تاریخ نشان می دهد، مردم گرفتار به رژیم‌های توتالیتر، به میانه‌روی سیاسی می گروند. خوشبختانه ایران‌دوستان و بویژه نسل جوان آگاه نیز هرچه بیشتر بر جریانات افراطی دست ردّ می زنند و به میانه‌روی خردمندانه روی می آورند. این روند را به بهترین وجه می‌توان در گفتگو دربارۀ نظام آتی ایران مشاهده کرد.
حتی بازماندگان جریان چپ نیز امروزه از "دمکراسی برای ملیت‌ها"(1) سخن می گویند که هرچند نشان می دهد، آنان نه از دمکراسی درکی دارند و نه مفهوم "ملت" را می شناسند، اما خود نشانۀ این است که امروزه هیچکس نمی‌تواند خواستار نظام دیگری جز دمکراسی شود.


جناب امینی گرانقدر
با درود های شایسته،
و با سپاس از همه تلاش های گرانقدر جنابعالی. باید اعتراف كرد كه افرادی امثال من در شب تیره وطن و در كج و كوج تاریخ و سیاست و فرهنگ وطن، راهمان از میان آموزه های ارزشمند اساتیدی چون شما می یابیم و سعی می كنیم به كجراهه نرویم، و من فقط و فقط با شرمساری فراوان باید نكته نظر خود را بیان كنم، مبادا كه امر مشتبه به جسارت شود.
 و اما موضوع سخن من و دلیل این نوشتار،
بیانات سراسر حقیقت مدار و صحیح جنابعالی در این سخنرانی خطاب به شاهزاده، به تمامی نقشه راهیست برای نجات میهن و آینده مردم ایران و نظام نوین احتمالی مشرف به اقتدار در ایران.
اما دریغ و حسرت كه به قول شاملو هزاران سخن داشتیم و آن نگفتیم كه به كار آید، زیرا یك سخن در میانه نبود "آزادی"
اینك فرهیختگان و بزرگان ما هزاران دانش و بینش و توانایی و ظرفیت های بسیار دارند، اما "آنگونه" بیان نمی كنند كه بكار آید..!؟ و سخنان جنابعالی در این مقال از چنین ویژگی بر خوردار است.


  به تاریخ ۲۵ آبان‌ماه ۱۳۹۷ مصادف با ۱۶ نوامبر ۲۰۱۸، ده حزب و تشکل سیاسی قومی منبعث از «کنگره ملیت‌های فدرال» فراخوانی تحت عنوان «فراخوان به همکاری مشترک» صادر کردند. مضامین ذکرشده در این فراخوان جدید نبود درواقع همان باورها و مبانی سابق بود که در برنامه حزبی این احزاب به خوبی توصیف شده. این مبانی هرگز نتوانست خود را به کل جریان اپوزیسیون ایران نزدیک کند و همواره مانعی بود برای ایجاد یک اتحاد گسترده بین تمام نحله‌های سیاسی ایران. این موانع که به وضوح در متن این فراخوان نیز دیده می‌شود کدام هستند؟

۱.نفی پذیرش تمامیت ارضی ایران
۲.نفی همزیستی و همپیوندی مسالمت‌آمیز و درهم تنیده تاریخی مردمان ایران و به مخاطره انداختن یکپارچگی ملت ایران از طریق طرح «حق تعیین سرنوشت» که به معنای حق تجزیه ایران و استقلال کامل مناطق اتنیکی و مسکونی اقوام ایرانی در سراسر ایران است (بخوانید: پروژه انحلال ایران).
۳.کاربرد  واژگان «ملیت‌های ساکن ایران» آغاز پروژه جداسازی مردمان ایران از تیره و تبارهای گوناگون است ‌و به شدت پروژه جدایی‌طلبی را به یاد می‌آورد؛ همان روندی که دریوگسلاوی توسط جدایی‌طلبان پیش رفت و منجر به آن غائله‌ای شد که همه شاهد بودیم.
۴.استقرار نظام دموکراتیک را منوط به انتخابات آزاد نمی‌کند و از هم اکنون شکل نظام مورد وفاق خود را (جمهوری دموکراتیک فدرال) بدون پیوست به انتخابات آزاد برای تعیین نوع نظام بعد از فروپاشی شرط  قرار می‌دهد.



1
در هفتهء گذشته چند سازمان سياسی که نام «منطقه ای» دارند، همراه با چند سازمان کمونيستی (مجموعاً ده سازمان بدين شرح: اتحاد دمکراتیک آذربایجان (بیرلیک) - حزب تضامن دمکراتیک اهواز - حزب دمکرات کردستان ایران - حزب دمکرات کردستان - حزب کومه له کردستان ایران - کومه له زحمتکشان کردستان - حزب مردم بلوچستان - سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران - شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران - جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران)، طی «فراخوان و تفاهم نامه ای»، از احزاب، نهادها، سازمان و جریان ‌های جمهوری خواه دموکراتی که خود را با تفاهم نامه آنها «همسو می‌دانند، دعوت به همکاری و همگامی» آن هم «در مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی!» نموده اند.
در موقعيت کنونی کشورمان، اين مسئله مورد توافق همگانی است که «بدون اتحاد نيروهای سياسی مخالف حکومت اسلامی مسلط بر ايران»، و برآمدن يک آلترناتيو سکولار دموکرات ها حافظ تمامیت ارضی ایران که بتواند دوران گذار از حکومت خونريز فعلی به دورانی برآمده از دموکراسی را مديريت کند»، يا اين حکومت پايدار می ماند و هولناک تر از گذشته عمل می کند، يا به يک ديکتاتوری تمام عيار نظامی می انجامد، و يا کشور از هم می پاشد.


شک و تردیدی نباید داشت که روزی نیز سلطه روحانیت برهبری ولایت در کشور ما به پایان رسد. این یک پیش بینی پیامبرانه نیست بلکه یک ضرورت تاریخی ست. در دوران مدرن هم شاهد فروریزی حکومتهای ایدئولوژیک در اروپای شرقی، یکی پس از دیگری، از جمله اتحاد جماهیر شوروی هم     بوده ایم. کشور چین بقای خود را از طریق دور شدن از ایدئولوژی و تطبیق با نظام داد و ستد جهانی، تبدیل بیک قدرت جهانی کرده است. بی جهت نیست که آیت الله مقدسی همچون مصباح یزدی، نگرانی خود را از آینده دین چنین بیان میکند:

الان بعضی به این فکر هستند که دین را رفراندم کنند. اگر مردم رأی دادند که نیازی به ولایت فقیه نیست!. الان اوضاع و شبهات این است. برای رفع این مشکلات باید درمبانی حقوقی کار کرد که چه نیاز است همه چیز رابه رفراندم بگذاریم. این اوضاع فعلی است و برای این مسائل باید آماده شد. اگر آماده نشویم باید فاتحه دین را خواند(انتخاب 18 آبان 97).
.


حکومت اسلامی، یعنی حکومت خدا، خدایی که بی مثال و بی همتا است، حکومت الله. نزدیک به چهار دهه است که کشور و مردم ما بر اساس احکامی مدیریت میشوند، مقدس و آسمانی. حکومت خدا، برغم آسمانی بودنش، مثل همه حکومت های زمینی، فرود و صعود بسیار دیده است، هم دچار طوفان و تند بادهای شدید بوده است و هم آرامش و امنیت را تجربه کرده است. اما، تا اینجا، سخنی از "فرد" بگوش نرسیده است، نباید هم برسد. چون در حکومت اسلامی این "امت" است که دارای ارج و احترام است. امت اسلامی در برگیرنده افراد بیشماری ست، کثرتی ست که در امت بوحدت میرسد.  
 جایگاه و حق و حقوق فرد در حکومت خدا در پرده ابهام قرار دارد، چنانکه گویی فرد وجود خارجی ندارد. چرا که فرد وقتی موجودیت می یابد که برخوردار از حق مقاومت در برابر دین و قدرت باشد. از این حق، فرد در حکومت خدا محروم است. بنگر به جایگاه مدافعان حقوق فرد در نظام اسلامی، یا خوار و ذلیل اند و مزدبگیر، و یا همچون سروی ایستاده، جان شیرین دهند تا فرد بتواند نه بگوید. آنان هم اکنون در سیاهچالهای اوین بسر میبرند.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

shakhdar.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image1.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید