بازدید کننده گرامی، لطفا نوشته های خود را برای انتشار در این تارنما به ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید  بفرستید

 

 

در نگاه اول همگان صدراعظم آلمان را انسانی خوب و خواستار صلح و طرفدار حقوق بشر می پندارند،اما حقیقت امر این موضوعات نبوده و در سر مرکل مسائلی دیگر که هیچ ربطی به جنگ سوریه و نا امنی و جنگ زدگان است جایی نداشته و ندارد

او در فکر این بود که : 

1:جامعه پیر آلمان را که رشد منفی جمعیت را تهدید می کرد و زنگ خطر بزرگی برای آینده اقتصاد و صنعت بزرگترین و مهمترین کشور صنعتی اروپا محسوب می شد را با ورود مهاجران و جنگ زدگان که اکثرا نیروی جوان تشکیل می دادند را در آینده و با آموزش در بنگاههای اقتصادی وارد این عرصه نماید و این نیروی کار ارزان این تهدید را از آلمان دور نماید.

چند صباحی است که از اتهام آیت الله سبحانی به دکتر عبدالکریم سروش مبنی بر  انکار نزول قرآن از جانب الله و آنرا کلام بشری خواندن گذشته است. البته دامن این بحث بعدا گسترش بیشتری یافت، اما نه به آن اندازه و یا درجه که پاسخگوی ضروریات شرایط دینی و سیاسی حاکم بر جامعه ما باشد. آیا میتوان امروز از دین سخن به میان آورد و قدرت را نادیده گرفت. بزبان دیگر واقعیت آن است که بحث دین دیگر نمیتواند یک بحث اختصاصی حوزه ای و یا اکادمیک، باشد و نمیتواند مصونیت خود را در برابر نفی و نقد، همچنان در زمانیکه بر مسند قدرت نشسته است، حفظ نماید. بدون تردید دین هنوز میتواند در پناه تیغ و تازیانه خود را از نقد و بر رسی مصون بدارد، هم چنانکه یکهزار و چهارصد سال است که اینگونه اقتدار خود را زنده نگاه داشته است. بمنظور الغاء مصونیت از دین است که شرکت در این بحث را ضروری ساخته است.

 اگر نمیدانستید، بهتر آن است که از حالا بدانید که"پا فشاری بر نفاق،" در مرداد ماه 67، به آویخته شدن بدار مجازات بجرم "محاربه " یا جنگ بر علیه الله، خداوند یکتا و یگانه، میانجامید. یعنی که حکم پافشاری بر نفاق اعدام بود. بیش از 4  هزار تن از بهترین فرزندان این مملکت، کسانی که سرمایه این جامعه بوده و  وجودشان مالا مال از عشق به مردم و خدمت به مام وطن بوده است، صرفنظر از تعلقات گروهی، باتهام پافشاری بر نفاق، بخاک و خون خود غلتیدند.
در مرداد و شهریور ماه67  یک هیئت سه نفره، حاکم شرع، نماینده دادستان و نماینده وزارت اطلاعات، در زندانهای تهران و بهمینگونه در شهرستانها، بر طبق فرمان امام خمینی، دادگاه هایی برپا نمودند تا آنان که بر نفاق پا فشاری میکنند محکوم و بیدرنگ در اسراع وقت حکم اعدام را در باره شان به اجرا درآوردند.
امام خمینی اما، در فرمان اعدام زندانیان سیاسی در مرداد 67، معلوم نکرده بود  منظورش از پافشاری برنفاق چیست و روشی هم برای تشخیص و اندازه گیری آن ارائه نداده بود.

چنین به نظر می رسد ، امضأ کننده گانِ بیانیهِ آخرین هشدار به آخرین ولیعهد، خود سالیانی چند از همراهان ، هم پیمانان و مشاورین شاهزاده رضا پهلوی بوده اند
در جنجالی که این روز هادر فضای مجازی و رسانه های تصویری ،مطرح است . آنچه ارزش نقد و بررسی دارد ، این   است که اکثر امضأ کنندکان این بیانیه ، از طرفداران پادشاهی مشروطه هستند . چرا که بی تردید هرآن کسی که اندک مایه ای از دلایل سقوط محمد رضاشاه در مخیله اش جایگزین گردیده باشد ، برای کشور ایران ،سیستمی را که شاه بخواهد حکومت کند و نه سلطنت ، بازگشت نا پذیر می داند .اما به دلایلی چند ، اگر به مجموعه آنچه در این سی وچند سال بر ملت ایران گذشته است و سراشیبی را که جمهوری اسلامی در کمک به زوال ِ ناگذیر خویش بر آن می غلطد ، در نظر آوریم  پادشاهی مشروطه یکی از آلتر ناتیو های قابل تأمل در شکل گیری ساختار آینده سیاسی ایران خواهد بود .

منبر نشینان نظام فقاهتی در خطابه هاشان تمام شرها و شرارت ها از جمله اختلافات بین شیعی و سنی را بغرب و دسیسه های غربی نسبت داده و هشدار میدهند که:
 دشمن به دنبال اين است كه بين شيعه و سنى اختلاف ايجاد كند و در حال اجراى طرح و برنامه عظيمى براى جهان اسلام و خاورميانه است.
آنگاه می افزاید که:
 اين تصميم پس از شكست دشمن در عراق، لبنان و افغانستان و اعتراف آنان به شكست شكل گرفته است.
آیت الله های حاکم فکر میکنند چون از جانب خداوند نمایندگی دارند هرچه که بر سر منبر بگویند بدون کم و کاست مورد پذیرش مردم ایران قرار میگیرد. البته در شرایطی که در برابر آنچه گفته میشود چاره ای جز سکوت نیست، هستند بسیاری که خوش باورند و خطابه های فقهای منبر نشین را بدون چند و چون می پذیرند.
 واقعیت آنست که فقهای عالیقدر میتوانند همه بدیها و شرارت ها را  بغرب نسبت بدهند، اما جنگ بین سنی و شیعی را بعید بنظر میرسد که براحتی بتوان به دسیسه های غربیها بست.

28 سال از واقعه شوم و فراموش نشدنی قتل عام زندانیان سیلسی میگذرد. انتشار فایل صوتی آیت الله منتظری در حالیکه جنایتکاران تاریخ راکه هنوز برما حکومت میکنند شناسائی میکند، واکنش بسیاری را از جمله مقامات بلند پایه قوه قضائیه و بیت امام خمینی و دیگر مدافعان نظام را برانگیخته است. که عمدتا دهان برگشایند در دفاع از آنچه دفاع پذیر نیست. این در حالی ست که  چنین رخداد وحشتباری، قتل بیش از 4 هزرا زندانی بفرمانی برخاسته از اراده امام خمینی، بیش از 28  پنهان نگاه داشته میشود. البته که برای عملی سازی جنایتی چنین مخوف قوم روحانیت دست بچه فضا سازی ها که نزد و شبهه اطلاع رسانی، فریب را اطلاع رسانی جلوه نداد. هم اکنون نیز از افشای آن هراس در دل دارند، و طفره میروند وگرنه فایل صوتی را از سایت آیت الله منتظری حذف نمیکردند.
 آیا اصرار در ادامه این پنهان کاری ناشی از شرمساری ست؟ اگر بود بدفاع از آن جنایت هولناک نمی پرداختند.  که باید هم بدفاع از ان فاجعه بپردازند.  چون در غیر اینصورت نه صاحب قدرت بودند نه ارباب ثروت. اگر امام خمینی نبود، طلبه ها و مجتهدین حوزه های علیمه تمامی ارکان دستگاه قضائی کشور را در سلطه انحصاری خود در نمیآوردند و بر مسند قاضی و دادستان و دادیار و بازپرس و بازجو، تکیه نزده و قدرتی نامحدود وتعریف ناشده در دست خود  و یا قشری که به قشر "روحانیت" و یا قشر "مفت خواران" شهرت دارند، متمرکز نمیگردید.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

baldar2.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image4.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید