یادداشت اخیر شاهزاده رضا پهلوی با عنوان «سرزمینمان را پس خواهیم گرفت» که همزمان در وال‌استریت ژورنال و رادیو فردا منتشر شد، به قول سعدی بزرگ بهانه به دست: «…جماعتی افسرده‌ی دلمرده، ره از عالم صورت به عالم معنی نبرده» داد تا به روال همیشگی خود، بدون اندیشه در معنای سخن، فقط به دلیل عناد با نام پهلوی بنای هتاکی به او بگذارند و همراه با مزدوران دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی در تخریب رضا پهلوی بکوشند. شوربختانه، برخی از هواخواهان پادشاهی و طرفداران پهلوی‌گرایی هم گرفتار این بازی شدند و به جای پاسخ درخور به یاوه‌های منتشره از سوی استمرار‌طلبان و پهلوی‌ستیزان، ناسزا را با ناسزا پاسخ دادند و گاهی هم به ورطه‌ی تعصبات کور قومیت‌ستیزانه افتادند.


در چهل سال پیش از این، بر فراز بام ها و در دل شب ها، آیا فریاد الله  اکبر بود که بگوش میرسید و یا زنده باد آزادی؟ آیا این باور به آزادی بود و یا اکبر بودن الله که مردم را به اعتراض و مقاومت  در برابر نظام شاهی بر فراز بامها میکشانید؟ آیا میتوان گفت مردم در آغوش کشیدن "آزادی" را هدف و سوی خود قرار داده بودند و از فریاد الله اکبر استفاده ی ابزاری میکردند؟ اگر چنین استدلالی هم وجود داشت تنها میتوانست در احساس و عواطف پخته شده باشد، نه در خرد و محاسبه ی عقلانی. زیرا که وسیله ی برگزیده، فریاد الله اکبر، هرگز مردم را به مقصد ی که در پی آن بودند، نمیرساند. در چنین صورتی بدشواری میتوان اتهام فریبکاری را به آیت الله خمینی، مرد دین و ایمان و بظاهر وارسته، رهبر انقلاب، نسبت داد. که با خدعه و نیرنگ، با قول و قرار مبنی بر تایید و تصدیق آزادی ها برای تمامی مخالفین، از جمله کمونیست ها، "مردم آزادیخواه " و "آزادی طلب " را فریفته، بجای آنکه یک جامعه ی آزاد و دمکراتیک بسازد، به قم رفته و به حفظ دین بپردازد و به عهد خود وفادار بماند، آمد و بنیان حکومت ولایت مطلقه ی فقیه و یا استبداد مضاعف دین و قدرت را پی ریزی نمود. پس اگر استبداد باز گشته است، بآن دلیل است که مردم  فریب آیت الله خمینی را خوردند: قول آزادی داد اما دیکتاتوری به ارمغان آورد.


در صورت تصویب قطعی پیمان خائنانه ی "آکتائو"، سهم 50 درصدی ایران از دریای مازندران که بر پایه ی پیمان های 1921 و 1940 با شوروی پیشین به روشنی تعیین شده است، با مشارکت داوطلبانه ی حکومت جمهوری اسلامی از دست خواهد رفت و در واقع بخش مهمی از سرزمین ایران تجزیه خواهد شد.... تنها راه جلوگیری از تجزیه ی بخش بزرگی از سرزمین ایران در دریای مازندران، اعتراضات گسترده ی ملی بر ضد پیمان ننگین "آکتائو" است
 در 21 مرداد 1397، حسن روحانی، رئیس جمهور رژیم جمهوری اسلامی، پیمانی 5 جانبه را پیرامون رژیم حقوقی دریای مازندران، درشهر "آکتائو" قزاقستان امضا کرد، که سهم قانونی ایران بر این دریاچه را به اندازه ی چشمگیری کاهش می دهد.


 روشنفکران و دگر اندیشان و مخالفان رژیم دین، بندرت در باره مهارت و تخصص علما و فقها در اسطوره سازی به بحث و گفتگو می پردازند. درحالیکه اجتهاد در اصل آموختن اسطوره و افسانه هایی ست که دین اسلام از میان آنان سر بر کشیده است. علما ، فقها و حوزه های علمیه وظیفه مند حفظ و نگاهداری حقایقی هستند که روزی دروغ بشمار میرفته اند. بزبان دیگر، همه ی دین ها بر اساس "روایتی" ساخته شده اند که زمانی مردم  آنرا دروغ می پنداشتند و بدانها باور نداشتند. الله در کتاب خود، قرآن "مقدس،" نشان  میدهد که پیوسته با بی باوران، کافران و مشرکان و منافقان، در جنگ و ستیز دائمی ست. زیرا که گذار از بت پرستی به خدا پرستی برای بیابانگردهای آن زمان چندان ساده نبود.

یکشنبه گذشته شاهد بودیم که حسن روحانی از سوی رژیم جمهوری اسلامی قرارداد غیرقانونی و خفت بار وضعیت جدید رژیم حقوقی دریای مازندران را در قزاقستان امضا کرد. این عمل ضد منافع ایران و ایرانی جمهوری اسلامی مرا واداشت تا با مراجعه به مقاله ها و تحقیقات گذشته‌ام اقدام به روشنگری بیشتری برای ایرانگرایان و میهن پرستان نمایم. به خصوص دراین فضای مشوش رسانه های اجتماعی که درآن از تولید شیرمرغ تا بررسی پیچیده ترین مسایل حقوق بین الملل دریاها به صحبت می پردازند.

مقدمه:

هشت سال پیش در یک مقاله تحقیقاتی به روشنی توضیح دادم که با توجه به تحولات روابط بین‌الملل در چند دهه اخیر و اعلام استقلال کشورهای جدیدی در منطقه قفقاز و آسیای میانه، اهمیت دریای خزر بدلیل گسترش ظرفیت‌های ایجاد شده رو به افزایش است.

 
به بهانه سقوط یک هواپیمای آموزشی در هفته گذشته و دو برابر شدن قیمت پروازهای خارجی، باز هم دردهای کهنه عود نمود
مبرهن است که آگاهي از دلايل سقوط هر هواپيمايي نياز به بررسي و تحقيق کارشناسان خبره دارد. که بعد از بازخواني مکالمات نوار درون جعبه سياه و مشاهده مختصات ثبت شده هواپيما قبل از سقوط و بررسي دقيق بر روي لاشه همچنين تحقيق از شاهدان عيني رسمآ از سوي سازمان‌هاي ذيصلاح اعلام مي‌شود. و هرگونه اظهار نظري تا قبل از اعلان نظر رسمي فاقد اعتبار علمي است. اما اين پروسه در کشور ما اغلب تحقق نمي‌پذيرد! و بلافاصله بعد از هر سانحه‌اي اظهار نظر‌هاي ضد و نقيضي از سوي مردم و حتي اگاهان آغاز مي‌شود! 

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

naghshe_rostam2.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image24.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید