سام
تهران-ایران-آذر ماه1404
در تاریخ پرتلاطم ایران، جایگاه زنان همواره آینهای از تحولات اجتماعی و سیاسی بوده است. از دوران باستان تا عصر مدرن، زنان ایرانی نقشآفرینان خاموشی بودهاند که گاه در سایه سنتها محبوس شدهاند و گاه با اصلاحات پیشرو به آزادی رسیدهاند. اما هیچ دورهای به اندازه دوران پهلوی، نماد پیشرفت زنان نبود – دورانی که رضا شاه کبیر پایههای مدرنیته را ریخت و محمد رضا شاه، علیرغم فشارهای اسلامزده جامعه، آن را به اوج رساند. در مقابل، جمهوری اسلامی با ایدئولوژی ارتجاعی خود، زنان را به بیچارگی و افول کشانده است. این مقاله، نگاهی است به این مسیر پرپیچوخم، جایی که ارتجاع سرخ و سیاه – اتحاد نامقدس کمونیستها و اسلامگرایان – اولین تیر را به سوی نگاه مثبت پهلویها به زنان شلیک کرد و جایی که حتی چپهای انقلابی، برای حفظ “انقلاب”، حاضر شدند پتو روی سر خود بگذارند.
پایهگذاری مدرنیته: رضا شاه و رهایی زنان از زنجیرهای سنت
رضا شاه پهلوی، بنیانگذار ایران نوین، اولین کسی بود که زنان را نه به عنوان موجوداتی وابسته، بلکه به عنوان شرکای برابر در ساخت جامعه مدرن دید. در دهه ۱۳۰۰ خورشیدی، زمانی که ایران هنوز در چنگال استبداد قاجاری و نفوذ روحانیت سنتی اسیر بود، رضا شاه پروژه نوسازی را آغاز کرد. یکی از کلیدیترین اقدامات او، کشف حجاب در سال ۱۳۱۴ بود – نه به عنوان تحمیل، بلکه به عنوان نمادی از آزادی انتخاب و رهایی از پوشش اجباری که زنان را به حاشیه میراند. این اقدام، همراه با تأسیس مدارس دخترانه و ورود زنان به دانشگاهها، کرامت انسانی زنان را بازگرداند. زنان برای اولین بار به حقوق مدنی دست یافتند: حق تحصیل، اشتغال و مشارکت اجتماعی.
رضا شاه میدانست که مدرنیته بدون زنان ممکن نیست. او زنان را به عرصه عمومی آورد: از معلمی و پرستاری تا نقشهای اداری. این اصلاحات، بخشی از برنامه بزرگتر نوسازی ایران بود که زنان را از بیسوادی و انزوا نجات داد و به آنها آزادی و کرامت بخشید. اما این پیشرفتها، بدون مقاومت نبود؛ روحانیت سنتی و نیروهای ارتجاعی، آن را تهدیدی برای هویت اسلامی میدیدند.
تلاشهای خستگیناپذیر محمد رضا شاه: بازگرداندن زنان به جامعه علیرغم جو اسلامزده
پس از رضا شاه، محمد رضا شاه پهلوی میراث پدر را ادامه داد، اما در فضایی چالشبرانگیزتر. جامعه ایران در دهههای ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۰، هنوز تحت تأثیر جو اسلامزده بود – جایی که نیروهای مذهبی و چپگرا، هر دو علیه مدرنیته متحد شده بودند. با این حال، شاه جوان با عزمی راسخ، زنان را به قلب جامعه بازگرداند. یکی از بزرگترین دستاوردهای او، اعطای حق رأی به زنان در سال ۱۳۴۱ بود – گامی که زنان را از حاشیه به مرکز سیاست آورد.
قانون حمایت خانواده در سال ۱۳۴۶، دیگری از تلاشهای شاه بود: این قانون، حقوق زنان در طلاق، حضانت فرزندان و ازدواج را تقویت کرد و چند همسری را محدود ساخت. حجاب اختیاری شد و زنان توانستند بدون محدودیت پوشش انتخاب کنند. محمد رضا شاه در سخنرانیهای خود، بارها تأکید کرد که زنان نیمی از جمعیت هستند و بدون آنها، پیشرفت ممکن نیست او گفت: “اتحاد نامقدس سرخ و سیاه، میل دارد که جمعیت مملکت نصف بشود، و نصفی که نه فقط بدرد نخورد بلکه انگل اجتماع باشد.” سالها تلاش کرد تا زنان را در آموزش، سیاست و اقتصاد ادغام کند – از ورود به دانشگاه تهران تا نقشهای وزارتی.
علیرغم فشارهای خارجی و داخلی، شاه زنان را به عنوان “بهترین سرمشق برای سازندگی ایران فردا” میدید. این تلاشها، ایران را به یکی از پیشرفتهترین کشورهای منطقه در حقوق زنان تبدیل کرد.
ارتجاع سرخ و سیاه: اولین گلایه از نگاه مثبت به زنان
اما این پیشرفتها، دشمنانی داشت. ارتجاع سرخ (کمونیستها و چپگرایان) و سیاه (اسلامگرایان سنتی)، اتحادی نامقدس تشکیل دادند تا علیه پهلویها برخیزند. اولین گام این ارتجاع، گلایه از نگاه مثبت پهلویها به زنان بود: آنها کشف حجاب و حقوق زنان را “غربیسازی” و تهدیدی برای “هویت اسلامی” میدانستند.
در انقلاب ۱۳۵۷، این اتحاد آشکار شد. چپگرایان، که خود را مدافع آزادی میدانستند، حجاب را مسئلهای فرعی قلمداد کردند و حتی از آن حمایت کردند. هما ناطق، فعال چپ، گفت: “حجاب برای ما مسئلهای نبوده. همه زنان ایران حاضرند حجاب سر کنند اگر به قیمت خلاصی از شاه باشد.” حتی برخی چپها اعلام کردند برای انقلاب، حاضرند “پتو روی سرشان بگذارند”. این حمایت، راه را برای حجاب اجباری باز کرد – تظاهرات زنان در اسفند ۱۳۵۷ علیه حجاب، توسط چپها و اسلامگرایان سرکوب شد.
افول و بیچارگی زنان در جمهوری اسلامی: تخریبهای اجتماعی گسترده
پس از انقلاب، جمهوری اسلامی زنان را به عقب راند و با قوانین تبعیضآمیز و ایدئولوژی ارتجاعی، ساختار اجتماعی را علیه آنها تخریب کرد. حجاب اجباری، که از همان روزهای نخست انقلاب تحمیل شد، نماد اصلی این سرکوب است. زنان از ورود بدون حجاب به ادارات منع شدند و اعتراضات گسترده آنها در اسفند ۱۳۵۷ با خشونت سرکوب گردید. قانون حمایت خانواده لغو شد و قوانین شرعی جایگزین گردید که زنان را در ازدواج، طلاق، حضانت فرزندان و ارث به شهروندان درجه دوم تبدیل کرد. چند همسری مجاز شد، سن ازدواج پایین آمد و حقوق زنان در خانواده به شدت محدود گردید.
این رژیم، زنان را نه تنها از حقوق مدنی محروم کرد، بلکه با قوانین کیفری تبعیضآمیز، آنها را تحت کنترل دائمی قرار داد. ارزش شهادت زن نصف مرد تعیین شد، دیه زنان نصف دیه مردان است و زنان از قضاوت، ریاست جمهوری و بسیاری مناصب کلیدی محروم شدند. سفر بدون اجازه همسر، اشتغال محدود و حتی حضور در استادیومها ممنوع شد. گشت ارشاد و نیروهای امنیتی، زنان را در خیابانها تعقیب، بازداشت و مجازات میکنند – از جریمه و شلاق تا زندان طولانی.
در سالهای اخیر، با جنبش “زن، زندگی، آزادی” که پس از قتل مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد، سرکوب به اوج رسید. هزاران زن بازداشت، شکنجه و زندانی شدند. نیروهای امنیتی از خشونت جنسی، تجاوز و شکنجه برای سرکوب استفاده کردند. اعدامها، محرومیت از خدمات اجتماعی، پلمب کسبوکارها و نظارت دیجیتال بر زنان افزایش یافت. لایحههای جدید حجاب، مجازاتها را سنگینتر کرد: از جریمههای میلیونی و زندان تا محرومیت از حقوق اجتماعی و حتی تهدید به اعدام برای فعالان.
این تخریبها، زنان را از مشارکت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی محروم کرده و جامعه را به عقب رانده است. زنان ایرانی، با مقاومت روزمره – از کنار گذاشتن حجاب تا اعتراضات خیابانی – نشان دادهاند که این افول را تحمل نمیکنند. جنبشهایی مانند دختران خیابان انقلاب و زن، زندگی، آزادی، میراث مبارزه برای آزادی را زنده نگه داشتهاند، اما هزینه آن سنگین بوده: کشتهشدگان، زندانیان و خانوادههای دادخواه.
این افول، نتیجه مستقیم ایدئولوژی ارتجاعی است که زنان را ابزار تولید مثل و نماد ایدئولوژی میبیند، نه افراد مستقل. در حالی که پهلویها زنان را به اوج رساندند، جمهوری اسلامی آنها را به بیچارگی کشاند و ساختار اجتماعی را با تبعیض سیستماتیک تخریب کرد.
کلام آخر: یادآوری گذشته برای ساخت آینده
یادمان نرود که پیشرفت زنان در ایران، با تلاشهای پهلویها آغاز شد و با انقلاب ارتجاعی نابود گردید. ارتجاع سرخ و سیاه، با گلایه از نگاه مثبت به زنان، پایههای این افول را ریخت. امروز، زنان ایرانی در مبارزه برای آزادی، میراث پهلوی را زنده میکنند و علیه تخریبهای اجتماعی جمهوری اسلامی ایستادهاند. آینده ایران، بدون بازگشت به مدرنیته و کرامت زنان، ممکن نیست.
کلام آخر: یادآوری گذشته برای ساخت آینده
یادمان نرود که پیشرفت زنان در ایران، با تلاشهای پهلویها آغاز شد و با انقلاب ارتجاعی نابود گردید. ارتجاع سرخ و سیاه، با گلایه از نگاه مثبت به زنان، پایههای این افول را ریخت. امروز، زنان ایرانی در مبارزه برای آزادی، میراث پهلوی را زنده میکنند و علیه تخریبهای اجتماعی جمهوری اسلامی ایستادهاند. آینده ایران، بدون بازگشت به مدرنیته و کرامت زنان، ممکن نیست.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمیکند.
