ایران روزهای پر التهابی را پشت سر می گذارد و علیرغم تبلیغات حکومتی و کشانیدن مردم به کف خیابان ها، وجود شکاف بین ملت و دولت چشمگیر است. تحلیل غیر منطقی مقامات از اعتراض های مردمی، فضای جامعه را سخت سنگین و ملتهب کرده زیرا ارتباط دادن فریاد حق طلبانه مردم به عربستان و اسرائیل و صدام جای هیچگونه تردیدی باقی نگذاشت که دیوار اعتماد بین دولت و ملت فرو ریخته و جمهوری اسلامی در یک بزنگاه تاریخی به نفس نفس افتاده است.

از سوی دیگر به نظر می رسد چراغ های چشمک زن که تا دیروز فرا راه جمهوری اسلامی روشن بود یکی پس از دیگری خاموش شده و یا می شوند. سیگنال های نامرئی که دولت ها را هدایت می کرد با پارازیت های جدی همراه شده و دیگر راهگشا نیستند؛ افزون بر این، اتفاقاتی در خارج از مرز های ایران در شرف وقوع است که بر پیچیدگی اوضاع می افزاید. جمهوری اسلامی که پس از سال ها جنگ و گریز و کشتن و کشته شدن و تنش و بحران و تحریم و هزینه های سرسام آور در یک پیمان سیاسی – نظامی با روسیه، سوریه، عراق، و ترکیه موفقیت هایی در عرصه میدانی کسب کرده و تا پشت مرزهای اسرائیل جا خوش کرده بود اینک با چالش های غیر قابل انتظاری مواجه گردیده است به گونه ای که: ترکیه خط قرمز جمهوری اسلامی را که حفظ بشار اسد است محترم نمی شمارد و وی را جنایتکاری می داند که بر روی مردم کشورش اسلحه گشوده. اردوغان بر خروج بشار اسد از قدرت پای می فشارد که این خود برای اسرائیل و عربستان و آمریکا خبر خوب و برای جمهوری اسلامی خبر تکان دهنده ای است.



فوران خشم مردم در قیامهای اخیر نتایج اقتصاد مقاومتی ولی فقیه را نشان داد. اقتصاد مقاومتی با تحمیل ریاضت کشی به مردم به نهادینه کردن فقر بیشتر طی سالهای اخیر کمک کرده است.
در حالی که مردم شهرهای استان خوزستان از آلودگی هوا قادر به تنفس نیستند و ریزگردها یکی از مشکلات روزمره مردم شده است، سهم مبارزه با ریزگردها از برداشتی «صندوق توسعه ملی» کمترین میزان را دارد.
خامنه ای مجوز برداشت ۴ میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی را صادر کرد. صندوق توسعه ملی، محل نگاهداری درصدی از درآمدهای نفت و گاز و فرآورده های نفتی و میعانات گازی است که برداشت از آن فقط با اجازه ولی فقیه امکان دارد.


آیا می‌دانید شعاری که دست‌اندرکاران جمهوری‌ اسلامی مبنی بر نابودی اسرائیل می‌دهند همان هست که با تداوم حکومت سیاه‌شان برای میهن عزیزمان اتفاق خواهد افتاد؟ اغلب اوقات با خود می اندیشم چگونه است که عده ای با تجربه چهار دهه حاکمیت فساد هنوز امید به اصلاح آن دارند و یا دلیل این که گروه‌ها و افراد مخالف نتوانسته‌اند یک ایده و عملی مشترک برای نجات میهن طرح ریزی کرده و یا ارائه دهند؟ در ادامه سوالات دیگر در ذهن ام رژه می روند که آیا آنها از فجایعی که توسط غارت گران با سرعت تمام در جهت نابودی وطن  شکل گرفته و پیش می رود آگاه نیستند؟ آیا آنها از نابودی ریشه‌های اخلاقی،اجتماعی،سیاسی،تاریخی،اقتصادی در جامعه آگاه نیستند؟ آیا آنها شاهد اشاعه خرافات در سطح گسترده با عناوین گوناگون و مقدس جهت ایجاد بت‌کده های ریز و درشت برای به تمسخر گرفتن عقل و علم و چپاول مردم آگاه نیستند؟


در روزهای اخیر شعار «رفراندم، رفراندم» هم در برخی از شهرهای ایران شنیده می شود و هم بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور تمام قد پشت این شعار رفته است. پرسش اصلی این است آیا رفراندم در شرایط فعلی راهکار کاربردی دارد؟

شرایط فعلی چیست؟
اکنون پایه های قدرت بر اثر اعتراضات مردمی ترک خورده است. توهم بخش مهمی از طبقات پایین و طبقه متوسط جامعه نسبت به حکومت فرو ریخته است. برای کسانی که در فضای عمومی به خیابان ها آمده اند، تمایزی بین اصلاح طلبان و اصول گرایان از زاویه راهبردی و برون رفت از بحران فعلی وجود ندارد. آنان متوجه شده اند که بدون تغییر نظام سیاسی و انتقال قدرت راهی برای دگرگونی وجود ندارد. به این دلیل شعارها متوجه نوک پیکان کشتی نظام است که در «خامنه ای حیا کن، حکومتو رها کن»، «آقا حکومت می کند، مردم گدایی می کند» یا «مرگ بر دیکتاتور» تبلور پیدا می کند. در چنین شرایطی پایه های قدرت ترک خورده است، اما نهادهای نظامی برای سرکوب مانند نیروهای انتظامی، سپاه، بسیج و ارتش هنوز دست نخورده باقی است، هنوز شورش های جدی در نهادهای نظامی و پشت کردن به حکومت حداقل علنی نشده است.


پس از خیزش ملی و اعتراض ها و تظاهرات دلیرانه مردم در گوشه و کنار کشور، دو مطلب اساسی بر همگان روشنتر شد، یکی اینکه استمرارطلبان نظام، (اصلاح طلبان)، بصورت مشخص و روشن موضع شان را در قبال سرکوب و استبداد نشان دادند و دیگر آنکه بدون هیچ شکی ملت عبورشان از جمهوری اسلامیرا اعلام کردند.  این نکته را مردم در یک ” رفراندوم ” عملی در مصیبت زلزله کرمانشاه بخوبی و روشنی نشان دادند. ملت ایران چنان به یاری یکدیگر شتافتند كه جای قدردانی و افتخار برای تمامی هموطنان شد. ولی در این مصیبت ملی، مردم حتی حاضر نشدند که کمک هایشان را از طریق سازمانهای دولتی و یا نهادهای وابسته به نظام به منطقه زلزله زده ارسال کنند.


در بیست دوم بهمن 1357 دین اسلام و یا بقول رستم فرخزاد، فرمانده ارتش ایران در دوران باستان، "کیش اهریمنی،" برای بار دوم سر زمین ایران را مورد تاخت و تاز خود قرار داد. اگر در بار نخست در لباس بیگانه در مرزهای ایران ظاهر گردید و بر نظامی پوسیده و در حال از هم گسیختگی پیروز شد، در دفعه ثانی از درون شبیخون زد و حکومت شاهنشاهی را که به ضعف و سستی گراییده بود، در هم فرو ریخت. اگر در تاخت و تاز اول در چهارده قرن پیش از این(651 میلادی)، تازیان پرچم سیاه اسلام برافراشته و با سپاه ایران بفرماندهی رستم فرخزاد روی در روی گردیدند، در هجوم اخیر، تازیان بومی پرچم کیش اهریمنی را در پس بیرق آزادی و استقلال پنهان ساخته و موذیانه به سوی  کسب قدرت خزید ن گرفتند . از اینرو بر خلاف نخستین بار که سالیان دراز با نفرت و مقاومت ایرانیان روبرو شده بودند،  اینبار تازیان بومی نه تنها مقاومتی در برابر خود ندید بلکه با استقبال و خوشآمد گویی ملت از یکطرف و تسلیم سران سپاهیان شاهی از طرف دیگر روی در روی شدند. چه بختی؟

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

baldar2.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image12.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید