اگر تیر‌باران های پشت بام مدرسه علوی سینه افسران ارتش ایران و وابستگان حکومت گذشته را نشانه گرفت و بر قلب آنها نشست و مبتلایان به فتیشیسم انقلابی هلهله‌کنان بیرق‌های سرخ‌رنگ خود را بر قله‌ی انقلاب برخاسته از تئوری حکومت مشروعه فضل الله نوری فروکوفتند، اگر در آن روزها جو حاکم بر جامعه ی مسخ شده بوی دود و آتش بر پیکر کهنسال کشور و ریختن خون جوانان را می داد و دیوِ بیرون‌‌آمده از شیشه در قبرستان شهر نعره می‌زد:
"من دولت تعیین می‌کنم، من تو دهن این دولت می‌زنم، من دولت تعیین می‌کنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم، من به واسطه اینکه ملت مرا قبول دارد (تکبیر حضار)"۱
آیا هدف او در این لحظه جز آن بود که امروز به وضوح می بینیم : نابودی کشور؟
او با استناد به دارابودن مشروعیت فقهی و به نیتِ شومِ بسط دادن آن به مشروعیت سیاسی بدعتی بجای گذاشت که منتج به اسارت کامل ملت شد و حاکمیت مبتنی بر بدعت مذکور، همان که همچون بختک چهل سال است زندگی را بر ملت سیاه کرده، جز با هدف گلوله قراردادن سر و قلب مردم بی‌پناه ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نمی‌توانست مدتی طولانی بر این ملت کهنسال سلطه داشته باشد.
چنان بسان فرنجک فرو گرفته مرا / که بود مردنم آسان و دم زدن دشوار
«مختاری غزنوی»

تحریم هرچه وسیع تر نمایش رسوای انتخاباتی: پاسخی درخور و لازم به کشتار آبانماه و نمایش یک اراده ی جمعی

در آبانماه رژیم زور و دروغ و فساد، چنان که می شد انتظار داشت، اعتراضات و خشم برحق مردم را با گلوله و کشتار بی حساب جوانان کشور پاسخ داد. این نظام بار دیگر نشان داد که فصل الخطاب آن با ملت ایران گلوله است و اتمام حجتی جز قتل فرزندان مردم در چنته ندارد.
اما، سران این نظام و همه ی مجریان گوش به فرمان آن باید بدانند که ملت ایران این جنایت جدیدشان را که بُرهان انکارناپذیر دیگری بر بیگانگی این دستگاه با مردم و عدم مشروعیت آن است، بی پاسخ نخواهد گذاشت.
پیداست که این پاسخ نمی تواند تنها یک واکنش باشد و باید با محو دستگاه برخاسته از فتنه ی خمینی و جانشینی آن با رژیمی ملی، دموکراتیک و لاییک به انجام رسد و تا تحقق این مقصود ادامه خواهد داشت.
تا رسیدن مرحله ی نهایی، در هر گام از این نبرد ملی باید از برنده ترین حربه های موجود برای نمایش قدرت خشونت پرهیز اما شکست ناپذیر ملت و شکل دادن به مبارزه ی پایانی آن بهره بُرد.

*اعتراضات آبان ماه  فصل تازه و درخشانی درمبارزات آزادیخواهانۀ مردمِ ایران است و آنرا از تمام خیزش های پیشین  ممتاز و متمایز می سازد.

*کسانی که ماهیّت شبه فاشیستی رژیم اسلامی را ندیده می گیرند و آنرا با رژیم های سابقِ لهستان و چکسلواکی مقایسه می کنند،مردم بی دفاع را طعمۀ اشرار وُ ازاذل وُ اوباش  می سازند.

مردمِ گرسنه و بی پناهی که بادست های خالی  توسطِ نیروهای سرکوبگررژیم  به خاک وخون  می افتند،بایدمطمئن شوندکه ازحمایت های سیاسی،مالی و تدارکاتی برخوردار خواهند بود.

***

6آذرماه1398/ 27نوامبر2019

هنوز در شوکِ سرکوب خونین تظاهرات مردم  هستم که همسرم  ویدئویِ مرغ سحر را  می گذارد  و مرا هم به دیدن و شنیدنِ آن  دعوت می کند:

 راستی وُ مهر وُ محبّت   فسانه شد

قول وُ شرافت همگی از میانه شد

از پیِ دزدی، وطن وُ دین بهانه شد

 صدای سوختۀ قمر به اینجا که رسید،چشم هایم«آب»ی شد و چیزی درمن شکست چنانکه ازاتاق بیرون زدم و… 

هم‌میهنانِ مهربان و دلاورِ من،
خیزشِ دلاورانه، میهنی و حق‌طلبانه‌یِ شما در دی‌ماه ۹۶، در قعرِ زمستانِ چهل‌ساله‌یِ جهالت و فلاکتِ تحمیلیِ آن، سرفصلِ نوینی بود در تاریخِ معاصرِ ایران. نویدی که پایانِ شبِ سیه نزدیک است و سرزمینِ ما آبستنِ بهاری نو در عمرِ پُر فراز و نشیبش. با خیزشی که به نمادین‌ترین شکلی از گوهرشادِ مشهد آغازشد، تمامِ چارچوب‌هایِ تحلیلیِ استخوان‌پوکیده در هم‌ شکسته‌ شدند و چارچوبی نوین جایگزینِ تحلیل‌هایِ عقیم شد. دی‌ماه ۹۶ می‌رفت تا در تندبادی از خواستِ برحقِّ شما، طومارِ نظریه‌پردازانِ شکست و وکلایِ اهریمن را در هم‌ بپیچد.
کمتر از دو سال پس از آن خیزشِ ملی، تهی‌دستانی که همه‌چیزشان را ربوده‌اند، گام‌به‌گام با زنان و جوانان، از کلان‌شهر و شهر و شهرستان به پا خاستند تا حماسه‌ای نو بیآفرینند. تهرانی به یاریِ شهرستانی رفت، کُرد به کمکِ آذری، خوزستانی به مَدَدِ شیرازی و گیلانی... و بار دیگر در تاریخِ میهن، در سرزمینِ سیاه‌جامگان و خرّمدینان، بهزادان و بابکان، ایران در خیزشی سراسری، در ایستادگی‌اش در برابرِ دشمن، با قیامِ خود دوباره ملّی شد، از کران تا کران، از کردستان تا خراسان، از شمال تا جنوب. ترسان و لرزان‌تر از همیشه، ضحّاکِ زمانه مرگِ خود را در افق می‌بیند. بیتِ فساد در حالِ فروپاشی است. میرغضب‌هایش وحشت‌زده‌اند، دزدانش سراسیمه. گرفتار در شن‌هایِ روان، منزوی در جهان، منفور در ایران، تبهکاران، بیمناک‌تر از همیشه‌اند. هیبتِ کاذبِ نظامی که همه‌چیزش را از دروغ ساخته‌ بود‌، در کمتر از دو سال، لُخت و نمایان شد، طالِحی فاسِق و عُریان. دروغی که به نام مستضعفان از ایمانِ مردم پیراهنِ عثمان دوخت و کشوری را غصب‌ کرد تا برای بقایِ خود، مستضعفان را به رگبار ببندد. آبانِ ۹۸ ناقوسِ مرگِ تبهکاران را چنان به صدا در آورده که طنینِ آن کماکان در چهارگوشه‌یِ جهان به گوش‌ می‌رسد. طنینی که بیش‌از‌پیش در اذهانِ سیاستمداران با این پرسش همراه شده که چگونه می‌توان برای سقوطِ اجتناب‌ناپذیرِ جمهوریِ اسلامی آماده‌ شد؟

به وجود آوردن یک انقلاب که متکی به ایجاد جنبش سراسری و مردمی است به طور علمی درقالب مداری تعریف میشود که پتانسیل های ملی را به عنوان منبع قدرت با تکیه بر عوامل موثربراندازی (آلترناتیو یا هدف جایگزین) بتواند به جریان درآورد. در دوره کنونی ویژگی ها و امتیازات یک آلترناتیو بی اغراق متکی به جریان های رسانه ای است. استمرار در پویش و تداوم اهداف یک آلترناتیو بارز در جریان های رسانه ای بی شک جنبش مردمی و انقلاب را در پی خواهد داشت. اما پیش از آن بایستی بر ویژگی های یک آلترناتیو بارز آگاه بود، آن را شناخت و آن ها را به صورت همزمان فعال نمود.
ویژگی های یک آلترناتیو موثر و کارا در جریان یک براندازی
برای موفقیت این آلترناتیو تمامی ویژگی ها به صورت یک مولتی سوییچ بایستی به صورت همزمان و توامان اعمال گردند.
عدم فعال ماندن حتی یک سوئیچ مانع از برقراری مدار می گردد.
راه حل با در کنار هم قرار گرفتن سوئیچ های دارای ویژگی های یگانه یا در مدار قرار گرفتن یک مولتی سوئیچ خواهد بود.

بازدید کننده گرامی، نوشته های هم میهنان که در این تارنما منتشر می شوند، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و بیانگر مواضع و دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگوی نظرات خود خواهند بود.

 

سرزمینمان ایران

perspolis2.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image22.jpg

ازپشتیبانی مالی شما سپاسگزاریم