انقلاب بلشویکی در اکتبر ۲۰۱۷ صد ساله شد. آزادی خواهان سالگرد این انقلاب را بزرگ نمی‌توانند داشت. چرا که از همان آغاز بلشویک‌های بر سر قدرت، سه ستون پایه آزادی خواهی، یعنی آزادی اندیشه و گفتار، آزادی به کارگیری استعداد و آزادی بهره‌گیری از دارندگی را نادیده انگاشتند و بلکه سرکوب کردند.

معنی آزادی اندیشه و گفتار روشن است. هر کس آزاد است که آن چه را درست و خواستنی می‌داند بپذیرد و بگوید. آزادی به کارگیری استعداد یعنی هر انسانی بتواند استعداد خود را برای آن چه می‌خواهد به کار گیرد. نه این که به بهانه رنگ پوست یا باور دینی از به کارگیری آن محروم شود. آزادی دارندگی هم بهره‌مندی از دسترنج است. یعنی انسان بتواند دسترنج خود را انباشت کند، به کاری زند و به دلخواه به کسی چون فرزند، انتقال دهد.


رضاشاه را اگر با عرف امروز بسنجیم، شاید بگوییم دیکتاتور بود.
اما برای درک این مرد بزرگ باید به دو موضوع توجه کرد:
-شرایط جهان در آن دوره
-شرایط ایران در آن دوره
شرایط جهان:
-همدوره رضاشاه در شوروی، استالین بود که برای تثبیت قدرت خود بیست میلیون نفر را اعدام کرد.
-در همان دوره در کشور ترکیه چند میلیون ارمنی کشتار شدند.
-همزمان در ژاپن پانصدهزار دختر از منچوری ربوده شدند.
-در ده ها کشور دیگر نیز اوضاع بدتر از این بود.



براستی  هستی ما ایرانیان در چیست؟ در دینی ست که بدان معتقد هستیم و یا خدایی که بآن ایمان داریم؟ آیا هستی ما  در انسان بودن ما نیست؟ اگر هست، براستی ما چگونه انسان هایی هستیم که از ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی خود، یعنی آزادی در گزینش محروم بوده ایم و در اعصار و دورانهای مختلف نتوانسته ایم آنرا بدست آوریم؟
لاجرم همه نگون بختی هایی که در طول تاریخ با آن دست بگریبان بوده ایم، فقر و فساد، پسرفت و عقب ماندگی، نابرابریها و بی عدالتی ها که تجربه کرده ایم و هنوز هم، بجرات میتوان گفت که از محرومیت از این اساسی ترین حق بشری، حق برگزیدن بآزادی، بر میخیزد، حقی که بیانگر اراده ازاد بر نهاده در ذات انسان است.


شک نیست که دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا، شخصیتی فرهیخته و از مجموعه نخبگان، یا نماینده آنان در قدرت نیست، تاجر پیشه و فاقد سوابق سیاسی است، اما برخی حرفهایش کاملا درست هستند. یکی از آن حرفهای کلیدی انتقاد شدید از اوباما به خاطر برجام یا توافق اتمی از نگاه خودش بود.

او در جریان مناطرات انتخاباتی با لحنی عامیانه به کلینتون گفت رژیم ایران در حال خفگی بود و شما نجاتش دادید. ترامپ اگر از خفگی ایران شنیده بود ما خفگی را در اینجا حس کردیم. کار آمدی رژیم تحریمهای بین المللی خودش را در تحریم سوئیفت (مبادلات بانکی بین المللی)، و کاهش شدید صادرات نفت ایران متجلی کرده بود. ایران را درآستانه یک فرو پاشی اقتصادی قرار داده بود. اگراین روند سالی دیگر نیز ادامه پیدا می‌کرد می‌توانست به فرو پاشی سیاسی ختم شود یا دست کم نظام مستقر را دچار آن چنان لرزه‌های سیاسی سنگینی کند که مردم دیگر مجبور به انتخاب میان قالیباف و روحانی نباشند و در هر وضعیتی اصلاح طلبان حکومتی خودشان را تنها جایگزین نظم حاکم به مردم معرفی نکنند.


اگر نیک بنگری، باین راز پی میبری که  "زیباترین،" پر بارترین معانی و مفاهیم از دهان دروغگویان، بویژه رهبران سیاسی و دینی، شنیده میشوند، از آنروی که خود را مالک بر "حقیقت " میدانند.

واقعیت آن است که ما تقریبا داریم به نیم قرن حکومت قدسی ولایت نزدیک میشویم. یعنی که نزدیک به نیم قرن از زمانی میگذرد که فریفته سخنان زیبا و پر معنایی ای شدیم که در آغاز انقلاب "اسلامی" بر زبان "امام" خمینی جاری گردیدو ما دروغهای بزرگ امام مقدس را "حقیقت " پنداشتیم. نه اینکه این خوشباوری در جامعه ما پدیده تازه ای است. خیر. ما نسل پس از نسل ناچار بوده ایم که با فریب زندگی کنیم و همچنان دروغهای بزرگ را حقیقت پنداریم. در غیر اینصورت باورهای  دینی نمیتوانستند پدیدار شوند و "توهم " گریبانمان را نمیگرفت.


برخی بر آن باورند که نیازهای مادی انسان، مقدم بر هر نیاز دیگر است. درد مردم، درد بیکاری است و گرانی، درد فقر است و گرسنگی، درد فساد است و فحشا، درد غارت است و چپاولگری، درد هوای آلوده و مسموم است و تخریب محیط زیست و توسعه خشکزاری، نه درد نبود "آزادی،" نه برخورداری از ابتدایی ترین حق و حقوق انسانی، چنانکه گویی مردم ایران با تمام "بزرگی" و "شریفی" هرگز تن باین شرایط خفت بار میدادند اگر آزاد بودند، اگر آزاد به بیان و آشکار ساختن "حقیقت " بودند، اگر افراد در برابر "قانون،" قانونی بر خاسته از اراده و امیال خود آنها، با یکدیگر مساوی بودند، اگر بجای "روابط،" "ضوابط" و بجای اطاعت و فرمانبری، "خود آئینی " و "خود گردانی " حاکم بر جامعه بود. وقتی "شریعت " و "شمشیر" مقدس در وحدت ویگانگی بر جامعه حاکم میگردند ، هر صدایی از جمله صدای گرسنه ترین گرسنگان و ستمدیده ترین ستمکشان، در گلویشان خفه میگردد. این خفت و خواری که مردم تحمل میکنند، از سلطه شریعت اسلامی بر جامعه برخاسته است، جامعه ایکه افراد در برابر خدای یکتا و یگانه، الله مساوی اند که چیزی ببار نیاورد مگر نظام نابرابری، نظام فرمانروایی و فرمانبری، مادر همه دردها و مصائب اجتماعی.

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

sarbazan.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image16.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید