متن سخنرانی دکتر حسن کیانزاد در پاریس - در تاریخ 22 بهمن 1398 برابر 11 فوریه 2019 حکومتگران در ایران چهلمین سالگرد بنیانگزاری جمهوری اسلامی را جشن گرفتند. یک ساختاراسلامیستی مذهبی که بر آن آخوندی بنام «ولایت مطلقه فقیه»مستبدانه .حکو.مت میکند و مردمان را بمانند گله گوسفندان بشمار میاورد و خود را چوپان. این ساختار پس از انقلاب نخست از سوی خمینی و پس از مرگ اش سید علی خامنه ای تا هم‌اکنون با بکار گیری از ابزار سرکوب و ستم روایی بکمک نهادهای فاشیسی پشتیبان اش چونان سپاه و بسیج ،اداره گردیده است.

در شب ژانویه سال 78/77 رئیس جمهور آمریکا جیمی کارتر همراه با همسرش برای دیدار از محمد رضا شاه پهلوی به ایران سفر کرد. در مراسم با شکوه شب نشینی کارتر جام شراب خود را با شادی سر کشید و سپاس خود را از شاه ایران بیان داشت و ایران را تضمین کننده ثبات و امنییت و صلح در منطقه بشمار آورد. اما بدور از این تعرفات و تعریف و تمجید ها جناب کارتر ماهها پیش از آن بسبب نا‌آرامی ها و بحران سیاسی در کشور در تماس با رهبران سیاسی آتحادیه اروپا از جمله آلمان، فرانسه و انگلیس تماس هایی را با فرستادگان خمینی که در عراق بسر میبرد، بر قرار کرده بود تا بداند در صورتی که رژیم شاه از هم پاشید حکومتگران نوپای، اسلامی چه سیاستی را در قبال غرب و بویژه آمریکا در پیش میگیرند.

در این میان اهل سیاست همگان آگاهی یافته‌اند که خمینی سالها پیش از انقلاب اسلامی نامه‌هایی به ریاست جمهوری های آمریکا نوشته و از آن‌ها خواسته بوده که از پشتیبانی محمد رضا شاه دست بر دارند. و به آنان اطمینان داده بوده است که در ترکیب روابط با آمریکا هیچگونه دگرگونی بوجود نخواهد آمد. نفت همچنان صادر خواهد شد و آسیبی بمنافع آمریکا وارد نخواهد شد.

در تاریخ چهارم ژانویه 1979 در گوآدولوپ کنفرانسی با شرکت جیمی کارتر، صدر اعظم آلمان آقای هلموت اشمیت، رئیس جمهور فرانسه جیستار دستن و کالاهان نخست وزیر انگلیس بر گزار میگردد. در این کنفرانس جیمی کارتر میگوید/ آمریکا دیگر از شاه ایران پشتیبانی نمیکند و از او خواسته اند که کشور را ترک کند. والری جیستار دستن در این باره مینویسد» جیمی کارتر بگونه ناگهانی گفت که آمریکا دیگر از رژیم شاه پشتیبانی نمیکند. . هلموت اشمیت صدر اعظم آلمان در کتاب خاطرات سیاسی‌اش مینویسدد» گفتگو ها در گوآدولوپ بگونه ای بود که در آغاز شرکت کنندگان هیچگونه برنامه و راهکاری روشن برای ایران نداشتند.

حکومتگران جمهوری اسلامی از همان روزهای نخستین بقدرت رسیدن دست بکشتار سران و فرماندهان ارتش شاهنشاهی ایران یازیدند،جنایتی که همراه با تحریکات اسلامیستی شخص خمینی برای صدور انقلاب موجبات یورش نیروهای نظامی صدام حسین را به ایران در سپتامبر سال 1980 فراهم آورد.جنگ تحمیلی هشت ساله ایکه از خود هزاران کشته و زخمی و معلول بجای گذارد با از میان رفتن میلیارد ها دلار ثروت ملی کشور که بجیب کنسرن های تسلیحاتی شرق و غرب سرازیر گشت ، بجای اینکه هزینه آبادانی و رفاه اجتماعی آموزش و پرورش و خوشبختی مردم گردد. و سرانجام این جنگ با شکست و خفت و خواری سران جمهوری اسلامی و بویژه رهبرش خمینی که کاسه زهر را سرکشید، پایان گرفت.اما پایان این جنگ ویرانگر 8 ساله حکومتگزاران جمهوری اسلامی را وادار بر این نکردکه دست از سیاست‌های ستیز گرایانه و بحران آفرین شان برای صدور انقلاب اسلامی و تبلیغ رادیکال اسلام سیاسی زیر پرچم «شیعه» دست بر دارند.آنها در 40 سال گذشته با هزینه میلیاردها ثروت ملی ایرانیان از گروهای تروریستی حزب الله در لبنان ، حماس در فلسطین و حوثی ها در یمن و همچنین جنگ در سوریه پشتیبانی کرده اند. تنها از هنگام آغاز جنگ در سوریه در 5 تا 6 سال گذشته سردمداران جمهوری اسلامی سالی 14 تا 20 میلیارد دلار هزینه کرده اند، هنگامیکه بیش از دو سوم مردم ایران زیر خط نداری و تنگدستی بسر میبرند.از سوی دیگر در پهنه ی یک چنین سیاست‌های ماجراجویانه و تنش آفرین در خاور میانه حکومتگران جمهوری اسلامی از همان روز های نخستین پایه گزاری اش ، نابودی کشور اسرائیل را نشانه گرفته و برای رسیدن به این خواست سپاه قدس را به فرماندهی سردار قاسم سلیمانی در منطقه بوجود آورده اند.سیاست های تروریستی و متجاوزانه سردمداران جمهوری اسلامی تنها محدود به منطقه خاور میانه نبوده بلکه با کمک گماشتگان و جیره خواراران دست بفرمانشان ، بیش از 50 تن از کنشگران سیاسی را در درازای چهار دهه ی گذشته در برون مرز به قتل رسانده اند. همچنین در سال 1992 در کشور آرژانتین در بوئنوس آیرس ساختمان مرکز یهودیان را منفجر ساختند و در سال 2012 توریست های اسرئیلی را در بلغارستان به قتل رساندند.شیخ حسن نصرالله رهبر حزب اله در لبنان خود آشکارا میگوید» ما حقوق بگیر جمهوری اسلامی هستیم حتا هزینه بند های پوتین ما را هم حکومتگزاران در ایران تأمین می کنند.

مکولیم هویس مشاور انستیتوی تحقیقات ضد یهود « رامر» مینویسد ، اروپا باید خواستار محدود کردن نفوذ جمهوری اسلامی در خاور میانه شود زیرا که هزاران هزار مردمان این سرزمین ها بسبب این جنگ و ستیز های اسلامیستی و ویرانگری ها مجبور به ترک خانه و زندگی خود شده و .به کشور های دیگر گریخته اند. اکنون زمان آن رسیده است که اروپا یک دگرگونی بنیادین در سیاست‌های خود نسبت به رژیم حاکم در ایران بوجود آورند. زیرا که جمهوری اسلامی برای اروپا یک همیار و همپای استراتژیک نمیباشد.حکومتگران جمهوری اسلامی سر در پی ریزی سیاست‌های هژمونیسی خود در خاور میانه دارند و تا هنگامیکه این سیاست دنبال گردد نمیتوان انتظار داشت که ثبات و امنییت سیاسی در منطقه بجای بحران فزاینده کنونی چیره گردد.

مهمترین پرسشی که امروز باید سیاستمداران جهان آزاد در دستور کار خود بگذارند، این است که تا چه هنگامی میخواهند سیاست‌های تروریستی و تنش آفرینی جمهوری اسلامی را درخاور میانه بردبارانه تحمل کنند؟. ما ایرانیان بویژه از کشورهای اتحادیه اروپا و از جمله فرانسه، آلمان و انگلیس می‌خواهیم که به سیاست‌های سازشکارانه و مماشاتی خود برابر رژیم استبدادی، سرکوبگر و جنایتکار اسلامی ، پایان دهند و از مخالفین آزادیخواه و جنبش آزادیخواهانه ملت ایران جدی و توانمندانه پشتیبانی کنند.

ما از دولت آمریکا و ریاست جمهور کنونی آن آقای ترامپ سپاسگزاریم که یک دگرگونی کلی در روابط سیاسی آمریکا با ایران بوجود آورده است.در این راستا از جمله تحریم های در پیش گرفته شده میتوانند سر آنجام حکومتگزاران ستمگر فاسد و غارتگر را مجبور به تسلیم بخواسته های مردم ایران کنند. شوربختانه برای پرزیدنت اوباما تنها قرارداد برجام اتمی مهم بود و نه دفاع از مردمی که سردمداران جمهوری فاشیستی و جنایتکار اسلامی همه حقوق شهروندی شان را لگد مال کرده و بر آن‌ها پیگیر ستم روا داشته اند.

حکومتگران جمهوری اسلامی مدعی اند که تحریم های انجام گرفته از سوی آمریکا. سبب گردیده که مردم ایران زیر فشار های سنگین اقتصادی قرار بگیرند، اما آنان بر زبان نمی آورندکه نبود مدیریت کارشناسانه اقتصادی و دانشمندانه در 40 سال گذشته و همچنین دزدی و غارت ثروت ملی از سوی ملایان ، مردم ایران را این چنین تنگدست و محروم از رفاه و خوشبختی ، کرده است.

ما ایرانیان از اتحادیه اروپا میخواهیم که در پی بی اثر کردن تحریمها برای کمک به مستبدین جنایتکار اسلامی در ایران نباشند. زیراکه این کمک آنها بر دوران چیره گی آن ستمگران بر ملت ایران خواهد افزود. ما از شما خواستاریم که از این تحریم ها پشتیبانی کرده و بملت ایران یاری دهید تا خود سامانی دموکراتیک را بر پا سازند. اگر میخواهید از نظر اقتصادی در بهبود زندگی‌شان بمردم ایران کمک کنید، باید همراه با آمریکا و کمک خواهی از نهاد های امدآدی جهانی بخشی از ثروت ملی ایرانیان را که از رژیم گذشته همچنان در بانک های اروپا و آمریکا نگهداری می‌شود در اختیار مردم ایران قرار دهید.

در پایان میخواهم سخنان خود را با گفته ای از روزنامه نویس اشتفان وایدنر پایان ببرم. او در سال 2003 در روزنامه فرانکفورتر آلگماینه شماره 129 این چنین مینویسد" دیر زمانی است که مردم به این نتیجه رسیده‌اند که رژیم اسلامی حاکم بر ایران توانایی اداره کشور را ندارد و از میان خواهد رفت،اما اروپا هنوز به این درک و شناخت راستین نرسیده است."

سپاس از بردباری و شنیداری شما،
پاریس 03.05.2019

حسن کیان زاد

 

 

Die Sicherheitspolitik und die Krise im Nahen Osten seit der Islamischen Revolution im Iran

Am 22.11.1398 ( 11.02.2019) feierten die Machthaber in Teheran den 40. Jahrestag der Gründung der Islamischen Republik. Eine Republik, die von der Regentschaft der Geistlichkeit- Velayat-e-Fagih- “Vormundschaft der Islamgelehrten” seit 40 Jahren zunächst durch Khomeini und seit seinem Tod von Herrn Khamenei mit eiserner Hand regiert wird. Schon zum Jahreswechsel 77/78 kam der damalige US-President Jimmy Carter nach Teheran und besuchte Mohamad Reza Shah Pahlavi. Bei einem Staatsbankett zum seinen Ehren, lobte er den Shah und nannte den Iran als Garant der Sicherheit und des Friedens im Nahen Osten. Allerdings mit dem Wissen, dass durch die zunehmenden Unruhen im Iran, er mit einigen europäischen Regierungen in der Europäischen Gemeinschaft, nämlich Frankreich, Deutschland und England Kontakte mit Khomeini und seinen Unterhändlern aufgenommen hatte, um zu erfahren, wie man bei einem potentiellen Sturz des Shahs mit den neuen Machthabern zu Recht kommen würde.
Inzwischen ist längst bekannt, dass Khomeini Jahre zuvor in Briefen an den US-Präsidenten erklärt hatte, “unterstüzt den Shah nicht, lasst ihn fallen, das Öl kann wie bis bisher weiterfliessen und wir werden nichts gegen die Interessen Amerikas in der Region unternehmen”.
Am 4. Januar 1979 fand eine Konferenz in Guadelupe statt, daran nahmen Jimmy Carter, Kanzler Helmut Schmidt, Valery Giscard dEstaing und James Callaghan teil. Dort wurde vor allem durch das Machtwort Jimmy Carters beschlossen, dass man den Shah nicht mehr unterstützen, sondern dazu bewegen würde, das Land zu verlassen. Dies geschah und Khomeini ergriff die Macht im Februar 1979 in Iran. In diesem Zusammenhang schreibt Valery J.D. “Jimmy Carter erklärte uns auf Guadelupe überraschenderweise, dass die USA das Regime des Shah nicht länger unterstützen wollen”. Der deutsche Kanzler Helmut Schmidt schrieb seinerzeit darüber: “die Gespräche in Guadelupe haben gezeigt, dass keiner der Teilnehmer ein klares Konzept für den Iran gehabt habe”. Mit der Hinrichtung von namhaften Generälen der iranischen Armee- ARTESH SHAHANSHAHI IRAN und die Agitationen der neuen Machthaber gegen die Nachbarstaaten am Persischen Golf, griff die irakische Armee im September 1980 unser Land an.
Dies war ein 8-jähriger Krieg mit hohen menschlichen und wirtschaftlichen Verlusten auf beiden Seiten, ein Krieg ohne Sieg, letztendlich beendet durch einen Waffenstillstand. Dieser Krieg und die radikal islamistisch ideologisierte Politik des Schiitentums, wurde nach dem Willen von Khomeini und nach seinem Ableben auch von seinem Nachfolger Khamenei in der Region fortgeführt. Die Machthaber in Iran unterstützen seit der Islamischen Revolution vor 40 Jahren fortwährend die Hizbolah in Libanon, die Hamas in Palestina, Baschar al Assad in Syrien und die Hutie Rebellen in Jemen mit Waffen, militärischen Ausbildern und finanziellen Mitteln in Milliarden-Höhe und destabilisieren damit kontinuierlich den Nahen/Mittleren Osten.
Allein der Krieg in Syrien kostet den iranischen Staat jährlich 14- 20 Milliarden $. Auch die Vernichtung des Staates Israel haben die Mullahs auf ihre Fahnen geschrieben. Herr Ghasem Soleimani einer der bekanntesten Befehlshaber der SEPAHE PASDARAN den GHODS SEPAH, hat die entsprechenden Absichten bekräftigt, dass eines Tages der Staat Israel vernichtet werden soll. Die unruhestiftenden und terroristischen Machenschaften der Islamischen Republik begrenzen sich nicht nur auf den Nahen Osten, sondern fungieren auch als verlängerter Arm der “SEPAHE PASDARAN” und deren Befehlsempfänger wie der HISBOLAH “PARTEI GOTTES” und “HAMAS” sowie andere radikal islamistische Organisationen. Diese terroristischen Aktivitäten erreichten sogar Südamerika und Europa, wo in 1992 in Buenos Aires das Jüdische Gemeinschaftszentrum gesprengt wurde und 2012 in Bulgarien israelische Touristen umbracht wurden.
Des Weiteren ist Scheich Hassan Nasroulah, der Führer der Hisbollah in Libanon, massgeblich an der Verschärfung des sunnistisch-schiitischen Konfliktes beteiligt, seine Männer kämpfen an der Seite der Sepahe Pasdaran in Syrien.
Remko Leemhuis ist Consultant on Antisemitism Affairs am AJC Ramer Institut, er schreibt - ich zitiere -``Europa sollte ein Interesse an der Eindämmung des iranischen Einflusses in der Region haben, da die große Mehrheit der Menschen aus dem Nahen Osten vor dem Regime und seinen Verbündeten flieht. Es ist höchste Zeit, die desaströsen Folgen der Iranischen Politik ernst zu nehmen und den Einfluss des Regimes einzudämmen. Am Anfang muss indes die Erkenntnis stehen, dass der Iran kein Partner ist. Das iranische Regime arbeitet ohne Zweifel daran, seine regionale Hegemonie auszuweiten und zu verfestigen. Es ist ebenso richtig, dass es solange der Iran den geschilderten Enfluss auf den Nahen Osten hat, keinerlei Perspektive für eine Verbesserung der katastrophalen Situation in der Region gibt. Das Regime in Teheran steht, so wird deutlich, in seiner Strategie dem Sicherheitsinteresse des Westens und der Befriedung des Nahen Osten entgegen”.
Die entscheidende Frage, die sich die Weltpolitik heute stellen muss ist: Wie lange kann die terroristische und destabilisierende Politik der Islamischen Republik noch toleriert und geduldet werden? Wir Iraner fordern vor allem die EU-Staaten insbesondere Deutschland, Frankreich und England auf, endlich ihre opportunistische Beschwichtigungspolitik gegenüber dem verbrecherischen Mullah-Regime im Iran zu beenden und stattdessen die demokratische Bewegung der Iraner mit Tat und Kraft zu unterstützen.
Wir danken den USA und der aktuellen Trump-Administration für die grundlegende Richtungsänderung in ihrer Iran-Politik und dem notwendigen Beschluss der Sanktionen gegen das iranische Regime. Präsident Obama hatte im Gegensatz dazu nur die Abwicklung des Atomvertrags im Sinn und ignorierte und duldete dabei die faschistischen und unterdrückenden Machenschaften der Islamischen Republik.
Das Regime beklagt seither, dass Millionen von Iranern unter der schweren Last der Wirtschaftssanktionen leiden. Dabei wird aber vor allem davon abgelenkt, dass das Regime durch jahrzehnte lange Misswirtschaft und Korruption selbst an der miserablen wirtschaftlichen und finanziellen Situation des Irans verantwortlich ist.
An die Adresse der EU muss gesagt werden, dass die permanten Versuche die amerikanischen Sanktionen zu umgehen kontraproduktiv sind und nur dazu führen die Herrschaft des Schreckens-Regime im Iran zu verlängern. Wir fordern deshalb die EU dazu auf, sich unverzüglich und vollständig hinter die Sanktionspolitik der USA zu stellen.
Wenn man dem iranischen Volk tatsächlich wirtschaftlich helfen möchte, sollte sich die EU mit den USA ernsthaft intelligente Alternativen und Lösungen überlegen. Beispielsweise könnten die derzeit “eingefrorenen” Milliarden noch aus der Zeit des Shah-Regimes freigegeben werden und und unter Aufsicht von internationalen Hilfsorganisationen den Menschen im Iran zur Verfügung gestellt werden.
Ich möchte meine Ausführungen mit den Worten des Journalisten Stefan Weidner beenden. Schon im Jahre 2003 schrieb er in der Franfurter Allgemeinen Zeitung Nr. 129: “In den Köpfen der Menschen ist das iranische System längst zusammen gebrochen, nur Europa merkt es nicht.”
Ich danke Ihnen herzlich für Ihre Zeit und Aufmerksamkeit!
Paris, 03. Mai 2019
Dr. Hassan Kianzad

Security policy and the crisis in the Middle East since the Islamic Revolution in Iran

On 22.11.1398 (11.02.2019), the rulers in Tehran celebrated the 40th anniversary of the founding of the Islamic Republic. A republic governed by Khomeini's clergy "Velayat-e-Fagih" "Guardianship of the Islamic scholars" for forty years, and by Khamenei since his death. Already at the turn of the year 77/78, the then US President Jimmy Carter came to Tehran and visited Mohamad Reza Shah Pahlavi. At a state banquet in his honor, he praised the Shah, calling Iran a guarantor of security and peace in the Middle East. However, knowing that the increasing unrest in Iran, he and some European governments in the European Community, namely France, Germany and England, established contacts with Khomeini and his negotiators to learn how to deal with potential new powerholders in case of the Shah's overthrow.
Meanwhile, it has long been known that Khomeini had previously stated in letters to the US President, "do not support the Shah, let him fall, the oil will flow as before, and we will do nothing against America's interests in the region."
On 4 January 1979, a conference was held in Guadelupe, attended by Jimmy Carter, Chancellor Helmut Schmidt, Valery Giscard dEstaing and James Callaghan. Jimmy Carter decided that the Shah would no longer be supported and needed to leave the country. Which is what happened and Khomeini seized power in February 1979 in Iran. In this context, Valery J.D was quoted: "Jimmy Carter surprisingly told us in Guadelupe that the US no longer wanted to support the Shah regime." German chancellor Helmut Schmidt wrote at the time: "the talks in Guadelupe had shown that none of the participants had a clear concept for Iran." With the execution of well-known generals of the Iranian army - ARTESH SHAHANSHAHI IRAN and the agitation of the new rulers against the neighboring countries in the Persian Gulf, the Iraqi army attacked our country in September 1980.
This was an 8-year war with high human and economic losses on both sides, a war without victory, finally ended by a truce. This war and the radical Islamist ideologized policy of Shiiteism, was continued after the will of Khomeini and after his death by his successor Khamenei. The rulers in Iran have been continuously supporting Hizbolah in Lebanon, Hamas in Palestine, Bashar al Assad in Syria, and the Hutie rebels in Yemen since the Islamic Revolution 40 years ago with weapons, military instructors, and billions in funding the Middle East.
The war in Syria alone costs the Iranian state $ 14- $ 20 billion a year. The destruction of the state of Israel was also stated by the mullahs. To this end, Mr. Ghasem Soleimani, one of the most famous commanders of the SEPAHE PASDARAN GHODS SEPAH, has confirmed that the destruction of Israel is still on the agenda of his troops. The troublemaking and terrorist activities of the Islamic Republic are not limited to the Middle East, but also function as an extension of the "SEPAHE PASDARAN" and its commanders, such as HISBOLAH "PARTY OF GOD" and "HAMAS" and other radical Islamist organizations. These terrorist activities even reached South America and Europe, where in 1992 in Buenos Aires the Jewish Community Center was blown up and in 2012 Israeli tourists were killed in Bulgaria.
Furthermore, Sheikh Hassan Nasroulah, leader of Hezbollah in Lebanon, is instrumental in escalating the Sunni-Shiite conflict, and his men are fighting alongside Sepahe Pasdaran in Syria.
Remko Leemhuis is a Consultant on Antisemitism Affairs at the AJC Ramer Institute, he writes - I quote - `` Europe should have an interest in curbing Iranian influence in the region, as the vast majority of people from the Middle East are ahead of the regime and its Ally flees. It is high time to take the disastrous consequences of Iranian politics seriously and comfine the regime's influence. But firstly, it must be acknowledged that Iran is not a partner. The Iranian regime is undoubtedly working to expand and consolidate its regional hegemony. It is equally true that as long as Iran has the described influence on the Middle East, there is no prospect of improving the catastrophic situation in the region. The regime in Tehran is clearly against the security interests of the West and the pacification of the Middle East".
The crucial question facing world politics today is: how long can the terrorist and destabilizing policies of the Islamic Republic be tolerated? Above all, we Iranians are calling for the EU states, especially Germany, France and England, to finally end their opportunist appeasement policy towards the criminal Mullah regime in Iran and instead to support the democratic movement of the Iranians with action and force.
We thank the US and the current Trump administration for the fundamental change of direction in their Iran policy and the necessary sanctions against the Iranian regime. In contrast, President Obama had only the implementation of the nuclear contract in mind and ignored and tolerated the fascist and repressive activities of the Islamic Republic.
The regime has since complained that millions of Iranians are suffering from the heavy burden of economic sanctions. But herewith it tries to distract the fact that the regime is responsible for decades of mismanagement and corruption resulting in the miserable economic and financial situation of Iran.
It has to be said to the EU's address that the perpetual attempts to circumvent US sanctions are counterproductive and only prolong the reign of the terror regime in Iran. We therefore urge the EU to immediately and completely underpin US sanctions policy.
If the EU really want to help the Iranian people economically, the EU should seriously consider smart alternatives and solutions with the US. For example, the current "frozen" billions from the time of the Shah regime could be released and made available to Iranian people under the supervision of international aid organizations.
I would like to conclude my remarks with the words of journalist Stefan Weidner. Already in 2003 he wrote in the Frankfurter Allgemeine Zeitung No. 129: "In the minds of the people, the Iranian system has long since collapsed, only Europe does not notice."
Thank you very much for your time and attention!
Paris, 03 May, 2019
Dr. Hassan Kianzad

 

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

takhtjamshid.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image12.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید