هنوز با همه دردم، امید درمان است
که آخری بود آخر، شبان یلدا را
سعدی


جستارگشائی

جشن شب یلدا یا شب چلّه که یکی از کهن‌ترین جشن‌های ماست، امسال برابر است با سه شنبه ۳۰ آذر خورشیدی و ۲۰ دسامبر میلادی. جشن شب یلدای ما، همزمان با انقلاب زمستانی (Winter solstice)، بلندترین شب سال است و بعد از آن روزها در نیم‌کرهٔ شمالی بلندتر و شب ها کوتاهتر می‌شوند. از لحظه غروب آفتاب ۳۰ آذر ماه (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب یکم دی ماه (نخستین روز زمستان) شب یلداست.


ایرانیان، مانند مردم همه دنیا، مردمی بانشاط و شادی خواه بودند و هستند. همه ماه ها و همه فصل های سال را جشن می گرفتند. در گاهشمار باستانی ما، نام‌های دوازده‌گانه ماه‌ها با دوازده نام روزها، مشترک بود. هرگاه نام روز و ماهی یکی می شد، آن روز را جشن می‌گرفتند و از این رو دوازده جشن در سال داشتیم به نام جشن‌های ماهانه:

جشن فروردگان یا جشن همسپثمیدیه و یا همسپتمدم، اردیبهشتگان یا گلستان جشن، خردادگان، جشن تیرگان، جشن امردادگان، جشن شهریورگان یا آذرجشن، جشن مهرگان، جشن آبانگان، جشن آذرگان، خرم‌روز، بهمن‌گان یا بهمنجنه، اسفندگان (سپندارمذگان) یا جشن مژده گیران.

نیاکان ما چهار فصل و یا دقیق تر بگوئیم، انقلاب زمستانی (شب یلدا، چله زمستان)، انقلاب تابستانی (تیرگان، چله تابستان)، اعتدال بهاری (نوروز) و اعتدال پاییزی (مهرگان) را هم جشن می گرفتند.

 
جشن شب یلدا آبیاری نهال امید و شادی

مردم روزگاران دور که کشاورزی و دامداری، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و مجبور بودند به دامهای خود علوفه بدهند و یا با امکانات ابتدایی خود و خانه هایشان را گرم و روشن کنند، گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی، سردی و گرمی، تاریکی و روشنائی روز و شب، برایشان اهمیت حیاتی داشت.

واژه «یلدا» به معنای «زایش» و «تولد» است. ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» می داند.

در دوران کهن و فرهنگ اوستایی سالِ ایرانیان ، چون فرهنگ غربی، با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Saredha «سَرِذَ» به معنی «سال» است و یلدا در آن بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی بود. مژده ی آمدن نور و گرما با یلدا و پیروزی روشنی بر تاریکی با نوروز جشن گرفته می شد.

جشن های ایرانی عمدتن دو ویژگی برجسته دارند:

الف) به کار، تولید و تغییرات کیهانی و طبیعت مربوط هستند.

ب) شادی آفرین، امیدوار کننده و عشق آفرین هستند. از سرما، نازائی و تاریکی، غم بیزار هستند و گرما، روشنائی، آفرینش و شادی را پاس می دارند.

از اینرو، جمهوری اسلامی و روحانیون اسلامی که پاسدار و مروج عزاداری و غم هستند، می کوشند از آن جلوگیری کنند و یا آن را تحریف کنند و از محتوی شادی آفرین و امیدبخش خالی کنند.

مردم همه دنیا سعی می کردند و می کنند، جای خالی ی، خورشید و نور در زمستان را با خورشید قلب های خود و دیدار خانواده و یاران پر کنند. همزمان با جشن شب یلدا مردم دنیا جشن زمستانی دارند:

در غرب زمانی که پرستش سول اینویکتوس (Sol Invictus)، خورشید شکست ناپذیر، رایج بود، مردم انقلاب زمستانی را جشن می‌گرفتند. تا قرن سوم مسیحی رومیان هر ساله از روز ۱۷ تا ۲۵ دسامبر جشن زمستانی مفصل به نام ساتورنالیا (Saturnalia) در شادی از بشارت آمدن خورشید داشتند.

کلیسای مسیحیت که مانند اسلام و همه ادیان ابراهیمی، از شادی مردم بیزار است، این جشن را بر نتافت، و آنرا ممنوع کرد و جشن تولد مسیح (Christmas) را به مردم تحمیل کرد. امروزه اکثر مردم غرب، به اصل جشن زمستانی برگشتند و جشن کریسمس برای آنها دیگر جنبه مذهبی ندارد، بلکه یک جشن شاد زمستانی، دیدار خانواده و یاران، خوردن، نوشیدن و پایکوبی و دریافت هدیه از بابا نوئل است.

عید هشت روزه زمستانی یهودیان، حنوکا (Hanukkah) که با خوردن غذاهای سرخ شده در روغن و لبنیات جشن گرفته می شود نیز همزمان با جشن شب یلداست.

 
سفره شب یلدا

در ایران باستان، جشن شب یلدا بیشتر جشن توده ها بود، تا دربار. شاید بخاطر امید به پیروزی نور بر تاریکی و بشارت امید بخشی که در آن بود. خانواده‌های ایرانی در شب یلدا، معمولن شامی خوشمزه و گرانمایه و انواع شیرینی، آجیل و میوه‌ها و به ویژه هندوانه و انار تهیه می کنند. دور هم جمع می شوند و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می برند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت. جشن شب یلدا، شب دورهم نشینی، همدلی، همبستگی، دید و بازدید و دیدار است. معمولن خانواده، در خانه بزرگ خاندان جمع می شوند و بلندترین شب سال را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی، شعرخوانی، قصه گویی و گفتگو به سر می‌آوردند.

میوه ها و خوراکی ها را به شکل های مختلفی تزیین می کنند که بسیار زیبا و خیره کننده است.

 
آجیل شب یلدا

پسته، بادام، فندق، گردو، تخم هندوانه، تخم کدو، تخم آفتابگردان، نخودچی و . . . .

 
شیرینی شب یلدا

باسلوق، نقل گز، رولت هندوانه، ژله انار با کرم هل و پسته و . . . .

 
میوه خشک شب یلدا

کشمش سبز ، انجیر خشک، برگه زردآلو، برگه ی هلو، توت خشک، شاه دانه، برنجک، خرما و . . . .

 
میوه های تازه شب یلدا

هندوانه، انار، انگور، سیب، خربزه، به، ازگیل، پرتقال، لیمو و نارنگی و . . . .

 
کتاب شب یلدا

همراه با خوردن آجیل های خوشمزه، قصه‌گویی بزرگترها برای دیگر اعضای فامیل و همچنین فال‌گیری با دیوان حافظ و خواندن شاهنامه مرسوم است. این روز و روزگار، اشعار نیما و شاملو هم کنار حافظ و فردوسی روی سفره یلدا جای خود را باز کرده است.

 
یلدا در ادبیات فارسی

یلدا بلندترین شب سال و آخرین شب بلند زمستان است. از اینرو یلدا نماد مژده شکست و پایان سیاهی، خودکامگی و رنج های اجتماعی نیز است. بزرگان شعر و ادب ما، با اشاره به یلدا، به پیوند، دیدار، بهروزی و آزادی بشارت می دهند. از این گلستان شاخه گل چند بر می گزینم:

 

بر سر آنم که گر ز دست برآید

دست به کاری زنم که غصه سر آید

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد

دیو چو بیرون رود فرشته درآید

صحبت حکام ظلمت شب یلداست

نور ز خورشید جوی بو که برآید

حافظ

 

به دوستی که اگر زهر باشد از دستت

چنان به ذوق ارادت خورم که حلوا را

کسی ملامت وامق کند به نادانی

حبیب من که ندیدست روی عذرا را

گرفتم آتش پنهان خبر نمی‌داری

نگاه می‌نکنی آب چشم پیدا را

نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی

چو دل به عشق دهی دلبران یغما را

هنوز با همه دردم، امید درمانست

که آخری بود آخر، شبان یلدا را

سعدی

 

مرا و یاد تو بگذار و کنج تنهایی

که هر که با تو به خلوت بود نه تنهاییست

به اختیار شکیبایی از تو نتوان بود

به اضطرار توان بود اگر شکیباییست

نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست

شب فراق تو هر شب که هست یلداییست

خلاص بخش خدایا همه اسیران را

مگر کسی که اسیر کمند زیباییست

حکیم بین که برآورد سر به شیدایی

حکیم را که دل از دست رفت شیداییست

ولیک عذر توان گفت پای سعدی را

در این لجم چو فروشد نه اولین پاییست

سعدی

 

هر که مجموع نباشد به تماشا نرود

یار با یار سفرکرده به تنها نرود

باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش

صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود

بر دل آویختگان عرصه عالم تنگست

کان که جایی به گل افتاد دگر جا نرود

هرگز اندیشه یار از دل دیوانه عشق

به تماشای گل و سبزه و صحرا نرود

به سر خار مغیلان بروم با تو چنان

به ارادت که یکی بر سر دیبا نرود

سعدی

 

و گر شمشیر برگیری سپر پیشت بیندازم

که بی شمشیر خود کشتی به ساعدهای سیمینم

برآی ای صبح مشتاقان اگر نزدیک روز آمد

که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم

ز اول هستی آوردم قفای نیستی خوردم

کنون امید بخشایش همی‌دارم که مسکینم

سعدی

 

به سخن گفتن او عقل ز هر دل برمید

عاشق آن قد مستم که چه زیبا برخاست

روز رویش چو برانداخت نقاب شب زلف

گفتی از روز قیامت شب یلدا برخاست

ترک عشقش بنه صبر چنان غارت کرد

که حجاب از حرم راز معما برخاست

سعدیا تا کی ازین نامه سیه کردن؟ بس

که قلم را به سر از دست تو سودا برخاست

سعدی

 

شُویم از شام یلدا تیره‌تر بی

دلم دردش ز بودردا بتر بی

همه دردا رسند آخر بدرمون

درمان درد مو خود بی اثر بی

بابا طاهر

 

شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد

در پس و پیش هزاران شب یلدا ببرد

دود آتشکده از کلبه عاشق خیزد

گر به کاشانهٔ خود آتش موسا ببرد

وحشی بافقی

 

سعی در خون خود از خصم فزونتر دارد

هرکه با دشمن خونخوار مدارا نکند

شود از گوهر عبرت صدفش سینه بحر

دوربینی که نگه خرج تماشا نکند

می کند زلف دراز تو به دلهای حزین

آنچه با خسته روانان شب یلدا نکند

سخن تلخ نگردد به تبسم شیرین

چاره تلخی می قهقه مینا نکند

صائب تبریزی

 

ایزد دادار، مهر و کین تو گویی از شب قدر آفرید و از شب یلدا زان‌که به مهرت بود تقرب مومن زان‌که به کینت بود تفاخر ترسا

امیر معزی

 

به صاحب‌دولتی پیوند اگر نامی همی جویی که از یک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا

سنائی غزنوی

 

سخنم بلندنام از سخن تو گشت و شاید که درازنامی از نام مسیح یافت یلدا

سیف افرنگی

هرچند جشن زمستانی بسیار پیش از میلاد مسیح رایج بود، اما برخی از بزرگان ما تحت تاثیر تبلیغات وسیع کلیسا آنرا به تولد میسح رابط دادند.

 

شب هجرانت‌ای دلبر، شب یلدا است پنداری رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری

اوحدی

 

تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا

خاقانی

 

گر آن کیخسرو ایران و تور است چرا بیژن شد اندر چاه یلدا

خاقانی

 

هست چون صبح آشکارا کاین صباح چند را بیم صبح رستخیز است از شب یلدای من

خاقانی

 

چون حلقه ربایند به نیزه، تو به نیزه خال از رخ زنگی بربایی شب یلدا

عنصری

 

نور رایش تیره‌شب را روز نورانی کند دود چشمش روز روشن را شب یلدا کند

منوچهری

 

کرده خورشید صبح ملک تو روز همه دشمنان شب یلدا

مسعود سعد

 

او بر دوشنبه و تو بر آدینه تو لیل قدر داری و او یلدا

ناصرخسرو

 

گر نیابد خوی ایشان درنیابد خلق را روز روشن در بر دانا شب یلدا شود

ناصرخسرو

 

قندیل فروزی به شب قدر به مسجد مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا

ناصرخسرو

 

 

ای لعل لبت به دلنوازی مشهور

وی روی خوشت به ترکتازی مشهور

با زلف تو قصه‌ایست ما را مشکل

همچون شب یلدا به درازی مشهور

عبید زاکانی

 

از لعل تو نعل روح در آتش‌

از عشق تو مغز عقل پر سودا

چون از خم زلف چهره بنمایی

خورشید برآید از شب یلدا

چون سلسله زلف تست پر حلقه

چون زلزله عشق تست پر غوغا

قاآنی

 

گفت: بر خاک سر کویم چه ماوی کرده ای

گفتم: آری خاک کویت جنه المأواست آن

گفتمش: با عارضت زلفت تناسب از چه یافت

گفت:ماه روشن است این و شب یلداست آن

گفتمش: خواهم زدن در حلقه زلف تو چنگ

گفت: کوته کن سخن سر حلقه غوغاست آن

آنچه از عشق تو پنهان داشتی ابن حسام

این زمان بر چهره زردش همه پیداست آن

ابن حسام خوسفی

 

اشک خود بر خویش می ریزم چو شمع با شب یلدا در آویزم چو شمع جلوه را افزودم و خود کاستم دیگران را محفلی آراستم

اقبال لاهوری

 

برخیزم و بگشایم بند از دل پر آتش

وین سیل گدازان را از سینه فروریزم

چون گریه گلو گیرد از ابر فرو بارم

چون خشم رخ افروزد در صاعقه آویزم

ای سایه ! سحرخیزان دلواپس خورشیدند

زندان شب یلدا بگشایم و بگریزم

هوشنگ ابتهاج سایه

 

با دیدار خانواده و یاران جشن شنبه یلدا را جشن بگیریم. امید به پیروزی شادی و نور را زنده کنیم و پیوند خود را با خانواده و یاران محکمتر کنیم.

 
برای مطالعه بیشتر

مستندی دربارهٔ تاریخ و فلسفه یلدا (ویدئو)

نگاهی به پیشینه و جایگاه یلدا در فرهنگ ایران

همنشین بهار: شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی

رضی، هاشم (۱۳۸۳). گاهشماری و جشن‌های ایران باستان. تهران: انتشارات بهجت.

Roger Beck, Mithraism, Encyclopædia Iranica, online edition, at http://www.iranicaonline.org/articles/mithraism

 

۲۷ آذر ماه ۱۳۹۵

احد قربانی دهناری

گوتنبرگ، سوئد

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://ahad-ghorbani.com

http://telegram.me/ahaddehnari

http://www.facebook.com/ahad.ghorbani.dehari

مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود

 

سرزمینمان ایران

perspolis1.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image10.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید