بعضا بر آنند که ولایت فقیه و کارگزاران ش، با جنایاتی که تا کنون بر علیه بشر مرتکب شده اند گور حکومت اسلامی را می کنند. حال آنکه آنها به کاری بس بزرگ و سرنوشت ساز تری دست زده اند. آنها گورکن  الله هستند. آنها مقدمات یک عزاداری شگفت انگیز را تهیه می بینند. عزای مرگ الله. چرا که الله خود نیز در دام شیطان گرفتار گردیده و در پی وصلت با عروس فریبنده ی قدرت، آسمانها را ترک نموده و گام بر زمین نهاده به زمره ی میرندگان پیوسته است. الله تن خود را نا دانسته بزمین آلوده نموده و زمینی گشته است. این است که مرگ ش فرا رسیده است.

این فیلمی هست که می گویند دوربینهای مداربسته مجلس گرفته اند دو نفر با مسلسل و یک نفر با کلت از مقابل دوربین رد می شوند. هم صورتشان پوشیده نیست و هم گوینده می گوید ساختمانی که براحتی می توان وارد آن شد..

حالا به این فیلم زیر نگاه کنید که یکی از مجروحان این حادثه جریان تیرخوردن خود را شرح می دهد. او میگوید تروریست ها صورت خودشان را پوشانده بودند. حتی یک خودکارهم نمی توان وارد ساختمان کرد چگونه اسلحه بزرگ را وارد کردند


تردید نباید داشت که ما در سرزمینی "مقدس" زندگی میکنیم که حاکمان بر آن مقدس اند. زیرا که در مدارس مقدس درس تقدس خوانده  و آموزش تقدس دیده و آموزگار تقدس گردیده اند. تقدس، از آگاهی بعلم و دانش بزبان مقدسی که آنرا بیان میکند بر میخیزد. بعضا، به رفیعترین مرتبه تقدس صعود کنند و "مرجع" شوند، مرجع تقدس، مرجعی که از آنان تقدس به "تقلید" فرا میگیرند. "مراجع تقلید،" که تبلور تقدس اند، جزء آن انگشمارانی هستند که نه مرتکب گناهی شده اند و نه خطایی از آنان سر زده است، پاک هستند و پارسا. هیچ "حرام" و "مکروه" و "نجاستی" دامن مطهرشان را هرگز آلوده نکند. آنها نه به حرامی به شیئی و یا چشمان دلربای انسانی منیکرند، نه دهان به حرامی بگشایند. نه کذب از دهانشان خروج یابد و نه حقایق را واروانه نمایند، مگر آنکه "مصلحتی" در کار باشد.



در آغاز  "سخن روز" خاستگاه سیاسی خود در برخورد با ناقضین حقوق بشردر ایران صراحت داده می شود. معیار قضاوت در باره نظام اسلامی و کردار 39 ساله اسلامگرایان در ایران، همانا منشور جهانی حقوق بشر می باشد.
 حکومت اسلامی با لگدمال کردن ماده سوم منشور جهانی حقوق بشر؛  "هرکس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد"، در ایران اعلام موجودیت نمود.
با قدرتگیری اسلامگرایان در ایران، دیکتاتوری سکولار دوران پهلوی برچیده شد و نظامی بر اساس استراتژی بازگرداندن ایران به عصر شترچرانان عربستان در دستور کار اسلامگرایان قرار گفت.


آری، مردم بخت برگشته کشورما دلشان را خوش کرده اند که آنها نیز "انتخابات" دارند. به نامزدهایی که بزرگترها، عالمان و فقها، آنها که همه چیزدانند، برای آنها برگزیده اند رای میدهند و انگشت شان را مرکبی میکنند. رای دهنده اگر هم بداند رایی که میدهد، تایید رای همین همه چیزدانها ست، چاره دیگری در پیش روی او نیست. چون تنها او آزاد است به نامزدهایی رای بدهد که برایش برگزیده اند. یعنی که آزادی رای دهنده محدود است و مشروط، همچنانکه آزادی یک زندانی محدود و مشروط است. این در حالی ست که زندانی نسبت به اسارت خود آگاه ست. به دیوار های بلند و سیم های خاردار بر فراز آن که او را از جامعه جدا میسازد آگاه است. اما، در زندانی که آیت الله های مقدس بنا کرده اند، نا آزادی ها محدودیت و محرومیت ها از ابتدایی ترین حقوق انسانی بیک امر عادی تبدیل شده است. همچنانکه اطاعت و فرمانبری در زندان دلبخواهی نیست.



آنچه بیش از هر چیز دیگری در مناظره های انتخاباتی، بچشم میخورد، صحن و محیط سرد و بی جانی ست که نامزدهای ریاست جمهوری در آن ظاهر میشوند. همه چیز بطور ناشیانه، اگر نه احمقانه، مرتب و منظم و با تشریفات بسی بسیار کند و مودبانه ترتیب داده شده است. قواعد و زمانبدی مناظره خود بسی ملال آور ست و حوصله سر بر. زیرا بگونه ای طراحی شده است که امکان رو در رو قرار گرفتن و تصادم نامزدها با یگدیگر جلوگیری شود. اما، تنها صحنه گردانی نیست که آریه ای و مصنوعی و میان تهی ست بلکه گفتار و رفتار رقیبان انتخاباتی نیز همه مکانیکی، بی حال و بدون روح و احساس بیان میشوند، چنانکه گویی بازیگر نقش هایی هستند که از پیش تعیین شده اند.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

perspolis2.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image5.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید