آیا هنوز کسی هست در جامعه ما که فکر کند آئین اسلام بر جامعه ما حاکم نیست؟ آیا هست منفذی در تمام عرصه های مختلف اجتماعی، از قوای سه گانه گرفته تا نهادها و سازمانهای فرهنگی و اقتصادی و انتظامی که از ان بوی دین بر نخیزد؟ آیا برنامه و یا سیاسیتی هست که از فیلتر شریعت اسلامی که مظهر آن شورای نگهبان است، نگذرد؟ آیا کسی هست که بگوید در این 38 سال مناقع دین که متولی آن "روحانیت" است، ارجح بر منافع ملت نبوده و نیست؟

با این حال پس از گذشت نزدیک به چهار دهه از سلطه چون چرا ناپذیر دین، "اسلام ناب محمدی" بر تمامی جامعه، هنوز بسیاراند آنانکه نه به "رهایی" جامعه از سلطه مطلق دین، دینی که بجز نکبت و مصیبت چیز دیگری برای ملت بارمغان نیاورده است، میاندیشند و نه به بستری که بدان واقعیت می بخشد، بستر "دین ستیزی،" آنتی تز حکومت اسلامی- اینان البته که از مخالفان رژیم آیت الله ها هستند. اما، درکل برآنند که نه اکنون شاید تا آینده ای نا معلوم هرگز نتوان از ستیز با دین سخن راند. مردم دین خود را دوست دارند و از آن بدفاع برمیخیزند.



تصور اینکه جمهوری اسلامی در ایالات متحده برای تبلیغ برنامه‌ها و ایدئولوژی خود سرمایه‌گذاری نکرده باشد یا هزینه نکند تصور باطلی است. دولت روحانی و دولت احمدی‌نژاد به صراحت از این موضوع سخن گفته‌اند و بنیادهای تحت نظر جمهوری اسلامی در ایالات متحده برای این کار سالانه ده‌ها میلیون دلار خرج می‌کنند. غیر از این، گروه‌های چپ و اسلامگرا که از ایالات متحده و دولت آن متنفر هستند خود را هم‌پیمان طبیعی دولت‌های اقتدارگرا و تمامیت‌خواهی مثل جمهوری اسلامی می‌دانند.

مدارس مذهبی و ایرانی مستقر در امریکا مستقیما تحت نظر نهادهای انتصابی فعالیت دارند و تلاش می‌کنند شیعیان و اسلامگرایان ضد امریکایی و ضد اسراییلی را جذب کنند. از برخی از این کمک‌ها از طریق رسانه‌ها اطلاع‌رسانی شده است و برخی در شرایط عدم شفافیت کار می‌کنند. کسانی نیز که از این سرمایه‌گذاری‌ها بهره می‌برند یک‌دست نیستند و فعالیت آنها نیز متفاوت است.

 
گردهمایی ایرانیان در آرامگاه کورش در آبانماه امسال نشان‌دهنده‌ی عدم کارائی افکار گوناگون در میان اپوزیسیون در راستای همکاری و همیاری ما ایرانیان بود. مسئله‌ای که مهم‌ترین موضوع برای رژیم بوده و هست.

حاکمان کاملا به قدرتِ این تفکر واقفند که پیروزی اپوزیسیون در گرو همبستگی و حرکت و عمل بر اساس مشترکات است و لذا به هر نوع خرابکاری در این زمینه دست می‌زنند، به ویژه جایی که موضوع هویت ایرانیان مطرح است.

در همین حرکت پاسارگاد رژیم با تمام تدارکاتی که دیده بود چنان درمانده شد که نتوانست هیچ واکنش موثر بازدارنده‌ای نشان دهد. در عوض توسط عوامل خود و یا تحریک تعدادی کم اطلاع شروع به طرح موضوعات مختلف از جمله زدن برچسب‌هایی مانند نژادپرستی، فاشیسم و یا عامل بیگانه به این حرکت پرداخت.



کیهان لندن - تظاهرات خیابانی حامیان کرایه‌ای انقلاب در سالگرد ۲۲ بهمن ۵۷، سرپوش بر این باور عمومی‌نیست که کشتی انقلاب اسلامی به گل نشسته؛ دولت انقلابی از حرکت بازمانده و حیات نظام حاکم بر لبه‌ی تیغ قرار گرفته است.

سی و هشت سال پس از قبضه‌ی قدرت در ایران، بازمانده‌ی انقلاب حکومتی است بی هویت، سرگردان بین «مردم‌سالاری اسلامی» و «لیبرالیسم خیابانی»، غرق در فساد و متظاهر به حرکت، حتی به روی صندلی چرخدار.

جامعه‌ی انقلاب‌زده امروز ایران متنوع نیست، متضاد است و تقسیم شده بین اکثریت محروم از رفاه و آزادی، و اقلیت فربهی که دست خود را در ارتکاب هر فساد آزاد می‌بیند. حکومت مذهبی ایران از کار بازمانده و مهره‌های آن  از صدر تا ذیل عموما به بیراهه می‌روند.

هم اکنون، از اینجایی که هستیم به 38 سال پیش از این بنگریم باید 22 بهمن 1357  را روز نکبت و مصیبت، بخوانیم، روزیکه شریعت اسلامی برجامعه سلطه افکن گردید . دین ما، اسلام باصل خود رجعت نموده و با ذات خویش، با قدرت یکی و یگانه و معماری نظام فرمانروایی و فرمانبری آغاز گردید. حکومت دین از همان آغازین لحظات جلوس بر مسند قدرت، زبان را از حلقوم بیرون کشید که هیچگس، هیچ نگوید مگر یک کلام: اسلام. چه شادی ها و پایکوبیها، چه امیدواریها و آرزوهایی. غافل از آنکه با کابوس چندان فاصله ای نداشتیم. چه زود رویاهای شیرین پایان گرفت. کشور بیک زندان بزرگ سراسر آلوده و نکبت تبدیل گردیده است که هر نفسی برآری از درون ویران تر شوی. حرص و طمع، انباشت ثروت و قدرت، تمامی جامعه را به فساد کشانده و برای مخفی سازی ضعف و بیماری درونی، رویای امپراطوری اسلام فقاهتی در سر پرورانده و منطقه را نیز به آتش کشانده است.



دستور اجرائی رئیس جمهور دونالد ترامپ در مورد تعلیق صدور ویزای آمریکا به اتباع هفت کشور منجمله ایرانیان، بازتاب گسترده ای در آمریکا و جهان داشته و یکبار دیگر، زندگی بسیاری از هموطنان را بطور منفی تحت تأثیر قرار میدهد. اگرچه اقدام ترامپ قبل از هرچیز بدلیل اهداف سیاسی و برای راضی کردن پایه سیاسی و هواداران اش طراحی شده است و علیرغم همه انتقاداتی که به این دستور اجرائی، بویژه در زمینه قطع پذیرش پناهندگان از سوریه وارد است اما در زمینه محدودیت های ویزائی برای ایرانیان، امر بی سابقه ای نیست و طی 38 سال گذشته، همه کشورهای غربی و بویژه آمریکا، شرائط ورود ایرانیان به کشور های خود را روز به روز دشوار تر کرده اند. طبیعتا، هموطنان بخوبی آگاهند که ریشه این مشکل، خصومت دولت های غربی با مردم ایران یا گرایشات نژاد پرستانه در اروپا و آمریکا نیست بلکه بیش از هرچیز، ناشی از رفتار و گفتار رژیم ایران است که از بدو تأسیس تاکنون، به اشاعه تروریسم در سراسر جهان کمک کرده است و بطور علنی نیز به آن افتخار میکند.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

hafez2.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image4.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید