از روز گذشته نشریات فارسی زبان در داخل و خارج کشور خبری را منتشر کرده اند مبنی بر « حفر چاه های عمیق و برداشت آب‌های زیرزمینی در نزدیکی نقش رستم.» و همراه با ابراز نگرانی از این که «با وجود سابقه ی فرونشست زمین در نقش رستم و پیدایش شکاف‌های متعدد در محوطه ی این اثر، اقدام به چنین کاری خطر مضاعفی ست برای این بخش از میراث فرهنگی ایران». میراثی که در فهرست میراث جهانی یونسکو نیز به ثبت رسیده است.

این خبر اگر برای بسیاری از افراد تازگی داشته باشد، برای ما کوشندگان حفظ میراث فرهنگی تازه نیست. ما خوب می دانیم که این خبر هم مثل خبرهای دیگر میراث فرهنگی یکی دو روز بیشتر در رسانه ها نمی ماند و در میان این همه مصیبت هایی که حکومت اسلامی بر سر ایران و ایرانی آورده است، به سرعت از ذهن ها دور می شود.

درگاهشمار ایرانیان همه روزهای ماه نامی خاص خود داشت و روز سیزدهم هر ماه «تیر روز» نامیده می شد. مردمان در دوران باستان هر سال روز سیزدهم فروردین یعنی اولین «تیر روز» سال را به دشت و صحرا می رفتند و از «تیشتر» یا «ایزد باران» می خواستند که برکت و سبزی را به سرزمین شان ارزانی داشته و آن ها را از اهریمن خشکسالی در امان نگاهدارد. در واقع سیزده به در روزی بود که مردمان به بزرگداشت آن چه طبیعت به آن ها هدیه داده بود می پرداختند.

مردمان در این روز به شادخواری و شادنوشی و رقص و پایکوبی می پرداختند زیرا در آن زمان ها خدایان ایران همه شاد و مهربان بودند و هنوز کسی با خدایان عبوس و تلخ و جبار آشنا نشده بود.

 مقاله نخست - مجله کاوه

مجله کاوه از جمله مجلاتی است که در بزنگاه ورود ایران به عصر مدرن، تلاش می‌کرد ایرانیان را با تحولات آن روز اروپا آشنا کند و با انتشار مطالب و مقالات روشنگرانه پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران، سعی در احیا و زنده نگاه داشتن روحیات قومیت ایرانی و آمادگی بخشیدن به ایرانیان برای ورود به دنیای مدرن داشت. در شماره پنجم و ششم کاوه (۱۸ آوریل ۱۹۱۶) مقالاتی در رابطه با نوروز از جمله مطلبی از تقی‌زاده تبریزی و مقاله‌ای از پروفسور گایگر (خاورشناس آلمانی) به چاپ رسید. در شماره مذکور تقی‌زاده تبریزی در مقاله خود به «ترتیب حساب و تقویم ایرانی» و تاریخچه نوروز در عهد ساسانی

باد بهاری عطر رویش گلها را
در جام شیرین و تلخ زندگی میریزد
آنانکه هر بهار زبخت بلند خویش
بی درد و غم به آرزوی خود رسیده اند
وآنانکه در تمام بهاران بهاری ندیده اند
از تاک زندگی خوشه ای شیرین نچیده اند

 بنیاد میراث پاسارگاد، به رسم هر ساله ی خود، امسال نیز، در آستانه ی بزرگترین و مهم ترین عید و جشن ایرانیان، نامی را برای سالی که از راه می رسد انتخاب و پیشنهاد می کند. این انتخاب، تا کنون، در چارچوب نگاهداری و نگاهبانی از میراث های فرهنگی، تاریخی ایرانزمین بوده است

هدف بنیاد میراث پاسارگاد از این نامگذاری، برانگیختن توجه مردمان به ارزش های کم نظير فرهنگ خردمدار و مهرآفرین ایران از یک سو، و آگاه کردن آن ها از اعمال ویرانگرانه، تبعیض آلود و یا فرهنگ ستیزی ست که میراث های فرهنگی، تاریخی، و طبیعی مان را در خطر نابودی قرار داده اند.

امسال همانگونه که همگان آگاه هستند، نه تنها میراث های با ارزش ما، که در واقع کل سرزمین هزاران ساله مان، با همه ی طبیعت و جاندارانش، در خطری جدی قرار گرفته است:

در طول تاریخ 1400 ساله ای که از اشغال ایران، توسط اعراب نومسلمان، می گذرد متعصبین مذهبی همیشه با برگزاری جشن های ملی ایرانی، به دلایل مختلف، مخالفت کرده و یا به مرور، و به بهانه ی «ضد اسلامی بودن»، آن ها را ممنوع اعلام کرده اند. البته وقتی هم که زورشان نرسیده تا برگزاری جشنی را، همچون نوروز، ممنوع کنند، سعی کرده اند با جعل احادیث و نقل قول هایی دروغین از امام ها و پیامبر، آن را به خودشان بچسبانند که خوشبختانه در این مورد هم موفق نبوده اند و هیچ کدام از جشن های ملی ما که همگی شان سکولار و غیرمذهبی هستند، مذهبی نشده اند.

با این حال مادران و پدران ما در سده های گذشته گاه پنهان و گاه آشکار جشن های ملی خودشان را برگزار کرده و برخی از آن ها را، (چون مهرگان، یلدا، سده، نوروز، چهارشنبه سوری، سیزده به در)، برای ما تا به امروز زنده نگاهداشته اند.

بازدید کننده گرامی، نوشته های هم میهنان که در این تارنما منتشر می شوند، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و بیانگر مواضع و دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگوی نظرات خود خواهند بود.

 

سرزمینمان ایران

iran27.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image9.jpg

ازپشتیبانی مالی شما سپاسگزاریم