برخی باور دارند که جنبش چپ پس از سرکوب سازمان های وابسته به این جریان در دهۀ 60،  از میان رفته است. اما نگاهی به نشریات در ایران و رسانه‌ها در خارج از کشور نشان می دهد که هنوز گروه بزرگی از هواداران سابق گروه های چپ، همچنان با نگاه پیشین خود به جهان، نه تنها حضور دارند، بلکه نقش بزرگی را در رسانه ها و تبلیغات سیاسی بازی می‌کنند. آنان بدون آنکه وابسته به حاکمیت اسلامی باشند هر بار مردم را به شرکت در انتخابات تشویق می کنند، هوادار بی چون و چرای برجام هستند و شیفتۀ "اصلاح طلبان" ...  تو گویی فقط ارتباط سازمانی آنان قطع شده است، اما از نظر فکری و موضع سیاسی از همسویی و همکاری شگفت انگیزی برخوردارند.
هدف این نوشتار نه بدگویی از این گروه، بلکه بدین انگیزه است که هواداران جریان چپ به پیوستن به مخالفان حکومت اسلامی فراخوانده شوند. علت این فراخوان، چنانکه در نوشتار "جنبش ملی برای دمکراسی در ایران و دیگر هیچ" آمده، این حساب ساده است که برای برکناری مسالمت آمیز حکومت اسلامی به نیروی فراگیری نیاز است که شکل گیری آن بدون پیوستن گروه بزرگ هواداران چپ ممکن  نیست.


دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا روز سه شنبه هشتم ماه مای معاهده هسته ای با حکومت آخوندی را لغو کرد. این جریان در بدترین زمان ممکن برای حاکمان جمهوری اسلامی اشغالگر ایران، هنگامیکه بیش از هر زمان دیگر در داخل کشور با مشکلات و مسائل گوناگون دست به گریبانند وراه حلی هم ندارند اتفاق افتاد.

 معلوم نیست چرا پنجشنبه ۱۰ مه، شب هنگام حملات موشکی از سوی نیروهای مسلح سپاه پاسداران به خاک اسرائیل صورت گرفت؟ شاید خامنه ای که از لغو برجام برآشفته بود میخواست به اسرائیل نیشی بزند؟ نیروهای مسلح سپاه پاسداران که در سوریه فعالیت می کنند، حدود ۲۰ موشک به مواضع ارتش اسرائیل در منطقه مرزی سوریه و اسرائیل در ارتفاعات گولان شلیک کردند. این حمله موشکی سپاه قدس حکومت آخوندی به اسرائیل، پاسخ بسیار سختی گرفت. از قراری هشتاد هواپیمای اف ۱۵ و اف ۱۶ در ۹۰ دقیقه ۵۰ هدف شناخته شده و مراکز سپاه قدس در سوریه را بکلی مهعدم کردند. سنگین ترین حملات هوایی اسرائیل به مواضع سپاه قدس در سوریه دراین چند دهه گذشته، قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس را با مسئله غیر قابل حلی مواجه کرد. میتوان گفت که قاسم سلیمانی مرتکب اشتباه بزرگی شده بود که واکنش شدید اسرائیل، یک معضل عمده برای او شده است.


نزدیک به چهار دهه است که روحانیت، مراجع تقلید، علما، فقها و مجتهدین، مظهر دین و اخلاق و زهد و تقوا، بر جامعه حکومت کرده اند. بنگر که چه بذری کاشته اند و چه حاصلی به بار آورده اند.  بارگاه ولایت را تاسیس و جامعه را بر مبانی فرمانروایی و فرمانبری، سامان بخشیده و به یک زندان بزرگ تبدیل نموده اند. نه اینکه در این زندان آزاد نیستی. بعکس آزادی مطلق است، اما آزادی در اطاعت و فرمانبری. باید بپوشی و بنوشی و در آمیزی، بشنوی و ببینی نه بر اساس اراده ی آزاد بلکه  آنچه که حافظ سکوت و آرامش، نظم و انضباط در زندان است. روشن است آرامش این زندان را رسانه ای همچون تلگرام که ورود بیش از 40 میلیون ازجمعیت کشور را بفضای مجازی هموار میکرد، به چالش کشیده است. چه در آن فضای مجازیست که زندانیان بفضای آزاد ورود نموده و آزادی را تجربه و به تواناییها و ظرفیتها و کیستی و چیستی خود آگاه گشته و میتواند بمنصه ظهور برسانند. این تنفس در آزادی ست که خشم آخوندهای حاکم را برانگیخته و دستور به مسدود ساختن آن را داده اند، گو اینکه هم اکنون در این امر شکست خورده، همچنانکه در برابر کاست خود رو، سی دی و ویدیو و ظروف ماهواره ای شکست خورد. اما، اینبار شکست او بسیار عظیم خواهد بود. چون نظام خود را روی در روی 40 میلیون انسانهایی  قرار میدهد که تشنه رهایی از بند زندانند.



«ز بیداد ِ فزون، آهنگری گمنام و زحمتکش
علمدار علم، چون "کاوه"ی حداد می گردد»
فرخی يزدی

    در نگاهی کوتاه و سریع به وضعیت کارگران ایران در تاریخ چند هزار ساله ی کشورمان  می توان اين وضعيت را در چهار دوره ی کلی مطالعه کرد: دوران باستانی، دوران پس از اسلام، دوران پس از مشروطیت، و دوران پس از انقلاب اسلامی.
     در این تقسیم بندی نکته ی قابل ملاحظه آن است که، در دوران تسلط جمهوری اسلامی بر سرزمین مان، وضعیت بسیار دردناک و غیر انسانی کارگران ایران، به نسبت زمانه ای که در آن هستیم، بسیار سخت تر و سنگین تر از هر زمانه ای در تاریخ مان شده است.


 برای آنکه ملت ایران که  «تا پایان دوره صفوی در علم و صنعت از هیچ کشور جهان پست‌تر نبود، بلکه در پاره‌ای از صنایع به سنت دیرین هنوز پیشوای جهانیان به شمار می‌رفت»(۱) به فلاکت امروزی بیافتد، باید دچار خسران بزرگی شده باشد. خاصه آنکه همین ملت در میان‌پرده‌ی دوران پهلوی نشان داد که از خواست و توانایی برای جبران عقب‌ماندگی برخوردار است.

هر ملتی نسل به نسل تولدی دیگر می‌یابد و می‌تواند بر نارسایی‌های خود غلبه کند. بنابراین باید از یک سو  رأی کسانی را که ویژگی‌هایی همیشگی (مانند: «دینخویی» یا «خرافات‌پرستی») برای ایرانیان قائل هستند قاطعانه ردّ کرد و از سوی دیگر با شناخت درست و تجربه‌آموزی در راه غلبه بر اشتباهات تاریخی گام گذاشت.

برای نمونه به یکی از اشتباهاتی که تا به حال کمتر مورد توجه قرار گرفته بنگریم: در دو سده پیش ایرانیان برای نخستین بار در جنگ با روس به میزان عقب‌ماندگی خود پی بردند و شاهزاده عباس میرزا با آگاهی بدان، پرسش تاریخی جامعه‌ی ایران را با فرستاده‌ی ناپلئون در میان گذاشت: «اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هوشیار نمایم؟» (۲)

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

Image106.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image2.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید