آنچه را که تا بحال حدس می زدیم، به یقین بدل شد. هفتۀ پیش غول‌های رسانه ای (گوگل، توییتر، فیس‌بوک و یوتیوب) اعلام کردند که چند صد "حساب کاربری" را بسته‌اند، زیرا ثابت شده  بود که آنها با هویت "مخدوش"، اما "هماهنگ" در خدمت تبلیغات حکومت اسلامی عمل می‌کردند. این از یک سو جای خوشوقتی است که بالاخره دولت‌ها و رسانه‌های غربی متوجه می شوند که حکومت ملایان، حکومت مشتی از دنیا بی‌خبر نیست که از دست دادن به خانم‌ها شرم دارند، بلکه حکومتی است که در عین سیاست‌های فلاکت‌بارش برای ایران، از همۀ امکانات قابل تصور علنی و غیرعلنی برای پیشبرد اهداف خود سود می‌برَد. از جمله، از یک طرف با سانسور اینترنت رابطۀ ایرانیان با رسانه‌ها را هرچه دشوارتر می‌کنند و از سوی دیگر با پخش اخبار تبلیغی و کلیپ‌های جهت‌دار، اذهان عمومی را  مخدوش می‌سازند. بدین سبب بسیار مهم می‌نماید که چگونگی فعالیت ارگان‌های تبلیغی حکومت اسلامی شناخته شود و با تأثیرات آن بر ایرانیان مقابله گردد.

چگونه و چرا آرزوی رفتن به سوی تمدن بزرگ ملت ایران، به بازگشت به صدر اسلام تبدیل شد!؟

 در جوانی، وقتی در مدرسه تاریخ تدریس می­کردند و علل سقوط دو سلسلۀ بزرگ شاهنشاهی ایران «هخامنشی و ساسانی» را شرح می­دادند، همۀ دانش آموزان در غم و اندوه فرو می‌رفتند و حیرت­زده از خود می­پرسیدند:

"چرا بعضی از ایرانیان با خیانت خود، باعث شکست و فروپاشی دو سلسلۀ بزرگ پادشاهی ایران شدند؟ دو سلسله ای که  هر یک نقش بزرگی در بر پائی فرهنگ و تمدن ایران و  جهان داشتند."

در میانسالی که با عشق و علاقه به سازندگی کشورمان مشغول بودیم، این بار با غم و اندوه و حیرت، دیدیم که چطور بعضی از ایرانیان، کشور و نظام پادشاهی ایرانی ما را به سادگی، تحویل بازماندگان سعد ­ابن ­ابی­ وقاص­ها دادند تا بار دیگر سایۀ نکبت­بار خلافت اسلامی را بر سرزمین اهورائی ما بگسترانند.

دوران معرکه گیریها و شعبده بازیها، آنچنانکه با حضور شیخ الاسلام، رئیس جمهور، حسن روحانی  در مجلس شورای ولایت بنمایش در آمد، بسر رسیده است. دین اقتدار خود را در دست روحانیت باخته است. به هر نوعی که سبک و سنگین کنی و از هر زاویه ای که بنگری، مشاهده کنیم که تمامی سیه روزی ها، تمامی تیره بختی ها و درجا زدن ها و عقب ماندگی ها، بی کفایتی ها در مدیریت جامعه، فساد گسترده، انحطاط، تباهی، زوال رفتار انسانی، رفتاری آغشته به تعصب و خشونت، به غیرت و بغض و کینه، از درون حوزه های علمیه و از فقیه و مجتهد و فقه و اجتهاد برخاسته اند و هنوز هم. چرا که علما وفقها، آیت الله ها و حجت الاسلام ها، گردانندگان حوزه های علمیه که هم اکنون بر جامعه سلطه افکنده اند، دانشمندانی هستند که همه علم و دانستنیهای آنها در باره جهان وجود و هستی از یک کتاب بر میخیزد، کتابی که در برگیرنده سخنان خدائی ست خالق نهائی بشر و جهان هستی، سخنان الله. خدایی که علم و دانش او بیکران است و مطلق. گفتار و رفتار و نیز سیاستها و تصمیمات ولی فقیه و پیروان او از آن جهت برحق است که مستقم و یا غیر مستقیم ریشه در کتاب قرآن دارد.


          این روزها مطالبی در ارتباط با رفت و آمد توریست ها به «خانه های عفاف» در شهرهای عمدتا زیارتی فاش و در برخی نشریات بازتاب داشته که نشان از فاجعه ی دیگری ست که انقلاب اسلامی بر سر ایران و ایرانی آورده است.  بر اساس گزارشی که چند روز پیش روزنامه شهروند آن را منتشر کرده، فقط در شهر مشهد بیش از 6 هزار «مسافرخانه ی غیر مجاز» وجود دارد که «پذیرای توریست هایی از کشورهای مسلمان هستند».  در این نوع خانه ها، دلالان با خیال راحت و در مقابل چشمان حکومتی که تا اعماق زندگی حتی خصوصی مردمان را کنترل می کند، به فروش آزاد سکس مشغولند.  

          حتی اخیرا یکی از معاونین سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیز به شکلی ضمنی این نوع گردشگری را، که بر اساس فروش سکس می باشد، تایید کرده است.  محمد محب خدایی، با اشاره به پایین رفتن ارزش ریال به خبرنگاران گفته است که: «ورود گردشگر از عراق 90 درصد رشد داشته و سفر اهالی جمهوری آذربایجان به ایران هم 70 درصد بیشتر شده است. افغان‌ها نیز 40 درصد بیشتر به ایران سفر کرده‌اند، این رشد در سه حوزه ی زیارت، سلامت و تجارت بوده است.»


این روزها در میان ایرانیان کلیپی دست به دست می گردد که در آن آخوندی می گوید: «ما حق‌پرست هستیم، (مثل شما ایرانیان) خاک‌پرست نیستیم و خاک ایران یا  جای دیگر برایمان فرقی نمی کند!» در این چهل سال گذشته آخوندها چنان یاوه‌هایی گفته اند، که اغلب ایرانیان جز پوزخند، جوابی برایشان نداشته اند. اما متأسفانه  از یک سو  آنان روز به روز وقیح‌تر شده اند و از سوی دیگر بخشی از نسل جوان را چنان مغزشویی کرده‌اند که برای چنین یاوه‌هایی گوش شنوا دارند.
 اما واقعاً به گویندۀ سخنان بالا چه می توان گفت؟    به  کسی که به حساب خود با تحقیر ایرانیان خود را در جایگاهی برتر قرار می دهد! کسی که در بدویت خود فقط " پرستش" می شناسد و همۀ عمر  از "دوست داشتن" محروم بوده است! او جز خاکساری و زبونی در برابر "حق" نمی داند و تصور می کند  که با حقارت و زبونی، بهشت را نصیب خود خواهد کرد.

جناب حضرت مولانا عبدالحمید  اسماعیل زهی گرامی و بزرگوار ـ دامت برکاتهم

با عرض احترام و آرزوی قبولی سفر حج ، غرض از این نامه علاوه بر تبریک و تشکر، استفهام در مورد درخواست مشخص اخیرتان از عمران خان نخست وزیر جدید پاکستان در مورد ضرورت اجرای احکام شریعت اسلام  در پاکستان می باشد. در پیام تبریک حضرتعالی به نخست‌وزیر جدید پاکستان به مظالم و کشتار مردم بلوچ در  آن کشور به درستی اعتراض شده است که جای تقدیر و تشکر دارد. جنابعالی درخواست کرده اید که در مسئولیت های دولتی از شایستگان بلوچ استفاده شود. علاوه بر اینکه اکثر مسئولین ایالت بلوچستان پاکستان بلوچ و بومی می باشند، بلکه حداقل یک زن بلوچ بنام زبیده جلال در کابینه دولت جدید وزیر صنایع دفاعی می باشد. اگرچه حق بلوجها بسیار بیشتر و بالاتر از اینهاست، و سرکوب مردم بلوچ توسط ارتش پاکستان بصورت روزافزونی ادامه دارد.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

shekhlotfollah.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image24.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید