بازدید کننده گرامی، لطفا نوشته های خود را برای انتشار در این تارنما به ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید  بفرستید

 

گفتیم که سیل آمد و خروشان هم آمد، چه خسارتها و ویرانی ها که ببار نیاورد، چه خانوارهایی را بی خانمان و بی ملجا و پناه نکرد، متاسفانه اما نظام منحوس "اهریمنی" دین اسلام، دینی که مظهر آن روحانیت است برهبری فقاهت، از بیخ و بن بر نکند و با خود بزباله دان تاریخ نبرد. افسوس که در دوران اساطیر زندگی نمیکنیم. چه همه مصیبت ها و نکبت ها از نظامی بر میخیزد که مهر "تقدس" بر خود کوبیده است. همه فریادها را نه بر سر امریکا که باید بر سر نظامی بر کشید که بر سریر "معصومیت" و "مظلومیت" بنیاد گذاشته شده است. در چنین جامعه مقدسی ست که یک بارندگی شدید و نا گهانی، سیل آب سراسر کشور را می پوشاند.  چه بخوبی معلوم شده است که الویت های نظام حاکم نه حفظ جان و مال مردم در دوران بحران و سیل و طوفان و حوادث طبیعی، بلکه توسعه و تعمیق نهادها و سازمانهای دینی دارای الویت اند، بویژه نهادها حوزه ای که زمانی با پرداخت "وجوه" به مراجع تقلید مدیریت میشد.

این سیل، متاسفانه نظام ولایت را از جا بر نکند و با خود نبرد، اما، بر آن مهر باطل نهاد که شاید مرحمی باشد بر زخمهای عمیقی که این سیل بر جا گذشته است. این بدان معنا ست که این سیل نشان داد که نظام ولایت برغم ادعای ش بر حفظ امنیت کشور، امنیتی که برای تامین آن باید دست بآتش افروزی در منطقه بزند، کوچکترین مسئولیتی در باره حفظ جان و مال شهروندان کشور احساس نمیکند. که این نظام بار دیگر نشان داد که حفظ جان و مال ملت در برابر پدیده های ویرانگر طبیعت، در برنامه ریزی ها و پروژه های نظام ولایت، هرگز دارای الویت نبوده و نیستند. همین بس که به بودجه ای که مدیریت بحران کشور در مقایسه با بودجه ایکه به مرکز خدمات حوزه های علمیه، در بودجه کشور تخصیص داده شده است، بنگریم. بنا بر گزارش ایران وایر " بودجه مرکز خدمات حوزه‌های علمیه؛ ۸۰ برابر بودجه مدیریت بحران کشور" در بودجه کشور منظور شده است. این بدان معناست که موسسات دینی و مذهبی کوچکترین و بی اهمیت ترینشان دارای  بودجه ای هستند چندین برابر بودجه مدیریت بحران( لیست ایران وایر از مقایسه بودجه سازمانهای مذهبی در برابر بودجه مدیریت بحران کشور را در پایان مطلب مشاهده کنید).*

در تقویم سازمان ملل، روز ۲۴ مارس، «روز جهانی حق حقیقت{یابی} در مورد نقض حقوق بشر، و شأن قربانیان» * نام دارد. این روز، که به پاس اقدامات انساندوستانه‌ی «اسکار آرنولفو رومرو»، اسقف اعظم السالوادور، نام گزاری شده، به این دلیل است که در دوران جنگ‌های داخلی السالوادور، که از سال ۱۹۷۹ شروع شد، او در مقابل حکومت وقت ایستاد و نقض حقوق بشر را محکوم کرد. این مرد روحانی بارها سربازان را مورد خطاب قرار داده و از آن‌ها خواست «دستور تیراندازی به سوی مردم را اطاعت نکنند»؛ و بالاخره هم جانش را بر سر انساندوستی‌اش از دست داد. او پس از این که بارها از سوی حکومت به مرگ تهدید شد، در ماه مارس ۱۹۸۰ در مقابل کلیسای مرکزی شهر به وسیله‌ی عوامل حکومتی به قتل رسید.

اول، سالی که گذشت، سال ادامه حیزش و فریاد بود از اواخر سال پیشتر، سال "فریاد" بود "از این همه بیداد،" سال  محنت و سختی بود  و درد و رنج بیشتر، فقرو فساد عمیقتر، اعتیاد و فحشای گسترده تر. سالی که گذشت، سال ویرانی محیط زیست بود غارت های بزرگ میلیاردی.
 سال که گذشت، سال بحرانهایی بود که همزمان گریبان نظام را برگرفته و تنفس را بر آن دشوار ساخت. سالی که گذشت، سال ادامه آتش افروزی نظام بود و پروردن رویای برافراشتن پرچم  کیش "اهریمنی" در منطقه، از عراق و یمن گرفته تا لبنان و سوریه با ابزار موشک پرانی  و فشفشه، بدست کسانی که  از کار گل بسرداری رسیده اند  و فرماندهی. سال گذشته همچنان سال افتخار نظام بود بر کوبیدن بر طبل تو خالی، سال مبالغه و یاوه گویی، سال لاف و گزاف و بر حسب معمول سال تداوم ریا وفریبکاری، مکر وخدعه الهی که این "دشمن" بد خیم، "شیطان" است مسئول همه نکبتها و مصیبتها، نه رهبران و روسا و وزیران و مدیرانی که همه علم و دانش و خود بر گرفته اند تنها از یک کتاب، کتابی آسمانی در بر گیرنده  همه آنچه تا کنون بشر آموخته است و در آینده خواهد آموخت. مهم نیست رئیس و مدیر عمامه بسر و یا پیرهن یقه کوتاه بتن دارد، مهم آن است که کلام الله را بکار گیرد در مدیریت، چه در عرصه عدالت و دادگستری و چه در عرصه افتصاد و دیپلماسی بین الملی، چنانکه گویی در قران "مقدس" هم درس حقوق بشری آموخته است و هم درس مملکتداری و صنعت و تکنولوژی و هم درس جاسوسی و خبرچینی.

 بعد از معرفی «همسر چهارم» فردی که خود را «نظریه پرداز مستقل و شجاع» معرفی می‌کند، به عنوان «متهم فراری در پرونده یک اختلاس نجومی»، و پیش از آن، پخش دو برنامه تلویزیونی دست پخت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، و چند روز بعد، زدن بر چسب «باسوادترین رهبر تاریخ ایران» بر پیشانی خمینی از سوی «اسلام شناس دین فروش»، وضعیت بحرانی حکومت تهران به حاشیه رانده و رسانه‌های داخلی و خارج از کشور صحنه افشاگری‌های جناحی و زد و خوردهای تن به تن و گروهی شد!

اگر چه تماشای ساق پای عریان عروس راستی، بیرون افتاده از حجاب، و دیدن دم آلوده به سرشیر روباه حیله‌گر، از زیر عبای رشک و ریا، فرصتی است مغتنم، شوربختانه روی دیگر سکه، بر گرفتن چشم‌ها از کارزار حکومت است که با تدارک این ترفندها وقت می‌خرد.

 اینجایی که دوزخی ست برای "حقیقت،" برای راستی و درستی، برای عفاف و نجابت، اینجائی که "معصوم" و"مظلوم،" فریبکارترین اند و سفاکترین و بیرحمترین؟ اینجایی که امام، یزید میشود و یزید، امام؟
چگونه باینجا رسیدیم، اینجائی که بایدها و نبایدها، حرام ها و حلال ها، هم دینی اند و هم سیاسی، یکی بیانگر رابطه بین خداوند بی همتا، الله است و "بنده،" دیگری بازتابنده رابطه فرمانروا است و فرمانبر و نیز رابطه حاکم و محکوم. اما، هردو مشترکا، دین و قدرت، هیچ نجویند مگر "تسلیم" و "اطاعت" و فرمانبری.
براستی چگونه باینجا رسیدیم، باینجایی که جامعه ما تا بیخ و بن گندیده، ظلم و ستم، فساد و فحشا، فقر وتنگدستی، سراسر آنرا فرا گرفته و ناقوس خروج امام عج از غیبت را بصدا درآورده است.
به یقین از آن زمان که تسلیم و اطاعت در عبادت و عبودیت در برابر الله، خداوند یکتا، برضایت خاطر، تبدیل شد به تسلیم و اطاعت، بضرب تیغ و تازیانه، بضرب شمشیر و شلاق، بضرب زندان و شکنجه، بضرب اعدام و حد زنی در ملا عام، بضرب قتل عام ها چه در بیرون و چه در درون زندانها.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

iran9.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image3.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید