گفتگوی ویژه بامحبوبه حسین پور بنیانگذارکارزارمقابله بافحشای حکومتی(صیغه)درجمهوری اسلامی
به زودی و از 5 ژانویه 2016 رسما کارزار مبارزه با فحشای حکومتی (صیغه) در جمهوری اسلامی با همایشی در لس آنجلس آغاز به فعالیت میکند.
ایده نخست این کارزار را سرکار خانم محبوبه حسین پور مبارز سیاسی و فعال مبارزات مدنی بنیان نهاده است که به واسطه اعتراضات و افشاگریهای گسترده اش درباره ترور برادرش دکتر اردشیر حسین پور از دانشمندان هسته ای ایران که حاضر به همکاری با جمهوری اسلامی نبود، شناخته شده است.

در همین راستا و در آستانه کنفراس لس آنجلس با او گفتگویی داشته ایم که در چند شماره به شما تقدیم میشود:


1- خانم حسین پور ایده کارزار مقابله با صیغه و ازدواج اجباری را از چه زمانی در ذهن داشته اید و روی آن کار کردید؟
پاسخ- راستش بنحو عجیب تکان دهنده و در عین حال خنده داری، من در چهار برهه زندگی ام با این پدیده چندش انگیز مواجه شدم . اولین بار برمیگردد به حدود 50 سال قبل که من کودکی پنج ساله بودم که با خانواده و فامیل دسته جمعی سفری داشتیم به مشهد برای گذراندن تابستان و به اصطلاح آن روزگار رفته بودیم آب و هوا ! یک پیش از ظهری بود که با مادر و مادر بزرگ و خاله ام از زیارت بر می گشتیم . من و برادرم و دوتا پسر خاله ها داشتیم در صحن حرم برای کبوترها دانه می پاشیدیم که یکمرتبه فریاد پرخاش آمیز مادرم برخاست و متعاقبا یک سیلی بیخ گوش یک آخوند خواباند وآن مرد ریشو با عمامه سیاه و عبایی که زیر بغل زده بود قوزکرد وبدو زد وسط جمعیت !...در آن پچپچه خشم آلود بین این سه زن وناسزاهایی که زیر لب نثار میکردند کلمه « صیغه » بگوشم خورد و دانستم آن مرد سیلی خورده که مادرم او را « مرتیکه ناپاکزاده ! » و مادربزرگم «سیّد جّد تو کمرزده ! » و خاله ام «آخوند پاچه ورمالیده !» نامیدند چنین چیزی بمادرم گفته است !خوب یادم میاید که برای اولین بار نام شهر قم را هم در همین رابطه از بزرگترها به بدی شنیدم !
بعد ها که دختر نوجوانی بودم و مفاهیم عشق، ازدواج و روابط جنسی کم کم برایم روشن میشد مادر بزرگم که مثل بیشتر زنان آن نسل عابده و ساجده ای با ایمان بود بانفرت و شرم واستهزا از این مقوله گفت و خاطراتی از یک امام جمعه بنام « آسد مصطفی= آقاسید مصطفی » که در دوران جوانی او در منطقه کوهرنگ بختیاری برای خودش خدم و حشم داشته است نقل کرد که در آمد سرشار حضرتشان هم از راه صیغه یابی تامین میشده و اینکه خودش از تولید بمصرف داشته ! یعنی در اندرونی اش همیشه تعدادی زن صیغه ای بوده که در یک چرخه بازیافتی آنها را به صیغه مشتری بعدی در میاورده و با یک تیر دو نشان میزده و از یک زن درمانده دو نوع سو استفاده میکرده یعنی هم با صیغه کردن وی برای خودش بهره وری جنسی داشته و پس از مدتی با صیغه کردن وی برای مرد بعدی پول وجه المتعه ای را که به آن زن داده بوده بر می گردانده است !!!
مضحکه روزگار اینکه آغاز دوران دانشجویی دختری چون من که چنین تصاویر آزار دهنده ای از این پدیده خفت آور در ذهن داشت موضع سرسختانه ای بر علیه آن گرفته بود مصادف شد با دوران بسط و نشر صیغه در دانشگاههای انقلابی ایران به واسطه گری تئوریک - پراتیک هاشمی رفسنجانی ! من ورودی سال 1364 دانشگاه پهلوی ( شیراز) هستم و خطبه های نماز جمعه ایشان در همانسال چپ و راست به صیغه ومحاسن و فوایدش میپرداخت و پس لرزه های آن در کلاسهای دروس عمومی اجباری که بالغ بر 18 واحد تحت عناوین انقلاب اسلامی / اخلاق اسلامی / معارف اسلامی و از این دست بود روح و روان و غرورو فردیت زنانه ما را بر می آشفت چرا که مدرس مربوطه که غالبا معمم ّ و بعضا هم مردانی با سکنات و وجنات انقلابی بودند بحث را به ازدواج موقت و صیغه میکشاندند و دختران را بدان تشویق میکردند و دفاتر انجمن اسلامی در دانشگاه شیراز پاتوق این کسب و کار در بین دانشجویان حزب الهی بود ! و همه این مواعظ و مراسم برای این بود که یاد آوری کنند که بهره وری جنسی از یک زن در ازای پول نه تنها قانونی بلکه متعالی و مستحسن و مستحب است ! بطوریکه در راهروهای دانشکده ادبیات دانشگاه پهلوی شیراز زنجموره های صیغه طلبانه از دانشجویان پسر و حتی مردان متاهل ولایی و خط امامی شنیده میشد بنحویکه پس از20 سال منهم مثل مادرم ناچار شدم در محوطه دانشگاه زیر گوش یکی بخوابانم! که البته طرف با شیادی خاص انقلابی اش این عمل تدافعی مرا به عکس العمل قهر آمیزمن در برابر امر بمعروف تذکر حجاب تحریف کرد و پرونده ای برایم ساخت که سالها گرفتارش بودم !
یک دهه بعد از ورود به دانشگاه ازدواج کردم و چنان از شناعت این پدیده روبه تزاید کینه بدل داشتم که فلسفه مهریه در ازدواج را نیز سخیف یافتم ومهریه خود را یک دسته گل نرگس قرار دادم تا کمترین شباهتی به عرف و سنتّی که مادون شان زن میدانستم نداشته باشد . خانواده ام با غرور و همسرم با شیفتگی و دوست و آشنا با شگفتی با این تصمیم من مواجه شدند. اما اینبار بساط صیغه پشت در خانه ام پهن شد ! در همان ابتدای ازدواج ما مادر همسرم فوت کرد و پدرش که پیرمردی متشرّع بود و بواسطه کبر سن مهجور و متوهم شده بودشروع کرد به صیغه کردن ! سالها شاهد رنج بردن و جدال همسرم با پدرش برسر این معضل بودم که چگونه زنان خیابانی و معتاد از این طریق بزندگی خانواده همسرم راه پیدا میکردند و انواع سو استفاده و نابسامانی صورت میگرفت و تمسخرها درپی داشت و با وجود عدم صلاحیت و کفایت عقل آن پدر پیر تلاشهای پسر جوان سالم باسواد و با فرهنگ برای ممانعت از آن وضع رقّت بار بجایی نمیرسید که هیچ به بی دینی و کفر هم متهم میشد چرا که عملی قانونی و شرعی انجام گرفته و سنت ممدوحه اسلام جاری شده بود !
چنین شد که من از حدود دو دهه قبل سوگند یاد کردم که بطور جدیّ برای مبارزه بااین وهن جامعه ایرانی که عشق، عاطفه، وفاداری و همه ارزشهای انسانی که قاعدتا خانواده بر آن مبانی استوار است را زایل کرده و تا حد یک رابطه سخیف جسمانی -حیوانی تنزل داده وارد میدان شوم و آنرا بعنوان یک نقض آشکارنه فقط حقوق زنان بلکه جامعه انسانی بگوش جهانیان برسانم .

2-ریشه های این پدیده شوم از کجاست؟ آیازمینه های تاریخی دارد یا بحث مذهبی است؟
پاسخ- اگرما صیغه یا متعه را از یک زاویه کلی برقراری رابطه جنسی در قبال مشوقهای مالی بررسی کنیم تعریف یکسانی با روسپیگری پیدا میکند چرا که هدف در اینگونه روابط بر مبنای عشق و عاطفه واحداث کانون خانواده نیست بنا براین میتواند هر دو ریشه تاریخی - مذهبی را دارا باشد . روسپیگری یا تن فروشی از یکسو یکی از قدیمیترین مشاغل در جوامع بشری بوده و از سوی دیگرجنبه آیینی - مذهبی داشته است . هرودوت از دختران جوان در معابد بابلیان میگوید که برای جلب رضایت خدایان در قبال یک سکه به ایثار جسم خود می پرداخته اند و تمدن فنیقی و بین النهرین را خاستگاه تن فروشی مذهبی میداند. درهند باستان نیز روسپیگری آیینی در معابد وجود داشته و گیشاهای ژاپن نیز جزو تن فروشان آیینی اند . اما در یونان باستان زنان روسپی مستقل بوده و بعنوان شغل بدان مبادرت میکرده و مالیات هم می پرداخته اند . در مصر باستان نیزروسپیگری از مشاغل محسوب میشده است .

آنچه گفته شد در مورد جامعه ایران قبل از جمهوری اسلامی هم صدق میکند. بدین معنا که هم روسپیگری آیینی - در بر خی معابد آناهیتا - در ایران وجودداشته و هم روسپیگری حرفه ای مثل آنچه که جهانگرد فرانسوی شاردن در سفرنامه خود در مورد روسپی خانه های اصفهان آورده است . در دوره معاصر هم همگان از داستان شهر نوی تهران و محله جمشید و مکانهایی شبیه به آن در شهر های دیگر خبر داریم .
 واقعیت مسلم اینست که پس از سپری شدن دوران باستان در تمدنهای بشری همواره روسپیگری مذموم شناخته شده و بعنوان یک آسیب اجتماعی - اخلاقی هم از سوی نهاد های مذهبی همه ادیان و هم از جانب ساختارهای مدنی کشورهای مختلف مورد نفی و انکار بوده و قوانین سختی برای کنترل آن وضع شده است .بعنوان مثال میتوان ازممنوعیتهای کلیساهای کاتولیک و پروتستان نسبت به تن فروشی در اروپا و یا وضع برخی مجازات و محدویت برای آن در قوانین مدنی کشورهای اسکاندیناوی و آمریکا اشاره کرد.
اما حقایق موحش و خطرناکی که صیغه یا فحشا شرعی ( تن فروشی آیینی با فرمولی بس حقیرتر و مستهلک تر ازدوران باستان ) را در جمهوری اسلامی ورای ریشه های تاریخی- مذهبی معمول در جوامع بشری مطرح میکند عبارت میباشد از

الف )حمایت همه جانبه ایدئولوژیک - استراتژیک حکومت از آن

ب) تقلیل رسمی و قانونی مقام زنان بطور کلی به موجودی برای دفع شهوات مردان متعدد

ج) تشویق امیال جنسی مردان به تنوع طلبی

د) تخریب نهاد خانواده و پایبندی وحس مسئولیت

ه) تولید بچه هایی فاقد هویت و سرنوشت مشخص در این رابطه هایی که رسما بر پایه ناپایداری و هوسرانی و نیز استیصال آغازشده اند.

این مولفه هاست که در کمال شوربختی پدیده صیغه در ایران پسا شورش 57 را نه فقط درسراسر جهان به برچسب انحصاری کشور ما تبدیل کرده که حتی در میان کشورهای مسلمان سنی مذهب هم مشخصه منفور منحصر بفردی محسوب میشود.

ادامه دارد

برگرفته از ایرانشهر

مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود

 

سرزمینمان ایران

iran14.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image20.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید