بازدید کننده گرامی، لطفا نوشته های خود را برای انتشار در این تارنما به ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید  بفرستید

 

 در آخرین ماه های ریاست جمهوری باراک اوباما، حاصل انفعال، بی عملی و بی مسئولیتی او در مورد سوریه، بحران و فاجعه ی انسانی با چنان ابعادی به وجود آورده که اداره و کنترل آن نا محتمل – اگر نه ناممکن – به نظر می رسد.

 بگو مگوهای درون حکومت آیت الله ها، ظاهرا  بجاهای باریک کشانده شده است، چنانکه خشم حضرت ولایت، رهبر مقدس نظام  را بر انگیخته و سبب گردیده است که زبان به تهدید و تهمت برگشاید، چنانکه از چشم کسی پوشیده نمانده است. ولی فقیه، خداوندگار خامنه ای، سال نو را درجوار امام هشتم با کلام و سخنی آغاز نمود تلخ و سراسر ستیز و لبریز از کین خواهی. هدف یورش های کلامی وی، رئیس جمهور، حسن روحانی بود که خود را پیروز مذاکرات هسته ای خوانده بود و برجام را فرجام آن. در ضمن پا را از گلیم خو کمی درازتر و برجام 2 را نیز برای حل مشکلات درونی و با ابزار تعامل و نرمخویی، پیشنهاد کرده بود، پیشنهادی سخت بو دار.
بسیاری برجام، بویژه  چیزی بنام برجام 2 را علت اصلی خشم و برانگیختگی خداوندگار خامنه ای ارزیابی میکردند و میکنند، چنانکه گویی که حضرت ولایت از خوار داشت خدمتگزاران خود هرگز واهمه ای از خویش بروز داده است و یا پرخاش و تهدید در کلام ولایت پدیده ای ست نو ظهور.

ایران امروز - از عوامل مهمی که به برقراری حکومت اسلام سیاسی بر ایران کمک کرد، پشتیبانی روشنفکران اروپایی از آن بود. پس از آنکه در اروپا کل طیف چپ در دهه‌های پیش از انقلاب خواهان “سرنگونی دیکتاتوری شاه” بود با بالا گرفتن کار انقلاب اسلامی نامدارانی بسیار و در میانشان فیلسوفان چندی، مانند میشل فوکو و یورگن‌هابرماس ، ادوارد سعید، ژاک دریدا، ژان لویتار... به مراتب از “شورش مردم ایران با دست‌های خالی”(فوکو) دفاع کردند و دربارۀ “رهبر افسانه‌ای قیام ایران” و ” معنویت انقلابی اسلام” مطالبی در روزنامه‌های خارجی نوشتند که به عقل هیچ آخوندی نمی‌رسید! این “فیلسوفان” به سبب نفوذ فکری خود بر قشر “انتلکتوئل” اروپا و آمریکا به پرنفوذترین بلندگویی بدل شدند که برای تبلیغ حکومت اسلامی قابل تصور بود.

 آیت الله های حاکم که "ظاهر آرایی" را بطور علمی آموخته و به مرتبه فقیه و عالم، حکیم و مجتهد رسیده اند، بدرستی، معلوم نیست که چرا با وجود اشتیاق به ظاهر آراسته و فریبنده در انتقال امید کوکبی، پژوهشگر فیزیک و علم لیزری از زندان به بیمارستان دچار خطایی بزرگ شدند و بخشی از ماهیت باطنی خود را بمنصه ظهور رساندند. چرا که ما با مشاهده امید کوکبی بر تخت بیمارستان در حالیکه پای او بیک زنجیر ضخیم آهنی بسته است، در واقع شاهد بدار اویختن علم و دانش هستیم بوسیله مشتاقان علم و صنعت و تکنولوژی، بویژه حضرت ولایت فقیه. شاهد خصومت و ستیزنظام ولایت هستیم با زمان، نظامی که با غنی سازی هسته ای و علم لیز شرایط را برای خروج امام عج از غیبت آماده میسازد.

با احترام و ستايش به کارگران سرزمينم
دیروز مطلبی در گویا نیوز دیدم، برگرفته از سایت«خبرگزاری کار ایلنا»، یکی از خبرگزاری های رسمی حکومت اسلامی، با عنوان «شعر کارگری، دستاوردِ انقلاب مشروطه، شعرهایی با رنجِ مضاعف»*.
 در آستانه ی روز کارگر، اول ماه می، نوشتن مطالبی در ارتباط با کارگران در نشریات رسمی حکومت اسلامی، حتی در ارتباط با «شعر کارگری» کنجکاوی برانگیز است. براستی حکومتی که در سال های گذشته برخی از روزنامه نویس ها را به دلیل نام بردن از روز یا حق کارگر بازداشت و ممنوع القلم کرده، حکومتی که کارگران را تنها به خاطر خواستاری دستمزدِ ماه ها عقب مانده ی خود به زندان می اندازد، چگونه در نشریه ی رسمی خود از «شعر کارگری» و از شعرایی می گوید که اگر اکنون زنده بودند بیشترشان یا در زندان های جمهوری اسلامی بسر می برندند و یا به دار آویخته می شدند.

         رژیم ورشکسته و رو به زوال جمهوری اسلامی با اقداماتی مانند استقرار پلیس نامحسوس علائم ترس محسوس خود را ارائه می دهد. رژیم به مردم می گوید من در وحشت از این که شما خیزشی را آغاز کنید باید در کوچه و خیابان نیرو مستقر کنم تا احساس امنیت داشته باشم. نیروهای معترض و تغییر طلب در داخل و خارج از کشور باید این پیام رژیم را دریافت کنند و به طور سازمان یافته، با طرح و برنامه و مدیریت شده در تدارک هجومی صنفی - معیشتی - اجتماعی و سیاسی به رژیم باشند.

       پس از آغاز به کار دوباره ی «گشت ارشاد» در خیابان های تهران مقامات انتظامی رژیم از پدیده ای به اسم «پلیس نامحسوس امنیت اخلاقی» در جامعه پرده برداشت. کار آن ها این است که تنها عرصه های باقی مانده در زندگی اجتماعی مردم، یعنی عرصه ی شخصی و خصوصی شهروندان را به تصرف درآورند. آنها موظفند که مراقب باشند در درون اتومبیل های «شخصی» چه می گذرد، دختران چه بر تن دارند، موی چه کسی بیرون است و غیره. این حرکت که مسبوق به سابقه نیز است در شرایط کنونی اما معنای مشخصی به خود می گیرد.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

perspolis2.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image3.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید