عده‌ای در «آپوزیسیونِ» جمهوری اسلامی بست نشسته‌اند و کاسهٔ چه‌کنم دست گرفته‌اند که رژیم کی جنگ را شروع می‌کند؟ به آنها که از قافله عقب افتاده‌اند باید گفت که این رژیم از بدو به وجود آمدنش مشغول جنگ با تمام دنیا بوده. جنگ اول را خمینی به خاطر مسائل شخصی خود با صدام شروع کرد که بابتش بالای یک میلیون نفر کشته شدند و خیل عظیمی از جوانان آسیب دیده و اعضای بدن خود را از دست دادند. رژیم اقتصاد نیمه‌مدرن ایران را از هم پاشاند و میلیاردها دلار سرمایه ملی را هدر داد. به موازات آن جنگ داخلی را با گروه‌ها و سازمان‌های معارض پی گرفت و عده کثیری از مخالفان خود را کشت یا فراری داد.


در همین زمان رژیم برای «صدور انقلاب» و اِعمال اهداف ایدئولوژیک خود کم کم شروع به بمب‌گذاری در خاورمیانه کرد، و این بار قبله جنگی خود را به سمت مکه و اورشلیم تغییر داد. سپاه پاسداران و سپس نیروی قدس را به وجود آورد. به همین دلیل در جنگ آمریکا با عراق تا آنجایی که توانست به بعثی‌ها کمک کرد تا کامیون‌ها و تانک‌ها و سربازان آمریکایی را از بین ببرند و از این راه کنترل خود را در کربلا و جنوب عراق تضمین کرد. در ساحل مدیترانه و لبنان حزب‌الله را از شمال و فتح و حماس و جهاد را از جنوب به جان اسرائیل انداخت و هزینه موشک و اسلحه‌شان را از کیسه مردم ایران پرداخت. سپس برای لبنانی‌ها و فلسطینی‌ها شروع به ساختن مسجد و پارک و ساختمان کرد.
بعد از آن برای حمله گازانبری به عربستان و محاصره آن به سراغ بحرین و یمن رفت تا قدرت شیعه را در آن دو کشور بیشتر نماید. بعد از آن به کمک اسد رفت و به قدری با مخالفان آزادی‌خواه سوریه جنگید و آنها را تضعیف کرد و نگذاشت حکومت را از اسد بگیرند تا گروه‌های دیگر با ایدئولوژی مذهبی افراطی شانس گرفتن قدرت در سوریه را دیدند و وارد جنگ شدند و این نوع جنگ‌ها باعث ویرانی بسیار در آن منطقه شد. اسد و رژیم ایران مسئول کشتن حداقل یک میلیون نفر و آوارگی میلیون‌ها نفر در سوریه شدند.
و این رژیم فقط به این جنایات کفایت نکرد. برای جمع‌آوری لشکر و قدرت بیشتر در شرق ایران یعنی افغانستان و پاکستان سرمایه‌گذاری کرد. طالبان را تجهیز کرد، و در ضمن لشکر پانزده‌هزارنفری فاطمیون را از افغان‌ها و پاکستانی‌های رادیکال به وجود آورد. و همچنین مراکز تمرین‌های جنگی را در شهرهای مشهد، زاهدان، کرمان و تهران برای افغان‌ها و پاکستانی‌ها احداث کرد. اکنون در «جامعة المصطفی» که تحت نظر مستقیم خامنه‌ای اداره می‌شود آخوندهای افغان تعلیم می‌بینند و تمام مخارج آن را در ایران و افغانستان خامنه‌ای از کیسه مردم ایران می‌دهد. برای اینکه میزان نفوذ رژیم در افغانستان روشن شود بد نیست بدانیم قریب یک سوم نمایندگان مجلس افغانستان فارغ‌التحصیل این «دانشگاه» می‌باشند.
با این تفاصیل، هنگامی که مخالفان رژیم در فضای مجازی گفتگو می‌کنند و می‌پرسند این رژیم چه وقت جنگ را آغاز خواهد کرد، آیا این همه جنگ‌های پی در پی در کشورهای همسایه و کشتار و ویرانی در آنها را نمی‌بینند؟ یا اینکه این رژیم هر قدر آدم در کشورهای دیگر بکشد مساله‌ای نیست و جنگ حساب نمی‌شود، اما اگر وقتی یک ترقه‌ای در ایران در شود دیگر برای آپوزیسیون قابل تحمل نخواهد بود؟ و باد به غبغب می‌اندازند که ما هرگز اجازه نمی‌دهیم کسی به میهن تجاوز کند. آیا این افراد تا به حال هیچ از خود پرسیده‌اند که چرا این رژیم دست از جنگ‌افروزی برنمی‌دارد وقتی که هزینه جانی و مالی‌اش را مردم ایران و منطقه می‌دهند؟ آنهایی که مدعی‌اند اجازه نخواهند داد کسی به ایران تجاوز کند با کدام زور و ابزار می‌خواهند این کار را بکنند؟ یا شاید این حرف‌ها را می‌زنند فقط برای اینکه نشان دهند از بقیه «میهن‌پرست» تر هستند.
یادمان نرفته که وقتی در سال ۵۷ در خیابان‌های تهران شورش و بلوا بود مردمی که درِ خانه‌های خود ایستاده بودند و نگاه می‌کردند مهمترین حرف‌شان این بود که «در این میان چند تن به زبان عربی حرف می‌زنند، پس حرکت ما شکست خورده!» آنهایی که آن زمان وسط تحرکات در ایران عربی حرف می‌زدند فقط یاسر عرفات و چند نفر فلسطینی بودند. حالا را چه بگوییم؟ که رژیم آخوندی اعراب بسیاری را به زیر نگین خود درآورده و از آنها حزب‌الله و حماس و جهاد و فاطمیون و حشد شعبی و غیره و ذلک ساخته و به دستِ آنها سوریه و عراق و لبنان و باقی خاورمیانه را به آتش جنگ کشانده؟ کردها را به رهبری قاسم سلیمانی در عراق می‌کوبد، و بعید نبود که اگر کردها از در صلح درنمی‌آمدند تمام کردستان عراق به دست‌شان ویران می‌شد. اکنون هم که رژیم رسما اعلام می‌کند به شمال آفریقا خواهد رفت.
سوال اینجاست که با وجود این نیروهای مخربی که رژیم ساخته، آیا تنها خبررسانی کردن و مدام تجزیه و تحلیل کردن چاره کار ماست؟ پس سازمان ساختن و سازماندهی کردن و حرکت کردن و گرفتن قدرت چه می‌شود؟ به نظر نگارنده هنگام آن رسیده که به خود آییم و بررسی کنیم چه داریم و چه نداریم و چگونه می‌توانیم از داشته‌های خود برای عبور از رژیم جهل و جنون استفاده کنیم، تا بلکه بتوانیم ایران و مردم آن را از این زندان چهل‌ساله نجات دهیم.
جاوید جوان

مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود

 

سرزمینمان ایران

jang.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image21.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید