درگذشت مریم میرزاخانی، ستاره ی درخشان ریاضیات جهان، واکنش های عاطفی زیادی را در بین ایرانیان، از هر طیف و طبقه ای برانگیخت. همه می خواستند در ایران نیز، همان گونه از این زن قدردانی شود،که در کشورهای خارجی. حتی تعداد زیادی از روشنفکران، نویسندگان و اساتید دانشگاه ها، در داخل و خارج ایران در  پتی شنی اظهار امیدواری کرده بودند که « هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف نام "مریم میرزاخانی" را بر پیشانی این دانشگاه، که آغازگاه علمی او بوده نشانده، یا حداقل دانشکده ریاضیات را با این نام برجسته سازند»*


دیر زمانی ست که فرصت مماشات با روحانیت و با دینی که مظهر آن است بسر آمده است. زیرا که دوران رهایی ملت نیز از یوغ دشمن جنایتکار و فریبکار، "فقاهت" فرا رسیده است. ندایی که اینبار از زبان ریاست جمهوری جدید امریکا، دانالد ترامپ، در یک محفل بین المللی شنیده میشود، آنهم بعریان ترین شکل ممکن.
هموطنان دلبسته به دانالد ترامپ، البته که در پوست خود نمی گنجند. بعضا که خود را از نزدیکان ترامپ و احتمالا از مشاوران او میدانند، تا آنجا پیشرفتند که در فضای مجازی اعلام نمودند که هرکس با سخنان ترامپ به مخالفت برخیزد، بدان که "مزدور" رژیم "اخوندها" ست.



البته که مسئله جانشینی ولایت فقیه را نباید سهل و ساده انگاشت، چه تاریخ، شهادت میدهد که جانشینی رهبرانی که خود را به مرتبه خدایی رسانده اند هرگز ساده نبوده است. مثلا نه جانشینی استالین ساده بود و نه جانشینی مائوتسه تونگ، هردو رهبرانی بودند که حمد و ثنای آنها، حمد و ثنای آفریننده را بی رنگ میساخت. خدایانی بودند که از آنها "معجزه" برخاسته بود. آنها ناجیان ملت هایی بودند که تحت استبداد فئودالی در قعر فقر و بدبختی و ذلت و خواری غوطه ور بودند. تردید مدار که این رهبران هرگز به مرتبه "ماورایی" نمیرسیدند اگر سفاکی و سنگدلی، خشونت و بیرحمی را باوج خود نمیرساندند و رعب و وحشت را بر ملت خود حاکم نمیکردند. دیدیم که چگونه استالین پس از مرگش از مرتبه خدایی سقوط کرد و به جنایتکاران تاریخ پیوست. مائو اگرچه بسرنوشت استالین دچار نگردید، اما، آنانکه قصد ادامه راه او را داشتند، از جمله همسر وی از راس قدرت فرو غلتیدند و رسوا گردیده و بسیاهی ها پیوستند.


بعضی از جامعه شناسان که تیتر دکتری را نیز با خود یدک میکشند  مخالف سر سخت تغیر ساختار رژیم در ایرانند . اینا ن مدعیند  : تا زمانیکه درد بی فرهنگی و کم بود دانش سیاسی در جامعه حکم فرماست تغیر رژیم هیچگونه نتیجه و حاصلی به بار نخواهد آورد.  جهل و خرافات ، فلاکت و فساد و دیکتاتوری همواره با هر رژیم و ساختار دیگر همسفر خواهد بود. تغیر ساختار فقط بی ثباتی دولت وسر گردانی  ملت را همراه خواهد داشت.  باید ابتدا  سطح رشد سیاسی جامعه را بالا برد سپس فکر آزادی و دمکراتی کرد . برای اثبات ادعای خود   بی نتیجه ماندن انقلاب مشروطه و حکومت دکتر محمد مصدق را مثال می آورند . اینان مرتب اصرار بر آن دارند که باید نخست درد بی  فرهنگی و بیماری سیاسی را شفا داد سپس در باره ی  تغیر رژیم شروع  به بحث و گفتگو نمود . 


حرف اول و اخر را در دنیا معیشت و بهزیستی میزند.در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی بعلت عدم حاکمیت این دو ،اما بالعکس حاکمیت سرمایه داری تجاری( و نه تولیدی)،جامعه را در حال فروپاشی و انفجار و در نتیجه انقلاب ،قرار داده است.سرمایه‌داری در نظام اقتصادی کشور تنها در خدمت کانون‌های قدرت است . این انحصار، فرصتی برای بخش خصوصی فراهم نمی‌کنند. تا این روش حاکم باشد، بخش خصوصی که در آن معیشت و بهزیستی و ایجاد رفاه اجتماعی ،رقابتی است، تاثیرگذار نخواهد بود.  ادامه این روند ثروت‌اندوزی و رانت خواری ، اتلاف سرمایه‌های اقتصادی ایران و بیکاری گسترده را فراهم نموده است. که تنها راه فایق آمدن به این روند، تقویت نهادهای نظارتی مردمی و تنظیم فعالیت رفتار کانون‌های یاد شده خواهد بود.



همگان در انتظار آن لحظه ای هستند که دست طبیعت وجود شوم ولایت را از زمین برگیرد و به افسل السافلین، فروترین طبقه دوزخ گسیل بدارد. نزدیک شدن به آن لحظه سرنوشت ساز، آن لحظه ای که آخرین نفس در سینه ضحاک زمان ما، ولی فقیه حبس گردد، بسیاری از اندیشه ورزان مخالف را نگران ساخته است، بحق هم. چه خطر فروپاشی جامعه، انفجار از درون و از هم گسیختن بنیان آن، بسی بسیار جدی ست، اگر بغض و کینه ای که در درون اکثریت مردم در طول این سالهای طولانی ستم دین وقدرت انباشته گردیده است، در نظر بگیریم. انباشت بغض و کینه ناشی از نزدیک به 40 سال پسروی و زندگی تحت قواعد و مقرارت پوچ و بیهوده و ملال آور شریعت اسلامی و سرکوب بهترین و برترین غرایز انسانی، سرکوب غریزه آزادی و آفرینش، بموادی انفجارزا تبدیل گردیده اند که بی تردید انفجاری خواهد بود، تماشایی مهیب و ترسناک. در انفجاری که در 1357 رخ داد، تاج و تخت پادشاهی بر باد رفت، اما، اینبار این منبر دین و قدرت است که در هم کوبیده از هم متلاشی میشود.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

iran2.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image1.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید