به یاد شاد دروان  حسین مُهری

بحران دمکراسی در جهان

ضرورت توجه دانشمندان و مردان سیاسی به آن

سرآغاز

بدون شک جوهر نظام دمکراتیک اندیشهﻯ دو قطبی "مکان و نظم"(Ort, Ordnung)کارلو اشمیداست که به گواهی تاریخ یکی از اندیشمندان نامی نه آلمان بلکه جهان است.

اما تاریخ با گذشت زمان اندیشهﻯ کارلو اشمید را به صورت یک" سیستم سیاسی خودساز" پرورانید. یعنی روند رویدادهای سیاسی کشور که به راستی همانا رویرویی با دشواری‌هاست این اندیشهﻯ دوقطبی را چنان تکوین نمود تابه راستی ذات دمکراسی را در دوآلیسم "دولت - اوپوزیسیون" بازتاب سازد.

بر کسی پوشیده نیست این تکوین که سبب پیشرفت در آلمان جنگ زده و ویران شده، خواه از دید مادّی و خواه از دید منابع انسانی شد، تنها خواست مردمی بود که وحدت، همیاری و همکاری خود را در انسان گرائی دوباره باز یافته بود. درکی که پیش شرط صلح جامعه است. برای متفکرین و هوشمندان جهان این روند نشان میدهد قانون (با ذاتی سببی Causal) و دمکراسی (با ماهیتی آماری) که هیچ خویشاوندی با هم ندارند تنها در بستر هومانیسم لازم و ملزوم هم میگردند.

درست سبب نا کارائی "تئوری بزرگ" و یا تئوری کوچک" در گذر از "استبداد به دمکراسی" در جهان را نیز می‌بایستی در نبود همین هومانیسم در کشورهای پس مانده جستوجو کرد.

 

بحران ذمکراسی

پس از سقوط استالینیسم در اتحاد جماهیر شوروی(به سال 89 قرن بیستم ترسائی) که خود گسترش آزادی وصلح در جهان بود با از بین رفتن خطر کمونیسم (قطب مخالف غرب) دوآلیسم دولت – اپوزسیون آهسته آهسته جای خود را به دوآلیسم اقتصاد – رسانه‌های گروهی سپرد.

 

 سبب این دگرگونی منافع دولتهای صنعتی بزرگ جهان است که در کلام اقتصاد خلاصه میشود. اقتصادی که هم بازار پولی و هم بازار اقتصادی را شامل میگردد. اقتصادی که همیشه تابع نیاز اصلی این کشورها یعنی انرژی بوده است.

اما چون دنیای تک قطبی همیشه میتواند سد راه دستیابی به این نیاز بشود، یکی از راههای ممکنه برای رهائی از این وابستگی چند قطبی بودن جهان است که اکنون آهسته آهسته درحال شکل‌گیری است.

اما متأسفانه این دگرگونی در کشورهای دمکراتیک بزرگ غربی نه تنها کارائی دوآلیسم دولت و اپوزیسیونرا با روی آوری به رأی اکثریت از بین برده بلکه تأثیر هومانیسم را نیز با دخالت های مستقیم و یا غیر مستقیم خود در کشورهای درحال رشد نیز نا ممکن ساخته است.

زیرا کارائی دوآلیسم دولت – اپوزسیون نه در رأی اکثریت بلکه در تصمیماتی است که همه را مکلف به خود بکند. این گرفتاری به ویژه در ایالات متحده امریکا صلح آن کشور را به خطر انداخته است. زیرا در تمام دشواریهائی که دولت با تصمیمات خود با آن رویارو  می شود تنها نه دولت بلکه اپوزیسیون نیز در برابر شهروندان کشور مسئول است. بعلاوه پارلمان هرگز نمی تواند نقش قوّه دادگستری را بازی بکند. یعنی دولت یا رئیس قوّه اجرائی را محاکمه بکند.

این لوچی سیاسی را "اوباما" رئیس جمهور حقوقدان پیشین امریکا  که خود یک مهاجر بود بی توجه به قانون اساسی امریکا (جمهوریت) به مردم تحمیل شد. اعتراضات به حق جمهوریخواهان نیز که می بایستی در دادگاه ویژه ای بررسی می شد ناکام ماند.

توجه بفرمائید که در جمهوریت چرخش امور سیاسی بدور نقطه ثابت "آزادی شهروندان" می چرخد. درحالیکه در غیر جمهوریت (لیبرلل دمکراسی) کار سیاست به دور نقطه "خیرعمومی" دور می زند.

خیر عمومی به نفع بیش از 50 میلیون مهاجری است که در این نیم قرن اخیر وارد امریکا شده اند و غالبأ چیزی در بساط ندارند. اینها همه مجذوب "اوباما" و با آن حزب دمکرات امریکا شده اند. استخوان لای زخمی که به یک ستیز عمومی برای یک دگرگونی بزرگ در قانون اساسی امریکا شده است. ستیزی که دوآلیسم دولت – اپوزیسیون را بی اعتبار ساخته است.

این ناکارائی دوآلیسم دولت – اوپوزیسیون را در آلمان نیز می توان مشاهده کرد. زیرا آن نمایندگان مجلس فدرالی که در کار خرید "روبند دهان" Mouthguard دست داشته و در این تعامل سودی  برده اند تنها از نظر اخلاقی مرتکب خطا نشده اند. بلکه آنها همزمان نقش قوّه اجرائی و قوّه مقننه را که مستقل از هم اند بازی کرده اند.

عوارض این دگرگونی ایجاد جزیرهﻯ صلح در کشورهای بزرگ صنعتی جهان از یک سو و تقریبأ صد جنگ منطقه‌ای بیرون از این جزیره با بیش از 150 میلیون کشته پس از جنگ جهانی دوّم و میلیونها آواره و کوچ 70 میلیون نفر از جنوب کره زمین به شمال آن است که متأسفانه به تقریب  حدود 7 میلیون از این آوار گان ایرانی ا ند.

درست به این دلیل دنیای کنونی چهره ای غیر انسانی به خود گرفته است.

این چهره غیر انسانی را میتوان امروز در جمهوری اسلامی ایران، جنگهای شمال آفریقا، یمن، عراق، سوریه، نوار غزه و از همه مهم تر ظهور و سقوط «نظام اسلامی" جنایتکار  "IS" ملاحظه کرد که همه برآمد فروش اسلحه به دولتها و گروههائی است که مسئولیت نمی‌شناسند.

به ویژه باید یادآور شد که کشورهای دمکرات جهان تنها مسئول رفاه عمومی شهروندان خود نیستند، بلکه  مکلف به حفظ صلح جهان نیز  میباشند.

به علاوه کشورهای مکلّف به آئین دمکراسی نمی توانند و نباید تجهیزات و تسلیحات جنگی به کشورهای جابر و خشونت گر بفروشند. زیرا این عمل خیانت به صلح جهانی است. 

توجه بفرمائید، تمام کشورهای صنعتی روی زمین در دورانی که امریکا ایران را تحریم کرده بود به جمهوری اسلامی محرمانه تجهیزات اتمی و موشکی فروخته‌اند و سود بیکران را نیز با این کار نصیب خود ساخته‌اند. اینها همه صلح و سازگاری دنیا را به خطر انداخته‌اند.  

البته چنین کاری دو جنبه دارد. یکی اینکه ایران اسلامی را لُولُو خرخره منطقه ساخته و با آن فروش اسلحه به این مناطق را ممکن ساخته است. به ویژه با تبلیغات وسیعی که در باره اتمی شدن ایران صورت گرفته است این کشور را غولی بی شاخ و دم جلوه داده‌اند (رسانه‌ها). حال اینکه  ولایت فقیه در طول این 30 سال فعالیت حتی نتوانسته یک رآکتور کوچک "کندو" که اورانیوم غنی شده لازم ندارد بسازد. این ناتوانی را نمی توان با جنجال سیاسی پنهان ساخت.

تروریسم جهانی جنبه دیگر مسلح شدن ایران است که در این چهل و دوسال گذشته از آزار بی‌بند و بار فاشیستی نسبت به شهروندان خود کوتاهی نکرده است. تا جائی که شهروندان خود را بدون محاکمه راستین به جرثقیل می‌آویزد تا هم دندان تیز خود را نشان بدهد و همه صنایع خارجی را وسیله کشتن و آزار مردم جلوه بدهد. جالب اینجاست که دولتمردان کشورهای دمکراتیک که پایبند به نگهبانی صلح جهان‌اند در مورد شورشهای مردم روسیه، روسیه سفید، هنگ کنگ و "میان مار" از خود واکنش نشان می‌دهند ولی در مورد تظاهرات و شورش ایرانیان بر علیه نظام دینی خود سکوت اختیار میکنند.

پاسخ دولتمردان اروپا به معترضین ایرانی نیز که سیاست خود را  سیاست :

"دگرگونی با تعامل"

جلوه میدهند، تنها یک وعدهﻯ سر خرمن است.

گرچه این سیاست با ایجاد کنفرانسهای سالانه اقتصادی (هر سال در یک کشور دیگری) و کنفرانس امنیتی جهانی در مونیخ تا اندازه‌ای موفق بوده است. نسخه‌ای که در حلّ "پیچیدگی دو بل" در جامعه شناسی به کار برده می‌شود. اما پیش فرض این دکترین زمینه‌ای را لازم دارد که به "انسانیت" معروف است. این زمینه امروز نه در جوامع اسلامی وجود دارد و نه در کشورهائی که به جای دوآلیسم دولت - اپوزسیون در چارچوب هومانیسم، به گلوبالیسم رو آورده‌اند .

به ویژه نظریه گلوبالیسم با شکل کنونیش ضد توسعه در کشورهای در حال رشد است. زیرا این ایده دنیا را به دو گروه تقسیم می کند؛ آنها که سریع پیشرفت دارند و آنها که به کندی در حرکتند. درست آینده نیز شکل پایانی چنین حرکاتی است آنچه که چیزی جز یک گرداب  مخوف نیست.

دقّت بفرمائید جمهوری اسلامی در یمن، لبنان، سوریه و عراق پایگاههای نظامی و جنگی دارد و همه کشورهای منطقه را تهدید می کند. بدون اینکه به گونه ای جدّی مورد بازخواست قرار بگیرد.

از سوی دیگر دولت ولایت فقیه در درون کشور با ندانم کاریهای خود شهرهای :

بناب، بوشهر، چالوس، دارخوین اصفهان در محله‌های مختلف، اراک، ده استقلال در بوشهر، فسا، کرج، لویزان، معلم کلایه، نکا، ساقند، طبس دهکده هما ، در چند محله تبریز، اردکان، نطنز، قم و یزد را (با کارهای اتمی و موشک سازی خود) آلوده ساخته است.          

درست به این دلیل ایرانیان شهروند کشورهای دمکراتیک غربی دو وظیفه دارند :

یکی به دلیل باور به دمکراسی پایبند به نگهبانی امنیت و صلح جهانند و دیگری به سبب خویشی با مردم زادگاه خود به زندگی آرام و آسوده آنها علاقمندند.

جنبه نخست، دمکراسی می‌گوید دولتی که مشروعیت ندارد و بر مردم خود جنایت روا میدارد نمی‌تواند مورد مذاکره جهانی قرار بگیرد. زیرا شهروندان آن نه تنها در تصمیماتی که این حکومت گرفته است مشارکت نداشته‌اند بلکه آنها ضامن قراردادهای این حکومت با کشورهای دیگر نیز  نمی‌توانند باشند.

اعتبار این سخن از یک سو بطلان قرارداد ورسایدرجنگ اوّل جهانی با آلمان است و از سوی دیگر قرارداد دارسی که به وسیله رضاشاه ملغی گردید.

به علاوه دادگری در امور جهانی تمام شرکت‌هائی را که به ایران وسایل اتمی و موشکی فروخته‌اند ملزم به پاکیزه کردن زمینهای آلوده در ایران می‌سازد. از این رو ایرانیان این شرکتها را  در انجام این کار مکلف می‌دانند.

نتیجه

از آنجا که همه کشورهای دمکرات جهان پایبند به نگهبانی امنیت و صلح جهانند، از آنجا که تروریسم جهانی مانع برقراری هومانیسم در همه کشورهاست، از آنجا که جمهوری اسلامی ایران به هیچ اصلی جز دگماتیسم باور ندارد، از آنجا که هیچ کشوری حق مداخله در کار کشور دیگری را ندارد، از آنجا که دوآلیسم اقتصاد – رسانه های گروهی  در غرب سبب گسترش منافع دولت چین به خاورمیانه شده است، دیگر مردم ایران به تنهائی نمی‌توانند بر فاشیسم مذهبی خود که اکنون از پشتیبانی غول سرمایه داری سوسیالیستی خلق چین برخوردار است پیروز شوند.

عقل حکم می‌کند ایرانیان هوشمند و متنفذ خارج از کشور می بایستی در "انجمنی„ گردهم جمع و آزادیخواهان ایران را در کار رسیدن به حاکمیتی دمکرات راهنما باشند.

این کار بدون منابع مالی و تبلیغاتی و دسترسی به رسانه‌های گروهی نمی‌تواند ممکن بشود.

از این گذشته کشورهای بزرگ صنعتی جهان به ایجاد صلح در خاورمیانه نه تنها به دلیل بازار مالی و اقتصادی آنجا نیاز دارند، بلکه از نظر سیاسی امنیت این منطقه نیز برای آینده بسیار اهمیت دارد. اما شکل این آینده را گونهﻯ برخورد انسان با طبیعت از یکسو، و دگرگونیهای بزرگی که در جامعه در شرف تکوین است از سوی دیگر، تعیین خواهد کرد.

پس آینده قاطعانه وابسته به تصمیمات دولتمردان دمکرات جهان برای ایجاد صلح راستین در منطقه خاورمیانه است. اما صلح در این منطقه به معنی ایجاد صلح در کشور ایران است.

به این دلیل کمک مادّی و معنوی به این انجمن شاید واپسین واکنش برای برقراری صلح در جهان باشد. به ویژه که ضمانت این کمکها در اندوخته های مسدود شده ایران در بانکهای خارجی است.

 2.4.2021   

مونیخ   ن. واحدی

عضویت در نهاد مردمی

عضویت افراد در نهاد مردمی به سه صورت پشتیبانان حقیقی ، پشتیبانان حقیقی درسایه و یا پشتیبانان مستعار می باشد. هم میهنان ساکن در ایران فقط می توانند به عضویت مستعار نهاد مردمی در آیند.
از شما هم میهن گرامی دعوت می شود برای همکاری با هموندان  نهاد مردمی که برای استقرار نظامی دموکراتیک در ایران تلاش می نمایند به نهاد مردمی بپیوندید و ما را در اجرای پروژه های سرنگونی فرقه تبهکار اسلامی حاکم در ایران یاری فرمائید.

برای خواندن راهنمای ثبت عضویت اینجا کلیک کنید

تولیدات نهاد مردمی

در دفتر روابط عمومی نهاد مردمی، بخش تولیدات با همکاری گروه محتوا و گروه نویسندگان کلیپ هائی برپایه اخبار روز و رویدادهای مربوط به ایران تهیه می شود که در شبکه های مجازی نهاد مردمی شامل فیسبوک، یوتیوب، تلگرام و اینستاگرام منتشر می شوند.
کلیپ های ایران چه خبر بطور روزانه تهیه و منتشر می شوند
برای بازدید و یا اشتراک در شبکه های مجازی نهاد مردمی روی لوگوهای زیر کلیک نمائید

Image2.jpg
 سرزمینمان ایران  مبارزات ملت ایران آرشیو سیمای نهاد مردمی