بازدید کننده گرامی، لطفا نوشته های خود را برای انتشار در این تارنما به ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید  بفرستید

 


 تردید مدار که حکومت اسلامی، بدون لغو توافقنامه ی هسته ای بدست رئیس جمهور جدید امریکا، دانالد ترامپ، به همینجایی که هم اکنون رسیده است، میرسید، بآنجایی که فروپاشی نظام هر روز بیشتر بخود شکل واقعیت میگیرد.
با این حال ترسم که خروج دانالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا از "برجام" و بازگرداندن تحریمات را نیز باید هدیه ای دیگری خواند ناشی از اراده خداوند یکتا، الله، بحکومت اسلامی، حکومتی که وقتی به آینده مینگرد به 1400 سال پیش از این نگاه میکند. بگذریم از اینکه هیچ هدیه ای با ارزشتر از هدیه ای نیست که بوش جوان به حکومت اسلامی ارائه نمود. حکومت اسلامی، هشت سال جنگ و خونریزی، تخریب و ویرانی را در رویای تسخیر قدس از طریق کربلا ادامه داد، اما، نتوانست یک وجب از خاک عراق را بدست بیاورد. حال آنکه امریکا کمتر از یکهفته عراق را به تسخیر خود درآورد. همگان از سرنوشت گردنکشی صدام حسین با اطلاعند و تکرار آن از حوصله این مجال بیرون است. هم اکنون، البته، عراق تبدیل شده است به حیات خلوت حکومت اسلامی که نقش اساسی و تعین کننده ای را در عرصه های مختلف جامعه عراق، از جمله عرصه های سیاسی و اقتصادی و نظامی بازی میکند. گو اینکه در حال حاضر، حکومت اسلامی از کربلا عبور کرده، از لبنان گذشته، به سوریه رسیده و دست اندازی بسوی قدس را آغاز نموده است.


مریم سطوت در نوشتاری به نام «نقش مدافعان رژیم پادشاهی در آینده ایران»  از اینکه اخیراً «مدافعان رژیم پادشاهی» از «تحرک برجسته‌ای» برخوردار شده‌اند، اظهار نگرانی کرده‌ است. البته او «نقطۀ قوت" آنان را بیشتر «قدرت نوستالژی» می داند  و توضیح می‌دهد که چون رژیم اسلامی روزگار تلخی را نصیب مردم ایران کرده است، «آنان به یادآوری روزهای خوش گذشته» فراموش کرده‌اند، که در آن دوران «خواندن یک کتاب برشت می توانست سه سال زندان در پی داشته باشد...»
 ورای  نوستالژی، "تحرک هواداران پادشاهی" گویا بدین علت نیز هست که آنان «از حمایت و امکانات مالی آمریکا و متحدانش در منطقه» برخوردارند.  اما به نظر خانم سطوت مشکل اساسی هواداران پادشاهی موضع متناقض «رضا پهلوی» است که  گویا «نه نقش  یک شاهزاده برای تمام ایران» را بازی می‌کند و نه «رهبری سیاسی جریان طرفدار سلطنت» را به عهده می گیرد. او در حالت اول باید بعنوان «شاه مشروطه» از  «هرگونه موضع سیاسی امتناع نماید» و در حالت دوم باید بعنوان «رهبر یک حزب سیاسی» عمل کند و مسئولیت رهبری نیروهای هم موضع خود را بپذیرد.

حاصل بمبگزاری انتخاری اخیر چابهار دو کشته بیگناه بود. یک سرباز سنی مذهب بلوچ از طبقه زحمت کش درزاده و دیگری یک شیعه. بر خلاف ادعای انصار الفرقان که می گوید برای احقاق حقوق بلوچها و اهل سنت مبارزه می کند, بمب مهیب آنها, همانند دیگر بمب های انتحاری, هیچگونه تمیزی بین شیعه و سنی و یا بلوچ و غیر بلوچ قائل نشد. شوربختانه این بمبگزاری انتحاری اولین نمونه توسط گروه های سلفی بنیادگرای سنی مذهب در زادگاه نگارنده نبود، اما امیداوارم آخرین آن باشد. در روز دوشنبه ١٩ اردیبهشت ١٣٩٠ در مقاله تحقیقی و علمی مفصلی تحت عنوان "در ذهـن بمب‌گذار انتحاری بلوچ چه می‌گذرد" به عوامل چهارگانه این پدیده شوم و مرگبار پرداختم از جمله فاکتور "حضور پررنگ مذهب و تشدیدتضاد مذهبی" بین شیعه و سنی در منطقه و در استان سیستان و بلوچستان. از تاریخ آن مقاله هفت سال گذشت و در طی هفت سال گذشته تعداد و دامنه فعالیت تلویزیون های تکفیری ماهواره ای فارسی زبان که خود را به نادرستی تلویزیون های توحیدی می خوانند,  بیش از پیش بیشتر شده است و با زرنگی خاصی مشغول جذب مخاطب در مناطق سنی نشین ایران و بخصوص در مناطقی نظیر بلوچستان و کردستان, و همچنین افغانستان هستند.  در این نوشتار کوتاه به نقش تلویزیون های ماهواره ای تکفیری در تعمیق گسل مذهبی بین شیعه و سنی که منجر به نفرت پراکنی مذهبی می شود خواهم پرداخت.


 پس از سقوط دومینو وار افغانستان، عراق ، لیبی، بازی خاورمیانه ی جدید در سوریه متوقف شد. این بدان معنی نیست که پروژه ختم شده، بلکه شکست داعش به تعویقش انداخته است، همین. هنوز آمریکا در هزار جای منطقه لشکر دارد و برخی از افراد داعش با نام های دیگری در آنجاها فعالیت دارند. در این طرح، از اول ایران لقمه ی اصلی بود و هنوز هم در صدر فهرست قرار دارد.
از روز اول امید اصلی آمریکا به وطن فروشانی بوده و هست که هر روز با یک شعار جدید برای تجزیه ایران به میدان می فرستد. همه رنگشان را دیده ایم، از انحلال طلبی که از مرکز، ندای فدرالیسم سر می دهد، گرفته تا آنهایی که هر کدام خودشان را به یک بخش از ایران می بندند و مدعی نمایندگی مردم محل می شوند. برخی از آنهایی که می گویند سکولار هستیم تا بعضی از آنهایی که پدر در پدر آخوند هستند و گوشه ی چشمی به اسلام دارند.


تا کنون باین واقعیت همگان وقوف یافته اند که رژیم دین پیوسته از بحران و بحران آفرینی سود برده است نه لزوما به نفع ملت بلکه به نفع نهادینه ساختن ارزشهای اسلام فقاهتی در جامعه. آمادگی برای تحریمات اقتصادی، سرکوب و خشونت هر اعتراض و اعتصابی، ایجاد نگرانی، اضطراب و پریشانی، ترس و وحشت  برای درگیری با قدرتهای جهانی، را نباید تنها برخاسته از انگیزه ی بقای رژیم دانست، بلکه باید آنرا برخاسته از ماهیت نظام ارزشی و آرمانی "امامت" و "ولایت" دانست.

چهل سال از حکومت اسلامی میگذرد و هنوز تحلیلگران، به نظامی که ذاتا از مصالح دین ساخته شده است، نظامی که نهادهای دمکراسی برخاسته از تاریخ و مبارزات جامعه اروپای غربی را لباس اسلامی پوشانده – آنهم از سر ریا و فریبکاری، همچون نظامی مینگرند، چنانکه گویی یک نظام سیاسی ست که ضرورتا عقلانی میاندیشد و عقلانی عمل میکند. باین معنا که برای بقا، نیازمند محاسبه سود و زیان است. چه خطا در محاسبه "منافع ملی" را بخطر میاندازد، خطری که ممکن است زنگ آغاز پایان یک حکومت را بصدا دراورد. از این مهمتر نهادهای مستقل و جدا و منفک از یک دیگر در دمکراسی برای بر قراری نظارت بر قدرت و ایجاد توازن بین سه قوا تعبیه گردیده است.

دوران پنجاه ساله پهلوی‌ها در تاریخ معاصر ایران دورانی درخشان است؛ نه به دلیل شکست و تخریب‌های نظام جمهوری اسلامی! بلکه در خود و برای خود، دورانی درخشان است. حتی اگر به فرض محال انقلاب اسلامی سال ۵۷ به دستاوردهایی برتر از پیش نائل می‌شد، باز هم دوران پهلوی‌ها از نظر تاریخی و فرهنگی، دورانی درخشان به شمار می‌رود زیرا بر بستر انقلاب مشروطه توانست راه ایران را از دوران سیاه قجر به سوی آینده بگشاید.

نظام جمهوری اسلامی سبب گسست در تاریخ معاصر ایران شده و اگرچه پدیده‌ای ایرانی است اما معضلی جهانی به شمار می‌رود که به شکل بنیادگرایی اسلامی گریبان کشورهای دیگر را گرفته است؛ این پدیده و بنیادگرایی فرقه‌ای اما بیش از همه معضل خود مسلمانان است که می‌بایست با بازنگری در آموخته‌های خود راهی بیابند تا سرانجام در قرن بیست و یکم از قرون وسطای خود عبور کرده و به زندگی مسالمت‌آمیز با دیگران بپردازند.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

iran112.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image8.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید