توضیج ضروری -این مقاله پاسخی از سوی نویسنده به دکتر دوشوکی هست که مطلبی با عنوان " شکست مفتضحانه اپوزیسیون در انتخابات" در رسانه ها منتشر نموده اند. نهاد مردمی

پشت بند مقاله شکست اپوزیسیون
درود به مبارز گرامی دکتر عبدالستار دوشوکی
مطالب دردناک شما را دو بار خواندم و متاثر شدم و با اینکه میدانم بیشتر مسائلی را که خواهم نوشت شما بهتر از من و دیگران میدانید، لازم دانستم برای مروری از گذشته نکاتی را یادآوری نمایم.
از روزیکه این رژیم فرش را از زیر پای تمام افراد آزادیخواه کشید، مبارزات علیه این رژیم غاصب و ضد بشری آغاز گردید و لازم به یادآوری و تاریخ مبارزات نیست ولی حداقل اوج مبارزات در سال 88 مشخصا نشان دهنده کامل مبارزه  مردم برای رهائی از این رژیم بود. متاسفانه درست در همان زمان نیروهای ابرقدرت جهان و بخصوص امریکا نه تنها کمکی در جهت آزادی مردم ایران نکردند بلکه دولت امریکا در آن زمان پافشاری کرد که چون دو نامه برای خامنه ای نوشته و منتظر جواب هستند فکر می کردند بصورت مسالمت آمیز با این رژیم کنار بیایند. و تمام سعی خود را نمودند که فریاد آزادیخواهان در ایران و خارج کشور را خاموش کنند و بدین وسیله رژیمی که در حال از بین رفتن بود یک بار دیگر جان گرفت و تمام میوه های رسیده آزادیخواهان را مانند گذشته له کرده و مبارزان را بزندان انداخت و یا از بین برد و عده زیادی نیز مجبور به گریز از کشور شدند.

متاسفانه این فاجعه بدین جا خاتمه نیافت. از آن پس دولت امریکا مسئله انرژی هسته ای را مطرح کرد و بخاطر آن ، چه طرحهائی که نریخت تا بتواند این رژیم را بر سر میز مذاکره آورد. بدین ترتیب افراد این رژیم که بعنوان تروریست اجازه خروج از ایران را نداشتند این بار با پاسپورت دیپلماتی در کشورهای مختلف جهان وارد مذاکره با " 5+1" شدند. با اینکه کنگره امریکا با تحریم های خود امکانات اقتصادی این رژیم را تقریبا بطور کامل ازبین برده بود و رژیم عملا از لحاظ اقتصادی به ورشکستگی نزدیک می شد و قیمت دلار از 8000 ریال به بالای 30000 ریال رسیده بود، دولت امریکا قراداد بی سرو ته ای برای این رژیم نوشت که بضرر مردم ایران بود تا بتواند با ویراژ دادن از تحریم های کنگره از نظر مالی به این رژیم کمک کند و همانطوریکه میدانیم تمام امکانات مالی را برای این رژیم بوجود آورد. جالب اینجاست که دراین دوره هشت سال هرروز اسم این رژیم در رسانه ها و محافل و نشست های سیاسی جهان اعلام می شد و بدین ترتیب موقعیت سیاسی رژیم را مستحکم نمود. دولت امریکا نه تنها با مخالفین رژیم تماسی برقرار نکرد بلکه با نیرو بخشیدن به گروههای لابی و رایزنی رژیم و وارد نمودن آنها به کاخ سفید امکانات آنان را افزود.
این جریان نه تنها قدرت و همبستگی مخالفین رژیم را در داخل و خارج کشور به حداقل رساند بلکه در محافل سیاسی امریکا و کنگره نیز مشخصا گفته می شد که تا وقتی این دولت سرکار هست هیچگونه اقدامی و یا برنامه های در مورد حقوق بشر در ایران انجام نخواهد گرفت و حتی در آخر کار دولت قبلی دیدیم و شنیدیم که چه امتیازات سیاسی ، ویزای دیپلماتی، پرداخت مالی، گرفتن کارت سبز بدون گذر از پروسه کاری برای رژیم بوجود آورد تا رژیم بتواند امکان بوجود آوردن شبکه های خود را در امریکا داشته باشد.
اصل قضیه اینجاست که مبارزین در داخل و خارج سعی می کنند که بصورت دمکراتیک و بشر دوستانه بدون هیچ نوع حربه جنگی و از راه گفتگو مردم را بسوی دمکراسی و انسان دوستی راهنمائی کنند. ولی رژیم با داشتن منابع مالی مردم ایران، با چپاول و غارت ها و بوجود آوردن وحشت وکشتار و داشتن حربه های جنگی و نبودن قانون، همه امکانات را بوجود آورده که هرگونه آزادی از بین برود. بطور مثال در همین انتخابات نیز گروگان گیری کرده و شایع نمودند که هرکس که به ایران برود و مهر انتخابات نداشته باشد با مشکل روبرو می شود، و از این رو مردم خارج نشین را آواره کرده که در صف های سفارتخانه ها مهر انتخابات بگیرند. در کشوری که بیش از 50 درصد مردم آن مستقیم و یا غیرمستقیم وابستگی اقتصادی به این رژیم را دارند راه های مبارزات مدنی بسیار دشوار می باشد.
من به این انتخابات هیچگونه اهمیتی نداده و نمیدهم. این انتخابات را فقط یک لحظه از تاریخ ایران می بینم که مردم عادی از نظر روانی تضعیف شده اند و مانند گله هیچ راهی ندارند بجز آنکه از یک تنگه بگذرند و برای گذر از این تنگنا رای می دهند که کسی با آنها کاری نداشته باشد. در تمام جوامع استبدادی این اتفاقات بوجود می آید ولی اصل مسئله آن است که کسانی که مسئولیت آزادی کشور را قبول نموده اند اگر به امکانات آزادی برسند مسلما می توانند این توده های مردم را بسرعت بسمت مثبت سوق دهند. تنها تعجب و تراژدی در این رای دادن ها اینست که رژیم حق زنان ایران را باطل کرده ولی چگونه است که بعضی از زنان رای می دهند و برای تائید رای خود، انگشتان آلوده به جوهر را هم به دیگران نشان می دهند؟
بعقیده من مغلوب واقعی این تراژدی ها مبارزین داخل و خارج کشور نیستند بلکه سقوط هویت ملی و فرهنگی مردم وابسته است که شناسنامه های ملی خود را گم کرده اند و بی غیرتی و نزول اخلاقی و دروغگوئی را به حد اعلای خود رسانده اند و مانند بدنی که از سرما حس خود را از دست داده احساس درد نمی کنند.
در پایان امیدوارم مخالفان این رژیم غیر انسانی تغییر روشی در مبارزات خود انجام دهند و بدانند که بدون هماهنگی و بدون امکانات مالی این مبارزه به آسانی انجام نمی شود. همچنین وقت صرف کردن نیروهای مخالف رژیم در رسانه ها برای بررسی و ارزش یابی کارهای ماموران و مزدوران رژیم هیچ سودی برای مخالفین رژیم نمی آورد بجز آنکه با این نوع کارها ، تبلیغات برای افراد ناباب رژیم می شود که بیشتر به آنها قدرت دهیم و بزرگشان کنیم. در عوض بهتر است همه ، نیروها را یک کاسه کنیم و تمام انرژی و نیروی کاری خود را بصورتی هدفمند برای انجام پروژه های مشخص ساختارشکن این رژیم استفاده کنیم.
بامید پیروزی ملت ایران و رهائی از دست این رژیم غیر ایرانی
با سپاس
پاینده ایران
دکتر جاوید جوان

مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود

 

سرزمینمان ایران

iran27.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image8.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید