بازدید کننده گرامی، لطفا نوشته های خود را برای انتشار در این تارنما به ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید  بفرستید

 

هر سال، همزمان با سالگرد انقلاب اسلامی 57، نظرات مختلفی در ارتباط با این واقعه گفته و نوشته می شده است؛ از اظهار نظر مردم عادی و هیجان زده ای که «تقصير» انقلاب را تنها به گردن روشنفکران می انداختند تا تحلیل های جامعه شناسانه و سیاسی نويسندگانی که این انقلاب را حاصل «عملکرد شاه»، یا «خودجوشی مردم برای آزادی و عدالت»، یا «مبارزه با امپریالیسم»، یا «توطئه اروپایی ها برای کوتاه کردن نفوذ آمریکا در ایران»، یا «راه حل غرب برای چنگ انداختن بر منابع طبیعی ایران»، و یا «بوجود آوردن کمربندی سبز در مقابل شوروی که هنوز در قدرت بود» و مسایلی از این قبیل می دانستند. اما امسال به جای هر بحثی درباره ی دلایل بوجود آمدن این انقلاب، سخن از شکست آن است.

دانشوران و اندیشه ورزان، هرگز برای حاصل اندیشه های خویش، در امید پاداشی مادّی نبوده اند و بگفته‌ی زنده یاد داریوش همایون، همچون "نیکیِ زرتشتی"، از"برای چیزی" سخنی نگفته و اندیشه نکرده اند بلکه: آنچه را که می اندیشیدند، گفتن آنها را بر خود بایسته دیده و چنین نیز کرده اند.
 آنها، براین پندار و گفتار خود، نه دربند شکر و شیرینی بوده اند و نه از داغ و درفش ترسیده.
آن روزی که اسپینوزای جوان، "ردای نبوت جهانی" را به آتش کشید و "اصل نبوت" را خِردورزانه رَد کرد، نه در بند میراث پدری بود که از ارث محرومش کنند و نه ترسی از آن "لعنت نامه‌‌ی" جهانی خاخام های یهودی در دلش راه داد.
امّا از آنجایی که گویی برخوردِ روشنفکرانِ ما و اروپایی ها درین زمینه نیز، مانندِ همه‌ی امورِ ما باید عقب مانده و نارساتر باشد، قابل بر رسی است. برای نمونه:

در چهل سال پبش از این، بزرگترین اتقاقی که در جامعه ما بوقوع پیوست، جلوس "دین" ، اسلام داوازده امامی، بر مسند قدرت بود. پس از فروپاشی نظام شاهنشاهی، بنظر میرسید که شرایط حاکم بر جامعه  و هر آنچه که در آن بوقوع می پیوست، ظاهرا از "سیاست" و از مبارزه بر سر قدرت، کسب و تحکیم آن بر می خاست نه از دینی که بر منبر قدرت ظهور یافته بود. اگر کسانی در برابر جوخه های اعدام قرار میگرفتند، گلوله های قدرت بود که سینه آنها را متلاشی میساخت، نه گلوله های دین. اگر کسی را بجرم شیدایی به تخت شلاق می بستند، دست و پای سارقی را قطع میکردند و یا زنی بجرم زنا سنگسار میشد، پایمال ساختن کرامت انسانی بدست قدرت بشمار میآمد نه به دست توانای دین. اعتقاد براین بود که خشونت و جنایت از قدرت، از سیاست بر میخیزد، نه از دین، نه از فقیه و فقاهت.

Is The European Union part of the problem in our Pro-Democracy Movement in IRAN?

 By: Freydoon Khoie
 
We, the people of IRAN of all stripes took to the streets last year just as the last 40 years, en masse to express our disgust and grievances with the worst kind of murderous dictatorship regime in recent history and while regime’s thugs savagely suppressed our demonstrations we were undeterred and will continue such public gatherings as we have throughout 2018 and will do throughout 2019 until we bring down this illegitimate and cruel regime. But the tragedy is that while we, the pro-democracy people of Iran continue to risk our lives to publicly demand an end to the repressive and terrorist regime for a better and freer future, the wonderful European Union leaders are doing everything they can to undermine our efforts at one hand and strengthen the terrorist regime by their efforts to evade US sanctions on the other! And this, we fail to comprehend and wonder how low the EU leaders can go?

برای هیچ انسان با سواد و متمدن و دارای مسئولیت اجتماعی در سراسر جهان و در داخل ایران، کوچکترین شک و شبهه‌ای باقی نمانده که ما، مردم ایران زمین، با حکومتی غیر مشروع، جنایتکار، فاسد، رهبران دزد و دروغگو و خائن، و مشتی مزدور در لباس پاسدار و بسیج که در مقابل دریافت رشوه، از ایشان حفاظت نموده، و لذا به مردم ایران زمین خیانت میکنند روبرو هستیم. تمام جهانیان میدانند که تنها کسانی که از این نظام فاسد و منفور پشتیبانی یا با ایشان همکاری میکنند شریک جرم و جنایات ایشان هستند.
پس از گذشت تاریک‌ترین چهل سال تاریخ معاصر ایران زمین، دیگر کار از افشاگری گذشته و نظام آخوندیسم کوچکترین احترام و حرمت و اعتباری در انظار ایرانیان و مردم جهان ندارد که شور بختانه دود آن به چشم مردم نجیب زاده و درد کشیده ایران زمین رفته که نه تنها فقر و فلاکت و بیکاری و فساد و ناامنی را هزار برابر قبل از انقلاب کرده، بلکه باعث شده پاسپورت جمهوری اسلامی حتا برای حبشه و سومالی هم نتواند ویزا دریافت کند چه رسد برای آمریکا و اروپا.

در سال 2005 سازمان ملل متحد روز 27 ژانویه (7 بهمن) را «روز جهانی یادبود قربانیان هولاکاست» نام گزاری کرد و از آن سال ببعد، هر ساله، مراسمی در ارتباط با هولاکاست در سراسر جهان پیشرفته، و از سوی مردمان انساندوست، برگزار می شود.

«هولاکاست»، اگر چه واژه ای باستانی و به معنای «همه سوزی» ست، اما پس از جنگ دوم جهانی برای مفهوم نسل کشی و سوزاندن و کشتار دسته جمعی یهودیان به کار می رود.
حکومت هیتلری ابتدا یهودیان، کمونیست ها، سوسیالیست ها، طرفداران صلح و مخالفان سیاسی خود را به زندان انداخت، سپس آن ها را در اردوگاه های کار اجباری - که در سراسر اروپای تحت تسلط خود ترتیب داده بود - مورد شکنجه و آزار و اعدام قرار داد، و دست آخر یهودیان را در کمپ های ويژه ی کشتار دسته جمعی سوزاند. در یکی از این کشتارگاه ها در نزدیکی لهستان، که با نام «آشويتس» مشهور است، بیش از یک میلیون انسان جان شان را از دست دادند.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

hafez2.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image13.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید