بازدید کننده گرامی، لطفا نوشته های خود را برای انتشار در این تارنما به ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید  بفرستید

 

روحانیت چه در تاریخی بسیار طولانی که "سکوت " و "انفعال" برگزیده و تنها از نفوذ و قدرت "معنوی " خود بهره بر میگرفتند، چه در زمانی که به آرزوی دیرینه خود رسیده و عروس قدرت را در آغوش خویش کشیدند، در هر دو حالت ش، خصم آشتی ناپذیر "زمان" و "آزادی" بوده اند. شرکت روحانیت در تمامی جنبش ها از جنبش تنباکو در 1307 گرفته تا شورش 15 خرداد 1341 و انقلاب 1357، نه تنها هرگز از تغییر و تحول در زندگی اجتماعی حمایت نکرده اند بلکه پیوسته مانع بزرگ طلوع و ظهور آزادی و هرگونه تغییری در راه و روش زندگی بوده اند. مخالفت روحانیت برهبری آیت الله خمینی با برنامه های اصلاحی شاه از جمله اصلاحات ارضی، آزادی زنان و تشکیل سپاه دانش با هدف نابود سازی عارضه کوری و بیسوادی، از آن روی بود که گامی بسوی تحول و دگرگونی برداشته میشد، گامی بسوی تغییر زمان و وداع با جزم و انجماد.

یکی از روش های تبلیغاتی مسئولین حکومتی در ایران این است که به شکل های مختلف به مردمان ساده و بی خبر تلقین کنند که آن ها جزو خوشبخت ترین مردمان خاورمیانه هستند زیرا در سرزمین شان «به برکت اسلام شیعی» و «حکومتی مقتدر»  صلح و امنیت برقرار است. آنها مدام ناامنی ها و جنگ های کشورهایی چون سوریه و عراق و افغانستان و یمن و غیره را، که خودشان از  مهم ترین عاملین بوجود آمدن و یا گسترش اش هستند، به رخ مردم می کشند و، در عين حال، همه ی اين مصيبت ها را به گردن کشورهای غربی می اندازند.

این سیل خانه برانداز که بیش از 20 استان کشور را فرا گرفته است، چندان ماندگار شده است چنانکه گویی قصد آن ندارد پیکر شوم خود را برگیرد و سر زمین ما را ترک کند. این سیل فراگیر در اوج خشم و خشونت چنانویران کند و از بیخ و بن برکند و هرآنچه بر سر راهش بیند به تخریب و یرانی کشاند، گویی که بر مردمی "نفرین" شده، مردمی که مورد غضب یک نیروی ماورایی واقع شده اند، وارد گردیده است.

حال آنکه، این مردم سیل زده از سر زمین مقدس ولایت، سر زمینی که ولی الله بر آن حکومت میکند، بر خاسته اند. چهل سال است که در زدودن گناهان تحت سازمانهای ارشادی و امنیتی، از هیچ دریغ نداشته اند. مگر این مردم چهل سال به قواعد و مقررات شریعت اسلامی تن نداده اند. مگر خطاکاران را طبق موازین قرآن مورد تنبیه و مجازات قرار نداه اند. مگر حجاب مقدس، پیکر زنان را از چشمان حریص و شهوت آلود مردان بپوشش خود در نیاورده است. مگر قواعد و مقررات جدایی جنسیتها باجرا در نیامده است. طبیعی ست که در چنین شرایطی ارتکاب "گناه" سیر نزولی را طی کند. اما، گویا در جامعه ای که بنیاد آن بر دین گذاشته شده است، مثل جامعه اسلامی؛ بدلایل نامعلومی ارتکاب به "معاصی" و "گناه" افزایش داشته است، علتی که خشم خداوند یکتا را بر انگیخته است و مردم را دچار این بلای طبیعی ساخته است.

در پی خیزش مردمی و اعتراضات گسترده توده های مردم در طی چند ماه گذشته, لحضاتی پیش ارتش سودان در بیانیه ای پایان استبداد سی ساله عمر البشیر را اعلام نمود.  شباهت های فراوانی بین قیام مردمی در سودان و خیزش عمومی دی ماه ١٣٩٦ در بیش از ١٦٠ شهر ایران وجود دارد. اگرچه قیام مردمی در ایران بسیار وسیع تر از قیام ملت سودان بر علیه دیکتاتوری عمر البشیر بود.  خیزش موفقیت آمیز مردم سودان نیز همانند انقلاب های تونس و الجزایر بدون وجود رهبر و یا شورای رهبری به سر منزل مقصود رسید. در زمان "بهار عربی" عمر البشیر ادعا می کرد که برخلاف بقیه کشورهای عربی مردم سودان همگی عاشق و طرفدار نظام خود هستند. دقیقا شبیه ادعایی که جمهوری اسلامی دارد.  اگرچه این آغاز پیروزی انقلاب سودان است و نه ختم آن.  زیرا اگرچه دیکتاتور سقوط کرد, اما پروسه دوساله با ارتش و مخالفت با نقش سیاسی مکرر آن مشخص نیست که چه سرانجامی خواهد داشت. اما می توان گفت دیکتاتور سقوط کرد, اما تا دمکراسی هنوز راه نپیموده وجود دارد.

انقلاب اسلامی زلزله‌آسا چنان دست آوردهای مدنی و فرهنگی جامعۀ ایران را نابود کرد، که به سختی می‌توان نمائی از امکان بازسازی آنها بدست داد. واقعیت این است که پیشرفت‌های بشری از جمله پیشرفت‌های علمی فقط به آرامی و در هماهنگی با هم صورت می‌گیرند.  بویژه پیشرفت‌های اجتماعی و سیاسی نیز بر خلاف تصور موجود در دراز مدت و بطور نامحسوس به پیش می‌روند. باید از این تصور نادرست رها شد که بهبود اوضاع جامعه به «ضربتی انقلابی» شدنی است، زیرا تجربۀ همۀ انقلابات نشان داده، که آنها جز ویرانگری نبوده‌اند.
 ویرانگری به زمانی دراز نیاز ندارد، اما سازندگی و پیشرفت دست در دست رشد آگاهی، ژرفش اعتماد و  تحکیم پیوندهای اخلاقی در جامعه است و  بدین سبب بصورت بالا رفتن آب در استخر محسوس نیست.

اقداماتی که دستگاه دیپلماسی ایالات متحده در قبال ایران این روزها به کار گرفته است مشابه اقداماتی است که در آغاز جنگ عراق نیز جرج بوش رییس‌جمهور آمریکا، معاون او دیک چنی، وزیر دفاع رامسفلد، مشاور امنیت ملی کاندولیزا رایس، پل وولفوویتز و دیوید ادینگتون و ...در پیش گرفته بودند.

ایالات متحده هدف خود از تمامی این اقدامها را اکنون نه سرنگونی جمهوری اسلامی که فشار برای آوردن او به پای میز گفتگو و شروط ۱۲ گانه آمریکا می دانند ، درست به همان شکل که دولت بوش نیز تمایلی نداشت به پرسش‌ها درباره آینده عراق پس از حمله پاسخ دهد.

به نظر می‌رسد دولت ترامپ نیز به همان اندازه درباره فردای ایران سیاست سکوت را در پیش گرفته است.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

iran12.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image15.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید