"دختر خيابان انقلاب" حرکتي که با ابتکار و لغو اختياري حجاب توسط زن جواني در خيابان انقلاب تهران آغاز شد و توسط تعداد زيادي در شهرهاي مختلف ايران تکرار و تکثير شد، نماد جنبشي به مراتب وسيع تر، بنيادين تر و ميليوني تر از آن چيزي است که اين حرکت ظاهرا "فردي" از خود نشان ميدهد.  اين حرکت خودجوش، که چند روز پيش از عروج جنبش گرسنگان شروع شد، گوشه ديگري از نوک کوه يخ اتفاق عظيم تري از "لغو قانون ححاب" است که در عمق جامعه و در ابعاد ميليوني در حال ذوب و در انتظار فوران و خروش است. جنبشي که برباد رفتن تمام و کمال حجاب، نه انتهاي آن که تازه شروع جنبش قطع کامل دست مذهب و اسلام از زندگي زنان و از حيات جامعه، لغو تمام و کمال آپارتايد جنسي در ايران، و آزادي و برابري است. پيشروي اين جنبش، تنها گامي در خلاصي تمام و کمال از بختکي بنام جمهوري اسلامي ايران است، بختکي که بيش از چهاردهه زندگي سه نسل از مردم در ايران را به تباهي کشيده است، با همه اندام ها، ارگانها، پوست و گوشت و استخوان و هر تک سلول آن!   برخلاف تفاسير تقليل گرايانه رسانه هاي بستر اصلي در خارج از ايران، که با انتشار هر خبري در مورد اين حرکت،  هزار بار بر"مسالمت آميز" بودن آن  (که چيزي جز حواله دادن مطالبات مردم به اصلاح تدريجي و اميد به قدرتي  از درون حاکميت نيست) تاکيد ميکنند، حرکتي آرام براي تغيير يک قانون و به اميد بخش "خوش خيم" حاکميت و قدرتي از درون آن نيست!  "دختران خيابان انقلاب" در اين حرکت وجه ديگر و پرقدرتي از جنبشي از اعماق جامعه که پرچم "اصلاح طلب اصول گرا ديگر تمام است ماجرا" را در سراسر ايران برافراشت و به مصاف همه جناح ها و نهادها و بنيادهاي جمهوري اسلامي آمده است، را نمايش ميدهند.


از همه مهمتر در اين ميان دست پاچگي ها، وقت خريدن ها، زيرآبي رفتن ها، ترهات و خزعبلات  مقامات و شخصت هاي اصلاح طلب و اصول گرا تماشايي است. آنهايي که حمايت ضمني رسانه هاي راست در خارج از کشور را هم همراه خود دارند! رسانه هايي که تلاش ميکنند با "مسالمت آميز"، "مدني" و"سفيد" خواندن تحرک "دختران خيابان انقلاب"، جامعه هشتاد ميليوني تشنه آزادي و برابري در  ايران را به "کرامات" و عقب نشيني هاي تدريجي اين طيف بي آينده در حکومت، اميدوار و در انتظار نگاه دارند. از نوع تلاش هاي اصلاح طلبانه آنها که قرار بود حجاب ابتدا از چادر و مقنعه به روسري و بعد کم کم سياه به خاکستري و به تدريج  سفيد و به همت زنان پهلواني چون خانم ها جلودار زاده و  ابتکار و رهنورد و در حمايت سرداران سلحشوري چون خاتمي  و موسوي و کروبي، که قادر نيستند خودشان را از حصر خارج کنند، عقب نشيني کند و نهايتا "اختياري" شود! يعني  سرانجام  طي چند دهه ديگر و امتحان انواع پروژه هاي “اصلاحات” و لگد مال شدن زندگي چند نسل ديگر از کودکان و نوجوانان، با فشار پايين و"مجاهدت" بالا، حجاب سرانجام به پارچه اي با رنگ نامريي يا “ترانسپرانت”  تبديل شود! و نهايتا با اين "خر مرد رند بازي" پرونده بي حقوقي زنان در ايران با پاياني خوش، بسته شود! سناريويي که تنها  و تنها به شرط کارکرد کامل نهادهاي امنيتي، اطلاعات، سپاه و زندان  و گرو گرفتن نان مردم، و اعمال حاکميت تمام و کمال جمهوري اسلامي، ميتواند،  نه به اجرا، که فرصت ابراز وجود پيدا کند. “دختران خيابان انقلاب” پاسخ پاپين به بالا، پاسخ محکومين به حاکميت است. به اين نشخوارهاي درون حکومتي و در صف دشمنان مردم، ربطي ندارد.  با اين وجود هنوز  تماشاي  “تلو تلو” و “سکندري” خوردن هاي طيف ملوني از اصلاح طلبان و اصول گرايان، خالي از لطف نيست. کساني که جملگي ميدانند در مواجهه با شورش گرسنگان، اعتراضات کارگري و دانشجويي و معلمان و امروز در رويارويي با “دختران خيابان انقلاب”، “ديگر تمام است ماجرا”!  از جمله تماشاي تحرکات کساني چون سهيلا جلودار زاده اصلاح طلب، که ضمن نجواي شرمگينانه و زيرلبي “الزام قانوني رعايت حجاب” با صداي بلند اعتراف به مقصر بودن مي  کند! خانم ميفرمايند که “مغذرتا” ايشان و طيف هم خانوادگي هايشان در حاکميت تازه متوجه شده اند که طي چهار دهه گذشته به مسائل بانوان توجه کافي نکرده اند!  يا زير آبي رفتن دادستان کل کشور، جناب محمد جغفر منتظري، تماشايي است که ميفرمايند اين يک حرکت جزيي و بچکانه، و تحريک از خارج است و هشتاد ميليون در ايران مخالف آن اند! از مطهري، نايب مجلس، بشنويد که به شيوه نجات با “سر زير برف کردن”  رو آورده است، ميفرمايند: اين حرکات اساسا “ هوا دادن چهار روسري در ممکلت بوده و مهم نبوده است”!  در همان حال پليس تهران اعلام ميکند که ۲۹ نفر از اين دختران را دستگير کرده است!  و خانم ستوده وکيل دادگستري هم اعتراض ميکند که چرا مجازات اين حرکات  در رديف مجازات هاي سنگيني چون سرقت مسلحانه است! اما آقاي عباس عبدي اصلاح طلب، فرصت براي ابراز وجود را مغتنم مي شمارد و “شجاعانه” اعلام ميکند اين حرکات اساسا به اين منظور صورت ميگيرد که اقايان در ميان خودشان متوجه شوند که باز کردن امکان بحث در مورد حجاب امروز مهم است! منظورشان اين است که با ايشان بيشتر مصاحبه شود و جناح مقابل بيشتر تحويل شان بگيرد!  خانم مشاور امور زنان در شهرداري تهران اما سنگ تمام ميگذارد و ميفرمايد که اين کارها “در شان زنان فرهيخته” نيست!   گرفتن عکسي از اين لانه مورچه گان که در آن اب افتاد است و هر عضو کلني سراسيمه به سويي ميرود، تماشايي است. نتيجه اينکه پابه پاي ميدياي رياکار دستگاهي کشورهاي غربي، همه خوشحالند که اين فعاليت ها  اولا“مسالمت آميز” است، ثانيا قرار نيست در خيابان و محل کار و ميدان عمل مستقيم مردم پا از اين فراتر بگذارد! بايد کنترل شود!  و مهمتر اينکه چشم به الطاف بخش هاي خوش خيم تر در حاکميت بدوزد،  “وگرنه ايران سوريه ميشود”! از جنس همان استدلال هايي که جمهوري اسلامي نوپا توانست هنگام به قدرت رسيدن در ايران، اعتراض زنان به حجاب و تعرض ارتجاع اسلامي به آنها را، تحت رياکاري و عوامفريبي پوپوليستي ضدامپرياليستي “ترس از کودتا آمريکا”، خفه کند!  اين حنا پس از چهار دهه چشيدن مزه تلخ و مهوع حاکميت اسلام در ايران، ديگر براي همان هشتاد ميليوني که برگرده شان سوار اند، ديگر رنگي ندارد.   معلوم نيست چرا براي پاسخ دادن به "چند نفر و زناني که در استخدام اجنبي هستند"،" در گوشه هايي از جغرافياي وسيع ايران چهار روسري هوا داده اند و مهم نيستند"، "ربطي به ۸۰ ميليون جمعيت ندارند"،  اعتراضشان "عملي کودکانه و مربوط به زنان نافرهيخته است"، و….پليس و زندان و جريمه و کننترل تويتر و فضاي مجازي و اظهارات مختلف بالاترين مقامات، دشمني با آمريکا و اسرائيل و معادلات خطرناک منطقه، موضوعيت پيدا ميکند؟ قدرت و نيرويي که در خاورميانه با عمليات نظامي “باد در غبغب مياندازد” و ادعاي حمايت هشتاد ميليون زن و مرد محجبه و طرفدار حجاب را دارد، اين همه در مقابل اين چهار روسري برباد داده شده، ضعيف و ناتوان است!   اين چه نيرو و جنبشي است که چهار نفرشان که در گوشه اي کاري ميکنند، خواب از چشم همه مقامات از روساي مجلس و دادستاني کل کشور تا رئيس جمهور و مقام معظم رهبري مي ربايد؟ چرا اين تعداد براي آن قدرت نظامي منطقه، به آب  در لانه مورچگان تبديل ميشود؟ دروغ مي گويند! خودشان هم خوب ميدانند! سرشان را جلو مردم زير برف ميکنند اما خودشان مي دانند که ماجرا چيست و چه جنبشي و در چه قد و قامتي به مصاف شان آمده است!  ميدانند که چرا “اين بي مقدار ها” را دستگير ميکنند و جرايم سنگين برايشان تعيين کرده اند. قانون و پليس و دستگاه امر به معروف و بودجه تبليغات "ارزش هاي اسلامي" و انتظامات و .. همه زير لگد اين جنبش در حال خرد شدن است. اين “بي مقدار ها “ در کنار آن “بي سر و پاهايي”  که براي نان رفاه و آزادي از ديماه به ميدان آمده اند، خواب را بر چشم همگي شان خراب کرده اند.    جمهوري اسلامي ايران بر دو رکن، اسلاميت که تعرض به زنان که سمبل آن حجاب بود و هست، با تحميل يک آپارتايد جنبسي تمام عيار، و با فريبکاري و عوامفريبي پوپوليستي ضدامپرياليستي “حکومت مستظعفان” به قدرت رسيد. تا انقلابي را که رنگ غليظ چپ و کارگري داشت،  را به شکست بکشاند.  تا تعرض طبقه کارگر و جنبش سوسياليستي به بنيادهاي نظام سرمايه، که شاه قادر به نجات و حفظ آن نبود، را سرکوب و خفه و نهايتا انقلاب را به شکست بکشاند! ارتجاع جديد، با اين دو ستون اسلاميت و مستضعف پناهي، به قدرت رسيد و  چهار دهه در قدرت ماند! امروز و ديماه امسال اين دو صف، دو دشمن اصلي جمهوري اسلامي ايران، با قامتي روشن به ميدان آمده است.

جنبش ضد اسلامي برابري زن و مرد! که ضديت با ححاب پرچم و سمبل آن، ضديت با آپارتايد جنبسي و نابرابري زن و مرد و کوتاه شدن دست اسلام از زندگي مردم و اسلام زدايي از جامعه محتواي آن است براي احقاق حقوق نيمي از شهروندان جامعه و براي دفاع از حرمت انساني مردم، به ميدان آمده است.

اعتراض به ححاب و پرت کردن ححاب، پرچم اين صف است. صف ديگر، صف گرسنگان، طبقه کارگر، کارکنان، دانشجويان، محرومين و مردمي است که قرباني يکي از مخرب ترين اشکال سرمايه داري در ايران اند! فقر و فحشا و تن فروشي و کليه فروشي و گورخوابي و بيکاري و طبقه کارگري که به بيگاري کشيده شده و اعضا خانواده اش در تنگناي بي افقي آينده اي با حداقلي از تامين پرس ميشود، ستون ديگر دشمن اصلي نظام است.

دو صف اصلي سرنگوني جمهوري اسلامي، طبقه کارگر معترض و متوقع! محرومين معترض و متوقع! زنان بپاخاسته براي تحميل برابري شان، آينده اي اميدوار کننده و روشني را در مقابل سرنگوني جمهوري اسلامي ايران ميگذارد.

بايد به پيشواز آن رفت.    “دختران خيابان انقلاب” حرکتي براي تغيير اين و آن قانون يا تحميل اين و آن" گفتمان" به حاکميت، نيست! تبليغات امثال بي بي سي و اصلاح طلبان “خوش خيم” براي مهار ان در چارچوب قانون و نظام و سيستم، سطحي تر از ان است که خود شان به آن بارو کنند. مي دانند داستان اين چهار روسري و آن تظاهرات هاي سراسري و اعتراضات در جريان در ميان طبقه کارگر و در ميان محرمين، بر سر مرخص کردن تمام و کمال جمهوري اسلامي ايران است.

ثريا شهابي
برگرفته از پیشوند دات کام

بازدید کننده گرامی، مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود. برای پیشگیری از اشاعه واژه های غلط که امروزه در اینترنت متداول شده است خواهشمندیم اگر با املای نادرست واژه ای در این مطلب روبرو می شوید آنرا به ایمیل نهاد مردمی اعلام فرمائید.

 

سرزمینمان ایران

nasirolmolk.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image2.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید