در روزهای اخیر شعار «رفراندم، رفراندم» هم در برخی از شهرهای ایران شنیده می شود و هم بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور تمام قد پشت این شعار رفته است. پرسش اصلی این است آیا رفراندم در شرایط فعلی راهکار کاربردی دارد؟

شرایط فعلی چیست؟
اکنون پایه های قدرت بر اثر اعتراضات مردمی ترک خورده است. توهم بخش مهمی از طبقات پایین و طبقه متوسط جامعه نسبت به حکومت فرو ریخته است. برای کسانی که در فضای عمومی به خیابان ها آمده اند، تمایزی بین اصلاح طلبان و اصول گرایان از زاویه راهبردی و برون رفت از بحران فعلی وجود ندارد. آنان متوجه شده اند که بدون تغییر نظام سیاسی و انتقال قدرت راهی برای دگرگونی وجود ندارد. به این دلیل شعارها متوجه نوک پیکان کشتی نظام است که در «خامنه ای حیا کن، حکومتو رها کن»، «آقا حکومت می کند، مردم گدایی می کند» یا «مرگ بر دیکتاتور» تبلور پیدا می کند. در چنین شرایطی پایه های قدرت ترک خورده است، اما نهادهای نظامی برای سرکوب مانند نیروهای انتظامی، سپاه، بسیج و ارتش هنوز دست نخورده باقی است، هنوز شورش های جدی در نهادهای نظامی و پشت کردن به حکومت حداقل علنی نشده است.


پس از خیزش ملی و اعتراض ها و تظاهرات دلیرانه مردم در گوشه و کنار کشور، دو مطلب اساسی بر همگان روشنتر شد، یکی اینکه استمرارطلبان نظام، (اصلاح طلبان)، بصورت مشخص و روشن موضع شان را در قبال سرکوب و استبداد نشان دادند و دیگر آنکه بدون هیچ شکی ملت عبورشان از جمهوری اسلامیرا اعلام کردند.  این نکته را مردم در یک ” رفراندوم ” عملی در مصیبت زلزله کرمانشاه بخوبی و روشنی نشان دادند. ملت ایران چنان به یاری یکدیگر شتافتند كه جای قدردانی و افتخار برای تمامی هموطنان شد. ولی در این مصیبت ملی، مردم حتی حاضر نشدند که کمک هایشان را از طریق سازمانهای دولتی و یا نهادهای وابسته به نظام به منطقه زلزله زده ارسال کنند.


در بیست دوم بهمن 1357 دین اسلام و یا بقول رستم فرخزاد، فرمانده ارتش ایران در دوران باستان، "کیش اهریمنی،" برای بار دوم سر زمین ایران را مورد تاخت و تاز خود قرار داد. اگر در بار نخست در لباس بیگانه در مرزهای ایران ظاهر گردید و بر نظامی پوسیده و در حال از هم گسیختگی پیروز شد، در دفعه ثانی از درون شبیخون زد و حکومت شاهنشاهی را که به ضعف و سستی گراییده بود، در هم فرو ریخت. اگر در تاخت و تاز اول در چهارده قرن پیش از این(651 میلادی)، تازیان پرچم سیاه اسلام برافراشته و با سپاه ایران بفرماندهی رستم فرخزاد روی در روی گردیدند، در هجوم اخیر، تازیان بومی پرچم کیش اهریمنی را در پس بیرق آزادی و استقلال پنهان ساخته و موذیانه به سوی  کسب قدرت خزید ن گرفتند . از اینرو بر خلاف نخستین بار که سالیان دراز با نفرت و مقاومت ایرانیان روبرو شده بودند،  اینبار تازیان بومی نه تنها مقاومتی در برابر خود ندید بلکه با استقبال و خوشآمد گویی ملت از یکطرف و تسلیم سران سپاهیان شاهی از طرف دیگر روی در روی شدند. چه بختی؟



ترسم، "امام"12+2 ، خداوند یکتا و یگانه، سید علی خامنه ای که چون بختکی بس بسیار سنگین و خبیث و خشن، بر سینه ملت ایران خود را سخت چسبانده و بر گلویش چنگ اندخته است، به مرگ طبیعی به "اسفل سافلین" واصل نشود و بسرنوشتی بسی بسیار ناگوارتر از سرنوشت پهلوی دوم، دچار گردد. آیا هرگز شاهنشاه آریا مهر فکر میکرد ملتی را که خود "پدر تاجدار" آن میدانست در آن وضعیت اسف بار ترک کند و پس از کوتاه مدتی سرگردانی، در کشوری بیگانه دفن گردد؟ گیرم اگر هم چنین نشود. اما، خاطر باید آسوده داشت، زمینی که خدا خامنه ای در آن دفن گردد، جا بجا خواهد شد. هماکنون، همگان از پیش بینی پیامبرگونه ولی فقیه، هنگامی که از گدائی عبور میکرد که بدست خبرگان روحانی، بشاهی برسد، بر زبان رانده است، آگاه و با خبراند. که او گفته بوده است "باید خون گریست" بحال ملتی که من رهبر آن بشوم.


خیزش دی ماه ۹۶ با گستردگی قابل توجه (حدود ۱۰۰ شهر) و شعارهای روشن ضد حکومتی، ضد روحانیت و هواداری از نظام پادشاهی بسیاری از ناظران مسائل ایران را شگفت‌زده کرد. این خیزش مشترکاتی با دیگر جنبش‌ها و اعتراضات در ۱۵۰ سال گذشته در ایران دارد، مثل تفاوت در شعارها و مطالبات آغازین و انتهایی آن، اصرار حکومت به بردن آنها به سمت خشونت، و نسبت دادن آنها به خارجی‌ها.

حرکت اعتراضی با اشاره به مشکلات معیشتی آغاز شد اما به نفی نظام انجامید همان طور که جنبش سبز با "رای من کو" آغاز شد اما به نفی ولایت فقیه انجامید. حرکت اعتراضی سال ۵۷ نیز نخست از شاه می‌خواست سلطنت کند و نه حکومت اما به براندازی انجامید.



آغاز یک پایان فرا رسیده و ناقوس مرگ نظام ولایت هم در سراسر کشور وجهان طنین افکن گردیده است. چرا که این خیزش خود جوش و ناگهانی دو عرصه را هدف قرار داده است، عرصه دین و قدرت. شعاری بهتر از "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" نمیتواند بازتابنده این واقعیت باشد. جرقه این آغاز و یا آتش فرا گیر، در خطه خراسان بوسیله حجت السلام علم الهدا، امام جمعه و فرمانروای مطلق شهر "مقدس" مشهد و متولی استان رضوی،  یکی از ثروتمندترین کنسرسیومها در  ایران و منطقه ، ابراهیم رئیسی، فرشته مقرب بارگاه خدا خامنه ای زده شد. بسی بسیار غره بخود، حجت الاسلامها، حتی نمیتوانستند حدس بزنند در کنار انبار باروت جرقه را میزنند و خرمن خشم مردم را بآتشی میکشند، آتشی که زبانه میکشد و بسرعت گسترش مییابد. چنین نیز شد. چیزی بطول نکشید که بعداز مشهد آتش، طبق گزارشهای رسمی، حدا اقل به 40 شهر کوچک، شهرهایی که در سه دهه پیش، قصبه ای بیش نبودند سرایت نمود.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

iran8.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image14.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید