براساس گزارش هایی که این روزها ازایران می رسد « باغ و موزه ی هرندی» که می تواند یکی از مراکز مهم گردشگری کرمان باشد، کاملا متروک شده است. این باغ و بنای آن یکی از زیباترین آثار تاریخی دوران ناصرالدین شاه است که به دلیل بی توجهی عمدی مقامات میراث فرهنگی به وضعیت فلاکت باری درآمده و اگر وضع به همین گونه ادامه پیدا کند، با ویرانی فاصله ای ندارد.

تا قبل از انقلاب اسلامی خانه و باغ هرندی مثل بیشتر باغ های قدیمی و خانه های تاریخی ایران سلامت و سرپا بود. در پی انقلاب این خانه به حال خود رها شد. دوستداران میراث فرهنگی کرمان معتقدند که دلیل اصلی بی توجهی به این باغ، اهمیت تاریخی آن در ارتباط با رضاشاه می باشد؛ زیرا قدمت، سبک معماری ساختمان ها، ترتیب پلکان ها، حوض ها، جوی ها، باغچه ها و درختان کهن باغ به مراتب زیباتر از خانه ها و باغ های دیگری ست که سازمان میراث فرهنگی ازآن ها مراقبت می کند.

خانه هرندی، در واقع آخرین محل اقامتگاه رضاشاه قبل ترک ایران بوده است.

يکی از جشن های ایرانی که از دوران باستان تا به امروز با ما آمده، «تیرگان» است. مهم ترین دلیل ماندگاری جشن تیرگان، استوره ی زیبایی ست که در دل آن نهفته است: استوره ی آرش کمانگیر؛ مردی که ايرانیان را از جنگی چندين ساله نجات می دهد و، با انديشه ی والای انسانی و جانی عاشق، تبديل به یکی از قهرمانانان ملی سرزمين مان می شود.

این استوره از جنگی چندين ساله و سخت ميان ایران و توران می گوید. ايرانيان در اين نبرد در نقطه ای از مازندران در تنگنا قرار می گيرند و به فکر چاره می افتند و، برای جلوگيری از ضايعات بيشتر، عاقلانه می کوشند تا جنگ را تمام کنند. تورانيان نيز، خسته از جنگی فرسايشی، پيشنهاد خاتمه ی جنگ را می پذيرند. اما معلوم نيست که پس از پايان جنگ مرز دو کشور در کجا خواهد بود تا از آن پس ديگر به خاک يکديگر تجاوز نکنند. قرار می شود هر کدام تيری از کمان رها کنند و تير هر جا که فرود آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هيچ يک از دو کشور از آن فراتر نروند.

در چهل سال گذشته انقلابیون مسلمانِ حاکم برسرزمین مان، علاوه بر تحمیل و اجرای قوانین شرعیِ قرون وسطایی، هزارها اعلامیه و دستورهای عجیب و حیرت انگیز نوشته و صادر کرده اند که شبیه اش را جز در داستان های سورئالیستی در هیچ کجایی نمی توان پیدا کرد.

یکی از تازه ترین این دستورها را در نامه ای می توان دید، که چهارشنبه گذشته (اول خرداد 98) «محمدرضا علیرضایی» رییس شورای اسلامی ابیانه، به رییس اداره میراث فرهنگی شهرستان نطنز نوشته است. در این نامه علیرضایی از «حرمت شکنی و رفتار ناهنجار خارج از عرف اجتماعی و حرکات نابخردانه» گردشگران ابیانه ابراز نارضایتی شدید کرده و به مسئولین میراث فرهنگی دستور داده است تا پس از این «اجازه ندهند که هیچ گردشگری، به ويژه کسانی که گروهی وارد این دیار می شوند، بدون راهنمای مطلع و مطمئن در شهر رفت و آمد کنند». که البته کاملا روشن است که «راهنمای مطلع و مطمئن» باید بیشتر به یک مامور سخت گیر «بگیر و ببند» شبیه باشد تا یک راهنمای گردشگری.

پس از آتش سوزی در نوتردام پاریس، و سیل کمک های ثروتمندان فرانسه و سراسر دنیا برای دوباره سازی این بنای زیبای تاریخی، برخی از نشریات دولتی، با بی انصافی ایرانیان را مردمانی بی توجه به میراث فرهنگی و بی علاقه به وطن خودشان خوانده اند.

خبرگزاری مهر در مطلبی تحت عنوان «رگ میلیونرهای ایرانی برای حفظ میراث فرهنگی بیرون می‌زند؟» می نویسد: «مردمان کشورهای دیگر حاضرند از درآمد خود برای حفظ میراث کشورشان هزینه کنند اما چرا در ایران چنین افرادی پیدا نمی‌شوند. چرا هیچ وقت میلیونرها و میلیاردهای ایران دست به چنین کارهای خیرخواهانه برای حفظ میراث فرهنگی کشورشان نمی‌زنند؟ چرا میلیونرهای آنها دست به جیب می‌شوند و میلیونرهای ایرانی دست از جیب بیرون نمی‌آورند؟» (1)

یکی از نگرانی های این روزهای فرهنگ دوستان، علاوه بر ویرانی برخی از میراث فرهنگی و تاریخی ایران به دلیل سیل های اخیر، شنیدن خبر ریزش بخشی از سقف تاق کسرا ست؛ اثری استثنایی از دوران باستان که، علاوه بر جایگاه ويژه ای که در تاریخ ایرانیان دارد، به عنوان نمونه ای از تجربه های یگانه ی معماری مورد توجه اهل هنر و فرهنگ جهان بوده است.

          تاق کسرا، تا قبل از فرو ریختن حکومت دیکتاتوری صدام، به دلیل توجه دولت عراق آن زمان به میراث فرهنگی در راستای کشاندن توریست ها به عراق، وضعیت خوبی داشت. حتی اداره ی میراث فرهنگی عراق پرونده ی تاق کسرا را برای ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو آماده کرده بود. در عين حال از آنجا که صدام دشمن ایرانیان بود، می خواست تاق کسرا را، به عنوان نمادی از پیروزی اعراب صدر اسلام بر امپراتوری بزرگ ساسانیان، حفظ کند و به رخ ناسیونالیست های افراطی طرفدار خود بکشد.

هموطنان عزیز، دوستداران میراث فرهنگی

همزمان با جاری شدن سيل های اخير خبرهای ناگوار ديگری نيز درباره ی وضعیت برخی از آثار تاریخی و میراث های فرهنگی ایرانیان به دست ما می رسد مبنی بر اينکه، به دلیل بی توجهی و عدم نگاهداری و نگاهبانی مسئولین دولتی از اين آثار، صدماتی جدی به برخی از اين يادگارهای ارزشمند وارد آمده است. گذشته از خبرهای داخلی، در این روزها خبر بسیار تلخی داشته ایم که لازم می بینیم توجه جدی شما را به آن جلب کنیم.

آنطور که گفته می شود، بیش از یک متر از سقف يا تاق بنای عظیم و با شکوه تاق کسری، یا ایوان مداین، فرو ریخته و بخشی از تاق نیز ترک برداشته و خطر ریزش کامل آن هم وجود دارد.

تاق کسری، یا ایوان مداین، برجسته‌ترین یادگار دوران ساسانی، در «تیسفون» باستانی (عراق کنونی) قرار دارد و جزو معماری های استثنایی و زیبای جهانی شناخته می شود. این اثر اگر چه در ایران امروز قرار ندارد اما اثری ست ساخته ی نیاکان ما، و یکی از مهمترین بازماندگان هویت ایرانیان است. این اثر در جریان حمله اعراب دچار ویرانی شد و اشیای آن به غارت رفت.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

Image1022.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image25.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید