مهم ترین چیزهایی که فرهنگ ایرانی را، از فرهنگی که حکومت اسلامی وابسته به آن است جدا می کند، تفاوت نگاهی ست که این دو فرهنگ نسبت به مفاهیمی چون خرد، مهر، و شادمانی دارند: یکی برای هر کدام از این مفاهیم ارزش هایی مثبت می شناسد و دیگری از هر کدام از این مفاهیم به دلایلی می گریزد و دیگران را نیز از محترم شمردن و نزدیک شدن به آن ها باز می دارد.

در این جا، و به مناسبت همزمانی با جشن بزرگ سده، نگاهی کوتاه دارم به جوهر شادمانی در فرهنگ ما، آن چه که بیشتر آیین ها و جشن های ما، بر اساس آن بوجود آمده است. و در کنار آن نگاهی به ستیز حکومت اسلامی مسلط بر ایران با این شادمانی های طبیعی و شریف انسانی و ممنوعیت هایی که در مورد برگزاری جشن های ما، از جمله جشن سده برقرار کرده است.


شادمانی از آغاز زندگی انسان

استوره های کهن به روشنی نشان می دهد که فرهنگ ما، نگاهش به آغاز زندگی انسانِ بر روی زمین با شادمانی و مهربانی شروع شده است. استوره ی زن و مرد نخستین ما، آدم و حوایی نیستد که از گِل ساخته باشند، و به خاطر فریبکاری زن، نادانی مرد، همدستی با شیطان، و عشق ورزیدن از بهشت زیبا رانده و تبعیدی زمین نازیبا شده باشند.

هشدار امروز دبیر کل سازمان یونسکو به آقای ترامپ، در ارتباط با توئیت سوء تفاهم برانگیر ایشان کاملا قابل فهم است، (1) کما این که برخی از دوستداران میراث فرهنگی، از جمله بنیاد میراث پاسارگاد، در این مورد به آقای ترامپ انتقاد کرده اند(2) اما لازم است که من همین جا به عنوان مسئول امور اجرایی یک سازمان حافظ میراث فرهنگی، به کارکرد غیرمسئولانه ی سازمان یونسکو در ارتباط با میراث فرهنگی و تاریخی ایرانزمین، و «یک بام و دو هوا» بودن این سازمان اشاراتی کنم.

آقای پرزیدنت ترامپ

هدف قرار دادن میراث فرهنگی ما، همدستی با رژیم حاکم بر ایران است.

آقای پرزیدنت ترامپ، شما تنها رییس جمهوری آمریکا هستید که در 40 سال گذشته صراحتا مخالفت خود را با حکومت حاکم بر ایران اعلام کرده اید. بارها از علاقه خود به مردم ایران و فرهنگ کم نظیر ایران گفته اید، و بارها شما و شخصیت های مهم دولت شما در شرایط سختی که حکومت حاکم بر ایران بر مردم روا داشته، گفته اید که آمریکا کنار مردم ایران ایستاده است.

مردمان ایران حتی آمریکایی ـ ایرانی هایی که سه سال پیش به شما رای ندادند قدر حمایت های آمریکا از مردمان رنج دیده ی ایران را در دوران شما می دانند؛ اما متاسفانه سخنان اخیر شما در ارتباط با «هدف قرار گرفتن 52 مکان در داخل ایران که برخی از آنها در سطح بسیار عالی و برای ایران و فرهنگ ایرانی مهم هستند» برای همه ی ایرانیان ( و نه رژیم حاکم برایران) شوک بزرگی بوده است.

در آستانه ی سال نویی هستیم که اگرچه نام «میلادی» را بر خود دارد، و اگر چه زمانی در ارتباط با «ژانوس» خدای آغازها و پایان ها بود، و زمان هایی در ارتباط با تولد «مهر»،«میترا» و یا «مسیح»، اما پس از فرو ریختن قدرت کلیسا و کنار گذاشته شدن مذهب از سیاست، از وابستگی و تاریکی رهایی یافت و روشن و زمینی و انسانمدار شد.

اکنون، سال نویی که در آغاز ژانویه شروع می شود، جشنی ست همگانی، بی مرزهای مذهبی و جنسیتی و نژادی، و تنها رسمی که در آن رعایت می شود، شاد بودن، و با هم بودن است. درست چون نوروز و جشن های ملی ما؛ اگر که حکومت مذهبی دست از سرش بردارد.

***

از آنجا که نزدیک به چهار دهه است در کشورهای غربی زندگی می کنم، چون بیشتر ایرانی های تبعیدی و یا مهاجر، هم نوروز و سال نوی ایرانی را برگزار می کنم و هم در این روزها با کاروان شادی مردمان این کشورها همراه می شوم .

امسال یلدای ما، این پیام آور نور و مهربانی، وقتی می آید که زادگاهش از اشک و اندوه رنجور است. زیباترین و شجاع ترین فرزندان سرزمین اش به دست دیوهایی از اعماق تاریکی بدر آمده به خاک و خون کشیده شده، و مردمان نیک دل اش داغدار چراغ هایی هستند که خاموش شده اند.

اما یلدا همچون همیشه می آید؛ بی هراسی از دیوان و تاریک دلان. می آید و اشک از رخ مردمان زادگاهش برمی گیرد، در دل آن ها گل امید و شادمانی می کارد، و نوید آمدن آن خورشیدی را می دهد که هیچ تاریکی توان ایستایی در مقابلش را ندارد.

یلدا می آید و به عنوان یکی از سمبل های فرهنگ خردمدار ایرانی، هر سال با نشان دادن عناصر طبیعت به یاد ما می آورد که همیشه در هر مبارزه ای با تاریکی و تلخی این روشنایی و شیرینی ست که پیروز می شود.

امروز امین قاسمی، مدیرکل میراث فرهنگی لرستان به خبرنگاران اطلاع داد که «پل تاریخی بهداری» توسط عوامل شهرداری ویران شد. به گفته ایشان «نیمه شب گذشته، (سه شنبه 14 آبان 98)، عوامل شهرداری خرم آباد بدون کسب مجوز و استعلام از اداره کل میراث فرهنگی نسبت به تخریب این پل تاریخی اقدام کردند که به محض اطلاع یگان حفاظت کل میراث فرهنگی عملیات متوقف شد»

باید توجه داشت که طبق قوانین موجود برای تخریب هر بنای تاریخی باید رسما و به طور کتبی اجازه نامه ای از میراث فرهنگی داشت. ولی پس از انقلاب اسلامی، به ويژه در دو ده گذشته این نوع ویرانی های عمدی به طور مرتب و در هر شهر و استانی اتفاق افتاده است. پروسه ویرانی و واکنش های سازمان میراث فرهنگی هم همیشه تقریبا یکسان و شبیه به هم بوده است: ابتدا سازه ای را ویران می کنند، بعد سازمان میراث فرهنگی داد و بیداد راه می اندازد و آن را متوقف می کند، و اعلام می کند که بدون اجازه آن ها این عمل صورت گرفته است، بعد ویران کنندگان اعلام می کنند که اجازه داشته اند، و در بسیاری از موارد سند کتبی هم نشان می دهند، و بعد از چند روز و حداکثر دوسه هفته سر و صداها می خوابد و در محل ویران شده ساختمان تازه ای، جاده ای، مجموعه آپارتمانی، و ... و ساخته می شوذ.

بازدید کننده گرامی، نوشته های هم میهنان که در این تارنما منتشر می شوند، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و بیانگر مواضع و دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگوی نظرات خود خواهند بود.

 

سرزمینمان ایران

iran25.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image13.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید