اگر نیک بنگری، باین راز پی میبری که  "زیباترین،" پر بارترین معانی و مفاهیم از دهان دروغگویان، بویژه رهبران سیاسی و دینی، شنیده میشوند، از آنروی که خود را مالک بر "حقیقت " میدانند.

واقعیت آن است که ما تقریبا داریم به نیم قرن حکومت قدسی ولایت نزدیک میشویم. یعنی که نزدیک به نیم قرن از زمانی میگذرد که فریفته سخنان زیبا و پر معنایی ای شدیم که در آغاز انقلاب "اسلامی" بر زبان "امام" خمینی جاری گردیدو ما دروغهای بزرگ امام مقدس را "حقیقت " پنداشتیم. نه اینکه این خوشباوری در جامعه ما پدیده تازه ای است. خیر. ما نسل پس از نسل ناچار بوده ایم که با فریب زندگی کنیم و همچنان دروغهای بزرگ را حقیقت پنداریم. در غیر اینصورت باورهای  دینی نمیتوانستند پدیدار شوند و "توهم " گریبانمان را نمیگرفت.


در این راستا، اجازه که نظری به سخنان "شیرین" و زیبای آقای روحانی، رئیس جمهور کشور اسلامی که در پاسخ به حملات دانالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در سازمان بین الملل ایراد نمود، بیافکنیم. وی خاطر نشان کرد که:
 "
"سلاح های مرگبار صادراتی زیبا نیست صلح زیباست. ما ظلم را نمی‌پسندیم و از مظلوم دفاع می‌کنیم. ما تهدید نمی‌کنیم و تهدید را از جانب هیچ کس نمی‌پذیریم. ما زبان تهدید را بر نمی‌تابیم. ما حامی مذاکره‌ایم از موضع برابر و متقابل."

آیا میتوان این ادبیات را چیزی کمتر از درخشان و فریبنده، نامید؟ حجت الاسلام روحانی، از "صلح" و "مظلوم" خواهی، از اجتناب از "تهدید" و رهیافت "تعامل" چنان سخن گوید، گویی که بدانها ایمانی دارد در طراز ایمان فناناپذیر به یکتایی و یگانگی خداوند، الله. که بانان چنان عشق میورزد، گویی نه رئیس جمهور روحانی و نه رهبر معظم وی و نه هیچیک از امامان جمعه بر فراز منبر قدرت، در حالیکه لوله تفنگ رد در مشت خود میفشرند، نه هیچ کشوری از جمله اسرائیل را هرگز تهدید به نابودی کرده اند، نه  نظام اسلامی برهبری آیت الله ها و حجت الاسلام ها تشنه انتقامگیری از آنانند که امام سوم را در صحرای کربلا به هلاکت رساندند و نفت، بر آتشی که خود در منطقه بر پا کرده اند میریزند تا از مرقد "زینب" نوه پیامبر اسلام، دفاع کنند، نه هرگز سر بی گناهی روزانه بر سر دار میرود، نه فردی بجرم نوشیدن مشروب گریز از خفت و خواری زیر ضربات شلاق، روح از جسمش خروج یابد، نه کسی بجرم اعتراض به نتایج انتخابات به حصر کشیده شود، نه دهان دگر اندیشی را می بندند،  نه کسانی را که بدفاع از حق و حقوق برادران و خواهران هموطن برخاسته اند، به اسارت میکشند، نه زنان را با ابزار "ارشاد" اسلامی، تحقیر نموده به حقارت کشانده، مورد اهانت، اذیت و آزار قرار دهند. شاید اینجا چندان نیازی نیست که حقایق بیشمار دیگری را بر شمریم تا نشان دهیم که چگونه رئیس جمهور یک نظام دینی، نظامی که بر اصول  "اخلاق " بنا گردیده، حقایق را با لفاظی های زیبا وارونه میسازد.

از دست قضا، مقایسه مع الفارق نیست اگر نشان دهیم که دانالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا، برغم آنکه در شرایطی دیگر و بگونه ای زندگی میکند که نشستن در کاخ سفید در مقایسه با کاخ شخصی خویش ممکن است پس روی بشمار رود، دارای گفتمان و رفتاری ست بسی بسیار شبیه رفتار و گفتار  آیت الله ها و یا حجت اسلام های حاکم بر کشور ما. چه، آیت الله های مقدس، بیش از 38 سال است که بدروغگویی و وارونه ساختن حقایق اشتغال دارند. اگر دانالد ترامپ هنر وارونه ساختن حقایق را در معاملات مستغلات و بعدا در "ریالیتی" شوهای تلویزیونی آموخته است، در جامعه اسلامی حرفه و شغلی مقدس و در عین حال درآمد زاست که بیش از 300 سال است در انحصار قشری است که در حوزه های علمیه پرورش یافته اند. در این مدارس است که زیرو بم هنر وارونه سازی حقایق آموزش داده میشود.

جلوس ترامپ بر مسند ریاست جمهوری امریکا، ناقوس مرگ "حقیقت " را هم بصدا در آورد  و مرز دروغگویی و راستگویی، مرز کژی و کاستی، نافهمی و ابلهی را غیر قابل تشخیص نمود، ناقوسی که 38 سال پیش از این در کشور ایران بصدا در آمد، چه مصیبتی که ببار نیاورد. از عجایب تاریخ است که صدای شوم همان ناقوسی که جامعه ما را بسوی استبداد و سیاهی سوق داد در کشوری بصدا درآمده است که مهد "تمدن " است و پرچم "آزادی " را بدوش میکشد. دانالد ترامپ، نه تنها در عرصه داخلی، روزمرگی در سیاست و فرهنگ را دچار فرود و صعود های شدید ساخته است بلکه دست به هنجار شکنی زده تا گریز خود از قانون را بپوشاند. معلق ساختن برجام نیز اگرچه ازخوی انتقام ستانی ترامپ بر میخیزد، اما، در پاسخ به وعده های انتخاباتی ست که باجرا در میآید تا شانه از زیر بار مسئولیت خالی، تصمیم نهایی را به کنگره امریکا واگذر و ضعف و ناتوانی خود را در "پاره " ساختن برجام و بقول او "شرم آورترین" توافقنامه ای که امریکا تا کنون امضا کرده است، در انظار طرفدارانش بپوشاند.  

دانالد ترامپ نیز مانند آیت الله های ما به فوت و فن و رمز و راز سیاست ورزی و قدرتمداری، ناشی ست و چندان وارد نیست، اگرچه او  خود را مثل ولی فقیه، عقل کامل میداند. این خود گنده بینی ترامپ، البته ناشی از موفقیتی بوده است که در انباشت سرمایه بدست آورده و توانسته است یکی از بزرگترین کمپانی های "عمرانی" را بنیان نهد. در نتیجه وقتی که بر پشت فرمان ماشین دولت وسیع و فراگیر فدرال آمریکا، در کاخ سفید می نشیند، بر آن تصور است که میتواند همان مهارتها، تجربه ها و دانشی که در بازار مستغلات ، بدست آورده است در عرصه سیاست بکار گیرد و به تعهدات انتخاباتی خود جامه عمل بپوشاند.

آیت الله های حاکم نیز مانند ترامپ از عرصه فقاهت به عرصه سیاست وارد شده اند. آنها نیز بر آن تصور بوده و هستند که آموزش "علوم" فقهی و یا آنچه علم "کافی" میخوانند، هر طلبه ای را برای حکمرانی بر جامعه، برای مدیریت نهادها و سازمانهای دولتی، از نهادهای اطلاعاتی و جاسوسی گرفته تا اقتصادی و فرهنگی بویژه در عرصه قضا و عدالت اجتماعی، آماده ساخته است. در نتیجه قشر روحانیت برهبری ولایت خود را شایسته ترین و داناترین افراد برای حکومت بر جامعه و نیز نجات بشریت از غرق شدن در منجلاب کفر و باطل، بشمار میآورند.

کارنامه هشت ماهه، دانالد ترامپ، بزرگترین "راستگوی" جهان نیز تا کنون چیزی جز بحران زایی نبوده است، آنهم با استفاده از ابزار رسانه های اجتماعی، از تویتر. وی موفق شده است که سیاست امریکا، کشوری که تاثیرآن بر گردش جهان انکار ناپذیر است، بچندین جمله تویتری هیجان برانگیز برخاسته از تهمت و تهدید و بی اعتبار ساختن این یا آن عضو کابینه خود، این یا آن سناتور و نماینده کنگره و از همه مهمتر حمله به مطبوعاتی که بآزادی سخن میگوید و قدرت را بنقد میکشد، تقلیل دهد و بدین ترتیب موازنه سه نیروی مستقل و منفک از یکدیگر را دچار نواسان و و لاجرم بروز نا آرامی در سطح جامعه میکند، گویی که نهادهای قانون اساسی برای خدمت بریاست جمهوری بنیاد گزارده شده اند.
 
 بدین لحاظ، بلحاظ بحران زایی، و در هم فرو ریختن مرز نهادهای جمهوری، ستیز و خصومت با آزادی مطبوعات و بوجود آوردن نا آرامی در سطح جامعه، ترامپ به خاک پای آیت الله های مقدس نمیرسد. اگر ترامپ مطبوعات آزاد را پیوسته خوار نموده و آنرا ماشین تولید "جعل " میخواند. رهبر معظم جمهوری اسلامی، آن دهانی را که به آزادی گشوده شود میدوزد و آن قلمی که به آزادی بنویسد، بشکند و در چشمان نویسنده فرو کند.

در خاتمه، اگر دانالد ترامپ، سرمایه داری که در چنگال توهم به تله افتاده، بر طبل ملی گرایی میکوبد و رویای بازگرداندن عظمت به امریکا – البته امریکای "سفید پوستان" را در سر می پروراند، در مدت بسی بسیار کوتاه، توانسته است موجب اضطراب و نگرانی در جهان، گردد، بویژه در کشوری که متولیان دین حاکم اند.

در کشور ما، کشوری که نماینده الله بر آن حاکم است و در پی رجعت به صحرای کربلا ست و ساختار آرمان شهر اسلامی ست، 38 سال است که بسوی تاریکی و سیاهی، انحطاط و تباهی پیش رفته است و سبب پسروی و تیره بختی خصومت های دینی و قومی در داخل گردیده و با صدور فتنه و خشونت به نا آرامی در سطح جهان دامن زده است.

این در حالی ست که مردم آمریکا میتوانند، در پایان 4 سال دانالد ترامپ را بدون خشونت از سریر قدرت پائین آورند، اما، مردم ایران، تحت حکومت الله، تنها در اطاعت و فرمانبری آزاداند و چندان برهایی از چنگال استبداد دین و قدرت امیدوار نیستند.


فیروز نجومی

Firoz Nodjomi
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
https://firoznodjomi.blogspot.com
www.rowshanai.org

مطالبی که در این تارنما منتشر می شوند ، در راستای آگاهی رسانی و باور و احترام به آزادی اندیشه و بازتاب آزاد آن است و لزوما بیانگر دیدگاه های نهاد مردمی نیست و همواره نویسندگان پاسخگو خواهند بود

 

سرزمینمان ایران

iran21.jpg

آرشیو سیمای نهاد مردمی

مبارزات مردمی

Image8.jpg

از فیس بوک نهاد دیدن کنید