ابوالفضل محققی - درد می کشم واز خود می پرسم ما را چه می شود؟لاغر اندام است با سیمائی تکیده وسیاه شده در آفتاب جنوب .با بیلی در دست که سال هاست زمین می کاوود ،پستی بلندی خاک هموار می کند.عصرهنگام خسته از کار سخت روزانه قناعت کرده به لقمه ای نان توان بازگشت به چهار دیواری محقیری که خانواده ای گرسنه با سفرهای خالی در انتظار اوست ندارد .
نامش را نمی دانم . ما نام هیچکدام از زحمتکشان را نمی دانیم! سایه های کم رنگی که زیر چادر فقر کشیده شده بر سر آن ها مانع از دیدنمان می گردد.
به فیلم تلخ روز گذشته منتشر شده در دنیای مجازی نگاه می کنم! به سیمای دردمند کارگر پاکبان شهرداری اجیر شده توسط شرکت پیمان کاری بندر گز که خواهروبرادر امام جمعه بندر گز صاحب آن هستند .
کارگری که روزها وهفته هاست مزد کار نگرفته و برای گرفتن حق خود به در شرکت صاحب کار رفته است .تلخ ترین شکل خشونت! .زیر مشت ولگد گرفتن این جسم نحیف توسط برادر امام جمعه و مشتی مزدورجیره خوار او
مشت ولگد می زنند بیل از دست گرفته بر کمر گاهش می کوبند بگونه ای که می توان صدای خرد شدن دنده های نحیف اورا شنید .بسختی می گریزذ .رمق از کف داده بر پله های شرکت می غلطد .
تمامی شب تصویر مردی زحمتکش ،لت وپار شده توسط مشتی لات با درد وحشتناک بیل بر کمر خورده وفرار لنگ لنگان او از برابر دیده گانم می گذرد. آرامم نمی گذارد .تصویرش با تصویر تلخ جوانی دستبد زده ،محاصره شده بین نیروهای سرکوب ! جوانی که بخاطر تهیه شیر خشگ برای کودک خود با سلاح به دارو خانه ای در مشهد هجوم آورده بود! در هم می آمیزد. درد نشسته برجان که دیدن تصویر "محسن محمد پور" کارگر ساختمانی با آن دو چشم مغمموم ونجیب کشته شده آبان نود و هشت دوباره مرا به روزهای تلخ آبان نود وهشتم می برد .درد در تنم می پیچد.راه خواب بر چشمانم می بندد !


چه باید کرد ؟
چه کردیم در این چهار دهه سیاه ؟
دراین چهل سال با جنایتکار ترین! فاسد ترین وبیرحم ترین حکومت تاریخ ایران .ازامام جمعه تا سپاه ،تا آن ولد الزنا های حکومتی که بر صدرقدرت نشسته وهر روز تداومشان بر این گونه حق کشی و فجایع دامن می زند . دست به گریبان بوده ایم حکومتی که جامعه سخت بیمار شده از سرطان جمهوری اسلامی را قدم به قدم به چاه سیاهی که بازگشت از آن بسیار دشوار است می کشاند .
تا کی این هم درد ورنج را تحمل خواهیم کرد ؟
شعار خواهیم داد؟
مبارزه جدی مردم راصرفا به شکل های متعدد گروهی وایدولوژک آنالیز خواهیم کرد ؟آنالیزی ناقص از جامعه درهم ریخته که مانند زمان قبل رضا شاه هیچکس پاسخگوی ستم رفته برملت نیست!
هر امام جمعه هر فرمانده سپاه ،هر امنیتی ولات کف خیابانی سازمان دهی شده بی مهابا بر این مردم ستم دیده بی تکیه گاه هجوم می آورد و بیل بر کمر گاهشان می کوبد .
اما جریان های سیاسی هنوز بعد چهل سال، سرگرم خط کشی های ایدولوژیک ونوشتن بسبک شاه سلطان حسین هستند.
اشرف افغان به دروازه های اصفهان رسیده بود.مردم قتل عام می شدند وسلطان حسین که مشغول خطاطی بود میگفت "آن اصفهان ول کنید ببیند چه اصفهانی نوشته ام ."
شهر ویران شد. حال حکایت ماست افراد وجریان ها نیز هر کدام مشعول نوشتن اصفهانند.دشمن نشسته دراطاق بر بالای مسند.
آیا برای مردم که هیچ نیروی جدی واقعی در صحنه نمی بینند .جزمشتی گروه های سیاسی گرفتار در خود وپراکنده که هر روز سر یک حرف یک جمله با هم جدل می کنند از هم جدا می شوند !راهی وچیزی جز دادن شعار"رضا شاه روحت شاد" می ماند ؟
آیا شما راهی جز اتحاد وسیع میهنی دارید !
اتحاد برعلیه رژیمی که هرگز نظیر آن دیده نشده و دیده نخواهد شد! راهی دیگر در نهایت سراغ دارید؟ .
من از سیاهی شب می گویم که در آن چراغ های رابطه خاموشند ومنطق محصور در باورهای بسته گروهی که با خشت های توهم بالا رفته وبا پوشالی از ایئدولوژی پوشانده شده است .من از سیاهی شبی می گویم که درد بیل خورده بر کمر گاه کارگر زحمت کشی مارا به فغان وا نمی دارد! فکر چاره ای جدا از منت های فکری و خود خواهی های فردی مسئله اصلی ذهن ما نمی شود!
تو از اعلامیه شش گروه می گوئی که در ذم اتحاد داده شده وتعداد لایک زنندگان آن که نمی دانی کیستند بشادی یک کودک به رخ می کشی ؟کسانی که برطبل نفاق می کوبند. من می پرسم این یکصدو هفتاد هزار نفر لایک زننده حضورشان در صحنه عملی مبارزه کجاست ؟
من از اتحاد تمامی نیرو های مخالف برای امری مشترک در یک اتحاد موردی با حفظ هویت خود سخن می گویم !آیا این حق من و ماست نیست؟ که بعد چهل سال سر وکله هم کوبیدن خواهان حداقل نشستن بر سر یک میز ،گفتگو کردن و جستجوی راهی برای عمل مشترک باشیم!و از خود سوال کنیم چرا بدتر از آنی شدیم که بودیم ؟ آیا جا ندارد که از خود سئوال کنیم ما را چه می شود؟! ابوالفضل محققی

برگرفته از ایران گلوبال

 نوشته های هم میهنان که در این تارنما منتشر می شوند، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمی‌کنند

 

 طناب دار - توماج

 

ايران مينو سرشت - شيفته 

عضویت در نهاد مردمی

عضویت هم میهنان و افراد در نهاد مردمی به دو صورت پشتیبانان حقیقی برای ساکنین خارج کشور و یا پشتیبانان مستعار برای هم میهنان ساکن در ایران  می باشد.
از شما هم میهن گرامی دعوت می شود برای همکاری با هموندان  نهاد مردمی که برای استقرار نظامی دموکراتیک در ایران تلاش می نمایند به نهاد مردمی بپیوندید و ما را در اجرای پروژه های سرنگونی فرقه تبهکار اسلامی حاکم در ایران یاری فرمائید.

برای خواندن راهنمای ثبت عضویت اینجا کلیک کنید

تولیدات نهاد مردمی

در دفتر روابط عمومی نهاد مردمی، در بخش تولیدات با همکاری گروه محتوا و گروه نویسندگان کلیپ هائی برپایه اخبار روز و رویدادهای مربوط به ایران تهیه می شود که در شبکه های مجازی نهاد مردمی شامل فیسبوک، یوتیوب، تلگرام و اینستاگرام منتشر می شوند.
برای بازدید و یا اشتراک در شبکه های مجازی نهاد مردمی روی لوگوهای زیر کلیک نمائید