با تحریم انتخابات، انزوای حکومت را نشان دهیم و برای برقراری یک انتخابات واقعی مبارزه کنیم

جستارگشایی و مفاهیم
برای درک انتخابات در ایران و تاثیر رای دادن یا ندادن به جمهوری اسلامی، باید فرق دو واژه و برخورد روحانیون با این واژه ها را شناخت: وکالت و ولایت.

وکیل، انتخاب می شود، جوابگوست و قدرت او از رای مردم ناشی می شود. مردم و نمایندگان مردم می توانند از او پرسش کنند و در صورتی که از نمایندگی سوء استفاده کرده باشد و یا بی کفایتی نشان داده باشد، می توانند او را عزل کنند.

ولی، نمایندگی ‏خود را از خداوند و اولیاء او، یعنی پیامبر و امامان دریافت می کند (کی و چگونه مهم نیست). ولی جوابگو نیست و قیم مردم است که اسمشان مقلد می باشد. قدرت ولی الهی است و مردم حق پرسش ندارند و در عزل و نصب او حق فضولی ندارند. ولایت مادالعمر است و می تواند حتی تا زمانی که شعور خود را از دست داده و از پیری فرتوت شده در قدرت باشد. فقط مرگ می تواند او را از تخت به زیر بیاورد.


در نظام های انتخاباتی، نمایندگانِ افکار، اندیشه و روش های گوناگون کاندید می شوند و مردم با رای‌ دادن، دست به انتخاب بین گزینه‌ها می‌زنند. آیا در جمهوری اسلامی نمایندگان افکار، اندیشه ها و روش های مختلف امکان نامزد شدن دارند؟

در نظام های مردم سالاری، نامزدها برنامه های گوناگون خود برای تغییر قوانین را، برای انتخاب کنندگان خود معرفی می کنند و مردم با رای‌ دادن، حق تدوین قوانین مختلف را به آنها می دهند. آیا در جمهوری اسلامی نمایندگان می توانند قوانین جدید بر اساس نیاز جامعه وضع کنند و یا قانونی را تغییر دهند؟

عدم اعتقاد به وکالت

روحانیون به انتخابات و وکالت اعتقادی ندارند، هرچند مجبور شدند نظام انتخاباتی را بپذیرند. آنها هرگز از وکالت و نمایندگان جوابگوی مردم صحبت نمی کنند. آنها از ولایت صحبت می کنند. آنها با خیمه شب بازی انتخابات به ریش مردم می خندند و به آنها دست می اندازند. ارزش رای مردم را در سخنان جوادی آملی که اینجا خلاصه می کنم، می توانید ببینید:

بالآخره جز نظام جمهوری اسلامی ایران كه مبتنی بر ولایت و رهبری الهی است، همه حكومت‏های دموكراتیك جهان، حكومتی بر مدار وكالت دارند. در آن جوامع، به دلیل بدفهمیدن دین خداوند از سویی، و به دلیل غروری كه از پیشرفت‏های علم تجربی حاصل گشته و علم‏پرستی و اومانیسم و انسان‏مداری رواج یافته از سوی دوم، و نیز شهوت‏گرایی و لذت‏طلبی بی‏حد و حصر آنان از سوی سوم، اساساً احساس نیازمندی به وحی الهی و هدایت انسان‏های معصوم منصوب از سوی خداوند وجود ندارد و آنان، عقل خود را در ساختن جامعه‏ای مطلوب و رساندن انسان به سعادت نهائی كافی می‏دانند و به همین دلیل، قوانین كشور را خود وضع می‏كنند و هر آنچه اكثر مردم بخواهند، متن قانون خواهد شد اگر چه آن قانون، موافق با وحی الهی نباشد. محور حكومت وكالتی، همانا حكومت «مردم بر مردم‏» است یعنی حكومت نمایندگان جامعه بر خود جامعه و بازگشت چنین حكومتی، به حكومت «هوا بر هوا» خواهد بود زیرا هر چه مخالف وحی است، هوای نفس است و مشمول كریمه «افرایت من اتخذ الهه هواه‏» (پس آيا ديدى كسى را كه هواى خويش را معبود خود قرار داده) می‏باشد. (جوادی آملی، كتاب ولایت فقیه، ص ۲۰۷)

عدم اعتقاد به قانونگذاری

روحانیون به وضع قانون و قانوگذاری هیچ اعتقادی ندارند، قوانین آنها را یک عامی عرب در یک جامعه بدوی، هزار چهارصد سال پیش، با دقت ریاضی برای جامعه نوین امروز و جهان وضع کرده است. فقط روحانیون باید آنرا اجرا کنند. نمایندگان، همان نمایندگانی که فقط از میان وفاداران و سرسپردگان به ولی فقیه انتخاب می شوند، چرخ پنجم بیش نیستند.

عدم اعتقاد به دولت

روحانیون به دولت هیچ اعتقادی ندارند. تصمیمات و قوانین اجتماعی، اقتصادی و سیاست خارجی را رهبر و ولی فقیه مشخص می کند. قدرت اصلی در دست ولی فقیه است. قدرت های محلی در دست امام جمعه های سرسپرده او. برای همین سیستم اقتصادی موازی با دولت دارند، خمس، ذکات و سهم امام آنها مالیات را از کارکرد اجتماعی آن در ایران ساقط کرده است. سپاه و سازمان امنیت و حتی واردات و صادارات خودشان را دارند. در شهرها فرمانداران نماینده دولت نیستند که تصمیم می گیرند، امام جمعه ها هستند که قدرت واقعی را دارند. روحانیون حتی برای وزارت ارشاد و سانسور، اعتباری قائل نیستند. در بسیاری موارد، پس از سانسور رایج، دولت به یک گروه هنری، اجازه فعالیتی می دهد، ولی امام جمعه فعالیت را غیرشرعی اعلام می کند و مانع می شود.

روحانیون هم از توبره می خورند، هم از آخور. تابلو نظام انتخاباتی دارند ولی در عمل حکومت ولایی و شرعی را به اجرا می گذارند. به دولت های خارجی می گویند برگزیده مردم ایران هستیم، به ما اعتماد کنید، ما را تحریم نکنید، از ما نفت بخرید. ولی، به مردم ایران می گویند ما ولایت از خدا و ائمه داریم، حرف بزنید، تعزیر و تکفیر می کنیم.

چه باید کرد؟

چهل سال حکومت ولایی نشان داد، جمهوری اسلامی، رای دادن را به نفع دیکتاتوری ولائی خود سوء استفاده می کند. اگر می خواهیم قدمی به جلو بداریم، باید:

با روش های مبارزه کاملن قهرپرهیز، همه توان خودمان را برای تغییر نظام به کارگیریم.

تا زمانی که نمایندگان همه افکار و اندیشه ها و روش های بهبود شرایط کنونی جامعه ایران و همه گروه های سیاسی و اجتماعی امکان شرکت در انتخابات را ندارند، در آن شرکت نکنیم.

نه حکومت های دینی جوابگو هستند و نه حکومت های ایدئولوژیک. باید برای یک حکومت سکولار و دموکراتیک مبارزه کنیم.

شکل گیری و قدرت اپوزیسیون از همگامی و همکاری و داشتن برنامه روشن به دست می آید. آیا مبارزه برای حقوق شهروندی بردگان و سیاهپوستان در امریکا، مبارزه هندیان برای حقوق خود و استقلال از انگستان، مبارزه برای حق رای و حقوق زنان، و یا مبارزه علیه نژادپرستی در افریقای جنوبی بدون مخالفت با موازین نظام حاکم پیروزی داشت؟

علیرغم، عدم امکان شرکت نامزدهای مردم در انتخابات، علیرغم عدم به رسمیت شناختن دولت نماینده مردم از سوی رهبر، امام جمعه ها و روحانیت، علیرغم مبنی بودن قوانین به قوانین هزار و چهارصد سال پیش جامعه بدوی عربستان، عده ای عدم شرکت در انتخابات و تلاش برای واقعی کردن انتخابات در ایران را مبارزه با دموکراسی قلمداد می کنند و تشویق به شرکت در انتخابات می کنند.

با تحریم انتخابات، انزوای این حکومت را به مردم ایران و جهان نشان دهیم و برای برقراری یک انتخابات واقعی، بازگرداندن قدرت به دولت منتخب مردم و امکان تدوین قانون مورد نیاز برای بهبود جامعه از سوی نمایندگان منتخب مردم در ایران، مبارزه پیگیر و قهرپرهیز و فراگیر کنیم.

۱۹ فروردین ماه ۱۳۹۶

احد قربانی دهناری

گوتنبرگ، سوئد

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://ahad-ghorbani.com

http://www.facebook.com/ahad.ghorbani.dehari

http://telegram.me/ahaddehnari

https://t.me/AhadGhorbaniDehnari

برگرفته از ایران گلوبال
--------------------------------------
Boycott the “election” to show the isolation of the government and struggle nonviolently to make possible a real election

To understand the influence of the vote in the elections in the Islamic Republic of Iran, we should recognize the difference between two words: guardianship and representative.

Islamic clergymen do not believe in elections and representation. They are selected by Divinity.

Islamic clergymen do not believe in to legislate laws. Their laws have been legislated by an analphabetic Arab in the Arabia primitive society, one thousand four hundred years ago, with mathematical precision for modern society. They just need to execute them.

Islamic clergymen do not believe in government. Decisions and rules of the social, economic and foreign policy specifies by Supreme Leader.

By boycotting the “election”, show the Iranian people and the world the isolation of clerical government. Struggle intensively and non-violently for to make possible a real election, restore power to the democratically elected government and the possibility of legislation laws that needed to improve the Iranian society.

Ahad Ghorbani Dehnari

8 April 2017

نوشتن دیدگاه

نظر شما پس از تائید مدیریت سایت منتشر خواهد شد. لطفا دیدگاه خود را به پارسی بنویسید. سایت های زیادی بصورت آنلاین نوشته های پارسی با حروف لاتین را به حروف پارسی تبدیل می کنند مانند گوگل تایپ و بهنویس. .


مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود

 

سرزمینمان ایران

iran24.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image25.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید