ساخت.
اما شب را، تاریکی را، وحشت و سرکوب را که حکومت اسلامی بر این سرزمین و مردمان آن روا داشت! نهایت و پایانیست .
در دل تاریکی حکومت اسلامی هرگز کوچه های شب از فریاد آزادی خواهان خالی نبوده ، هرگز شب پرستان حاکم قادر به کشتن امید روشنائی در دل مردم نگردیدند. ترک خورده است سقف شب که شب در نور می سوزد .
نوری که حاصل خروش شجاعانه هزاران جوان خواهان روشنائی با شعار “زن ،زندگی وآزادی ” است.
قلب های جوان به گلوله بسته می شوند، قلب های عاشق شان از حرکت باز می ماند .اما خورشید درونشان شعله می کشد و با نام آزادی از پیشانی بلندشان طلوع میکند . پرده سنگین و سیاه کشیده شده بر آسمان شب را می شکافد . طلیعه صبح بدون حضور جلادان ، بدون حضور رهبر و رهبرانی که جز ماتم اندوه ،جز ویرانی و مرگ ، تنگدستی و ذلت برای ملت ارمغانی نداشتند! را بشارت میدهد.
بشارت تمام شدن شبی هولناک که به پایان راه خود رسیده است. راهی که در انتظارعاشقان روز بی قراری می کند.
روزی شادی بخش بدون حضور شب پرستان حاکم
غرق شده در نور
غرق شده در عشق
حاصل صبوری ،خرد ،تعهد، پایبندی و شهامت. حاصل یک وفاق ملی و عشق به عدالت و آزادی.
درآمیخته با یاد عاشقان صبح که با جان جوانشان با دستانی خالی به لشگر یلدائیان زدند تا از سهم شادی ،زندگی و آزادی ما دفاع کنند.
خورشیدی طلوع کرده از فراز گورهای گمنام زیبا ترین فرزندان این آب و خاک
بر آمده از دل نور، از دل خدای رنگین کمان، که کودکی دهساله با گلوله ای نشسته بر قلب کوچکش ! برجای خدای تاریکی نهاد و رفت.
برگرفته از ایران گلوبال
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمیکند.
