نظام مقدس ولایت، اینروزها با بزرگترین بحران دوران حکومت خود دست بگریبان است، بحرانی بسی بسیار خانمانسوز تر از بحران اقتصادی، تعطیلی بخش عظیمی از نیروهای تولیدی، گرانی و بیکاری، گسترش فقر و فساد و فحشا و عقب ماندگی، تخریب محیط زیست و خشکی رودخانه ها و دریا و دریاچه ها و فرو ریزی سدها  و یا بحران در روابط با شیطان  بزرگ و دیپلماسی جهانی. بحرانی که نظام ولایت با آن روی در روی قرار گرفته است، بحرانی ست برخاسته از عدم نگاه داری حرمت مقدس ترین روز در گردش روزگار. این بحران از برقراری مسابقه قوتبال بین تیم ملی ایران و کره جنوبی در روز تاسوعا، بر میخیزد. چگونه میتوان در روز عزا و سوکواری، در شام غریبان، در آخرین شام امام حسین، به شادی و هلهله پرداخت؟ فیفا (فدراسیون، فوتبال جهانی) نظام ولایت را مجبور کرد تن باین نکبت بزرگ بدهد. البته مشروط بر اینکه دسته های عزاداری را باستادیوم راه بدهند.


روشنفکران  ايران بيشتر از اسلامزدگی خودپرست، خودنما و وارونه کردار هستند. برخی خود و مردمی را، برای سودی اندک و زودگذر، می فروشند. برخی، که بسيار ناچيز هستند، با تکيه کردن بر سخنان بزرگان خود را بزرگ می نمايانند. برخی، که بد منش و زشت کردار هستند، بيشتر ويژگی های نيک و زيبا را ستايش می کنند
از اين روی اسلامزدگان بيشتر از خردمندی، بينايی و دانايی و کمتر از نابخردی، کورانديشی و نادانی در آدمها سخن می رانند. درست است که، چشمه ی خرد کم و بيش در ساختار  آدم هستی دارد، آذرخش  برخاسته از اين چشمه، می تواند در ديدگاه  برخی از آدمها، روزنه ای به سوی بينايی بگشايد و بر شناخت و آگاهی ی آنها بيفزايد.
به راستی چشمه ی خرد در بيشترين شمار از مردمان بسيار تنگ و تاريک است. افزون بر اين، چکه ها برآمده از خرد، در انبوه  بی شماری از اين مردمان، به زهر  عقيده های خردسوز آلوده شده است. از اين روی از شن زار  خرد  چندين ميليارد انسان، که به عقيده های مذهبی ايمان دارند، نه آذرخشی می جهد و نه انديشه ای تراوش می کند. به زبانی ساده: بازده ی 6 ميليارد چراغ خاموش تاريکی است.

پیرامون تاریخ تحزب در ایران و همچنین گرایشی که جامعه ایرانی نسبت به حزب گریزی بحث های زیادی انجام گرفته است. لیکن نباید فراموش کنیم که ما برای رسیدن به دموکراسی چاره ای نداریم جز این که واقعیت ضرورت وجود احزاب در کشورمان را تشخیص دهیم و بر مبنای آن عمل کنیم. اگر راه گریزی از تحزب وجود می داشت، ما می بایستی طی یک صد سال گذشته راه میانبری برای رسیدن به دموکراسی پیدا می کردیم، اگر موفق نشدیم به این دلیل است که از راه منطقی و قابل اجرای آن نرفته ایم. خواسته ایم چرخ را از نوع اختراع کنیم. ما اصرار داشته ایم از راهی که سایر جوامع آن را رفته اند و موفق شده اند نرویم و از فرمول های عجیب و غریبی مانند «اتحاد گسترده...» «کنگره فراگیر...» «گردهم آیی فراسازمانی...» و سایر فرمول های جادویی «همه باهمی» استفاده کنیم. راه درست همان تشکیل احزاب قدرتمندی است که می توانند به نمایندگی از جامعه یک مبارزه سیاسی ملی را سازماندهی کرده، رژیم استبدادی را کنار زده و شرایط استقرار دموکراسی را فراهم نمایند.

جامعه ایکه در آن یک فرد بالاتر و برتر از جمع، در راس قرار گرفته و از آن جایگاه استثنایی هرچه که دلش بخواهد بگوید و بدان عمل کند و هرگز مورد سوال واقع نشود که چرا و چگونه و بر چه اساسی، آن جامعه را "گند" خواهد گرفت و لاجرم بسوی انحطاط و تباهی به پیش میراند. در جامعه ما، براین جایگاه پس از شاه، ولی فقیه جلوس یافت و بارگاه قدرت را تقدس بخشید. از این تقدس است که از آغاز بوی گند برخاسته است، و هم اکنون نیز، گند تمام اعضا و اجزای آن را فراگرفته است. این بدان معنا نیست که بندهای نظام ولایت عنقریب بواسطه گندیدگی، پوسیده و تو خالی گشته ناگهان از هم میگسلد و فرومی پاشد، احتمالی ست ناچیز که نباید از بابت آن حسابی برگشود. اگرچه گند زدگی بسی بسیار فرا تر رود از عفونت و چرکین شدن عضوی. اما، وقتی که از تقدس برخیزد، جمع را مدهوش و فرمانبر میسازد.

تأثیر گذاری دکتر جمشید آموزگار  ، تکنوکرات تحصیل کرده ای که از دهه اول آغاز سلطنت محمد رضا شاه پهلوی ، تقریبأ تا روز های پایانی سلطنت ، حضوری مستمر در پست های کلیدی را بر عهده داشت ،  باید با نگاه عمیق تری به بررسی نشست . آغاز خدمات اولیه او بعد از بازگشت از آمریکا به ایران  ، در معاونت وزارت بهداشت تازه تأسیس با تعداد معدودی از همفکران و هم نسلانش ، آغاز شد .  در آن زمان بر اساس طرح اصل چهار ترومن ، کمک های آمریکا به ایران بیشتر برای بهبود وضعییت کشاورزی و پرورش طیور  از روش سنتی به مدرن و مبارزه با بیماری های واگیر دار ، برنامه ریزی گردیده بود .که با تغیر کاربردی بیمارستان نجات به مرکز مبارزه با بیماری های آمیزشی به مدیریت زنده یاد دکتر حکیم زاده و مرکز مبارزه با مالاریا ، اختصاص یافت که البته در سایر امور نیز برنامه هایی وجود داشت . 

" جمهوری اسلامی ماموریتی جز زمینه سازی برای ظهور امام زمان(عچ) ندارد." روزنامه اعتماد گزارش میدهد که " این جمله ایست که « محمود احمدی نژاد » روز گذشته ( 7 اسفند) به عنوان چهره مدعو در سومین اجلاس دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری عنوان کرد."

سپس آقای رئیس جمهور در ادامه با تاکید فراوان اضافه می نماید که:

جمهوري اسلامي ماموريتي جز پيگيري اين موضوع ندارد. امام، امام است؛ چه نشسته باشد، چه در حال قيام، چه حاکم باشد و چه در حاکميت نباشد؛ امام واسطه فيض الهي است و اوضاع جاري جهان را مديريت مي کند و اگر وجود مبارک او نبود نه تنها امروز کوچک ترين اثري از ايمان و خداپرستي در جهان نمي ماند بلکه ديگر جهاني براي حکومت نيز باقي نبود.»

روشن است که این اولین بار نیست که آقای رئیس جمهور ادعای الوهیت میکند. اما گویا عشق امام عج اینبار سخت او را مست و مدهوش ساخته است. چون دانسته و یا نا دانسته نسبت هایی به امام میدهد که اگر یک عامی میداد او را کافر و ملحد و سزاوار سنگسار میدانستند. چرا که او امام عج را مسئول کنترل و مدیریت اوضاع جاری جهان اعلام میکند، جهانی که به هر گوشه اش که بنگری مالا مال از ستم و بی عدالتی است و نابرابری، لبریز از ظلم و جور است و فسق و فساد و تباهی. هزاران بار خدایی را شکر که امامی را مامور مدیریت این جهان ساخته است. چرا که با وجود امام است که اوضاع جهانی آنقدر تیره و تار است. وای بآن روزی که امامی نباشد.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

masoole2.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image12.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید