اینکه بگوئیم شرایط زندگی بسرعت بسوی تاریکی و تندگدستی به پیش میراند، یک پیشگویی پیامبرانه نیست، بلکه بیان یک واقعیت تاریخی است ناظر بر "پسروی،" از بدو تاسیس حکومت اسلامی تا زمان حال. بدشواری میتوان یکدوره چند ساله را در این چهل سال برگزید که لزوما بهتر از دوران ما قبل خود بوده باشد. صرفنظر از معیاری که برای اندازه گیری این پسروی برگزیده شود و چه خطوط قرمزی را ترسیم کنیم، و یاچه نرخ و درصدی را بکار کیریم، نرخ و درصد گرانی و بیکاری، تخریب محیط زیست و پیشرفت خشکزاری، توسعه فساد و فحشا و زوال اخلاقی، همه بازتابنده فرآیندی ست بسوی، پس روی، بسوی افول و سفوط. منحنی ارزش ریال و یا پول ملی، یعنی پولی  که بازتابنده ارزش کار یک ملت است، نسبت به ارزش دلار شاید بتواند اندازه گیری چهل سال پسروی را قابل تصور نماید. ارزش ریال نسبت بدلار چهل سال است که در حال نزول بوده است و هنوز هم هست. دلار هفت تومنی در 1357 بنا بر روایات غیر رسمی در هفته های اخیر از مرزهشت هزار تومن هم گذشته است و این روند، بنا بر تخمین کارشناسان، در آینده نیز ادامه خواهد یافت. حکومت اسلامی نیز همان روندی را طی کرده است و میکند که پول ملی ما طی کرده است.


سال هاست که از برقراری هر ساله ی مراسم روز قدس در ایران می گذرد. اما به باور من نه تنها جوان های متولد شده در این سال ها، که بسیاری از هم نسل های ما هم  نمی دانند که اگرچه روز قدس دارای آدرسی عوضی بعنوان «حمایت از فلسطینیان» است اما ریشه در اهداف سلطه طلبانه جمهوری اسلامی برای گسترش نفوذ حکومت اسلامی در خاورميانه، و جنگ افروزی برای تحقق رؤيای آیت الله خمینی، یعنی ايجاد امپراتوری اسلامی بصورت احيای خلافت عثمانی يا سلطنت شيعه ی صفوی، دارد.

تاریخ سرزمین قدس یا بیت المقدس

«قدس» یا «بیت المقدس»، یا «اورشلیم» کنونی، قبل  از این که جایگاهی مقدس شناخته شود نام های مختلفی داشته از جمله بیوس، کادس، سالم، و روسلیم و ...  با تاریخی چند هزار ساله که در طول آن اين سرزمين به دست حکومت های مختلفی تصرف و اداره شده است. اولین کشوری که نامش به عنوان صاحب «روسلیم» در تاریخ می آید مصر زمان فراغنه است که سپس به تصرف داود نبی و سلیمان نبی در می آید. حکومت خودمختار اين سرزمين در زمان سلیمان نبی صاحب تشکیلات و سازمانی سیاسی شده و معبدی در آن ساخته می شود؛ معبدی که بعدها سه مذهب یهودی، مسیحی و اسلام آن را مقدس شناختند.


هنوز چند ماهی از خیزش دی‌ماه نمی گذرد، که بلندگوهای رهبرانی که در حال بستن چمدان‌ها بودند، تا بر دوش "توده‌های کف خیابانی" به ایران بازگردند، خاموش شده است. رهبران خود خواندۀ ملت ایران دوباره همچون چهل سال گذشته به مشغولیت پیشین خود یعنی "بررسی اوضاع ایران و جهان" بازگشته اند!  برای آنان خیزش دی‌ماه همچون خیزش‌های پیشین به تاریخ پیوسته است  و این بار نیز مانند گذشته تنها داغ از دست دادن عزیزی در دل خانواده‌های کشته‌شدگان  بجا خواهد ماند. شگفت انگیز آنکه این رهبران هنوز هم امیدوارند که   جنبش مردم ایران روزی گوی قدرت را به دامان‌شان اندازد، اما از اینکه به عنوان رهبر سیاسی برای خیزش‌های سرکوب شده و مقاومت بی‌فرجام مردم   مسئولیتی به عهده گیرند، فرسنگ ها بدورند.


 ملّی‌گرایی مقصودی (۱) را جز رفع پراکندگی و برطرف کردن اختلافات میان ایرانیان دنبال نمی­‌کند؛ آنچه در طول بیش از یک سده کشور را همراه با اید­ئولوژی‌­های متفاوتی چون کمونیزم، فاشیزم، سوسیالیزم، اسلامیزم و… فرهنگ و تمدن ایران را به انحطاط کشیده است. انحطاطی که جامعه‌­ی صلحجو، قانع، بردبار، همدل و همبسته ایرانیان را تا لبه‌­ی پرتگاه بی­‌هویتی و بی‌­فرهنگی کشانیده است.

چون هر اید­ئولوژی خود را حقیقت مطلق می­‌شمارد. حقیقت مطلق چون نقدپذیرنیست (سقراط) به پراکندگی اندیشه دامن می­‌زند. درست به این علّت نیز بایستی در برابر هر ایدئولوژی ایستادگی کرد. تا افراد جامعه بی­‌اراده نشوند، تا تابع کوک اید­ئولوژی نگردند. در۴۰ سال گذشته ولایت فقیه سعی بسیار در کوکی کردن ایرانیان داشته است.


جنگ نعمت الهی است (امام خمینی)

در مورد این جمله ماندگار ِ امام ِ امت حرف و حدیث زیاد است اما آنچه که ظاهرا همگی در آن متفق القول هستند، نوع ِ نعمتی است که به جانشینان ولیعصر عطا گردیده ، از مصادره بلدوزر و لودر امت در جنگ و تحت عنوان مفقود یا متلاشی شروع شد و تا پست ، مقام ، منصب ، حذف کنکور ، اساتید ِ و هیئت علمی رزمنده و انصار و اعوان رزمنده و غیره تا رانت و رشوه برای قشر ِ خاص ادامه دارد. همه این موارد جزو آثار ِ ماتاخر ِ جنگ هستند که هنوز بسیاری از آنها خودشان را نشان نداده اند و بی شک تا نسلها هم ادامه خواهند داشت. فقط یک موردشان اینکه وضعیت ِ رشد تصاعدیِ تحصیل کردگانی که تحت ِ تربیت ِ همین اساتید ِ رزمنده و بسیجی و غیره بوده اند و تا نبیره من ِ نوعی باید توسط اعوان ِ همین اقشار درمان ، تدریس و تعلیم ببینند و زندگی کنند.


(در ابتدا باید آشکار کنم که من عدوی تو نیستم، انکار شیوه کار توام!)

چند روزیست که "اصلاح طلبان حکومتی" با طرح اتهام و هجمه گسترده به اپوزیسیون نظام، سخت در تقلا هستند تا برای نظامی که آنها را طرد کرده است دایه های مهربان تر از مادر بشوند. البته نمی توان از واژه "کاسه داغتر از آش" در مورد آنها استفاده کرد. زیرا آنها در هر حال خود را نخود همان آش می دانند و نه کاسه چینی و شکننده که مدتهاست این آش شور را در خود جای داده است. آشی که بعد از گذر چهل ساله ماندگی و کپک زدگی اینگونه شور و بیمزه شده است. زیرا آشپزهای مختلف نظام از هر دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب در ریختن نمک به داخل این "آش شور" جهت عزیر و دردانه نمایان کردن  خویش همانند خاله خرسه مهربان به رقابتی تنگاتنگ اما نابرابر مشغول بوده و هستند.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

kasra2.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image19.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید