سروآزاده - اين درست است که نيکی يا بدی در هر عقيده يا انديشه ای نسبی است و بخشی از هرکدام می تواند از نگرشی زيبا و همان بخش از نگرشی ديگر زشت جلوه کند. ولی اين درست نيست که انسان بايد هر عقيده يا انديشه ای را بپذيرد و با آن خو کند چون بخشی از آن عقيده يا انديشه خوب است.اين پندار هم درست نيست که پديده ی نيکی به عقيده ای چسبيده است و کسی که نيکی را ستايش می کند بايد به عقيده ای ايمان بياورد. کسی که پديده ای را نيکو يا زشت می داند بدون داشتن ايمان به عقيده ای هم می تواند نيکويی يا زشتی آن پديده را در بينش خود بگنجاند. مانند کسی که راستی را دوست دارد او بايد راستکار باشد و نيازی ندارد که راستی و کژی را با عقيده ای بسنجد.



حکومت اسلامی ایران پدیده‌ای بی نظیر در تاریخ جهان است. هیچیک از تئوری‌های سیاسی  در موردش صادق
نیست .تو گویی رابطۀ حکومت و مردم بکلی قطع است. نه اعتراضی به جایی می رسد و نه فریادی به گوشی. این پدیدۀ بیسابقه را مردم ایران اینک 37 سال است تحمل کرده‌اند. هیچیک از روش‌های ممکن به تغییری منجر نشده،  که برعکس، گویی حکومت عمد دارد نه تنها به مردم ایران که به جهانیان مکرراً ثابت کند پایبند هیچگونه معیار اخلاقی و یا موازین عرفی نیست و جز تحقق اسلام ناب دغدغه ای ندارد. 

در ادبیات سیاسی متداول است که مردم ایران را افزوده بر بسیاری از پسوندهایی مثل شریف، بزرگوار و شهید پرور مردمی "آزادیخواه " و یا "آزادی طلب"  نیز بخوانیم. البته نه چندان بی دلیل و برهان. چرا که برای کسب آزادی بیش از یکصد سال است که مبارزه نموده و دست بدو انقلاب بزرگ زده ایم. با این وجود، پیوسته نا کام و تشنه لب جرعه ای آز آزادی مانده ایم.
 
فرض بر این است که در لحظات پیروزی بر استبداد در 1357، مردم، از راس تا ذیل، مورد افسون ساحر ماهری، همچون خمینی و سپس خامنه ای قرار گرفته، فریب وعده و وعیدها را خورده  و بار دیگر در چنگال استبداد گرفتار گردیده ایم. در نتیجه بدرستی روشن نیست که وقتی مردم ایران را مردمی آزادیخواه میخوانیم، آیا از یک واقعیت سخن میرانیم و یا آنرا همچون  یک بیان شعاری بکار میگیریم، همچنانکه، در 1357 با دشمنان آشتی ناپذیر آزادی همراه شدیم و بامید کام گیری از آغوشش باسلام، به دین تازیان بومی، دینی که رستم فرخزاد، سردار ایرانی در 14 قرن پیش از این "کیش اهریمنی خوانده است، دل بستیم؟ براستی "آزادی طلبی" و یا آزادیخواهی  مردم ایران بر چه کسی ثابت گردیده است؟ آیا سندی در دست هست که بر چنین واقعیتی شهادت بدهد؟

 
رادیو فردا - عجیب‌ترین و فریبکارانه‌ترین لطیفه‌ای که طبقهٔ حاکم در جمهوری اسلامی خلق کرده معرفی خود به عنوان «انقلابی» است حتی بعد از ۳۸ سال که از تثبیت رژیم می‌گذرد. آنها بعد از این که همهٔ منابع و قدرت و ثروت کشور را به نحوی تمامیت‌خواهانه در چهار دههٔ گذشته در اختیار گرفته‌اند همانند قبل از ۲۲ بهمن ۵۷ خود را انقلابی معرفی می‌کنند. بسیاری از مدیران رژیم که امروز خود را انقلابی معرفی می‌کنند حتی در سال ۵۷ زاده نشده بودند یا کودک بودند.

 

       نوشته‌ای از آقای جهانشاه رشیدیان تحت عنوان «تضادهای حل ‌ناشدنیِ اپوزیسیون» در سامانهء جنبش سکولار دموکراسی ایران توجه من را به خود جلب کرد. جمهوری‌خواهی که فراموش کرده رژیم فعلی ایران «جمهوری» هست، نوشته: «گزینه جمهوری پارلمانی: این نوع تجربه‌شده در اکثر ملل جهان تا حد 94% است. این گزینه مورد نظر کسانی است که دموکراسی را تا حد انتخاب بالاترین مقامات حکومتی و شایسته ‌سالاری لازم دانسته و بنا بر تجارب تاریخی در اکثر دمکراسی‌ها موجود به اعتبار این نظام مطمئن‌تر هستند.» در ادامه، این هم‌وطن گرامی توضیح می‌دهد: «حامیان حکومت موروثی در خانواده پهلوی بیشتر از بازماندگان کسانی هستند که مزایای بهتری در دوران شاه داشته‌اند و یا افرادی عامی هستند که بین بد و بدتر، رژیم شاه «بد» را به رژیم «بدتر» اسلامی ترجیح می‌دهند. حامیان این گزینه تابع منافع یا احساس خود هستند تا منطق سیاسی!»


 براستی تاریخ چگونه به قضاوت حکومت اسلامی، خواهد نشست؟.شک و تردیدی نباید داشت که روزی فرا خواهد رسید که سلطه دین در کشور ما نیز به پایان رسد، همچنانکه، تاریخ بر سرنگونی حکومت دین در اروپا پس از قرنها، شهادت دهد   این یک پیش بینی پیامبرانه نیست بلکه یک ضرورت تاریخی ست. ما در  اواخر قرن 20 شاهد فرو ریزی حکومتهای ایدئولوژیک در اروپای شرقی یکی پس از دیگری بوده ایم، رخدادی که از مغز کمتر کسی خطور کرده بود.  چرا که ساختار احزاب کمونیست خشک و انعطاف ناپذیر بود. خود را نمیتوانست با شرایطی که در دست تحول و دگرگونی بود، دگرگون سازد. حزب کمونیست مالک انحصاری حقیقت بود و جماعت نیز باید باین حقیقت خود را تسلیم نموده و از نظام کمونیستی پیروی مینمودند.  کشور چین بقای خود را از طریق دور شدن از ایدئولوژی و تطبیق با نظام داد و ستد جهانی و برقراری ارتباط پویا با آن، تضمین نمود. با این وجود درست است که چین به یکی از بزرگترین اقتصاد های جهان تبدیل شده است. اما بلحاظ سیاسی هنوز با آزادی خصومت میورزد و آنرا سخت سرکوب میکند و آن ماندنی نیست مگر خود را تغییر دهد.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

Image106.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image20.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید