ابوالفضل محققی
چه چیزی بما امکان می دهد که فرا تر از آنچه که در ذهن خود ساخته ایم قدمی پس بنشینم و در نگاه خود نسبت به آنچه که امروز در جامعه سخت آسیب دیده از استبداد و فساد جمهوری اسلامی ایران می گذرد تجدید نظر کنیم ؟
تنها یک چیز ملاک است! قبول واقعیت عینی که در سیاست خود را در برخورد با عینیت اجتماعی و خواست اکثریت جامعه نشان می دهد .
برخورد عینی با مسائل مردمی که روزانه با مشکلات ناشی از عملکرد جمهوری اسلامی جانشان به لب رسیده است .مردمی که زیر بار فشار های اقتصادی ، محدودیت های اجتماعی و فرهنگی له و لورده می شوند و از بن جان خواهان سرنگونی این حکومت هستند.
مردمی که علی الرغم فشارهای خرد کننده حاکمیت، یک مقاومت و مبارزه مدنی را در اشکال مختلف پیش می برند که برجسته ترین آنها مبارزه گسترده زنان بر علیه حجاب اجباری و شکل گرفتن یک خیزش تاثیر گذار با شعار “زن ،زندگی ،آزادی ” است. خیزشی که هنوز در صور مختلف ادامه دارد . هزینه می دهند بی آن که جریان های مخالف جمهوری اسلامی چه در داخل و چه درخارج عمیقا آنها را درک کنند و نقش خود در قبال این مبارزه مدنی را با عمل کرد درست خویش پاسخ گویند .
درک عمیق و پاسخ درست به این مبارزه مدنی جاری توسط مردم چه می تواند باشد؟ بنظر سوالی ساده است، حمایت همه جانبه از این مبارزه. جوابی کلی که هیچ دردی از درد های مردم را دوا نمی کند. چرا که آنچه در عمل مشخص اپوزیسیون دیده می شود، در گیری های ذهنی آنهاست بر سر مقولاتی انتزاعی که فراتر از جواب گوئی به خواست های ضروری مردم وتوانمند کردن عملی جنبش مهساست .
من بدون هیچ واهمه ای از تیرهای زهرآلود کسانی که قرارگرفتن من در جبهه “تلاش برای نجات ایران” را خیانت به گذشته و ایده ال های چپ می دانند ومورد تهاجم قرارمی دهند سوال می کنم.
یک :”دشمن اصلی ملت ایران در این مرحله کیست؟ ”
دو:” آیا عمیقا به سرنگونی این رژیم جنایت کار که از طریق اعدام های روزانه و سرکوب هر صدای اعتراضی بر حکومت خود ادامه می دهد وبا سیاست های ویران گر و بی مسئولانه خود تحریمی گسترده و جنگی نا لازم را بر کشور و مردم تحمیل می کند هستید؟
” سه:” اگر واقعا خواستار سرنگونی این رژیم هستید چرا عمده نیروی خود را صرف کند و کاو در دوران سپری شده پهلوی و مقابله با شخص آقای رضا پهلوی بعنوان پر طرفدار ترین جریان مخالف جمهوری اسلامی میکنید بی آنکه نیم نگاهی نقادانه به انصاف به گذشته خود و راه رفته خود که یاری رسان جمهوری اسلامی گردید بیفکنید ؟”
چهار:”در حالی که بخوبی می دانید آنچه که امروز تمامیت کشور را در آستانه یک فرو پاشی قرار داده حکومت حاضر و بالفعل جمهوری اسلامی است !نه تصوری که بالفرض درست هم که باشد خطر حکومت فرضی آقای رضا پهلوی در آینده ! با وجود این هدف اصلی خود را مبارزه با شخص شاهزاده رضا پهلوی می دانید؟”
پنجم :”شما که بخوبی می دانید برای در هم شکستن نیروی جهنمی سرکوب جمهوری اسلامی هیچ امری مهم تر از تشکیل یک ائتلاف گسترده ملی حول یک برنامه جامع که خواستار یک حکومت سکولار دموکراتیک که حافظ تمامیت ارضی کشور و معتقد به صندوق رای وپذیرش آرای عمومی بر آمده از این انتخاب آزادنه باشد نیست ! دلیل این همه عناد و دشمنی بی اساس شما با طرح و برنامه جامع ارائه شده از طرف شاهزاده رضا پهلوی چیست ؟ آیا قدرت گیری اورا خطرناک تر از حکومت امروز جمهوری اسلامی می دانید؟ و برنامه ای جامع تر و واقعی تر از برنامه ایشان که حاصل تلاش جمعی و مورد یذیرش تعداد کثیری از دانشگاهیان و نخبه گان داخل وخارج کشور است دارید؟ ”
شش :” اگر برنامه و نقشه راهی دارید و از حمایت حداقل تعدادی صاحب نظر بر خو دار است چرا ارائه نمی کنید؟ تا راهنمای عمل قرار گیرد ؟” مطمئن باشید اگر طرح و برنامه شما جامع تر، عینی تر، گویا ترو قابل اجرا تر از طرح وبرنامه شاهزاده رضا پهلوی باشد و قادر به شکستن استبداد و جوابگو به دوران گذار نخستین کسی که از آن حمایت خواهد کرد شخص آقای رضا پهلویست !”
هفت:” چرا و بچه دلیل با وجودی که نام اپوزیسیون جمهوری اسلامی بر خود نهاده اید! بجای نزدیکی و هم گامی جهت تقویت جبهه مبارزه با جمهوری اسلامی پیوسته بر طبل تو خالی عدم مشارکت و تشکیل یک جبهه فرا گیر می کوبید! قند در دل حکومتیان و زهر در کام ملت ومبارزان آزادی می ریزید؟ پیوسته تاکید بر جدا سری خود دارید؟ بی آنکه خود طریق راه نشان دهید و یک برنامه عملی و تدوین شده حداقلی که امضای چند کار بلد بر آن باشد را ارائه کنید! همایش مونیخ را بسخره گرفته بجای برخورد سازنده با آن تلاش در تخریب این همایش دارید! تمامی هم و غم خود را مقابله با برنامه دوران گذار “نجات ایران “نموده اید؟ ”
در حالی که خوب می دانید امروز هیچ تلاشی مهم تر از تلاش برای برداشتن موانع سد راه نزدیگی اپوزیسیون بهم دیگر نیست .نشستن شجاعانه بر سر یک میز نشات گرفته از عشق بمردم ،عشق به سرزمین آبائی ،عشق به نسل جوان و آینده روشن این سرزمین !
پاسخ گوئی به خواست و نیازهای ملتی که چون شمع می سوزد و آب می شود و ما ناظران پر هیاهوی آن هستیم بی آنکه بوظیفه انسانی و وطنی خود عمل کنیم. هنوز دامنه سئوالاتم ادامه دارد
برگرفته از ایران گلوبال
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این نوشته، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمیکند.
