پروژه شکوفایی ایران؛ از مسئولیت ملی تا آزمون بلوغ سیاسی اپوزیسیون؛ نقشه‌ای برای آینده یا هدفی برای تخریب در دست غرض‌ورزان؟

بهزاد پرنیان

در تاریخ هر ملتی، لحظاتی سرنوشت‌ ساز وجود دارد که مسیر آینده آن ملت را ترسیم می‌سازد.
لحظاتی که دیگر جای آزمون و خطا نیست و چه بسا که باید بر پایه عقلانیت، تجربه، و مشارکت جمعی، بنیان فردا را نهاد.

برای ملت ایران، یکی از این لحظات، بزنگاهِ امروز است. زمانی که در آن آرزوی رهایی از چنگال رژیم اسلامی به مرز تحقق نزدیک شده، و ضرورت طراحی دوران گذار از آشوب به سامان، بیش از هر زمان دیگر، احساس می‌گردد.

در همین چارچوب، “پروژه شکوفایی ایران” به‌ عنوان بخشی از استراتژی پنجگانه برای پس گرفتن و بازسازی ایران، توسط تیم کارشناسی شهریار ایران “رضا پهلوی” ارائه شده است.

این پروژه، به‌ ویژه “دفترچه مدیریت دوران اضطرار”، راهبردی کارشناسی‌ شده برای عبور از فاز سقوط رژیم تا تثبیت ساختار دولت انتقالی‌ست.

با این‌ حال، در روزهای اخیر، موجی از تخریب، اتهام‌زنی، و حتی تهدید علیه دست‌اندرکاران این پروژه به راه افتاده است که بیشتر رنگ تعصب، سوء تفاهم و اغراض سیاسی دارد تا تحلیل فنی یا دلسوزانه.

شهریار ایران، در پیامی شفاف و قاطع، ضمن محکومیت این موج تخریبی، بر اهمیت نقد سازنده، گفتگوی ملی، و پاسداشت تلاش متخصصان پروژه تأکید کردند.

این واکنش مسئولانه نشان می‌دهد که هم پروژه شکوفایی، و هم حملات وارد بر آن، آزمونیست برای راست‌آزمایی ادعای بسیاری از فعالان اپوزیسیون درباره دموکراسی‌خواهی، گفتگو، و پایبندی به عقلانیت ملی.

پروژه شکوفایی چیست و چرا مهم است؟

پروژه شکوفایی ایران، تلاشی‌ست برای پاسخ به این پرسش حیاتی: “فردای سقوط جمهوری اسلامی، چه باید کرد؟”
این پروژه، با تکیه بر اصول زیر طراحی شده است:

الف- لغو فوری قانون اساسی جمهوری اسلامی به محض آغاز دوران گذار
ب- اداره موقت کشور در چارچوب ساختاری شفاف و قانون‌ محور
ج- حفظ ثبات اجتماعی، اقتصادی و امنیتی در دوران بحرانی اولیه (از ۱۰۰ تا ۱۸۰ روز نخست)
د- آغاز روند مشروع تعیین نظام آینده از طریق انتخابات آزاد، مجلس مؤسسان، و تدوین قانون اساسی نو
ن- تدوین سیاست‌های گذار در حوزه‌‌هایی چون محیط زیست، امنیت، آموزش، اقتصاد، و سلامت عمومی.

این پروژه نه یک قانون اساسی جدید است، نه سندی ایدئولوژیک. بلکه یک “راهنمای مدیریتی” برای دوران اضطرار پس از براندازیست. به همین دلیل، بجای حذف فوری همه‌ قوانین جاری، تأکید بر اصلاح تدریجی و لغو فوری قوانین ایدئولوژیک و ضد حقوق بشری دارد، تا از فروپاشی اداری و امنیتی کشور جلوگیری شود.

در این میان لازم به تاکید نیست که انتقاد؛ حق ملی هر شهروند ایرانیست، اما با مسئولیت. هیچ برنامه‌ای، و هیچ پروژه‌ای، بی‌‌نقص نیست. نقد، جوهره دموکراسی است. اما نقد زمانی سازنده خواهد بود که:

نخست، بر پایه اطلاعات واقعی و دقیق استوار باشد؛
دوم، با نیت بهبود و توسعه مطرح شود، نه تخریب و حذف؛
سوم، همراه با راه‌ِ حل و جایگزین باشد؛
چهارم، در فضایی اخلاق مدار، علمی، و محترمانه صورت گیرد.

شوربختانه، برخی واکنش‌ها به پروژه شکوفایی تا این لحظه فاقد این معیارها بوده است. بدون مطالعه دقیق متن دفترچه، تنها بر اساس تصورات شخصی یا برداشت‌ های سیاسی، حملاتی بعضاً خشن، تحقیرآمیز و تهدیدکننده نسبت به تهیه‌کنندگان پروژه صورت گرفت. این واکنش‌ها نه تنها غیرمسئولانه، بلکه ضدملی اند، چرا که می‌تواند اعتماد مردم را نسبت به تلاشهای نخبگان تضعیف بکند.

شهریار ایران “رضا پهلوی” به‌ درستی اعلام کردند: “چنین رفتارهایی یا ناشی از تعصب کور و سوء فهم است، یا بخشی از عملیات روانی رژیم اسلامی برای تضعیف اتحاد اپوزیسیون.”

اما مسئولیت ملی ما در برابر پروژه شکوفایی ملی چیست؟ ما، به‌ عنوان حامیان ایران آزاد، باید آگاهانه بپذیریم که این پروژه، صرفاً آغاز مسیر است؛ نه نسخه نهایی برای درد مشترک چهل و شش ساله ایران و ایرانی. بدیهیست که دعوت عمومی به اظهار نظر، نشان از گشودگی و بلوغ تیم تهیه‌‌کنندگان این پروژه استراتژیک دارد.

اگر با بخشی از پروژه موافق نیستیم، موظفیم پیشنهاد مشخص و جایگزین ارائه دهیم. سکوت و تخریب همزمان، نشانه بی‌صداقتی‌ست.

اگر خود را یار و یاور ملت و رهبر جنبش ملی “شهریار ایران رضا پهلوی” می‌دانیم، نمی‌توانیم همزمان علیه ساز و کارهایی که با نظارت مستقیم ایشان تدوین شده، بدون مطالعه و خصمانه موضعگیری ‌گیری کنیم. و آشکار است که تخریب پروژه شکوفایی، در نهایت به نفع رژیمی خواهد بود که از هرگونه همبستگی و انسجام میان مخالفانش وحشت دارد.

بیایید اینبار در عوض آنکه شهریار ایران یا سازمان‌ها و افراد شاخص در اپوزیسیون فراخوانی را صادر نمایند، هر یک از ما تنها و تنها برای خودِ خودِمان دعوتی برای مشارکت در این طرح صادر نماییم و در آن به نکات زیر توجه ویژه داشته باشیم و تاکید بورزیم که پروژه شکوفایی فرصتی‌ست برای:

الف- مشارکت تخصصی؛ نه قضاوت سطحی؛
ب- گفتگوی ملی؛ نه جنگ قدرت؛
ج- ایجاد تحول بنیادین در فرهنگ سیاسی

بیایید اینبار، نه همچون گذشته که بسیاری پروژه‌ها در توفان خودخواهی و تخریب دفن شدند، بلکه با بلوغ جمعی، دست در دست یکدیگر، آینده را بسازیم.

اگر می‌خواهیم آینده‌‌ای بهتر، انسانی‌‌تر و ملی‌‌تر داشته باشیم، همین امروز مسئولیت بپذیریم. دفترچه اضطرار را بخوانیم. پیشنهاد دهیم. نقد کنیم، اما نه برای سوزاندن، بلکه برای روشن‌تر کردن راه.

سخن پایانی اینکه امروز ما ایرانیان دریافته‌ایم که شکوفایی ایران در گرو شکوفایی اخلاق سیاسی ماست‌. در روزهایی که مردم ایران در خیابان‌ها، زندان‌ها، و تبعید به بهای جان و هستی، خواهان آزادی و آینده‌ای بهترند، وظیفه ماست که اختلافات را در قالب گفتگو حل کنیم.
“پروژه شکوفایی ایران” نمادیست از مسئولیت‌ پذیری رهبری ملی، و فرصتی برای مشارکت جمعی.
بیایید، برای یکبار هم که شده، نه از روی نفرت، که با امید و خرد، با هم گفتگو کنیم.
ایران به همه ما تعلق دارد.
و شکوفایی آن، تنها از دل مشارکت، همبستگی و پذیرش رهبری و همکاری ملی برمی‌خیزد.
برگرفته از کیهان لندن


دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این نوشته،  نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمی‌کند.