نخست لازم است چگونگی باروری و ریشه گرفتن مقوله حقوق بشر و بوجود آمدن منشا آنرا از دیدگاه تاریخی بدان نظری داشت تا بتوان با دریافت اطلاعات اولیه آن، نه تنها وضعیت و موقعیت جوامع درزمینه شناخت نوع و محتوای فرهنگی که شامل: سنتها، آداب و رسوم و رفتار اجتماعیشان بر اساس وجود نوع و محتوای چنین پدیده فردی- اجتماعی ابتدایی هرچند محدود ورایج در دوران بسیار دور را تا حدودی باز شناسی نمود، بلکه در ادامه این پروسه تاریخی و با توجه بر تغییرات و بویژه تحولات و تبدیلات آن که در زمانهای بسیار دور در مراحل نخستین یا بعبارتی دیگر، مراحل نوزادی و کودکی خود را میگذارنده مورد بررسی قرار داد.

در ادامه آن، دردوران یا اعصار و قرون بعدی، چگونه انسانها و بر اساس چه تغییرات فرهنگی، باتوجه بر رشد اندیشه خود، در هزاره ها پس ازدوران گذشته توانسته اند به شکل امروزی آن دست یابند. این نکته خود، قابل بررسی و مطالعه و واکاوی می باشد تا ما بتوانیم نوع تفکر و یا اندیشه انسانها را در جوامع مختلف با در نظر گرفتن موقعیتهای زیستی آنها از دیدگاه جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم. در این راستا لازم میدانم از فرهنگ و تمدنهای گذشته از شرق گرفته تا به غرب که بتدریج این ریشه ها با آبیاری اندیشه ها به توانمندی خویش رسیده و تحولاتی همراه با نوآوریها از سه سده گذشته تاکنون در پهنه و گستره این کره آبی - خاکی بدان دست یافته است نگاهی کوتاه و مختصربه آن داشته باشیم.

روز یکشنبه ۱۷ دی‌ماه ۹۷، پیکرِ بی‌جانِ «زهرا نویدپور»، شاکیِ پرونده‌ی تجاوز و آزار جنسی از طرف «سلمان خدادادی» ـ نماینده‌ی مجلس شورای اسلامی ـ در منزل مادرش پیدا شد. درحالی‌که آخرین اخبار نشان می‌دهد، در تاریخ ۱۴ مهرماه سال جاری جلسه‌ی سوم دادگاه رسیدگی به شکایت زهرا نویدپور از سلمان خدادادی تشکیل شد و در این جلسه متهم تمام اتهامات را پذیرفت و با قرار وثیقه‌ی 200 میلیون تومانی، مقرر شد که دادگاه ظرف ده روز رأی نهایی خود را صادر نماید؛ اما از آن تاریخ تا امروز، هرگز دادگاه دیگری تشکیل نشد و علی‌رغم پی‌گیری‌های زهرا ارگان‌های درگیر در این پرونده از شورای نگهبان گرفته تا کمیسیون نظارت بر رفتار نماینده‌گان مجلس و قوه‌ی قضاییه، هیچ‌یک پاسخگو نبوده‌اند.

از شما جانبدربردگان شکنجه، زندانیان سیاسی، خانواده های زندانیان سیاسی و جانباختگان و از شما مردم آزادیخواه دعوت می‌کنیم با اعلام کیفرخواست خود در کارزار شرکت نمایید.
کارزار ‘من هم شکنجه شدم’ در ادامه کیفرخواست اسماعیل بخشی نماینده محبوب کارگران نیشکر هفت تپه علیه شکنجه شدنش در زندان و انتشار نامه سرگشاده‌ به وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی اعلام شده است. اسماعیل بخشی شکنجه‌های اعمال شده نسبت به خود و همه فعالان اجتماعی را به پرچم اعتراضی چالش دستگاه سرکوب و زندان و شکنجه جمهوری اسلامی بدل کرده است. چندین میلیون نفر مانند اسماعیل بخشی در زندان‌ها توسط حکومت اسلامی در ایران شکنجه شده اند کارزار ‘من هم شکنجه شدم’ باید به ظرفی برای انعکاس صدای تمام این زنان و مردان، این جوانان و کودکانی تبدیل شود که در زندانهای شهرهای ایران. شب و روز را تحت شکنجه جسمی و روحی سپری کردند. باید صدای خانواده هایی باشد که جگر گوشه هایشان را زیر شکنجه این جلادان از دست دادند.

آقای اسماعیل بخشی نماینده کارگران هفت تپه در تاریخ 27 آبان ماه 1397 توسط ماموران حکومت اسلامی دستگیر و نزدیک به یکماه مورد شکنجه روحی و جسمی وحشیانه و غیرانسانی قرار گرفت.
شکنجه، سرکوب و تجاوز به حقوق انسانی شهروندان ایران، پیشنه ای ۴۰ساله دارد۔ رژیم حاکم بر ایران در دسامبر ۲۰۱۸توسط ۸۴کشور در مجمع عمومی سازمان ملل به خاطر نقض حقوق بشر در ایران برای چندمین بار محکوم شد.
ما امضاء کنندگان بیانیه زیر، بعنوان بخشی از کنشگران سیاسی, اجتماعی و فرهنگی ایران که شاهد سیاست های سرکوبگرانه و نقض حقوق بشر توسط حکومت اسلامی بوده و توحش، تبعیض، جنایت و بربریت حکومت اسلامی را بخش جدائی ناپذیر از این نظام می دانیم، از “شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد” می خواهیم که جنایات حکومت اسلامی در ایران را محکوم کرده و درخواست ما مبنی بر، اعزام هیئتی به نمایندگی نهاد حقوق بشر سازمان ملل بهمراه یک تیم پزشکی برای دیدار حضوری، گفتگو و معاینه کامل پزشکی آقای اسماعیل بخشی را بپذیرند.
ما از آقای جاوید رحمان، گزارشگر ویژه در حوزه “حقوق بشر ایران” می خواهیم هرچه زودتر تدارک دیدار حضوری هیئتی با آقای اسماعیل بخشی را فراهم کنند
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

۸۳ سال از تصویب قانون «کشف حجاب» در تاریخ ۱۷ دی ۱۳۱۴می‌گذرد. قانونی که مخالفان ردیف اول آن، روحانیت مرتجع و آخوندهای خشک‌اندیش و قرون وسطایی هستند. مبتکران و مدافعانش از یکسو رضاشاه و پایوران روشنفکری بودند که در دولت و نهادهای مختلف از اقدامات متجددانه‌ی وی حمایت می‌کردند و از سوی دیگر گروه اندکی از روشنگران جامعه مانند پروین اعتصامی و ایرج میرزا و زنان و مردانی که با تشکیل مدرسه‌های دخترانه برای به در آوردن زن ایرانی از «اندرونی» تلاش می‌کردند.

«حجاب» تحمیلی از سوی «دکانداران دین» و جامعه سنتی، آنهم به صورت چادر و چاقچور قجری، به راستی مانعی جدی بر سر راه مشارکت زنان در زندگی اجتماعی بود. ایران نمی‌توانست قدم در جاده‌ی پیشرفت اقتصادی بگذارد در حالی که نیمی از جامعه بدون نعمت سواد و آموزش، به صورت «نانخور» در اندرونی‌ها محبوس بودند و امکان مشارکت در سازندگی جامعه را نداشتند. کشورهای غربی دست کم دو قرن پیش از آن و همگام با روند صنعتی شدن، راه آموزش همگانی و در نتیجه تلاش برای برابری حقوقی زن و مرد را در پیش گرفته بودند.


محدود کردن و یا نادیده گرفتن حق طبیعی یک انسان به دست انسانهای دیگر داستان غم انگیز زندگی انسان بر روی زمین است. با پیشرفت جامعه های بشری و توسعه علم و فلسفه، نگاه انسان به انسان دیگر و رعایت حقوق انسانی پیشرفت کرد و با پیدایش مکتب هایی مانند اومانیسم ( اصالت فرد) پایه های دانش جامعه شناسی مدرن بنا نهاده شد. در تعریف امروزی حقوق اولیه انسانها بر پایه ی اصالت ذات اوست و نرم کهنه اصالت ویژگیهای جنسی، قبیله ای، قومی، زبانی، دینی، مذهبی و تمایلات سیاسی، برای ارزش گذاری حقوق انسانها، بکلی نا پذیرفتنی است. شوربختانه، با وجود همه ی این دگرگونی ها در دنیای آزاد، هنوز هم شاهد نقض روزمره حقوق بشر میلیونها انسان بیگناه در سراسر جهان هستیم.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

iran19.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image6.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید