بازدید کننده گرامی، لطفا نوشته های خود را برای انتشار در این تارنما به ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید  بفرستید

 

در سال 2004، سازمان ملل متحد، روز هشتم و نهم ماه می (هجدهم و نوزدهم اردیبهشت) را که روز اعلام صلح، و پایان جنگ دوم جهانی ست، به عنوان روز یادآوری از قربانیان جنگ اعلام کرد، و از همه ی کشورهای عضو سازمان ملل و سازمان های دیگر خواست تا، در کنار بزرگداشت صلح و آزادی، هر یک از این روزها و یا هر دو روز را به نحوی مناسب به یاد و احترام قربانیان جنگ برگزار کنند.

در آستانه ی چنین روزی، دولت روحانی،در نظر دارد که « روز چهارشنبه {هشتم می} برنامه‌های مرحله‌ای ایران، برای انجام اقدامات متقابل در برابر خروج آمریکا از برجام، را اعلام کند.» به گزارش خبرگزاری دولتی ایسنا، « این اقدامات کاهش جزیی و کلی برخی تعهدات و آغاز بخشی از فعالیت های هسته ای می باشد که در چارچوب برجام متوقف شده بود».*

روایات بسیاری از امامان نقل شده است که گفته اند ماه رمضان، ماهی ست "مبارک" بآن دلیل که قرآن کریم، کتاب مقدس و آسمانی، کتابی که حاوی سخنان الله ست که بواسطه "وحی" بر پیامبر اسلام نازل گردیده است. همچنین روایت است که در ماه رمضان، الله رحمت و رحمان خود را به منصه ی ظهور میرساند و همه ی "حاجت " ها را بر آورده نموده، دروازه دوزخ را بسته و دروازه بهشت را گشوده نگاه میدارد تا بندگان با تقوا و پرهیزکاربتوانند در این ماه وارد شده و از نعمات بی پایان آن بهره بر گیرند.

افزوده بر این، فقها و علما بر آنند که رمضان ماه بیداری وجدانها ست. چرا که تجربه درد و رنج گرسنگی و تشنگی، غنی را آگاه سازد از فقر و گرسنگی. که اراده الله مبنی بر صدور احکام رمضان، آموزش "عدالت" به بندگان خود بوده است. تاریخ طولانی رمضان نشان میدهد تا کنون پیدانشده است ثروتمندی، مالک، فئودال و یا تاجر و سرمایه داری در نتیجه تحمل درد گرسنگی و تشنگی، بخشی از ثروت خود را با فقیر و گرسنه تقسیم نموده و توازن و تعادلی در جامعه بین غنی و فقیر ایجاد کرده باشد. رمضان های بسیاری آمده و رفته اند، اما، درد نابرابری های طبقاتی و بی عدالتیهای اجتماعی، نه ناپدید گشته اند و نه تقلیل یافته اند بلکه، بعکس، شدت پیدا کرده اند، بطوریکه طبقه متوسط در حال ناپدید شدن است و پیوستن به اکثریت فقیر جامعه، اکثریتی که در تامین معاش دچار مشکل اند.

به مناسبت روز جهانی کارگران

 بر اساس آمار و ارقام، و عکس ها و ویدئوهای موجود در رسانه ها، بیشترین اعتصابات و تظاهرات علیه بیدادگری های رژیم حاکم بر ایران، در سراسر سال گذشته، متعلق به کارگران بوده است. و بیشترین دستگیری ها، زندان ها، شکنجه ها نیز متوجه کارگرانی بوده که با شهامتی استثنایی مقابل رژیم ایستاده اند. اما متاسفانه سازمان ها و احزاب اپوزیسیون، که در ارتباط با هر مساله ای ده ها بیانیه و پتی شن منتشر می کنند، و برای تصمیم گیری در ارتباط با مسایلی عادی، هر ساله چندین جلسه و کنفرانس دارند، کمترین واکنش را نسبت به وضعیت کارگران ایران داشته اند.

آیا این بی تفاوتی آشکار را باید در نداشتن درک ارزش کار کارگران دانست و یا عوامل دیگری هم موجب پیدایش آن شده است؟ به باور من بی توجهی آگاهانه یا ناآگاهانه اپوزیسیون نسبت به کارگران و کم کاری در بازتاب گسترده ی خواست های آن ها ریشه در فرهنگ غلطی دارد که هر نوع حق طلبی کارگران را به کمونیسم ربط می دهد. و تصور بر این است که هر فرد یا سازمان و حزبی که از خواست های کارگران دفاع کند و یا پشتیبان آن ها باشد حتما گرایشات کمونیستی دارد.

وضعیتی در بازی شطرنج وجود دارد که بازیکن شطرنج‌ نه کیش است، نه مات، نه پات و نه آچمز.
بازیگر حق حرکت دارد اما آرزو می‌کند ای کاش اين حق را نداشت؛ گزینه حرکت فراوان است اماهیچ فایده‌ای ندارد چون با هر حرکتی، به واسطه حرکت یا حرکات بعدی حریف مات می‌شود، سقوط می‌کند، معمولا این وضعیت در اواخر بازی بوجود می‌آید و بازیگر مجبور به حرکت است و هر حرکتی به زیان او است. این واژه نخستین بار در سال 1858 میلادی در مقاله‌ای در روزنامه «دِر برلینر شاخ تسایتونگ (der Berliner Schachzeitung)» توسط ماکس لانگه (Max Lange 7 آگوست 1832 ماگدبورگ – 8 دسامبر 1899 لایپزیگ - آلمان) شطرنج باز، نویسنده و نظریه پرداز بازی شطرنج ابداع شد که ترجمه انگلیسی آن (compulsion to move) و شاید معادل فارسی آن را بتوان «اجبار به حرکت» یا «حرکت تحت فشار» نامید.
جمهوری‌اسلامی پس از چهل‌ سال تبلیغات کورکورانه، امروز به وضعیتی در صحنه شطرنج سیاست بین‌الملل رسیده است، که نه کیش و مات است، نه آچمز و نه در شرایط پات قرار دارد.

اگرسایه شوم جنگ را در افق سر زمین خود نظاره میکنیم، اگر هم اکنون نظاره گر تخریب و ویرانی کشور هستیم اگر شاهد بر ورشکستگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، گسترش فقرو فحشا و اعتیاد و عقب ماندگی، نیز، امپراطورسازی و تنش در روابط خارجی هستیم،، اگر یک باران شدید و ناگهانی به سیلابی ویرانگر تبدیل میشود، بآن دلیل است که بیش از چهل سال است که نظام ولایت در پیروی از آموزشهای قرآن و تبعیت از پیامبر اسلام "امامتی" و یا اسلام "ناب محمدی" به "جهاد " و "شهادت" دست زده، شمشیر بر کشیده و بجنگ "کفار" در داخل برهبری "مشرکین" و "منافقین" و در خارج به سر کردگی امریکا و یا "شیطان بزرگ" برخاسته و زندگان را به "تسلیم" و "اطاعت" در برابر خداوند یکتا و یگانه، الله، فرا خوانده است، چنانکه گویی دوران "رسالت" پیامبر اسلام آغاز گردیده و یا امام عج از غیبت کبرا خروج یافته است.

چهار دهه حکومت اسلامی باید برای هر ایران‌دوستی انگیزۀ کافی باشد، دربارۀ سرنوشت میهن خود بیاندیشد. حکومت اسلامی که روی کار آمدنش قابل پیش بینی و تصور نبود، در چهار دهۀ گذشته نه تنها بر بحران‌های بزرگی غلبه کرده، که خود به بزرگترین بحران‌آفرین در سطح جهانی بدل گشته است و چنین وانمود می‌کند که در چهار دهۀ آتی نیز بدون کوچکترین تغییری در سیاست سرکوبگرانه در داخل و بحران آفرینی در خارج، دوام خواهد آورد.
اما دوام حکومت اسلامی بیش از هر چیز مدیون ناتوانی اپوزیسیون است. رژیم با استفاده از این ناتوانی نه تنها با تبلیغات گسترده نفوذش را در میان اقشار عقب‌ماندۀ مذهبی گسترش داده، بلکه با دمیدن در بوق "مبارزۀ ضدامپریالیستی" اقشار چپ‌زده را نیز از ترس "حملۀ دشمن" به پشتیبانی از خود واداشته؛ گهگاه نیز از «بازی با برگ ملی‌" ابایی ندارد.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

iran12.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image7.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید