سعید دبیری - مهاجرت چه به صورت سرمایه گذاری و چه بصورت پناهندگی نمودم.
درست در 43 سال گذشته مردم کشور ایران بسیار سعادتمند بودند و کسی با گرانی دست و پنجه نرم نمیکرد.
کسی نبود که سر پناه نداشته باشد.
اما دولتهای غربی، روسیه با مداخله در مسائل ایران و فشار سازمان های بین المللی مبنی بر اینکه در ایران دموکراسی نیست.
در ایران حقوق بشر رعایت نمیشود.
با تعریف این که سرمایه باید بین تمام مردم تقسیم گردد تا همه در یک سطح باشند که این شعار فقط از دولت های کمونیستی شنیده میشه باعث شد که در آن زمان خیلی از با سادهای ایران که همه چپ، سوسیال، و کمونیست بودند بر علیه حاکم وقت محمد رضا شاه پهلوی شروع به نوشتن مطالب دروغ کنند.
در آن زمان به علت اینکه خبر ها تنها از منبر های مسجد گفته میشد. آخوندها و ملایان مذهبی نیز که به دنبال قدرت و پول درآوردن مفت بودند با کم نیست ها و افراد شورشی مثل مجاهدین خلق هم داستان شدند. این دو گروه با نام مذهب در دل مردم جای باز کردند و شروع به آشوب، ترور، بمب گذاری بین مردم نمودند.
تا جامعه ایران را نا امن جلوه بدهند و تقصیر را بر گردن دولت وقت بی اندازند.
در آن زمان درست است تکنولوژی پیشرفت چشم گیری نداشت.
اما دولت ایران از بدنیا آمدن یک کودک تا زمانی که در دانشگاه ها تحصیل میکرد بصورت رایگان آن ها را حمایت میکرد.
یعنی بیمه رایگان برای دانش آموزان، تحصیل رایگان، حتی دانشگاه رایگان به گونه ای که به دانشجویان حقوق نیز پرداخت مینمود. در بین دانشجویان افراد نخبه را بورسیه مینمود و با هزینه دولت به غرب برای تحصیل می فرستاد.
اما بعد از روی کار آمدن خمینی تازه قتل و غارت شروع شد.
اول انقلاب در سال 1357 تمام سران ارتش که تخصص داشتن را به دستور روسیه تیرباران یا اعدام کردند.
طوری که ارتش ایران هر روز ضعیف می شد.

هر کسی که از قبل انقلاب کینه ای به دل داشت یک کارخانه دار یا یک امیر ارتش را معرفی میکرد تا در دادگاههای انقلاب اعدام بشود. بعد از اعدام وی اموالش را مصادره مینمودند و بین خودشان تقسیم می کردند.
دکتر ولایتی وزیر سابق امور خارجه با اعدام نصیری خانه و اموالش را غصب کرد.
میر حسین موسوی نخست وزیر اسبق ایران زمان خمینی اموال سران ارتش را غصب کرد و الان در یک خانه 2500 متری سکونت دارد.
محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران در املاک شخصی دربار شاهنشاهی زندگی میکند.
بعد از کشتار سران دولتی و سران ارتش هنوز دوسال نشده بود که ایران را وارد جنگ با عراق کردند.
ایران که هنوز بعد کشته شدن سران ارتش روی پای خود نایستاده بود یک جنگ تحمیلی را تجربه میکرد.
در آن زمان محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه، محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس فعلی ایران، دکتر چمران، علی شمخانی که همه در سن بسیار جوانتر از یک امیر ارتش بودند جوانان ایران را وارد جنگ نمودند که باعث نابود شدن قشر جوان ایران شد. در این راستا عوامل انقلاب شروع به تسویه حساب جناحی نمودند.
یا هواپیما سقوط میکرد و یا درجبهه جنگ او را سربنیست میکردند. اینگونه مخالفان خود را نابود کردند.
این افراد که در سن بیست تا بیست و &پنج سالگی به سر میبردند شروع کردند به جاه طلبی، محسن رضایی شد فرمانده سپاه، محمد باقر قالیباف شد فرمانده لشکر پنج نصر، دیگر رئیس جمهور، بعدی نخست وزیر، از این طریق به چپاول سرمایه های ملی ایران پرداختند.
مردم که بعد از کشته شدن فرزندانشون در جنگ یا اعدام خانواده شان نابود شده بود شروع کردند به مهاجرت و خارج شدن از کشور.
اما اینجا تمام نشد در حین جنگ که به اصطلاح انقلابیون کلی سرمایه به جیب زده بودند کاندیدای دولت شدن تا دزدیهایشان را بپوشانند.
بعد از زمان جنگ و با حذف خمینی و پسرش احمد خمینی همین انقلابیون که مرگ بر آمریکا و غرب میگفتند با پول نفت مردم ایران خانواده هایشان را به کانادا، آمریکا، اروپا، روسیه، حتی ترکیه فرستادند.
افرادی را هم برای پول شویی فرستادند مثل رضا ضراب که مردم ترکیه وی را می شناسند.
دیگر یک سیاست مدار سطح بالا در ایران نبود. هرکسی در کرسی حکومت بود خیلی بی سواد و جاهل بود. این سیاستمداران متاسفانه بجای دوستی با دولت های خارج از ایران شروع به دشمنی، ترور، قاچاق مواد مخدر، قاچاق طلا و ارز نمودند که باعث شد هم به اقتصاد ایران و هم اقتصاد کشور های همسایه ضربه وارد شود.
از اینجا بود که مردم ایران دیگر تاب و توان مقاومت در قبال دولت دیکتاتوری که یا شکنجه می کند یا اعدام را نداشتن از طرفی هم منابع نفتی دست رهبر، منابع معدنی دست سپاه، منابع واردات و صادرات دست ملاهای حوزه افتاده بود.
برای همین مردم روز به روز فقیر تر میشدند.
خیلی ها تصمیم گرفتند تا کشور را رها کنند و به کشورهای دیگر بروند.
آنهایی که نسبتی با دولت داشتند با سرمایه از ایران خارج شدند اما مردم عادی برای فرار به کشورهای همسایه رفته و با تشکیل پرونده و کیس های مذهبی و اجتماعی آن هم بصورت غیر واقعی خواستار پناهندگی شدند.
افرادی که تخصص دارند و تکنسین هستند همه ایران را ترک کردند. چرا که نه هوا سالم، نه آب، نه نان در ایران به لطف سیاستمداران احمق داریم.
البته نمی خواهم بگویم که همه باید کشورشان را ترک کنند.
اما باید بدانید هنگامی که یک وطن پرست رئیس دولتی است تمام غرب، آمریکا، اروپا بخاطر اینکه منافعشان در خطر می افتد او را زمین گیر میکنند.
به اسم انقلاب، جنگ و غیره او را پائین می کشند تا فردی نا لایق که مهره خودشان است را بر سر قدرت بنشانند.
درست همین بلایی که 43 سال پیش سر ایران آوردند.
الان حکومت توتالیتر ایران پولهای دزدی و اختلاس خود را به کانا دا میفرستد برای پول شوئی، در ترکیه ملک میخرند مثل محمد باقر قالیباف برای رد پولهای دزدیشان گم شود. از طریق چمدان پول وارد میکنند نه از طریق بانکی.
در ونزوئلا، کوبا مکزیک توسط حزب الله لبنان مواد مخدر و انسان قاچاق میکنند. در آمریکا با حمایت از افراد به اصطلاح مخالف دولت ایران آشوب به پا میکنند.
در کشورهایی مثل ترکیه از طریق ارسال پول و طلا بصورت چمدانی باعث ایجاد تورم و گرانی میشوند.
با حمایت از دولت ارمنستان، سوریه، یمن، عراق، جنگ فرقه ای به راه می اندازند.
در این بین مردم عادی هستند که آسیب میبینند.
پس اگر بخواهیم که مهاجر کمتری به کشورها برود اول باید مردم آن کشور را بخصوص مخالفان را حمایت کنیم تا هم دارای اقتصادی قوی هم دارای روابطی مستحکم با دنیا باشیم.
الان که متاسفانه دولت و مردم ترکیه با حضور مهاجران جنگی، اقتصادی، مهاجران مذهبی روبرو است شرایط در روند این جنگ اوکراین بدتر از پیش شده.
در پایان نوشته خود من یک از مردم کشورم ایران، افغانها که بیشتر شناخت در مورد آنها دارم تقاضا می کنم چنانچه با دولت کشورتان مشکلی ندارید و بصورت قانونی و با پاسپورت کشورتان مسافرت کرده اید به کشورتان باز گردید و برای آبادی و آگاهی کشورتان تلاش کنید. من همین جا میگویم که اگر حکومت ایران با من که یک شاعر اعتراضی هستم کاری نداشت همین فردا باز می گشتم.
متاسفانه آنها از اشعار و نوشته ها و دانسته های من بیشتر میترسند تا از خودم.
سعید دبیری

 نوشته های هم میهنان که در این تارنما منتشر می شوند، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع نهاد مردمی را منعکس نمی‌کنند

 

 طناب دار - توماج

 

ايران مينو سرشت - شيفته 

عضویت در نهاد مردمی

عضویت هم میهنان و افراد در نهاد مردمی به دو صورت پشتیبانان حقیقی برای ساکنین خارج کشور و یا پشتیبانان مستعار برای هم میهنان ساکن در ایران  می باشد.
از شما هم میهن گرامی دعوت می شود برای همکاری با هموندان  نهاد مردمی که برای استقرار نظامی دموکراتیک در ایران تلاش می نمایند به نهاد مردمی بپیوندید و ما را در اجرای پروژه های سرنگونی فرقه تبهکار اسلامی حاکم در ایران یاری فرمائید.

برای خواندن راهنمای ثبت عضویت اینجا کلیک کنید

تولیدات نهاد مردمی

در دفتر روابط عمومی نهاد مردمی، در بخش تولیدات با همکاری گروه محتوا و گروه نویسندگان کلیپ هائی برپایه اخبار روز و رویدادهای مربوط به ایران تهیه می شود که در شبکه های مجازی نهاد مردمی شامل فیسبوک، یوتیوب، تلگرام و اینستاگرام منتشر می شوند.
برای بازدید و یا اشتراک در شبکه های مجازی نهاد مردمی روی لوگوهای زیر کلیک نمائید