مهرگان روزی که خورشید این جهان را نور داد
شـاه را مــئو بــد بـه و نیلــوفــر و انــــگــو ر داد

آفــرید ون کــرد ضــحـا ک ســه پـو زه در کمـــنـد
جــش بــر پــا کــرد و یــا ران را تــما می سور داد


بـــابـک و نــو شــیروان شــا هنــشهان عــدل و داد
خــلـق را در مـــهــر گان پــوشاک جورا جور د ا د

زنــد ه بــا د آن شــوکت و فــر و جــلا ل با ســـتان
شــیخ جــبـار قــوم مــا را نکــبـت و بــا فــور د ا د

مهر در زبان اوستائی »میثر» و در پهلوی «میتر یا میهر» گفته میشود
مهریشت یکی از درازترین و شورانگیزترین یشتهاست که دارای 35 کرده و 146 بند میباشد .
مهر در اوستای نو ایزد فروغ و روشنائیست و شناسای عهد و پیمان و از جمله بزرگترین ایزدان و مینویان در اساطیر باستانی هند وایران و برکت بخشنده  و شریک در فرمانروائی جهان و نگاهبان پیمانها میباشد و بعد در اثر دگرگونیها به ایزد نگاهبان و پشتیبان همه گروه ها ی اجتماعی  جامعه تبدیل میگردد و علاوه بر آن به پاسداری از راستگوئی و درست پیمانی توسعه می یابد ..
تئولوگ معروف آلمانی Ernst Böklen Sadtpfarrer در Grossbottwar پژوهشهائی در باره ی فامیل بودن / رابطه داشتن) ادیان یهو د و مسیحی با دین ایرانی تحت عنوان « Judisch- Christliche  
 mit der Persischen Eschatologie  انجام داده است ..
پرستش ایزد مهر در آئینهای دینی هند و ایرانی مقام بزرگی داشته  بطوریکه بعدها دینی جداگانه بنام «مهر آئینی / میترائیسم» از آن بوجود آمده است که در قسمت وسیعی از آسیا و اروپا گسترش یافته است.. تا حدود سده ی سوم میلادی «میترائیسم» دین رسمی در بار «رم» و بعضی کشورهای اروپائی بوده است.
بسیاری از نهاد های دین مسیح و ادیان دیگر اقتباس از بنیادهای « میترائیسم » است .....
 روز اول مهر ماه «هرمزد» روز است و روز شانزدهم آن عید بزرگ «مهرگان» میباشد تفسیر آن دوستی جان است و گویند که مهر نام آفتاب است  بیرونی میفرماید در آئین ساسانیان این بود که در این روز  تاجی را که صورت آفتاب بر او بود بسر میگذاشتند وآفتاب بر چرخ خود در آن تاج سوار بود و اما جلیل دوستخواه در حاشیه ی « مهر یشت اوستا» آورده است که مترادف شمردن مهر و خورشید جدید است و دلیل او اینکه : در همه ی نوشته های اساطیری و دینی ایرانیان مهر وخورشید نام دو ایزد جداگانه است که هر یک نیایشها و ستایشها و سرود های ویژه ی خود را دارند.
استرابو مورخ یونانی نوشته است که پارسیان خورشید را مهر می نامند و اما « بنونیست» تأکید میکند که در اوستا « مهر ایزد» خورشید نیست.بلکه خدای انوار  «مینوئیست» که پیش از خورشید بر میخیزد و بر گردونه چهار اسبه اش آسمان را میپیماید......
جشن مهرگان 5 روز بدرازا میکشید ( شانزدهم تا بیست و یکم مهر ماه)  روز آغاز آن مهرگان همگانی و روز پایان آن را مهرگان ویژه میخواندند .
ایرانشهری میفرماید: خداوند بین نور و ظلمت از  نو روز و مهرگان پیمان گرفت..

کسروی میگوید : من از مئوبد متوکلی شنیدم که میگفت در روز مهرگان آفتاب میان نور و ظلمت طلوع میکند و ارواح را در اجساد میراند باین جهت ایرانیان این روز را میرگان گفته اند.
کتزیاس تاریخ نگار یونانی مینویسد :  شهریاران هخامنشی هچگاه روا نبود مست شوند مگر در جشن مهرگان که جامه ی گرانبهای ارغوانی میپوشیدند و در باده پیمائی با دیگر میخوارگان همپیاله میشدند.
« دوریس» تاریخ نگار دیگر یونانی میگوید : در جشن مهرگان پادشاه میرقصید ..

بگفته « استرابو» مرزبان ساتراب « ارمنستان» در جشن مهرگان بیست هزار کره اسب به دربار هخامنشی هدیه میکرد

اردشیر بابکان و خسرو یکم انوشیروان در این جشن جامه های نو به مردم می بخشیدند ..

درآخرین روز جشن مهرگان  فریدون ضحارا در کوه دماوند به زندان افکند و مردمان را از گزند او برهانید  .!« شاید ما منتظریم  فریدونی پیدا شود  تا ما را هم از شر و گزند ضحاک کنونی برهاند؟!!!»   

چون مدت چیرگی ضحاک هزار سال بطول انجامید و ایرانیان دیدند که زندگانی میتواند این اندازه دراز گردد . از آن پس آرزوی نیکشان در باره ی یکدیگر چنین بود : « هزار سال بزی» البته چون هزار سال کمی اغراق آمیز است بمرور زمان هزار سال  به صد سال کاهش یافت و اکنون در جشن نوروز مرسوم است که میکوئیم : صد سال باین سالها و یا صد سال بهتر از این سالها»...
در شاهنامه ی فردوسی آغاز شهریاری فریدون ماه مهر است و بنیان گذار جشن مهرگان به او نسبت داده شده است :

فریدون چو شد بر جهان کامکار
بدو شــاد شد گـــرد ش روزگـار
برسم کیان تاج و تخـــت مــهـی
بیا راست با کاخ شــا هـنشــهــی
بــروز خجـســته سر هــر مــا ه
بــســر بـر نـها د آن کــیا نی کلاه
زمانه بی انــد وه گشـــت از بـدی
گــر فــتـنـد هـر کـس ره ایــزد ی
دل از دا و ر یــهــا بــپــر دا ختند
بـه آئــیـن یکــی جشن نو ســـاختند
بــفــر مــود تــا آتــش افــرو خـتـند
هـــمــه عـنّـبـر و زعفران سوختند
پـــرســتیدن مــهـرگان دیـن اوست
تـن آســا ئی و خـوردن آئین اوست
کــنون یادگاراسـت از او مـاه مهــر
بکــوش و برنج  ایــچ مـنمای چهـر


اسدی توسی نیز در باره ی جشن مهرگان چنین میفرماید :
مهرگان آمد جشن ملک آفریدونا
آن کجا گاونکو بود ش بر مایونا
« برمایون» نام گاویست که فریدون در کودکی از شیر آن تغذیه میشد..
در شاهنامه نام این گاو «برمایه»  ذکر شده است
از این بیت اسدی چنین بر می آید که او نیز پایه گذار جشن مهرگان را  فریدون میداند ..

با آرزوی بهترینها برای برگذار کنندگان و شرگت کنندگان در جشن مهـرگان

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

yazd3.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image9.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید