توجه - این مطب که در نشریه ایلنا منتشر شده حاوی ترجمه همه متن انگلیسی نیست که لینک آن در پایان این مطلب آمده است. مایکل لدین تاریخ دان و تحلیل گر سیاست خارجی آمریکایی و مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا در نامه‌ای خطاب به جان بولتون مشاور امنیت ملی کنونی این کشور که در «پی جی مدیا» منتشر شد، روش‌هایی را برای مدیریت ایران به او پیشنهاد کرده که آرزوی سقوط جمهوری اسلامی در صدر این پیشنهادات است.

او در این نامه با بیان اینکه من مطمئنم تو همان گونه درمورد سیاست های دولت در قبال ایران عمل خواهی کرد که ما در زمان ریگان عمل می‌کردیم نوشت: تو باید تصویری از عدم توافق ها در کابینه را پیش روی رییس جمهور قرار دهی تا بتواند تصمیم گیری کند. او قطعا از شما می‌خواهد که نظرتان را بگویید؛ من امیدوارم به او بگویید که توافق هسته ای یک مساله حاشیه ای است؛ ما به یک سیاست جدی برای سقوط نظام جمهوری اسلامی نیاز داریم.


آنجا که آزادی نیست، نه راستی است و نه درستی، نه صداقت است و نه شرافت، هرچه هست، ظاهری ست و تزئینی، ریا است و فریبکاری. آنجا که آزادی نیست بیگانگی انسان با خود و همنوعش باوج خود میرسد. روابط اجتماعی بسی بسیار پیچیده و غامض میشود، بجای آنکه ساده و شفاف گردد. یعنی که اعتماد و اطمینان بین افراد و بین جماعت و نهادی های حاکم برجامعه تضعیف میگردد، بدبینی و سوءظن، همبستگی اجتماعی و درد مشترک را دشوار و متزلزل میسازد. تشریک مساعی بندرت بوقوع میپیوندد و  خود پرستی افسارگسیخته بسیار پر رنگ میگردد. تنش و عصبیت جای همکاری و همدردی را میگیرد.

  در چنین شرایطی چگونه میتوان به چیزی و یا کسی اعتماد نمایی؟ همه چیز اعتبار خود را از دست میدهد، وقتی که نتوانی به آزادی بپرسی و بجویی و یا بگویی آنچه که میخواهی بیان کنی، باید  سخن گویی از آنچه که حقیقت ندارد نه از آنچه که در ضمیر خود مکتوم داری. در هر کجا که آزادی نیست، چیزی نیست مگر حقارت و خواری. چرا که باید بنمایی آنچه که نیستی. یعنی که دو رویی و دروغگویی میشوند یک رفتار و گفتار نهادین و، برعکس، حقیقت میشود چیزی ناگفتنی، چیزی که آنرا نباید بیان کنی. چون هزینه ای بس بسیار سنگین دارد بیان حقیقت، پس حرفی را بزبان میرانی که نمیخواهی بیان کنی.   بر حسب عادت، حقیقت را تحریف میکنیم؛ فکر میکنیم که حقیقت را گفته ایم.


 وجه مشترک شایگان و آل احمد و فردید و سروش و نصر و بازرگان و شریعتی و مطهری و نراقی و بقیه‌ی کسانی که در دوران معاصر به عنوان متفکر و فیلسوف و روشنفکر به مردم ایران فروخته شده‌اند با وجود همه‌ی تفاوت‌هایشان این است:‌ نوعی غرب‌ستیزی در کنار دشمنی با ایالات متحده از یک سو و ستایش و درماندگی در برابر روحانیون شیعه از سوی دیگر. در چارچوب فکری اینها ظهور خمینی یا پدیده‌ای مثل خمینی طلیعه برآمدن خورشید شرق در برابر غرب بوده است. همه‌ی اینها بالاتفاق محمد حسین طباطبایی، گردآورنده‌ی دایره المعارف شیعی در دوران معاصر (تفسیر المیزان) را نمودی از حکیم و فیلسوف شرقی تلقی می‌کردند در حالی که همه‌ی آموزه‌هایی که امروز در جمهوری اسلامی در حال اجراست در اثر او هم می‌توان دید.


یکی از ضعف‌های فرهنگیِ مزمن که بسترِ اصلیِ معضلاتِ مخالفانِ جمهوری اسلامی بوده، عدمِ وجودِ تفکرِ دموکراتیک و ناتوانی کارِ گروهی در میانِ آنان بوده است. در اثرِ ابتلا به این بیماری، مخالفانِ رژیم هرگز نتوانسته‌اند به انسجامِ لازم برای رسیدن به اهدافِ موردِ نظرِ خود دست یابند؛ بطوری که گسست‌ها و انشقاق‌های فراوان به وجود آمده، که ماحصلِ آن بعد از سی و نه سال از استقرارِ حکومتِ اسلامگرا در ایران این است که حتی اگر تلاشی صورت گرفته، کیفیتِ چندانی نداشته و به زودی به خاموشی گراییده. و در این میان نظامِ استبدادیِ حاکم بر ایران تنها سودبرنده‌ی اختلافاتِ مخالفانش بوده است.

با علم باینکه انسان عاقلی که علم غیب ندارد نبایستی حوادث آینده را پیش بینی کند،من دل به دریا میزنم و آنچه را که در مورد برنامه های قدرتهای غربی و بعضی از هموطنان در مورد میهن عزیزمان حس میکنم رادراین نوشته می آورم.در عین حال امیدوارم که این حدس و گمان من به وقوع نه پیوندد.

همه میدانیم که سر نوشت برجام به تار موئی بسته است. تنها چیزی حدود یک ماه به پایان زمان تعیین شده التیماتم امریکا به جمهوری اسلامی مانده است. اگر رژیم تهران در پایان این مهلت به تجدید نظر در برجام پاسخ مثبت ندهد، امریکا از برجام خارج خواهد شد. اینرا مرتب از زبان رئیس جمهور امریکا، معاون او و اخیرا اززبان آقای باب کورکر سناتور بانفوذ روابط خارجی سنا و بارها از خانم نیکی هیلی نمایندهء امریکا در سازمان ملل شنیده ایم. جمهوری اسلامی بایستی دست از ماجراجوئیهایش در منطقه و جهان و موشک بازی هایش بر دارد یاهمان امریکائی که بزعم آقایان « هیچ غلطی نمیتواند بکند!» نشان خواهد داد که چه ها میتواند بکند. با نگاهی به افرادی که اخیرا به کاخ سفید پیوسته اند که آخرین آن آقای جان بولتون مشاور جدید شورای امنیت ملی آمریکا و دشمن قسم خورده جمهوری اسلامی است، به نفع میهنمان است که رژیم عاقلانه رفتار کند و دست از ماجراجوئیهایش بردارد و ایران را بیش از این بسوی یک جنگ خانمانسوز سوق ندهد.


چرا و چگونه خیزش مردمی در دیماه سال گذشته بوقوع پیوست و بسرعت به بیش از 100 شهر گسترش یافت و از چه بسترهایی گذر کرده است، سوالی ست که پاسخ آن اگر بر تمام عالم مجهول و ابهام انگیز باشد،  بر رهبر معظم انقلاب روشن بوده و هست: "فتنه" ای دیگر بر ساخته دست "دشمن فرصت شناس" که حضرت ولایت فقیه بر فراز منبر قدرت در باره آن بارها داد سخن داده است و هنوز هم میدهد. چه، اگر فتنه ای برساخته دست "شیطان" وجود نداشت، نظامی بنام نظام ولایت فقیه پا بر جا نمیماند، همچنانکه اگر شیطان نبود خدا هرگز معنی  نداشت. تا زمانیکه شیطان فتنه گر هست، در نظام اسلامی نه دردی هست و ناله ای، نه سفره ای خالی  و نه شکمی تهی، نه فسادی هست و انحطاط و تباهی، نه نابرابری و بی عدالتی و نه فقر و عقب ماندگی. همه چیز در حال پیشرفتهای شکفت انگیزاند، در تمام عرصه ها، بویژه در علم و صنعت و تکنولوژی.  مشکل البته همیشه وجود دارد. مثلا در مورد "عدالت" کم کاری شده است. اما، قابل رفع و رجوع ست. طبیعی ست که هرچه گمراهی و انحراف، هرچه اعتراض و مقاومت است وارداتی است. کار شیطان است.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

naghshe_rostam2.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image23.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید