وقتی کشتی حکومتی در حال غرق شدن است این تنها  موش‌‌ها نیستند که زودتر از همه فرار می‌کنند بلکه گرگ‌ها نیز خود را آماده‌ی حمله‌ می‌کنند.

آرزوی «تجزیه‌ی ایران» و جدایی استان‌های مرزی کشور تا کنون به دل همه‌ی طرفدارانش حتی آنان که از پشتیبانی قدرت‌هایی مانند «استعمار پیر انگلیس» و «برادر بزرگ شوروی» برخوردار بودند مانده است. ایران نه «یوگسلاوی سابق» است که کشوری کاردستی باشد و در اولین فرصت چسب‌ مناطق‌اش وا برود و نه اتحاد شوروی که سرزمین‌هایش به امپراتوری روسیه ضمیمه شده باشند. برعکس، آن سرزمین‌هایی هم که امروز در پیرامون ایران به عنوان کشورهای مستقل شناخته می‌شوند، بخشی از امپراتوری و ملت متنوع ایران بوده‌اند که بر اثر جنگ‌ و دسیسه‌ی خارجی و بی‌لیاقتی حاکمان وقت و همچنین همدستی ملایان از ایران جدا شده‌اند.

 

در اخبار مربوط به جام جهانی فوتبال بارها از فوتبالیست مصری به نام محمد صلاح یاد شد. او در مصر چنان محبوب است که چند ماه پیش در انتخابات ریاست جمهوری با بیش از یک میلیون رأی  از رهبر اپوزیسیون (با700هزار رأی) پیشی گرفت.  نکتۀ جالب آنکه او اصلاً کاندیدا نبود و انتخاب کنندگانش وی را به لیست کاندیداها اضافه کرده بودند! 

آیا مصریانی که چنین کردند از اهمیت انتخابات در تعیین سرنوشت کشور خود آگاهی ندارند؟ آیا میزان ناآگاهی آنان شگفت انگیز نیست؟ متأسفانه رفتار سیاسی ما ایرانیان در چند دهۀ گذشته به هیچ وجه اجازۀ قضاوت در این باره را نمی‌دهد!  دستکم رفتار مصریان را می توان چنین تفسیر کرد که خواستند نشان دهند که برای یک فوتبالیست موفق،  توانایی بیشتری برای ادارۀ کشور قائلند تا برای سیاستمداران حاکم!  اما اکثریت ایرانیان در چهار دهۀ گذشته با انتخاب دوباره و دوبارۀ «بد در برابر بدتر» کاملاً "در زمین حریف بازی کردند"! 


علما، فقها، آیت الله ها و حجت الا سلام های حاکم،  خود آگاه اند که بر اصل تسلیم و اطاعت و فرمانبری قرار گرفته است، احکام شریعت اسلامی و یا فقهی و فقاهتی. شریعتمداران حرفه ای، آنها که زندگی به مردگان بازگردانند و زندگان را بمردگی کشانند، بخوبی میدانند که اطاعت از احکام فقاهتی، معیار ایمان نه به توحید است و نبوت و نه به معاد است و امامت که خود ظاهر است و تنها ظاهر سازی: عبا است و عمامه، تسبیح و سجاده. لباس سالوس است لباس فقاهتی، نه لباس خرد و خود آئینی و یا ایمان بذات الهی که لباس تزویر است و فریبکاری. فقها زندگی خود وقف آموختن و آموزش احکام قرآنی کنند و فهم میل و اراده الهی. تقلید و تبعیت واجب و، تبلیغ و ترویج کنند، دینداری و بندگی. همه هرچه هست از احکام شریعت اسلام گویند، این باید و نباید آن کنی، حرام و مکر وه این است و حلال و مستحب آن. نجاسات این است مطهرات آن. چشمها را بسته، باید تسلیم شوی و اطاعت نمایی.  به رکوع و سجده در افتی و، از دات الهی مغفرت طلبی در نهایت ذلت و خواری.


اگر آخوند خداوند خامنه ای در اخیرترین سخنرانی خود در پانرده خرداد(97) اعلام میکند که حکومت اسلامی بزرگترین قدرت منطقه ایست، چندان بیجا سخن نمیگوید. مسلم است که اگر صدام حسین بدست بوش جوان سرنگون نمیگردید، حکومت اسلامی هرگز نمیتوانست سر از سوریه در آورده و خود را بمرزهای اسرائیل برساند. این، ضمنا، تنها هدیه ای نبود که بوش جوان، به حکومت آیت الله ها اهدا نمود و راه را برای رسیدن نظام ولایت باهدافش در منطقه هموار ساخت. در 2001 آمریکا در اندک مدنی بساط خلاقت را در افغانستان برچید. بدین ترتیب یکی دیگر از دشمنان خطرناک حکومت اسلامی را که میتوانست سدی بر جاه طلبی های حکومت اخوندها شود، از میان برداشت. حال بنگر به موقعیت جمهوری اسلامی نه تنها در افغانستان بکله در عراق و لبنان و سوریه و نیز در یمن، بیخ گوش رقیب اصلی نظام در منطقه، عربستان سعودی.


اینکه بگوئیم شرایط زندگی بسرعت بسوی تاریکی و تندگدستی به پیش میراند، یک پیشگویی پیامبرانه نیست، بلکه بیان یک واقعیت تاریخی است ناظر بر "پسروی،" از بدو تاسیس حکومت اسلامی تا زمان حال. بدشواری میتوان یکدوره چند ساله را در این چهل سال برگزید که لزوما بهتر از دوران ما قبل خود بوده باشد. صرفنظر از معیاری که برای اندازه گیری این پسروی برگزیده شود و چه خطوط قرمزی را ترسیم کنیم، و یاچه نرخ و درصدی را بکار کیریم، نرخ و درصد گرانی و بیکاری، تخریب محیط زیست و پیشرفت خشکزاری، توسعه فساد و فحشا و زوال اخلاقی، همه بازتابنده فرآیندی ست بسوی، پس روی، بسوی افول و سفوط. منحنی ارزش ریال و یا پول ملی، یعنی پولی  که بازتابنده ارزش کار یک ملت است، نسبت به ارزش دلار شاید بتواند اندازه گیری چهل سال پسروی را قابل تصور نماید. ارزش ریال نسبت بدلار چهل سال است که در حال نزول بوده است و هنوز هم هست. دلار هفت تومنی در 1357 بنا بر روایات غیر رسمی در هفته های اخیر از مرزهشت هزار تومن هم گذشته است و این روند، بنا بر تخمین کارشناسان، در آینده نیز ادامه خواهد یافت. حکومت اسلامی نیز همان روندی را طی کرده است و میکند که پول ملی ما طی کرده است.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

pol_khajoo.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image20.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید